الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

کاخ سفید و رفرمیست های ایرانی . دوست یا دشمن ؟
ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: آمریکا ،استحاله از درون ،لابی قدرت و ثروت ،روابط خارجی

سمه تعالی

کاخ سفید و رفرمیست های ایرانی  . دوست یا دشمن ؟

ابوذر منتظرالقائم

...ما در منطقه امید زیادی به اصلاح طلبان و فعالان حقوق بشر داریم. ما از اصلاح طلبان، فعالان حقوق بشر، ناراضیان سیاسی، در سراسر منطقه حمایت می کنیم و با آنها همراهیم...

جرچ واکر بوش – رئیس جمهور آمریکا
سخنرانی در مرکز بروکینگز


بوش ، در آخرین سخنرانی خود در مرکز بروکینگز ، پاسخ مهمی به سئوالی مهم داد. وی در سخنرانی خود در این مرکز ، با حمله مجدد به احمدی نژاد و سیاستهای وی در داخل و خارج از ایران و تمجید مکرر از افرادی که وی آنان را فعالان حقوق بشر ، ناراضیان سیاسی و اصلاح طلبان معرفی کرد ، خط مشی سیاسی 8 سال ریاست جمهوری گذشته خود را بطور خلاصه بیان نمود.

وی در بخشی دیگر از این نطق تاریخی خود ، بصراحت از توافق میان دولت وی و دولت رفرمیست ایرانی برای توقف غنی سازی پرده برداشته و می گوید : ما قبل از آنکه احمدی نژاد بر سر کار بیاید، داشتیم به نتایج دلگرم کننده ای درخصوص موضوع هسته ای ایران می رسیدیم، چون آنها با توقف غنی سازی موافقت کرده بودند. متأسفانه پس از انتخاب رئیس جمهور احمدی نژاد، ایران مسیر برعکسی را برگزید و اعلام کرد بار دیگر به غنی سازی دست می زند.

این اولین بار نیست که مسئولان سیاسی و امنیتی کاخ سفید با ادبیاتی بی پرده و با شوق و ذوقی وافر ، به حمایت از رفرمیست های خاورمیانه و خصوصا ایران دست می زنند. بوش چند ماه پیش نیز همین رفتار خود را تکرار کرده بود. وی در آغاز سفری خاورمیانه ای خود با موضوع "مهار ایران" ، روز 5 ژانویه 2008 در نطقی رادیویی این چنین می گوید : "ما از دموکرات ها واصلاح طلبان از بیروت و بغداد تا دمشق و تهران حمایت خواهیم کرد و در کنار آنها خواهیم ایستاد."

رهبر معظم انقلاب اسلامی قوی ترین و افشاگرانه ترین موضعگیری را در قبال این ابراز شوق و علاقه کاخ سفید به عناصر رفرمیست و دوم خردادی در ایران نشان می دهند. پس از این نطق رادیویی، رهبر انقلاب طی سخنانی در جمع مردم قم به مناسبت 19 دی در واکنش به این سخنان بوش اعلام کردند: "هم مردم و هم آن دسته ای که رئیس جمهور امریکا از آن اعلام حمایت کرده است باید فکر کنند که چرا امریکا می خواهد از آن دسته حمایت کند و از آن دسته چه نقصی داشته که امریکا را به فکر حمایت از آن انداخته است. حمایت امریکا از هرکسی در ایران یک ننگ است. گروه ها و افراد سیاسی علاوه بر متمایز کردن مرز خود با دشمن، باید مرز خود را با مزدوران، نوکران و افرادی که در خدمت دشمن هستند نیز مشخص کنند."

ما در این فرصت قصد داریم تا به سئوالی محوری در این زمینه پاسخ دهیم :

آیا بوش قصد حمایت از عناصر رفرمیست ایرانی دارد ، یا اینکه مطابق ادعای این عناصر به قصد تخریب آنها وارد چنین عرصه ای شده است ؟


برای استخراج پاسخ این سئوال ، انجام چند بررسی و مطالعه ضرورت دارد . از جمله اینکه بایستی کلیه موضعگیری ها و پارادایم های کلان سیاسی منتشره از رفرمیست های ایرانی و مقامات سیاسی و امنیتی کاخ سفید احصاء شده و محورهای اصلی آن استخراج شود و پس از آن ، میان این محورها مقایسه ای تطبیقی صورت پذیرد تا مشخص شود که آیا میان اهداف و برنامه های سیاسی مد نظر این احزاب و جریانات سیاسی در داخل ایران و اهداف و برنامه های کاخ سفید کوچکترین فاصله ای وجود دارد و یا خیر .

همچنین ضرورت دارد تا نیازها و شرایط امروز صحنه سیاسی داخلی و بین الملل با محوریت موضوع ایران مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص شود که در حالکیه این موضعگیری وی بطور کاملا منطقی عناصر رفرمیست را از سوی نیروهای مذهبی و معتقد به انقلاب اسلامی و استکبار ستیز بطور کامل با چالش دچار می کند ، این عمل چرا و با چه تحلیلی از سوی بوش صورت گرفته است ؟

برای انجام بررسی اول ، در ادامه به فهرست نمودن محورهای برنامه ها و خطوط مشی سیاسی احزاب رفرمیست داخل کشور می پردازیم و در کنار آن ، در صورتیکه این محورها عینا مورد قبول کاخ سفید بوده و جزو موضعگیری های علنی کاخ سفید است ، آن را مشخص می کنیم :

 

ردیف

محور های سیاسی مد نظر رفرمیست های ایرانی:

انطباق با سیاست آمریکا؟

1

ایران از نظر رعایت حقوق بشر (؟!) در رتبه غیر قابل قبول قرار دارد

بله

2

انتخابات در ایران هیچگاه بشکل آزاد (؟!) برگزار نشده است!

بله

3

شورای نگهبان ، ولایت فقیه ، سپاه پاسداران ، بسیج ، مساجد ، هیئت های مذهبی ، روحانیت و ... عوامل تندرو و افراطی(؟!) و مخل دموکراسی (؟!) و حقوق بشر (؟!) در ایران هستند!

بله

4

سیاست خارجی ایران در دوره احمدی نژاد بسیار نامناسب است!

بله

5

ایران بایستی از غنی سازی اورانیوم دست بردارد!

بله

6

سیاست داخلی احمدی نژاد بسیار نامناسب است!

بله

7

حضور دین در عرصه سیاست عامل بسیاری از مشکلات (؟!) است!

بله

8

ایران بایستی از حمایت از مردم فلسطین و لبنان دست بردارد!

بله

9

احکام مختلف دین اسلام همچون قصاص ، دیات ، حدود و ... نبایستی در جامعه اجرا گردند!

بله

10

زنان ، کودکان ، کارگران ، اقلیتهای قومی و مذهبی و اقشار مختلف جامعه بشکل سیستماتیک از حقوق (؟!) خود محروم هستند!

بله

 

شاید با مرور یک شماره از یکی از روزنامه های پرتعداد لیکن کم تیراژ رفرمیست ایرانی بتوان این فهرست را رهها بربر بزرگ نمود و حتی یک مورد از موارد آن را نیافت که دیدگاه آمریکا با آن متضاد باشد. گاه حتی ضرورت شروع نمودن از تبلیغات رسانه ای جریانات ایرانی و بررسی انطباق آن با سیاست های اعلام شده کاخ سفید نیز وجود نداشته و حتی بتوان محورهای سیاسی کاخ سفید را برای بررسی میزان انطباق با خط مشی گروههای رفرمیست داخلی مورد بررسی قرار داد !

بر این اساس ، هیچ گونه تضاد در مبانی اصلی ، اهداف تاکتیکی  و استراتژیک بین منافع کلان و خرد آمریکا و رفرمیست های ایرانی قابل رصد نباشد . حال با این وضع ، چگونه می توان تصور کرد ، بوش دست به تضعیف گروهی در ایران بزند که دقیقا سیاستها و جهت گیری های او را در تمامی مسائل تعقیب می نماید ؟

گاه ، عناصر رفرمیست داخلی با دست یازیدن به بی آبرویی بین المللی رئیس کاخ سفید ، او را فردی ابله معرفی کرده اند که بارها اقدامات غیر منطقی زیادی صورت داده است ! اما جالب انجاست که اگر این امر را بپذییم ، باید بگوییم که :" بوش در حقیقت اقداماتی ، مضر منافع خود انجام داده و حمایت علنی او از رفرمیست های ایرانی ، آنها را با مشکلات متعددی مواجه می کند و این درحالیست که این امر با منافع آمریکا همخوانی ندارد !!!"

هرچند در نتیجه گیری نهایی ، می توان با این جمع بندی موافق بود که عملکرد کاخ سفید نه تنها منجر به تامین سرخط ها و سیاستهای او در ایران نشده است ، بلکه روز به روز بر تنفر و انزجار عمومی از آمریکا و قرار گرفتن آن در کنار انگلیس در اذهان ملت ایران نقش دارد . اما باید به این نکته توجه داشت که بهرحال این نوع موضعگیری ها خصوصا آنزمان که شکلی کاملا روتین ، تکراری و دائمی بخود می گیرد ناشی از یک سیاست اجماعی تدوین شده ناشی از تصمیمات سیستماتیک کاخ سفید – و نه شخص جرج بوش – است و بایستی ریشه ها و علل این تصمیم گیری و اقدامات بازشناسی گردد. 

شاید بد نیست تا با هم ، گوشه هایی از هم نوایی عناصر رفرمیست داخلی و کاخ سفید را مرور کنیم .

اوایل سال 81 پس از انتشار اظهارات هتاکانه هاشم آغاجری در همدان که اسلام را دینی سیاه و عتیقه و تقلید را کار میمون ها خوانده بود، موج مخالفت با این سخنان تا آنجا پیش رفت که صدای کروبی و خاتمی هم درآمد و نوعی مخالفت سراسری و ملی با این هتاکی ها فضای عمومی کشور را دربرگرفت.

از سوی دیگر این هتاکی های آغاجری همزمان شد با نامه استعفای طاهری اصفهانی از امامت جمعه اصفهان که البته این نامه نیز همراه بود با برخی سیاه نمایی ها و اهانت ها و ... که در همان زمان مشخص شد صدور این نامه با تحریک و تهییج طیف افراطی اصلاح طلبان و حتی با قلم یکی از این افراطوین نگارش یافته است. این دو واقعه کاملاً حساب شده در آستانه 18 تیر سال 81 به منظور توسعه آشوب در سراسر کشور تدارک دیده شده بود. پاسخ نامه طاهری اصفهانی با نامه مستدل و منطقی رهبر انقلاب و دفاع مردم از این پاسخ همراه بود. در چنین شرایطی، مخالفت با طیف افراطی اصالح طلبان در کشور شدت گرفت و آنان را در موضعی انفعالی قرار داد. جمع بندی چنین حوادثی بوش را وادار کرد تا هم برای تقویت طیف تندرو و اصلاح طلبان سکولار و هم سوء استفاده از شرایط کشور و سمت و سو دادن به آن و نوعی سوار شدن بر موج حوادث، بیانیه ای در حمایت از اصلاح طلبان و آشوب گران صادر نماید.

بوش در این بیانیه رسمی، با حمایت از اصلاحات در ایران مقامات به اصطلاح غیرانتخابی ایران را مورد حمله قرار داد و از دانشجویان و روزنامه نگاران و نمایندگان مجلس که مورد تهدید واقع می شوند، دفاع نمود. بیانیه بوش در حمایت از اصلاح طلبان با خشم ملی و مخالفت رسانه ها و جمعی از اصلاح طلبان مواجه شد.

رادیو امریکا که مواضع رسمی دولت این کشور را بازگو می کند، ادعا کرد بیانیه اخیر بوش برای حمایت از آیت الله طاهری بوده است. این رادیو از طاهری به عنوان روحانی ناراضی که استعفا داده یاد کرد و گفت بوش پشتیبانی خود را از کسانی که از آیت الله طاهری هواداری می کنند، ابراز داشت.  رادیو امریکا همچنین از قول یک عنصر ضد انقلاب مقیم آن کشور گفت: بوش نشان می دهد که می خواهد حمایت معنوی از ملت ایران بکند. سهراب سبحانی همچنین با انتقاد از اینکه ملت ایران به خواست امریکا برای راهپیمایی و ایجاد آشوب در کشور توجهی نکردند، گفت در آینده شاهد ائتلاف های جدیدی خواهیم بود و اصلاح طلب ها دوباره سعی خواهند کرد، مسئله رابطه با امریکا را مطرح کنند. وی ادعا کرد بوش نمی خواهد در سرنوشت ملت ایران دخالت کند بلکه دکترین او، دموکراسی است.

در همین حال هوشنگ امیراحمدی دلال رابطه ایران و امریکا در گفتگو با رادیو لندن گفت: وقتی بوش دید طاهری استعفا کرده، معنایش این است که یک فشارهایی دارد به وجود می آید، درون سیستم مذهب در جهت مخالف نیروهای بنیادگرا و بوش می خواهد خود را همصدا کند. امیراحمدی ادعا کرد بوش می گوید من با نیرویی می توانم در ایران کار کنم که به مملکت دموکراسی و توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی بدهد. در همین حال، رادیو دولتی انگلیس ضمن اشاره به نامه آقای طاهری، استقبال حزب مشارکت از آن را مورد توجه قرار داد.

رادیو رژیم صهیونیستی با آب و تاب فراوان نامه طاهری و اظهارات عضو مرکزیت سازمان مجاهدین انقلاب علیه دین و مرجعیت را بازتاب داد. این رادیو در خبر مفصل خود ضمن قرائت طولانی بخش هایی از مواضع آقای طاهری و آغاجری، گفت: نامه آیت الله سید جلال الدین طاهری اتهام علیه نظام بود.

در این میان علیرضا علوی تبار سردبیر روزنامه توقیف شده بنیان و عضو شورای سردبیری روزنامه صبح امروز (با مدیرمسئولی حجاریان) نیز از بیانیه بوش استقبال کرد. علوی تبار به ایسنا گفت: بیانیه بوش یک نوع عقب نشینی از سیاست های هیجانی اعلام شده بود و می تواند ناشی از این باشد که معقول تر عمل می کنند. همچنین می تواند ناشی از عملکرد مجلس (ششم)، دولت (خاتمی) و نهادهای مدنی و رسانه های اصلاح طلب باشد که توانسته اند ایران را از آماج اتهام محور شر خارج کنند. علوی تبار در راستای استراتژی سازان سیا برای القاء حاکمیت دوگانه در ایران گفت: بخشی از صاحبنظران این تحلیل بوش را که در ایران حاکمیت دوگانه وجود دارد قبول دارند.

فیض ا... عرب سرخی عضو شورای مرکزی مجاهدین انقلاب نیز از مطلبی که بر روی یک سایت اینترنتی منتسب به گردانندگان صبح امروز منتشر شد، سخنان بوش را تغییر اساسی در جهت گیری های امریکا مقابل ایران دانست و از آن استقبال کرد.

این در حالیست که پس از حمایت سال گذشته بوش از اصلاح طلبان، محسن میردامادی دبیر حزب مشارکت در مصاحبه ای با روزنامه اعتمادملی ادعا کرد بوش بیشترین مخالفت ها را با اصلاحات و اصلاح طلبان داشته است.

شاید یک از عجیب ترین اظهار نظرها ، اعلام شادی زاید الوصف گری سیک ، عضو سازمان سیا و مشاور سابق امنیت ملی کاخ سفید باشد . وی پس از بازگشت از سفری به ایران در دوران حاکمیت جریان رفرمیست بر مصادر اجرایی و تقنینی کشور می گوید : " من چگونه خوشحالی خودم را به شما نشان ندهم در حالی که در ایران موج تازه ای به پا شده که مصمم است طومار حکومت اسلامی را در هم بپیچد و حکومتی شبیه حکومت ایران در زمان شاه و عربستان روی کار امد .حکومتی بر دو پایه که هر کس خواست آزاد باشد و هر کس خواست آنقدر نماز بخوانند و تسبیح بیندازند که پوست انگشتان و پیشانی اش ضخیم شوند. من در ایران روشنفکری هایی را دیدم که اشارات ما را دنبال می کند آنها ششلولی بالا برده اند تا هر کس و هرچه که ما با ما ناسازگار است هدف قرار دهند."

یکی از مهمترین ردپاهای هماهنگی ویژه عناصر رفرمیست ایرانی با اهداف کاملا امنیتی غرب و خصوصا آمریکا در ایران را می توان در همراهی و همدلی عجیب و آشکار عناصر رفرمبیست ایرانی با نهادها و تشکیلات ظاهرا خیر و غیر انتفاعی لیکن در حقیقت امنیتی و سیاسی جستجو کرد.

در حالیکه تعدادی از کشورهای آسیای میانه که از حکومتهای قانونی ولی نزدیک به روسیه برخوردار بودند ، با طرح ها و عملیات پنهانی گروههای مورد حمایت تشکیلات مختلف براندازی آمریکایی در جهان از جمله فریدام هاوس ( خانه آزادی ) دچار تغییرات جدی سیاسی و براندازی بدون خشونت شدند ، ازبکستان ، یکی دیگر از این کشورها قبل از به نتیجه رسیدن عملیات براندازی ، با جلوگیری از ادامه فعالیت این تشکیلات در خاک خود ، از مهلکه سقوط حاکمیت رهید.چند ماه بعد که عملیات این کودتا بطور کامل در کشور ازبکستان با ناکامی مواجه شد ،  یکی از عناصر اصلی جریانات برانداز ازبک متصل به آمریکا بنام تولیب یعقوبف از این کشور گریخته و با هماهنگی سفارت فرانسه در قزاقستان به فرانسه گریخت .

آنچه که در این میان موجبات شگفتی دوچندان ناظران سیاسی را فراهم کرد ، حمایت عناصر رفرمیست ایرانی ، از این عنصر برانداز مرتبط با خانه آزادی و حتی خود این تشکیلات مخفی بود ! روزنامه اعتماد ملی در شماره مورخ 2/7/1385 خود با درج مطلبی در رثای تولیب یعقوبف و خانه آزادی ، پرده از همنوایی بین المللی عناصر رفرمیست متصل به آمریکا در جهان برداشت. این روزنامه رفرمیست ، در وصف این عنصر ازبک وابسته به آمریکا چنین نوشت : " تولیت یعقوبف یکی از مشهور ترین فعالان حقوق بشر در ازبکستان است... جایی که که انجام فعالیت های حقوق بشری در آن بسیار محدود و مشکل است" .

این روزنامه همچنین در کادری کنار کادر مطالب خود در رابطه با این فرد و ازبکستان ، با درج مطلبی در رثای خانه آزادی ناخواسته پرده از ارتباط وی و فرارش با این تشکیلات امنیتی اطلاعاتی برداشته است. این روزنامه در مورد خانه آزادی این گونه می نویسد: "خانه آزادی . این نام نهادی مستقل و غیر دولتی است که چنانکه از نامش بر می آید ، برای گسترش آزادی در جهان فعالیت می کند...تشکیل این سازمان فعال بین المللی به 60 سال پیش بر می گردد. زمانی که الینور روزولت ، وندل ویکلی و چندین تن از شخصیت های آمریکایی که خود را در برابر تهدید صلح ، آزادی و دموکراسی مسئول می دیدند ، تاسیس شد..."

بنظر می رسد بررسی این گونه موارد نه تنها از تلاش این عناصر برای قبح زدایی و عادی سازی ارتباطات خود با اینگونه مراکز و نهادهای امنیتی و اطلاعاتی آمریکایی خبر می دهد ، حاکی از پیوستگی شبکه فعالان مرتبط با آمریکا و مراکز و نهادهای براندازی آن در سراسر جهان نیز هست.

در کنار این این موارد ، بدنیست به مستندات و مدارکی که چندسالیست از ارتزاق علنی عناصر رفرمیست ایرانی از بودجه های علنی تصویب شده در کنگره کاخ سفید و مجالس سایر کشورهای عضو ناتوی فرهنگی برای براندازی ج.ا.ا نیز اشاره ای داشته باشیم و ببینیم که این عناصر ، پس از مدتی تلاش برای مستقل نشان دادن خود و انکار این مستندات ، جدیدا به سمت قبح زدایی از این خدمت به غرب علیه ایران در قبال پول رفته و آن را بی مشکل و منطقی جلوه می دهند !

این تومار حقیقتا طولانی از همراهی و همگامی سیاسی میان این جریانات و کاخ سفید ، تردیدی بر حمایت واقعی کاخ سفید از عناصر رفرمیست باقی نگذاشته است. اما بدنیست به بدنبال چرایی این اعلام حمایت اخیر و سابق از عناصر رفرمیست ایرانی نیز باشیم .

نزدیک شدن دوران تبلیغات انتخاباتی دوره دهم ریاست جمهوری و تلاش عناصر رفرمیست برای دامن زدن زودهنگام به تبلیغات انتخاباتی ، بوش و کاخ سفید را به حمایت از این جریانات در عرصه فعالیتها و تلاشهای براندازانه تشویق نموده است. همچنین ، رویکرد واقعی عناصر وابسته به غرب در ایران که در قالب جریانات رفرمیست مشغول به فعالیت می باشند ، مبنی بر اتصال دائمی به غرب و خصوصا آمریکا و حتی ارتزاق از محل بودجه های اهدایی کاخ سفید و دیگر دولتهای حاضر در ناتوی فرهنگی  ، تردیدی در کاخ سفید بر ضرورت انجام این حمایتها باقی نگذارده است. همچنین رفرمیست ها بر خلاف برخی موضعگیری های رسانه ای ، بصراحت از عملکرد کاخ سفید راضی بوده و دقیقا آن را نشانه های دلگرم کننده از سوی کاخ سفید برای ادامه فعالیتهای براندازانه تلقی می کنند.

بر این اساس ، حیله و فریب نخ نما و لو رفته عناصر رفرمیست در طرح ادعای مضحک مخالفت کاخ سفید با فرمیست های ایرانی، در چهره ناظران آگاه سیاسی اثری جز لبخندی ناشی از بصیرت به عملکرد و برنامه سیاسی آنان نخواهد داشت.

* پی نوشت :

این مطلب را در ادامه دو مطلب قبلی با موضوع مناظره و چه چیز را انکار می کنید منتشر کردم .


 
 
 
تبلیغ ویـژه