الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

تقسیم کار می کنیم.
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،تاریخ انقلاب ،کشور جمهوری اسلامی ایران ،لابی قدرت و ثروت

جوابی دارم بر کامنتی که برایم آمده .

جوابم هم ساده است. خیـــــــلی خیلی ساده. راه حل است. راه حلی نرم و آرام . جوابم هم که راه حلی است، خطاب به همه کسانی است که واقعا چون نویسنده آن کامنت فکر می کنند. هرچند بین آنها هم،‌می توان تفاوتهایی یافت. برخی آگاهند به جرمی که می کنندو  وابسته اند.  و برخی آگاه نیستندو اتفاقا احساساتی ترند !

برادر !

بیا تا تقسیم کار کنیم . تقسیم کاری ، که متناسب با توان مندی ها و تخصص ها است. بگذار تا هرکس در هر کاری که متخصص است فعال باشد...


البته، برخی از ما، اینگونه نبوده و نیستیم که فقط تک ساحتی باشیم. بلکه، چیزهای زیادی را آموخته ایم . گاه به جبر زمانه و گاه به علاقه و دوره و زمانه. اما حالا باید ببینیم که در کدام کار متخصصیم و کدام کار برای ما حاشیه است.

قبول داری ؟

فکر نمی کنم این حرف اصولاً مخالفی داشته باشد!

پس بیا و بنشین تا با هم، من وتو هم، ‌تقسیم کاری بکنیم.

مروری کنیم بر آنچه که آموخته ایم و آنچه که می توانیم .

من، فکر کردن را آموخته ام . شنیدن را و پس از آن،‌گفتن را . و نمی گویم جز آنچه که در آن مکلف باشم و مسئول. و در کنار این، متخصص حوزه علوم و فنون دنیایی شده ام . به علاقه شخصی ام و به جبر دوره و زمانه . که این دو چه زیبا در کنار هم نشستند.

اما اگر هر روز مرا از دغدغه ها رها می کردند، گوشه ای از این کشور،‌ علمی فرهنگی را بدست می گرفتم و چه دوست داشتم که در مدارس معلم شوم. و بسازم استخوان بندی هایی را که در ادامه ،‌جوانه زنند. یا اینکه به حوزه تولید محتوای فرهنگی مشغول شوم. یا اینکه به مطالعه عالم اجتماع و سیاست بنشینم و ببینم تا چه آفتی در آنجاست که باید از آن پرهیز کرد تا به نهال شرف و نجابت ایرانی نیاویزد.

ولی حالا ...

اما حالا که اینجا هستم ، کارم فنی است. تخصصی جز آن،‌ روی کاغذ ندارم . حالا،‌من می سازم . وابستگی را در هم می شکنم . بارها شبها را تا صبح بیدار بوده ام . شده است که بارها از منزل و شهرم، صدها کیلومتر بنا به نیاز کاری ؛‌ دور شده ام و گاه ، از وطن ،‌هزاران کیلومتر . تا مطالعه کنم و ببینم و اندازه بگیرم و بسازم . تا بیازمایم و به ساخته ام امتحانات سخت بگیرم و او را در فضار بگذارم و به آزمونهایی بکشم که در میدان نبرد و کار،‌شاید هرگز با آن مواجه نشود. آخر شما بگویید ، مگر می شود آب خلیج فارس روزی از ٨٠ درجه گرم تر شود که من این عامل را هم مثلا در محاسباتم وارد کردم؟

من - این من حقیر - و امثال این من ،‌آنچنان با عشق ،‌می سازیم و می آزماییم ؛ که خود در تعجب و انگشت به دهان می مانیم و این است که گاه ،‌عاشق مصنوع دست خود می شویم ...

پس من ، این را بر عهده می گیرم .

موافقی ؟

من و امثال من ،‌ امید را می سازیم

سفیر را .

آذرخش را

صاعقه را

توسن را

زازال را

فتح را

شهاب را

و

و

و

چه کنیم .

هرکس کاری بلد است.

ما هم این را

چه کنیم .

...عذر می خواهم، در این دور گردون ،‌برای ما این را نوشته اند و از این که چیز درخوری برای ارائه به ساحت ملت نداریم ، عذرخواه و شرمسارم .

من مدیون این انقلابم .

مدیون آن خونهای گرم

مدیون آن پیر چماران

مدیون این سید جانباز جانشین پیر جماران

من نمی توانم دینم را بپردازم .

اما از من بپذیر . که آنچه در توان دارم ، به میدان خواهم آورد. می دانم که امثال من ، همین قول را داده اند و می دهند. احمدی نژاد ،‌دکتر محمود احمدی نژاد ، این بچه رزمنده خستگی ناپذیر ، او هم قول داده . بله . من و او ، فقط به درد ساختن و مدیریت عمران و ساخت و ساز می خوریم . ببخشید. کار دیگری بلد نیستیم... اما همین را ، قول می دهیم ، با تمام توان و با عرق ریختن و کم خوابیدن و کم خوردن و کم استراحت کردن ، انجام دهیم ...

اما بیا

بیا

بیا که نوبت توست. نوبت توست که معلوم کنی در این کشور به چه کاری می آیی.

اما ما از تو چه سابقه ای دیده ایم ؟

تو که خودت را به میدان کاری نیازموده ای. مگر نه ؟

من از تو ،‌فقط نوشتن کامنت هایی می بینم ، که اراده های پولادین تلاش و خدمت و حرکت و پویش را هدف گرفته . کلماتی که لابلای آن ،‌ حجم متمرکزی از زهرآلودگی خیانت و کوته بینی و بی ادبی چگالی شده است .

پس ، چه کنیم ؟

اهان .

باشد. برای تو هم یافتم ، یافتم نقش تو را .

بله . تو ، همین کار را ادامه بده.

هرچند ، تمرکز من روی کارم آنقدر شده که "فرصت" کمتری برای درهم شکستن تارعنکبوتی که در آن لانه کرده ای پیدا می کنم، اما برای اینکه نشاط قلم من و امثال مرا حفط کنی و کمی هم مرا از پای دستگاههای میزوریمنت لیزری و تراش خودکار سی ان سی و رایانه های طراحی مدار ،‌به دنیای چندسال پیش که فراغت بیشتری داشتم و در لایه های مدیریتی وارد نشده بودم، بر می گردانی .

تشکر می کنم .

این لذتی که دویدن خون تازه در شاهرگ قلم من ،‌ بر اثر نبرد با شمشیر سفاک و خون ریز تو ، در جان من می دواند ، هیچگونه مقیاس پذیر نیست.

پس تو ادامه بده و من هم . من ادامه می دهم و تو هم .

و برای شروع ،‌از همین این که نوشتی شروع می کنیم . پاسخ خود را در پست بعدیم بخوان .

از تو تشکر می کنم .

 


 
 
 
تبلیغ ویـژه