الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

عجب معلمی ! چه شاگردانی!!
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،تحریف تاریخ ،انتخابات ،فرهنگ ظلم ستیزی

بسم الله .

بسم الله و بالله و علی مله رسول الله .

 

یه کراوات سرخ می بندی ، فکر می کنی کسی شده ای ؟ تو فکر می کنی بهتر می فهمی ؟ چطور پس نمی فهمی که نباید دستور رها کردن آن بمب اتمی را بر فراز هیروشیما و ناکازاکی می دادی ؟

 

حالا چی ؟

فکر می کنی بهتر می فهمی ؟ پس چرا نمی فهمی نباید انبارهایت از بمبهایی پر شود که دیگر به آن بمب قبلی ات در مقابل آنها بگویند پسر کوچک و توان آن را در مقایسه با امروزی ها به کوکتل مولوتوف در یک درگیری نظامی نشبیه کنند !


تو می فهمی ؟

اگر می فهمیدی ، می دانستی که اگر به مردم حیله بزنی ، حیله هایت فراموش نمی شود . حتی اگر تمام بلندگوها را خریده باشی ؟ حتی اگر رسانه هایت چنان سانسور کنند که در غرب ، مردم اصلا خبر دار نشوند که کسی در آلمان ، بخاطر حجابش با چاقو تهدید شده ، در دادگاه مقدماتی مجرم را به جریمه محکوم کرده و در دادگاه استیناف ، با وجود آنکه مادر یک فرزند چند ساله و باردار یک فرزند چند ماهه است، مقابل دیدگان قاضی ، پلیس  و همسرش ، با دریافت 1 ضربه ؟ 5 ضربه ؟ 10 ضربه ؟ 15 ضربه ؟ خیر ، 18 ضربه کارد به شهادت می رسد و البته شوهرش نیز که به دفاع برمیخیزد ، با گلوله ی  پلیس در جایش مجروح می شود ! حالا هرچقدر اگر بیایی و داد بزنی ندا آقا سلطان ، می بینی که بکار رفتن سلاح کالیبر کوچک ، از فاصله بسیار نزدیک و از پشت سر ، لو می رود و تو می مانی که چه کنی و مجبور می شوی داستان بسرایی که بله ، فلانی حراستی این کار را کرده ، با کالیبر کوجک نبوده و با بزرگ بوده ، جالبتر انکه ادعا کنی آن حراستی الان کشته شده و نمی تواند بگوید که کرده یا نکرده و منبعت هم کیست ؟ افسری ناشناس از سپاه قدس تهران (؟! ) که بدلائل امنیتی نمی توانی نامش را بگویی و آنوقت که مردم بدانند تهران ، یک سپاه بیشتر ندارد و آن هم سپاه حضرت رسول است، همینجور هاج و واج مردم را نگاه کنی و بفکر تولید دروغ بعدی فرو بروی ...

 

تو می فهمی ؟

تو می فهمی که اگر دروغی گفتی و عذرخواهی هم نکردی ، بی آبرو تر می شوی ؟ تو می فهمی که مردم فهمیدند که آن روز که "خس و خاشاک" نامیدن ارازل و اوباش از سوی رئیس شورایعالی امنیت ملی را ، تبدیل به خس و خاشاک نامیدن حامی دیگر نامزدها کردی و بعد از بی آبرو شدن ، عذرخواهی نکردی ، خود را تحقیر کردی ؟ حقارت تو از آنجا هویدا شد که تحمل نور حقیقت را نداری و چون خفاش صفتی ، بدرون غار خود می خزی و از دیده ها پنهان می شوی ؟

 

دستت رو شده ، این را بدان .

برآورد کردی تعداد هوادارانت در آن میتینگ سیاسی جالب را ؟ البته در اطراف نماز جمعه بود. اما چیزی جز یک میتینگ سیاسی بود ؟ مگر از نظرشماها ، سیاست ، یک بازی نیست ؟ و مگر ترکیب لفظی بازی سیاسی ، متعلق به شما نیست ؟ خب ، مگر این بدان معنا نیست که در این سیاست ورزی متعارف شماها ، باید برخی چیزها در این دعوای سیاسی به بازی گرفته شوند ؟ روشن است که اعتراف بکنی یا نکنی ، پاسخی جز آری نباید به این سئوالها بدهی. خوب ، مگر در این بازی سیاست ، شما ها از مدتها پیش ، فریاد جدایی حوزه دین از سیاست را سر نداده بودید ؟ پس بگو چطور شد که نماز جمعه را به رفقایت آموزش می دادی ؟

 

عجب معلمی ! و چه شاگردانی !

وقتی معلم ، قنوت را با غ و رکوع را بدون ع بنویسد ، معلوم است که شاگرد ، بدون وضو، با کفش ، بدون اتصال ، بدون چادر ، با اتصال گیری از پشت سر ، با نماز خواندن جلوتر از امام ، با اتصال گرفتن مرد از زن ، با آستینهای بالاتر از آرنج و موهای بیرون از روسری زنان و  البته بسیاری هم بدون هرگونه نماز ، برگزار کنند . ولی جالب بود. از چهارراه طالقانی عقب تر و ‌از ابتدای وصال شیرازی بالاتر نرفتید :)) میخواستید جانمازهای سبزتان را در میدان امام حسین (ع) پهن کنید‌؟ همینجوری فکر می کردید انتخابات را برنده شده اید؟ نمره نظرسنجی تان صفر شد.

 

خب !

وقتی الله اکبر را بی.بی.سی فرمان بدهد و زمان مشخص کند ، وقتی نماز جمعه را فیس بوک و فرند فید و سایتهای ضد دین آموزش بدهد ، تعجبی نمی کنم از این نتیجه ی شترگاو پلنگی . چه ، شماها سابقه ی تغییر احکام بنا به مصلحت "باندی" را فراوان دارید. آهنگام که حکم حرمت قطعی مصافحه ی زن و مرد نامحرم را نیز عوض کردید ! ظریفی گفت ، ماجرای این الله اکبر های البته پوسیده ، مانند آن نماز جمعه است که در چهارشنبه خوانده می شد. ماجرای همان "مسجد" است که فقط به قصد نفاق ساخته شد و قرآن کریم دستور انهدامش را صادر کرد ، و بقولی دیگر ، ماجرای آن است که هنگام فوت ، گفت که نماز و روزه ی قضا ندارد ، فقط برایش 30 سال غسل جنابت قضا کنند ! الله اکبری که بی.بی.سی برنامه ریزی کند ، از الله تهی شده . والا انگلیس ضد خدا ، اگر این الله اکبر منافعش را بخطر میانداخت ، آن را تجویز می کرد ؟

 

یا حسین !؟

"یا" کدام حسین ؟ همان حسینی که کنیه اش اباعبدالله است ؟ او که در روزنامه های شما به نان به نرخ روز خوری و جنگیدن بر سر دنیا محکوم شده بود ! او که کشته شدنش ، توسط شماها در روزنامه هایتان ، نعوذ بالله نتیجه خشونت طلبی رسول خدا معرفی شد ؟ همان حسین که فرهنگ شهادتش خشونت آفرین معرفی شد ؟ همان که گفتید کابینه ی او را نیز استیضاح می کنید ؟!

 

کدام ؟ چرا ریا می کنید ؟ چرا نمی گویید منظورتان ، آقای میرحسین موسوی است ؟ چرا نمی گویید که منظورتان، امام  حسین علیه السلام ، فرزند علی علیه السلام وصی الرسول فرزند ابوطالب سلام الله علیه نیست ؟ البته ، نمی خواهد بگویید. خودمان می دانیم . چه بگویید یا حسین و چه بگویید ای میر حسین ، فرقی ندارد. خاصیتش یکی است. خاصیت بی خاصیتی.

 

گارد؟!

جمهوری اسلامی که یگانی با این اسم و عملکرد ندارد. اما چرا شما زور می زنید و می خواهید بتراشید ؟ بچه گانه است اگر کسی نتواند این کلمه ی گارد را در کنار آن الله اکبر ( که انگلیس چقدر از آن ضربه خورده که خوب بعد از سی سال پس از انقلاب اسلامی آن را بیاد دارد ) و در کنار آن ادعای قتل های پی در پی ! بگذارد و به نتیجه ای روشن نرسد ! شماها بروشنی در تلاش برای شبیه سازی این حرکت بیرون آمده از جیب لرد کروزون انگلیسی ، به حرکت بر آمده از فریاد خمینی هستید ! بچه گانه است که کسی نتواند این را ببیند. شماها خودتان را گول بزنید. ما که فهمیدیم . خودتان بگویید ، یا نگویید. این ادبیات سرقتی ، چون ذاتی نیست ، دوام هم ندارد. بیخ سیبیل خودتان می ماند . :)

 

سبز فاطمه الزهرا ؟!

اگر این سبز فاطمه الزهرا بود ، چرا تبدیل به رنگ تل سر و زانو بند شماها و دوستان آن ور آبی تان شد ؟ مگر غیر از این است که انتخاب رنگ ، فازی اولیه از اجرای براندازی مخملین است ؟ امری لو رفته ، تکراری و بی ابرو کننده ، که اگر کمی عقل داشتید مرتکب آن نمی شدیسد ، چون همین که این بیدق را علم کردید ، قصد و اتصالتان لو رفت ! هرچند که تلاش کردید که آن را با مضامین معنوی ، استتار کنید ، اما تبدیل شدن این رنگ ، به رنگ لباس زیر و تل و کشف و لاک ناخن و زانو بند و افسار سگ هایتان ، چقدر افشاگر خوبی بود.

 

در تبلیغات انتخاباتی تان ، دیدم که این آقای موسوی تان ، دم از ولایت مداری و فرزند ولایت بودن و مطیع ولایت بودن می زند و در ستاد مرکزی اش واحد نیروی مقاومت بسیج تاسیس می کند و می گوید که بسیج مدرسه ی عشق است جمله ی خودش است ! پوسترهای عکس امام و رهبری تان که زیرش نوشته بود سربازان مطیع ولایت حامیان میرحسین موسوی را هم دیدیم ، پس چه شد آنگاه که رهبری ، حرفی را زد و جهتی را گرفت ، پرده ای ریا و نفاق را دریدید و به آنچه که عمل نکردید ، امتداد این حیله بود ؟ بسرعت ، نقاب ولایت فقیهی بودن را بزمین انداخته فکر کردید کار تمام شده ؟ زهی خیال باطل. تکرار صحنه ی دوم خرداد 76 که در آن ، پرتیراژترین شعارتان ، "سلام بر سه سید فاطمی ، خامنه ای ، خمینی و خاتمی" بود ، مهمترین شعار سیاسی تان، قانون گرایی و حقوق شهروندی بود و تلاش تکراری تان برای پیوند زدن سه طیف مذهبی ، لیبرال و سکولار ، موجب گشت که این حیله تان هم ، خب ، کارگر نیفتد.

 

تقلب ؟

آخر تقلب یا خرید رای ؟ دو حرف متضاد را که در کنار هم نمی توانید مطرح کنید ! اگر صندوقها جداره داشته ، پس آن خرید رای چیست ؟ اگر جداره دار باشد ، آرای خریداری شده هم که آن بالاها می افتد ! اگر تقلب شده باشد که نیازی به خرید رای نیست ! راستی ، چرا 3 ماه قبل از تشکیل ستاد انتخابات در وزارت کشور،  ستاد صیانت! از آرایتان را راه انداختید ؟ و نهایت ، چرا 2 روز پس از اتمام مهلت دوم شورای نگهبان برای بررسی شکایت ، خزعبلات این ستاد را در روز شنبه روی اینترنت گذاردید ؟ مسلم است، وقتی این کاغذها ، پیش خود شما اینگونه اعتبار ندارد ، پیش شورای نگهبان مایه خنده و آبرو ریزی می شود :)

 

صداوسیما جرزنی کرد ؟

خب مگر می شود این را هم جایی جز همان فاکتور "صداقت" جویی شما بگذارم !! رفیقتان مگر چشمش را به دوربین ندوخت و در مقابل اعتراض آقای پورحسین مدیر شبکه چهار سیما که مجری برنامه مناظره بود ، کروبی را به شهادت گرفت و گفت آقای احمدی نژاد بیاید و سه برابر من حرف بزند !؟ پس چطور شد که 19 دقیقه را دوام نیاوردید؟ "صداقت" در جریان شما اصلا موج می زند. برای همین اتهامات شما علیه احمدی نژاد همه مشمول عنوان صداقت است. برای همین است که روی کارآمدن دولت دوم خرداد با بهانه ی مخالفت با دولت رفسنجانی بود ، اما خدا را شکر ، انچه که باور نمی کردیم شد. پشت سر عالیجناب سرخ پوشتان ، شاه کلیدتان ، عالیجناب خاکستری تان ، آقا ٣٠ تان ، نماز جمعه هم اقامه کردید ! از یکی از موثرینتان پرسیدم . گفت مال زکاوت و هوش سیاسی تان بوده :) صداوسیما مگر بعد از انتخابات ، رئیستان را به مناظره ی تلویزیونی دعوت نکرد ؟ مگر نگفت هرکس را که دوست دارد با خودش بیاورد و با وزارت کشور و شورای نگهبان در مورد هرآنچه که می خواهد مناظره کند ؟ چرا رفیقتان قبول نکرد ؟ چرا ؟  چرا گفت که باید یک برنامه زنده تلویزیونی بدون حضور هیچ کارشناس یا فرد دیگری به او بدهند ؟ این ها همه همان جرزنی های صداوسیما است ؟ مگر نمایندگان نامزدها  پای مقررات مناظره را امضاء نکرده بودند ؟

 

مرگ بر روسیه و چین ؟

روسیه و چین ، مگر جمهوری اسلامی هستند ؟ هر دو دو حکومت سکولار با طرز تفکری دقیقا منطبق با الگوی فکری خود شماها. خب حالا می شود بگویید به چه فحش می دادید ؟ روشن است که شماها اصولا نمی دانستید چرا شعار می دادید . تنها 2 وجه مشترک بین این دو کشور وجود دارد : هر دو با آمریکا دارای تضاد استراتژیک منافع ملی هستند و هر دو کشور از جریان اپوزیسیونی مورد حمایت آمریکا برخوردارند. اما اگر بدانید که این شعار شما چقدر به نفع نظام و انقلاب اسلامی تمام می شود ، خودتان از غصه دق می کنید. علت شعاردادنتان علیه این دو کشور را نمی دانید. اما بگذارید برایتان بگویم . این عملتان هم 2 علت بیشتر نداشت. 1- ابراز کنتراست با نماز جمعه . 2- ابراز مخالفت با شعار علیه انگلیس ، آمریکا و اسرائیل. جوری شعار می دادید انگار این اکبرگنجی نبود که بعد از خروج از ایران پیش همان پوتین رفت :)

 

 

ودر پایان…

 

چه کسی فکر می کرد اینقدر خودتان را رسوا کنید ؟ فکر نمی کردم کار را به اینجا برسانید. مادرم می گوید: امثال سعید حجاریان اگر بودند ، به اینها می گفتند که این کارها را نکنید. به آنها می گفت که این کارها به ضرر آنها است. :)

 

پی نوشت :

چرا تا حالا ننوشتم ؟

1-     مگر وب چقد اهمیت دارد ؟ ضد انقلاب هم دارد از وب فرار می کند ! در انتخابات قبلی وب چقدر مهم بود ؟

2-     حالا گیرم کامنت های سایت الف در زاویه مخالفت با احمدی نژاد ، درجات 200 منفی در مقابل مثلا 1 مثبت را بگیرد. آخرش چی ؟

3-     وقت نداشتم ! حتی برای کامنت ها . حتی برای لوگ این کردن . فعلا بگذارید دشمن سرش تو سیاست گرم باشد. اون زیر میرها کارهایی داریم می کنیم تا فکش تو حوزه فناوری دفاعی به زمین برسد. بگذارید خودش سطح تنش با ایران را بالا ببرد. هوشیاری را زیاد خواهد کرد.

4-      نوشتن این مطلب ، پس لرزه هایی را بدنبال داشت. نمونه اش مطلب بعدی من است که متن مناظره من و یکی از حضرات ، در چت است.


 
 
 
تبلیغ ویـژه