الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

آزادی ؟ حقوق بشر ؟ مشترک مورد نظر کر و لال است بنظر!
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ دی ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: آمریکا ،عراق ،فرهنگ انتظار ،فرهنگ بسیجی

عدی الزیدی برادر منتظر الزیدی خبرنگار عراقی که به علت پرتاب کفشهایش به سوی جرج بوش رئیس جمهور امریکا در بازداشت به سر می برد روز گذشته در گفتگو با شبکه‌های خبری گفت؛ این خبرنگار عراقی بعد از بازداشت به شدت شکنجه شده است.

به گزارش "الف"، عدی الزیدی که در دادگاه جنایی عراق با برادرش ملاقات کرده است به شبکه تلویزیونی البغدادیه که منتظر الزیدی از کارمندان آن است گفت: من یک ساعت و نیم با برادرم دیدار کردم. او گفت، بلافاصله پس از پرتاب کفش به سمت بوش نیروهای امنیتی شروع به کتک زدن من کردندوی افزود، نیروهای امنیتی با میله آهنی مرا کتک زدند. یکی از آنها به شدت به صورتم لگد زد، به طوری که یکی از دندانهایم شکست.

نیروهای امنیتی با میله آهنی مرا کتک زدند. یکی از آنها به شدت به صورتم لگد زد، به طوری که یکی از دندانهایم شکست. بعد از آن نیروهای امنیتی آنقدر مرا با لگد زدند که بیهوش شدم . نیروهای امنیتی با کابل شروع به زدن من کردند و از این صحنه ها تصویر گرفتند. آنها می خواستند بدانند چه کسی به من گفته است به سوی بوش کفش پرتاب کنم و من گفتم مردم عراق از من چنین کاری را خواسته اند

 

بعد از آن نیروهای امنیتی آنقدر مرا با لگد زدند که بیهوش شدم. برادر منتظر الزیدی به نقل از وی افزود، ساعاتی پس از حادثه من به مکانی در منطقه سبز منتقل شدم. در آنجا نیروهای امنیتی با کابل شروع به زدن من کردند و از این صحنه ها تصویر گرفتند. آنها می خواستند بدانند چه کسی به من گفته است به سوی بوش کفش پرتاب کنم و من گفتم مردم عراق از من چنین کاری را خواسته اند. برادر منتظر به نقل از وی افزود، آنها از جریان برق برای شکنجه کردن من استفاده کردند. آنها لباسهایم را از تنم در آوردند و به شیوه های مختلف مرا شکنجه کردند تا آنجا که گفتم کاغذی به من بدهید تا هرچه را که شما می خواهید و نام هرکس را که شما مایلید بنویسم تا بگویم او مرا مامور پرتاب کفش کرده و به من پول داده است.

الزیدی با اشاره به این که شکنجه در روز بعد هم ادامه یافت افزود، یکی از مسئولان عراقی به سراغ من آمد و گفت چرا این کار را کردی؟ من گفتم: اگر نخست وزیر عراق احساس می کند به او اهانت شده است من حاضرم به صورت کتبی از او عذرخواهی کنم، من این کار را بخاطر یتیمان و بیچارگان انجام دادم.

عدی الزیدی گفت: پاها و دستها و صورت و پشت و بینی برادرش متورم بود و او هنگام حرف زدن دچار مشکل می شد. همچنین گوشهای او با آتش سیگار سوزانده شده بود. عدی الزیدی افزود برادرش همه جزئیات شکنجه شدنش را به مقامات قضایی اطلاع داده و قاضی دستور داده است علیه شکنجه کنندگان شکایت شود.

همچنین منتظر الزیدی علیه خبرنگاری عراقی که برای یک شبکه تلویزیونی کردزبان کار می‌کرد و بعد از پرتاب کفش او را کتک زده است، شکایت کرد.  عدی گفت: منتظر الزیدی گفته است این کار را بخاطر شهدا و یتیمان کرده است.

 


 
 
 
تبلیغ ویـژه