| تقارن صلح و آلزایمر و دفاع ، یعنی تکرار تاریخ ! |
| ساعت ٢:٠۱ ق.ظ روز سهشنبه ٢ مهر ۱۳۸٧ |
|
بسم الله الرحمن الرحیم بدون خبری قبلی ، در آفلاینهای مسنجر با لینک مطلبی از آقای احمد نجمی مواجه شدم . با مراجعه به لینک ، به مطلبی به قلم ایشان در وبلاگشان در مورد دفاع مقدس و مکتوبات یک خاتم – که چند وقتیست نامش را – ( نه به نیکی ) زیاد می شنوم و میخوانم – پیرامون موضوع دفاع مقدس برخوردم . خواندن مقاله آقای نجمی نشان می داد ، حرفی ، با دستمایه و جوهره ای کاملا تکراری ، نخ نما و پوسیده ، با موضوع زیر سئوال بردن نوع رویکرد فرهنگی جمهوری اسلامی به موضوع دفاع مقدس ، مجددا از سوی همان کسانی که از آنها انتظار نوشتن این گونه مطالب از آنها می رود ، منتشر شده و البته این جانمایه ء مندرس و ملال آور از فرط تکرار ، با رونما و کلام ظاهری ای بازهم تکراری و ضعیف و لرزان ، همراه شده . پیش خود گفتم بد نیست به اصل مطلب نیز رجوعی کنم تا معلوم شود که چقدر نقد و تفسیر شیخ نجمی، با نص ، همراهی دارد. در وبلاگ این خانم ، دو مطلب اصلی مربوط به بحث وجود داشت. مطلب اول ، مطلبی بود که مورد نقد واقع شده بود و مطلب دوم ، نقد و جوابی بود ، بر نقدها و پاسخ ها... خواندن مطلب اول ، نشان می داد که احتمالا نویسنده سعی کرده است بدون ایجاد سروصدای اضافی ، از بحث انگیزترین بخشهای موضع خود ، براحتی با سکوت و عدم تکرار عبور کند و تیترش هم بیانگر همان است. هرچند در تیتر مطلب دوم ، حیله ای نهفته است که فریادی به بلندای یک پست وبلاگی را طلب می کند. اما این حیله ، در جای جای مطلب اول و دوم به وفور بکار رفته بود و آن ، چیزی نیست جز ایجاد ترکیبات سیاسی لفظی ، با کمک لفظ "اگر" . بعد از خواندن مطلب دوم ، بسراغ مطلب اصلی وی رفتم و البته تا نیمه ء کار ، متوجه کل ماجرای اصلی شدم . اما تلاش کردم و تا انتها رفتم و وا اسفا که ، کلامی را که می شود در سه خط بگوییم ، از ترس بار مسئولیت ، زیر خروارها اگر و اما و شاید پنهان کنیم ! . و در انتها در یافتم که این مطاوله ، آسیب ها و حیله هایی در دل داشته که شیخ نجمی هم آنها را ندیده و باید که بازگو شود.
جهاد دفاعی ، وظیفه ای شرعی است و پرهیز از آن ، نه تنها عدم انجام تکلیف ، بلکه حرام است . بروشنی جمهوری اسلامی در آوان پیروزی شکوهمند خود ، مورد هجمه ای بزرگ ، با برنامه ریزی ، چراغ سبز و حمایت همه جانبه کسانی قرار گرفت که همین امروز نیز جنگ افروزانی دیگر ، در شمال مرزهای ایران را برنامه ریزی ، هدایت و حمایت می کنند و البته که در هر حادثه ای ، فقط منافع خود را می طلبند. وای به حال آنکه حادثه را خود زاییده باشند. بر این اساس ، روشن است که انجام تکلیف ، آنهم تا شهادت ، مقدس است و هفته دفاع مقدس ، هفته ایست که در آن، بر هرچه مردانگی و رشادت و شهادت ، در راه انجام تکلیف است ، درود می فرستیم و آنچه کردیم را به خود و دشمنان همیشگی و قسم خورده ، یادآور می شویم و گذشته و حال خود را به مقایسه می نشینیم . پس ، بروشنی ، دفاع مقدس ، مقدس است چرا که در آن ، دو سر انجام تکلیف و حرکت بسمت احدی الحسنیین ، نهفته است. بر این اساس ، هفته دفاع مقدس ، هفته بزرگداشت آغاز انجام تکلیف است ، تکلیفی سخت ، با گرفتن جان در کف و نثار بهترین جانها و صبر بر مصائب ، به امر نایب ولی خدا و چشم داشتن ، فقط به یاری او ، که در این دفاع 10 ساله - نه هشتساله – از چندین کشور فقط اسیر گرفته شد، بگذریم از هدایت عملیاتی و اطلاعاتی و تجهیزات اعطایی و پولهای ارسالی و حمایتهای سیاسی و تبلیغاتی و روانی ، که باعث می شود ، رد بسیاری بیشتر را در میان آن معرکه بیابی که فیوز بمب شیمیایی از آن ور دنیا می آمد و تانکش از آن یکی طرف ! جزیره شان را در اختیارش گذاشتند در آن پایین و سلاحشان را برایش فرستادند از آن بالا ! از آن گوشه برایش موشک مخصوص فرستادند و از آن گوشه برایش تصاویر ماهواره ای ! دیده بودی، چهارگوشهء این دنیای پر تضاد ، بتواند در موضوعی ، بدین زیبایی متحد القول و متنق العمل شود ؟ پس خانم محترم ! هفته دفاع مقدس ، آغاز دفاع ما بود ، در مقابل جنگ دشمن . حالا شما کجایی هستید؟ ایرانی ، یا خارجی ؟ ایرانیهای تکلیف محور و مردم این دیار، در این هفته ، دفاع خود را جشن هم می گیرند . اما نه جشن با جاز و رقص و شراب. بلکه با ندای جنجره و جلسات شب خاطره و یاد یاران رشید عامل به تکلیف ، که به بزم اشک و باور بدل می شود. هرچند ای بسا این گونه مجالس که با قراردادهای میلیونی ، کنتراتی ، به آدمهایی با همین طرز فکر ، برای اجرا وانهاده شد که با راک و جاز و طبل - و بقول مادرم ، دامبالی دوسَک ! - ، آن را برگزار کردند ! از نظر شما ، جشن عمل به تکلیف ، بد است ؟ چرا صریح نمی گویید ؟ اگر ، و فقط اگر ، برای کسی ، از دفاع ، کسی حتی کلمه ای ، نگفته که در خاطرش ، محور ذهنش باشد، اگر و فقط اگر ، برای کسی ، از رشادت و پیروزی و شهامت و عطر شهادت و شوق وصال در اثر عمل به تکلیف و رضایت پرودگار چیزی نگفته اند و اگر و فقط اگر ، کسی از دفاع مقدس ، فقط جنگ دشمن را می بیند و در ذهن و قلمش، اثری از دفاع خودی ، در مقابل جنگ دشمن نمانده ، بد نیست ، صریح باشد. بگوید. تا برایش بگویند. نه آنکه همه را چون خود پندارد و پندارهای خود را بر دیگران بار کند.
کسی که ، از کل رزمندگان و جانبازان و آزادگان ، فقط دستش به آنکس رسیده که به خاطر حق کشی های آنان که دفاع مقدس را جنگی بیش نمی دانند و البته می گویند ، بروید اجرتان را از همان بگیرید که به دستور او به میدان رفتید ! کنار خیابان بوده – یا نبوده – و اما اگر یکی از همین رزمنده ها که او می گوید، استاد دانشگاه شد ، معلم شد ، مدیر شد ، قاضی شد و یا رئیس جمهور ، باید که تا کمر ، زیر تهمت و فحش سوء استفاده از دفاع مقدس برود و نکند که فرهنگ دفاع مقدس را از میدان تاریخی دفاع مقدس بیرون بکشد که آنگاه ، پمبه می کند هرآنچه که رشته اند ، از باب حلیت حرامهای خدا و حرمت حلالهای خدا ! و نکند که یادمان برود که آنان که رزمندگان را تحقیر کردند و خوار خواستند و ذلیل آرزو کردند ، همانهایی اند که دفاع مقدس را حرکتی حیوانی نامیده و دامان خود را منزه و وارسته از میدان دفاع از ملت ایران اعلام کردند !
چگونه این مفالطه ء آشکار ، شکل گرفته ؟ آیا غیر از این است که در بهترین حالت ، می توان گفت که ذهن گوینده ء این کلام ، انباشته از ترس و ضعف و ذبونی و فرار و مخفی شدن و جیغ و فریاد و دمپایی های در حال چرخ خوردن در هوا و شیشه های چسب خورده و آزیر است ، تا صحنه های اعزام و رزمندگان در حال حرکت به اطاعت از امر ولی ، و با هدایت مادران و پدران و همسران و خواهران عاشقشان ، و صحنه های شهادت ، برای او صحنه مرگ و میر است و نه صحنه حیات و جاودانگی ، که خداوند فرمود آنها که در راه خدا شهید شدند را مرده نپندارید ، و یا صحنه های مواج از شادی و شعف ناشی از پیروزی ها و فتوحات دفاعی و شیرینی کام ملت بپاس تدبیر مدیران دفاعی و رشادت مدافعان حریم الهی ؟ ای عجبا که با عینک دودی ، میخواهید تصویر رنگی هم ببینید!! بیایید و عینگ های پر از دوده را از چشم بر دارید ، زدن عینک رنگی پیش کش که آنهم تکرنگ است و فرقی با دود و دوده ندارد ! کسی که نداند ، بداند که این تاریخ ،زمان شروع دفاع است که عزیز است ، نه جنگ .
و در نهایت ، پیرامون پی نوشت :
پی نوشت : آن حیله ء اگر ها و اما ها را که گفتم . حالا می توانید بهتر در تیتر مطلب دوم ، بیابید. دقت کنید. اگر. اگر. اگر. در متن هم می توانید آن را تعقیب کنید.
کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،کلمات کلیدی: تاریخ انقلاب ،کلمات کلیدی: استحاله از درون ،کلمات کلیدی: دفاع مقدس
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |
| نویسنده وبلاگ |
|
|
| پیامک بلاگ |
|
|
| فید منتخب من |
|
|
اولین مطلب ، تقریبا در تکرار کلام همه معتقدین به ارزشهای دفاع مقدس است . این کلام را باید سر سر امثال این خانم و آن غضنفر پلخمونی خارج نشین فراری فریاد کرد که
برای کسی که ، زمانی به قافلهء شناخت این ماجرای بزرگ پیوسته ، که هم طیفان فکری او ، در حال تخطئه شیرمردان آن روزگارند و
نیاید و بعد هم ادعای کتک خوردن کرد ، برای کسی که آنزمان به دفاع مقدس نگریسته که به مصلحت سیاست جدا شده از دین ، چنین تصمیم گرفته اند که آن را به زیر سئوال ببرند ، همانگونه که زمانی که همین دفاع در جریان بود ، هم طیفان ایشان در
بر چنین کسی ، که وقتی زیر و رو می کنی و وامیکاوی ، می بینی که دردش ، همان درد بسیاری دیگر از همین طیف است و آن ،
نان که از دفاع بازگشتند ، یا جانباز است و یا آزاده و یا رزمنده ، نه بازمانده . مگر اتوبوس چپ کرده ، یا سیل و زلزله آمده که بازماندگی در کار باشد.
این خانم ، فکر می کند در خطا نیست ؟ آنهنگام که مستندات 
کسی که نداند ، پیروزی ما ، در انجام کامل دفاع ، با محکومیت متجاوز حاصل شد و این تفکر همه رزمندگان است و آنقدر گوینده و فاکری بدین سان را نبیند ، که بگوید
ربط آلزایمر ، به هفته دفاع مقدس ، همین فراموشی عجیبی است که بی شباهت به آلزایمر نیست و گریبان جریانی را گرفته است. جریانی که کارنامه عمل خود در دوران دهسال - نه هشتسال- دفاع مقدس را به خوردکن ها انداخته
