الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

دو ثانیه دیگر کتفم را از جا می کند
ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تاریخ انقلاب ،ضد انقلاب ایرانی ،حسین درخشان ،لابی قدرت و ثروت

خوب.

حالا که جناب کچل کبیر به کشور آمده و کسی هم حال برخورد با وی را ندارد ،‌به این ذهنیت افتاده ام که شاید واقعا آن پشت مشت ها ، یک حال اساسی از او گرفته اند که حالا می تواند ول بگردد.

آمد نمایشگاه و آوردنش بسمت من . من را بهش معرفی کردند. چنان شوکه و ذوق زده و شاید هیجان زده شد که وقتی با من دست داد از بس محکم و تند تند بالا و پایین می کرد که اگر چند ثانیه بیشتر دست من در دستش بود کتف من را از جا می کند.

واقعا این آقا چی دارد ؟ من یک کلمه از حرفهایم برنگشته ام . اما وقتی حضوری می بینمش ،‌بیشتر تعجب می کنم که آدمی به این تهی دستی ،‌ چرا اینقدر تلاش می کند که دیده شود؟

این دیده شدن چیست که او اینقدر آن را دوست دارد ؟

به او و امثالش می گویم ، شماها که هیچی . شرّی به بزرگی ابراهیم یزدی دبیرکل گروهک منحله نهضت باصطلاح آزادی هم ایران آمد و نتوانست به برکت خون شهدا هیچ غلطی برای دشمن خدا انجام بدهد. حالا شماها شرّی کوچکتر باشید یا بزرگتر ، معیارهای خداوند متعال دوگانه نیست...


از اینجا به بعد حرفم با منتسبین به نیروهای مذهبی و حزب اللهی - امثال خودم - است.

ببینید ...

تابحال از کسی شنیده یا درجایی خوانده اید که مثلا خداوند متعال گفته باشد آهای مسلمانها ! آهای حزب اللهی ها ! حواستان جمع باشد ، اگر یک موقع دشمن شما قوی باشد و زیاد زور بزند ، من برنامه ام در دفاع از حق را عوض می کنم ها ! ؟

خیر. چنین چیزی نیست.

روشن است که البته در این دنیا هرکس تلاش کند خداوند نتیجه تلاش او را به او می دهد. یعنی مثلا حالا اگر یک دانشمندی ،‌یهودی بود ،‌نمی تواند فلان ترکیب مکانیکی را خوب از کار در بیاورد و نمی تواند میرکاوا بسازد ؟  نه . روشن است که ترتیبات طبیعی ععالم دست نمی خورند. اما چنین فردی از ترتیبات روحانی عالمی بی بهره و حض خواهد بود.

اما می خواهم بگویم ،‌تحرکات و قدرت دشمن و میزان دست و پا زدنش ،‌آن عوامل موثر در متغیر های خدا نیستند. حواسمان باشد. کسی در کار خدا نباید فضولی کند. اما لا اقل باید حواسمان باشد که خداوند متعال به انسانها چهارچوبهای عمل خود را گفته است و قرآن برای آن آمده که انسان خدا و خود را و تکالیف خود را بشناسد. اگر قران کتاب خدا شناسی است که هست ، باید بدانیم که خداوند در آن چهارچوبهای کلی تعامل خود با بندگان خودش را مشخص کرده است. یعنی در واقع فرمول های عمل خدا در موضوعات مختلف توسط خود حضرت حق مشخص شده است.

حالا این که چه کانستنت هاییی به واریابلاهای این فرمول تزریق شود ، این بحث دیگری است.

من میخواهم بگویم اصولا قدرت و بزرگی دشمن ،‌در فرمول تعیین حمایت یا عدم حمایت خدا از یک جمع مومن ، - به زعم من - وجود ندارد. خداوند متعال نگاه نمی کند که فلان قدرت شیطانی حالا ۲۰ تا تانک دارد یا ۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تا !‌

خداوند متعال ، در این جا - به زعم من - عملکرد خود آن جامعه ی مومنانه را ارزیابی می کند. اگر در این جامعه ،‌انجام تکلیف هدف باشد. اگر در این جامعه کبر و خودژسندی و عبور از معیارهای الهی نباشد . اگر در این جامعه رضایت حق بر هرچیزی اولویت داشته باشد و در یک جمله اگر در این جامعه صفات رذیله کم و صفات حمیده زیاد باشد بروشنی حمایت خدا بر آن جامعه است.

این حکم کلی است که فکر می کنم خداوند بر جامعه انسانی روا می دارد. البته این حکم گاه در صورت - و نه در باطن - استثنائاتی دارد. مثل حکم شهید. خدا او را در خون می خواهد ،‌نه اینکه او را شکست خورده می خواهد. از دیدگاه الهی و دینی ،‌شهید یعنی انسانی که به پیروزی نهایی در میدان خیر و شر دست یافته . نه فردی شکست خورده . آن هنگامی که خداوند متعال بنده ای را به حال خودش وابگذارد ، زمان شکست او فرا می رسد.

.

.

.

حالا چی میخوام نتیجه بگیرم برای امروز و این دوره و این زمان ؟

میخوام بگم بابا ! الکی نگران این نباشین که حالا اینا هزارتا بلندگوی تبلیغاتی و بودجه های حرام کاخ سفید و اینا رو دارند. حالا نگران نامردی هایشان نشوید که نان و آب مردم را به گروگان گرفته اند تا عدالتخواهی زمین بخورد . آنچه که باید نگران آن بود - و البته نگرانی نمیخواهد . تلاش می خواهد - این است که ما چقدر به تکالیفمان عمل می کنیم و چگونه عمل می کنیم .

مهم این است که ما برای رفع مشکلات مادی و معنوی مردم چقدر تلاش می کنیم و آیا در این تلاش حتی شدید ،‌نیت ما خالص و محض رضای خدا هست یا نیست.

ببینید ... اصولا فرصت خدمت ، خودش یک برکت و نعمت است. روشن است و همه می دانیم که خدا نعمت را به چه کسی می دهد. اولا به کسی می دهد که لیاقت ابتدایی را داشته باشد و دوما به کسی می دهد که شکر نعمت را بکند و کفران نعمت را نکند. یکی از مولفه های شکر نعمت ، خوب استفاده کردن از آن و هدر ندادن آن است.

پس :

قدر زمان و مکان و خود را بدانیم .

باید که خدمت کنیم و فقط بخاطر خدا. اصلا هم مهم نیست که سراخر در دنیا چه بشود. این دنیا هیچ چیز نیست جز یک مدرسه بزرگ که باید در آخر یک کارنامه از آن بگیریم . حالا باید ببینیم نمره ی ما در این مدرسه ی بزرگ چند می شود ؟ اینجا را فقط برای امتحان و نمره ساخته اند. نگران هیچ چیز نباید باشیم جز نگران این بزرگترین دشمنمان که در درون سینه های همه مان جای گرفته . نفس. این بزرگترین دشمن انسان که در میان سینه اش قرار گرفته و از آمریکا و اسرائیل هم بیشتر با او دشمن است.

اگر این دشمن درونی شکست بخورد ، در دم ، دشمن بیرون مهندم می شود.

آقا یا علی.

 


 
 
 
تبلیغ ویـژه