الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

کدام شیعه ایم ،‌کدام سنی؟
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: استحاله از درون ،لابی قدرت و ثروت ،جریان دوم خرداد ،تفاوتهای عقیدتی

بسم الله .

بشدت در فکرم که پیشنهاد فعال شدن بخش عربی مجمع وبلاگ نویسان مسلمان را به شورای مرکزی ارائه بدهم.

از سوی دیگر بشدت بدنبال ارائه پیشنهاد راه اندازی سایت اینترنت نقدی متمرکز فعالیتهای سازمان صداسیمای جمهوری اسلامی در قالب مجمع وبلاگ نویسان مسلمان هستم .

اما در این اثناء ، جدیدا به محاسبه ء منطقی و ساده ای رسیده ام .

مدتی بود به موضوع وهابیت توجه داشتم و مطالعاتی را هم انجام دادم . خصوصا روی موضوع ادعاهای وهابیت علیه شیعه. مطالعه کردم و دیدم که اثبات صحت شکل مناسک - روش انجام عبادات - شیعه به هر فرد اهل تسنن ، ‌از اثبات متساوی الاضلاع بودن یک مثلث هم ساده تر است. چون شیعه براحتی نشان می دهد که دقیقا به سنت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و صحبه المنتجبین ) عمل می کند و به سنت فرد دیگری کاری ندارد...


چند وقت پیش هم ، مقاله ای از حاج فرج دباغ - نام اصلی عبدالکریم سروش - خواندم که در آن گفته بود اولا : اهل سنت جمهور مسلمانانند - و لابد خبر دارید که جمهور یعنی عموم جامعه و از نظر جماعت همفکر آقای سروش ، حق با اکثریت است . - و ثانیا: ادعا کرده بود که شیعه - نمی گوید فلان مرجع ،‌ یا مثلا امام خمینی (ره) یا حضرت آیت الله مصباح یزدی و امثالهم ، می گوید شیعه ! - آنقدر امامت را بزرگ کرده که نبوت را به سایه برده و با ادعای ارتباط میان امام معصوم و مقام ربوبی ،‌ خاتمیت را زیر سئوال برده . بد نیست بدانید این مقاله ، پیاده شده ء یک سخنرانی اخیر وی در لندن بود.

حالا الان کاری به ردیه ء‌این مطلب ندارم که حضرت آیت الله سبحانی زحمت آن را کشیده است و الحق که حق کلام را فقیه عالقیدر بجا آورده است.

میخواهم بگویم ،‌این دو موضوع را با هم ترکیب کنید و بعد ،‌ به یک حقیقت جالب ،‌دست پیدا کنید . میخواهید کمی راهنماییتان کنم ؟

راهنمایی : چند سال پیش ، در کشوری همین نزدیکیها ، فردی روحانی با عمامه ء ‌مشکی ، در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوریش، ‌به مناطقی از آن کشور که بیشتر ساکنین آن را دوستان اهل تسنن تشکیل می دهند رفت و گفت : ما از جمله ء من کنت مولاه معنای ولوی برداشت نمی کنیم . نتبجه آن شد که رهبر اهل تسنن آن کشور فتوا به وجوب رای دادن اهل تسنن مسلمانان ،‌ در آن کشور ، به آن آقا شد...

ما بعد الراهنمایی :)) .

من فکر می کنم اگر شروع کنید و سعی کنید که با یک دوست اهل تسنن - که هرچه آگاهتر و منطقی تر باشد بهتر است - مشکلات بین شیعه و سنی را بخواهید حل کنید ، بنظر من ساده ترین قسمت ، بخش مناسک است. یعنی اثبات صحت اعمال شیعه. مثلا استفاده از مهر ، نحوه ء‌وضو گرفتن ، شکل نماز خواندن ، نمی دانم روش اذان گفتن ، شکل فلان عمل و روش بهمان عمل .

خب.

بعد از پایان این موضوع ساده و سهل ، که بنظر من اصلا یک روز هم طول نمی کشد ، با چه چیزی روبرو هستیم ؟

ما با یک دوست اهل تسنن ،‌که از نظر اجرای تمام مناسک عبادی ،‌دقیقا منطبق بر شیعه عمل می کند مواجه می شویم . حال ، لطفا بمن بگویید ،‌ چه فرقی میان ما و او باقی مانده ؟

جواب را نمی گویم .

این فرق ،‌همان فرق ما و دوستان دوم خردادی مان است که ادعای شیعگی دارند. مانند ما وضو می گیرند. نماز میخوانند ، روزه می گیرند  و احکام را بجا می آورند. البته موضوع تقلید هم می ماند. چون عمده آنها هم مانند اهل تسنن اعتقادی به بحث مرجع تقلید ندارند.

این فرق را بیابید.

بنظرم ،

یک دعوای خانگی

اما تاریخی

در میان مسلمانان

به امروز کشیده شده

که اگر نپاییم

خوارج ،

فرق علی را بین محراب خواهند شکافت!

...

پی نوشت : من این رفتارها را تکراری می دانم. هم تکرار در معاصر و هم تکرار در تاریخ . حتما بخوانید.


 
 
 
تبلیغ ویـژه