الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

چرا زيتون ساکت است ؟
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

از ششم آبان ماه ، که تاريخ اولين مکاتيه غير کامنتی در وبلاگهای ديگران است ، تا امروز ، يعنی دوازدهم آبان ، نزديک به يک هفته می گذرد . اما چرا تا کنون يک جوابيه مفصل نداشته ام و هميشه گفته شده است که ::آفلاين می خوانم ::؟

 نه تنها قرار بود خانم زيتون ، به نمايندگی از حسين درخشان ، داريوش، دموکراسی و هرچه وبلاگر سکولار ديگر است نه تنها به سئوالات من در صفحه کامنت های حزب الله پاسخ بدهد ، جواب پاسخ های من به پست :: کار از کامنت به پست کشيد :: را بدهد ، بلکه قرار بود جواب ۱۹ بندی من به همان يکی دو کامنت خودش را که زير پست :: کار از کامنت به پست کشيد :: - و در کنار آن گفته بود هنوز مطالب را درست نخوانده ام - نوشته بود، را نيز پاسخ بدهد .

شايد بگوييم که ايشان وقت نکرده که مطالب بنده را بطور کامل بخواند. يا اينکه بگوييم وقت نکرده که بيايد وبفرستد . اما بايد بپرسيم که چطور وقت کرده در وبلاگش در دو پست مفصلش که در خصوص همه چيز توضيح داده جز علت تاخيرش ، طی يک خط در هر کدام در مورد من بنويسد که بله ، گفتگويش با من ادامه دارد ؟‌ چطور فرصت کرده اين پست آخرش را بفرستد و همانطور که در کامنت هايم در پاسخ به کسی که از تصوير لوگوی من انتقاد کرده بود نوشتم :

و اما در مورد انديشه . کسی که بخاطر يک عکس - هرچه باشد - با کسی مخالف شود ، او نبايد دم از انديشه ورزی و انديشمداری و انديشمندی بزند . همين الان خانم زيتون در وبلاگش برای اينکه ثابت کند حزب اللهی نيست واز زیر بار فشار روانی پنهانی ايجاد شده خلاص شود يا اينکه صداقتش در مخالفت با حزب الله را به آنها نشان دهد و شاید ثابت کند که اگر ابوذر خدا را هم جلوی چشمم بياورد من همانم که هستم ، برويد ببينيد در وبلاگش چه رفتاری با مقولات معنوی ومذهبی از خودش نشان داده . حالا من بخاطر اينکه اين کار را کرده ، از بحث با او سر باز برنم ؟  نمی دانم در دل اين خانم زيتون چه می گذرد که او حق دارد تمامی اعتقادات من را به بازی بگيرد ومن همينجوری اين جا بايستم تا از ايشان کلمات اتوکشيده بشنوم ؟ من از دست خانم زيتون ناراضی هستم. اگر برايش مهم نيست ،‌که مهم نيست. اما اگر نارضايتی من برايش مهم هست که من را از خود رنجانده .

و بگويم که اين حرف همانطور که نوشته شده بمعنای بی خيالی نسبت به رفتار ايشان نيست. ايشان نمی دانم هنوز يادش هست ناراحت از اين بود که گفتم وبلاگش انقلابی نيست. ناراحت از اين بود که گفتم وبلاگش اسلامی هم نيست. ناراحت از اين بود که گفتم محتوای ضد اسلامی هم دارد.  آخر گناه من چيست ؟ مطالبش را رونوشت می کنم اينجا که ببينيد . لينک نمی دهم که صددرصد ببينيد. شايد لينک باز نشود :

۱- به خدای کعبه که رستگار شدم!
من بعد از کل‌کل با چند برادر ارزشی و حزب‌اللهی حسابی به راه راست هدایت شدم.حالا فهمیدم که اگر تابه‌حال دچار گمراهی بودم٬ اشکال از خودم بوده که مسائل و شبهاتی که برایم پیش اومده با افراد لایق مطرح نکردم.
خدا بیامرزه اموات برادر ارزشی‌یم صادق که با جواب دادن 3 سوال مذهبی‌یم( در مورد رفتن با دستشوئی با پای راست یا چپ و تنها ماندن با مرد غریبه در یک مکان و همینطور عمل شنیع دست‌دادن با نامحرم) مرا کاملا مجاب نمود. دو عکس بالا رو هم دیگر برادران ارزشی طراحی کرد‌‌ن. فقط نمی‌دونم چرا چادر سر خواهر زیتونه شبیه گوش‌های خرس پاندا شده:)
شما هم دچار هرگونه شبهاتی هستید از صادق بپرسید:)
بابا من یه ساعت داشتم از جوابایی که بهم داده غش‌غش می‌‌خندیدم!

2- جملات قصار
والله که طنز از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است...
- هر چه دلتان خواست بخورید و بیاشامید، اما... از طنز هم غافل نشوید!
-هر که روزی یک جمله‌ی طنز بگوید، در خانه‌اش مریضی جایی ندارد!
- طنز بخوانید٬ طنز بگویید٬ طنز بشنوید٬ تا رستگار شوید!
- اگر دین ندارید لااقل یک‌کمی طناز باشید:)
(زیتون الحکما+ زیتون العابدین بیمار)

3- علی تمدن یه مسابقه‌ی طنز ترتیب داده. بشتابید که فقط یک هفته فرصت دارید. علی در وبلاگش سه عکس گذاشته و از شما خواسته که خیلی کوتاه طنزی در مورد عکس‌ها بنویسید. جزئیات رو در وبلاگ خود علی تمدن می‌تونید بخونید. خیلی خوبه که در وبلاگستان نشاط و شادی هم جایی داشته باشه.
در ضمن، به‌دست‌آوردن دل خواهرزیتونه، در به دست‌آوردن مقام خیلی‌بسیار زیاد موثر خواهد بود.حالا چرا؟ اونم تو وبلاگ علی نوشته شده:) هر کی اذیتم کنه از مسابقه ساقطش می‌کنم:) خلاصه هوامو داشته باشید!

4- شبح به این زیتونی نوبره والله:) البته بهتره بگم: به از زیتونی!(به= بهتر)
جدا کیف می‌ده هر مسئله‌ای که آدم تو ذهنش داره، باربط و بی‌ربط در یه پست بنویسه:) آدم حسابی سبک می‌شه.

5- بدجور دچار خود زیتون‌بینی‌ شدم. رفته بودم تاتر بی‌شیر و شکر کار حمید امجد(بعدا در موردش می‌نویسم) تو اپیزود اول یه پسر قرطی و قرشمال با دوست دختر جدیدش اومده بودن کافی شاپ. حرف دوست‌دختر قبلیش شد. دختر به طور اتفاقی فهمیده که پسره با دوست‌دختر قبلیش که چشمان زیتونی داشته دوباره رابطه برقرار کرده و دعواشون شده بود. هر جا اسم زیتون می‌اومد مثلا پسره می‌گفت "من ترو دوست دارم. چشای اون منو یاد دو تا زیتون تو کاسه‌ی ماست می‌ندازه.." هر بار با شنیدن اسم وبلاگم یه متر می‌پریدم هوا. فکر می‌کردم کسی منو شناخته و داره صدام می‌‌زنه:)

6- قبلا چیزایی در مورد طرح مسخره‌ی پشیز شنیده بودم . علی‌قدیمی با طنز خیلی قشنگی درموردش نوشته. حالا به نظرم این طرح یکی از موثرترین راه‌های براندازی رژیمه. می‌گی نه؟ برو بخون: طرح پشیز، حاصل تفکری به وسعت یک مویز!

۷- دانشجویان ققنوس از دانشگاه زنجان کار بسیار خدا پسندانه‌ای در جهت طرح اکرام مستضعفین انجام دادن. اومدن برای طفلکی هاشمی رفسنجانی که به ناحق معروف‌شده به یکی از ثروت‌اندوزان جهان٬ پول جمع کردن برای تعمیر منزلش در قم.( با اون منزلش که موقع ترور پرید روش و نجاتش داد فرق می‌کنه ها..این یکی واقعا منزله) و میخوان براش بفرستن.. خدا خیرشون بده٬ ثواب داره!

۸- چقدر طنز؟... حالا یه بحث جدی!
بحث من با ابوذر نویسنده وبلاگ
پاسداران ادامه داره. من در نظرخواهیش می‌نویسم و او تا حالا در اینجا و اینجا به طور مفصل بهم جواب داده .

۹- امشب شدیدا احساس ارزشی‌بودن بهم دست داده :) بی‌زحمت کامنتاتون ارزشی باشه! دستتون درد نکنه...نذارید این حس قشنگ در این شب عزیز از بین بره...

۱۰- والسلام...

۱۱-یا حق...

۱۲- انا ل‌لله و انا علیه راجعون! (؟!؟!!؟)

۱۳- کسی می‌دونه چرا در این دو پست اخبر٬ نوشته‌هام می‌ره اون زير میرا و ته‌مها و قسمت زیادی از بالای صفحه‌م سفید می‌مونه؟ نکنه تازگیا خیلی سنگین می‌نویسم ؟:)

۱۴- بسمه تعالی!

از اينکه مطلب را بند به بند نوشته کاملا روشن است که مطلب من را خوانده . تاريخ ارسال اين مطلب ۱۰ آبان است. يعنی حداقل همزمان با جديدترين کامنت های من . اما چرا بحث را بفراموشی سپارده ، بايد بيايد و بگويد.

حالا خودتان قضاوت کنيد. فرقی نمی کند . حتی اگر سکولار هستيد ، سئوال بسيار ساده است. سئوال اين است . آيا زيتون می تواند برای خود هويتی دينی قائل باشد ؟‌ من فکر می کنم اصولا زيتون منتظر نوشتن همين پست من بوده و با مطلبش قصد داشته تا مرا از مباحث اصلی کشور واجتماع وسياست به واکنشی به يک موضوع بسيار خرد ، يعنی وبلاگ خودش وادار کند. اگر اينطور است که بايد خودش بيايد و رد يا تاييد کند ، بسيار بسيار متاسفم .

خيلی دلم می خواهد شروع کنم تجزيه و تحليل همين ۱۴ بند بی رمق را . اما اگر در خانه کسی هست همين يک حرف بسی است.

خانم زيتون . مباحث اصلی بر زمين مانده . چرا جواب نمی دهيد. اين حرفهای شما مرا ناراحت کرد اما نمی تواند مرا از مسير بحث منحرف کند. من نزديک به ۴ پست ( فکر می کنم . )با موضوعات کاملا مستقيم و موضوعات غيرمستقيم در خصوص مباحث مربوط بشما نوشته ام اما هنوز يک خط جواب - منهای همان چند کامنت اوليه که گفتيد هنوز مطالب را نخوانده ايدو چون حجيم است آفلاين می خوانيد ! و به استفاده از کلمه جناب برای خانمها و چند خرده موضوع ديگر تذکر داديد ! - بمن نداده ايد. چرا موضوع اقتصاد را شروع نمی کنيم ؟ چه شد ؟

بهرحال . ! .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بقول سيد صالح ، تحشيه :

اگر ارتباط زيادی بين جملات مسخره شده انتخابی از متن پست زيتون با اين چند نکته ای که سبزرنگ می کنم پيدا کرديد برای اينکه زيتون تا دير نشده بفهمد که چه کرده دعا کنيد:

۱- به خدای کعبه که رستگار شدم!

فزت ورب الکعبه - ندای حضرت علی عليه السلام هنگام شهادت در محراب مسجد کوفه پس از ضربت ابن ملجم مرادی

۲- والله که طنز از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است...

و نحن اقرب اليه من حبل الورديد. - آيه قرآن ، بمعنای اينکه : ما به او از رگ گردنش نيز نزديک تريم .

۳- هر که روزی یک جمله‌ی طنز بگوید، در خانه‌اش مریضی جایی ندارد

احاديث اهلبيت در خصوص استغفار و توبه حقيقی از دل .

۴- طنز بخوانید٬ طنز بگویید٬ طنز بشنوید٬ تا رستگار شوید!

جمله حق بگوييدو حق بشنويد تا رستگار شويد و به آيه قرآن کريم :قولوا لا اله الا الله تفلحوا بمعنای :بگوييد خدايی جز خدای يکتا نيست تا رستگار شويد .

۵- اگر دین ندارید لااقل یک‌کمی طناز باشید:)

جمله سيدالشهداء امام حسين عليه السلام در روز عاشورا خطاب به لشگر يزيد به اين شرح : اگر دين نداريد پس آزادمرد باشيد .

۶- (زیتون الحکما+ زیتون العابدین بیمار)

نام مبارک امام چهارم شيعيان حضرت سيد الساجدين حضرت علی ابن الحسين عليه السلام .

۱۰- والسلام...

لفظ اسلامی بمعنای صلح و صفا وآرامش پس از گفتگو و نوعی دعا.

۱۱-یا حق...

ذکر خداوند متعال با لفظ مقدس حق .

 

۱۲- انا ل‌لله و انا علیه راجعون! (؟!؟!!؟)

انا للله و انا اليه راجعون : آيه قرآن کريم بمعنای ما همه از خدا هستيم و بسوی او برخواهيم گشت . معروف به آيه استرجاء - لفظ حضرت سيد الشهداء امام حسين عليه السلام روز عاشورا در صحرای کربلا و هنگامی که خبر شهادت حضرت مسلم ابن عقيل فرستاده اش در کوفه به ايشان رسيد .

۱۴- بسمه تعالی!

ای نام تو بهترين سرآغاز . بی نام تو نامه کی کنم باز ای نام تو مونس روانم جز نام تو نيست برزبانم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ترسم ... کين ...

والسلام علی من اتبع الهدی .

سلام بر آنان که راه هدايت را انتخاب کنند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


 
 
 
تبلیغ ویـژه