الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

دو پیروزی و دو شکست در سناریوی مشایی
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ انقلاب ،کشور جمهوری اسلامی ایران ،حضرت امام خامنه ای ،فرهنگ ظلم ستیزی

دو پیروزی برای اصولگرایان در ماجرای مشایی

 

اگر یاد دوستان باشد و البته در صفحه اول وبلاگ هم فعلا دیده می شود ، در ماجرای آقای مشایی مطلبی نوشتم به نام سناریویی بنام مشایی. این هم مطلب پایانی و در ادامه همان است. در این بحث به این نکته اشاره می کنم که بنظر می رسد در جریان ماجرای ختم به خیر شده ی آقای اسفندیار رحیم مشایی ، جریان حق طلب اصولگرا ، دو پیروزی را بدست آورد و دو خسارت بزرگ به جریان ضد ولایت فقیه وارد گشت.

 

این پیروزی ها از آن حیث شکل گرفت که مایه ی شکل دهنده ی دو جریان مخالف و موافق احمدی نژاد برای چندمین بار روشن و اثبات شد.


جریان حامی دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری ، بدون شک ، به احمدی نژاد و یاران وی و عملکرد آنها ، نمره داده و کارنامه ای مثبت و قابل قبول از آنها مشاهده کرده بود . همچنین فاکتور اصلی حمایت این جریان از دکتر احمدی نژاد ، حمایت واقعی ، قاطع و گفتمانی رهبر معظم انقلاب اسلامی از دکتر احمدی نژاد بواسطه ی انطباق مولفه های مبنایی عملکرد ایشان با مولفه های فکری و اصولی انقلاب اسلامی و گفتمان ولایت مطلقه فقیه بود.

 

در این ماجرا ، روشن و اثبات شد که کسانی که به شکل اصطلاحی طرافداران احمدی نژاد محسوب می شوند ، در حقیقت طرفداران ولایت فقیهند نه طرفداران فردی خاص و در میادین آزمونی همچون میدان مشایی ، دقیقا بر این "اساس" عمل خواهند کرد. اینجا روشن شد که طرفداران دکتر احمدی نژاد به پای میز توجیه عملکرد های او نرفته اند. بلکه عملکردهای او را مثبت دیده و می بینند که از او حمایت می کنند.

 

روشن است که این  ، با اعمال بسیاری از افراد "مدعی نقد دولت و حمایت از افراد مخالف آن، از زاویه دلسوزی و ولایت پذیری" مخالف است. چرا که بسیاری از افراد مورد حمایت جریان مخالف احمدی نژاد بارها زیر انتقادات بی جواب موضوعی و گفتمانی ولایت مطلقه فقیه ماندند، اما این افراد دست از حمایت از آنها برنداشته دست به توجیه شدند. همچنین با آنهنگام که این افراد شاخص ، اما مورد رد رهبری ، بواسطه عملکرد منفی و آلوده ی خود، از دایره معتمدان و خیرخواهان و صالحان نظام اسلامی خارج می شدند ، به همراه خود ، مجموعه ای از این باصطلاح طرفداران را نیز خارج می کردند. از نمونه این افراد مدعی ، مثالهای صریح و شفاف زیادی می توان آورد. برای نمونه ، آقای محسن کدیور کسی است که دوران دفاع مقدس در جبهه حضور داشته است و به تبلیغ در جبهه ها و تشویق و ترغیب و تقویت رزمندگان مشغول بوده . اما هنگامی که پیام امام راحل(ره) مبنی بر قبول قطعنامه را می شنود ، نه تنها رزمندگان را به اطاعت از پیام امام راحل (ره) فرا نمی خواند ، بلکه علیه آن با الفاظی ناشایست ، موضعگیری می کند! این فرد ، به همراه منتظری مخلوع ، امروز در صف مخالفان ولایت فقیه قرار دارد. زیرا ایشان برای خود و تصورات خود ، شان و اهمیتی بالاتر از شان و اهمیت ولایت فقیه قائلند.

 

این جمع ، برای خود منهای امام (ره) شان و استقبالی میان مردم قائل بودند و امروز ، می بینند که تصورات آنها بر باد رفته است. این برخلاف تصورات آن جریانی است که از ابتدا برای خود منهای امام (ره) شان و هویتی قائل نبود. این درس تاریخ است که هرکس در جریان حق برای خود شانی و منزلت و استقبالی بیرون از آنچه که ولی فقیه و نائب بر حق امام عصر(عج) قائل شده قائل شود و خود را منهای او تعریف شده بپندارد ، سرنوشتی جزاین نخواهد داشت.

 

اینجا و در این آزمون نشان داده شد که نه تنها دکتر احمدی نژاد ، در این آزمون از دایره ی انقلاب اسلامی خارج نشد ، بلکه طرفداران ایشان نیز ، در این ماجرا برایشان امر ولایت فقیه از همه چیز بالاتر است. البته باید یادآوری کنم ، علت استقامت و قدرت مقاومت طرفداران دکتر احمدی نژاد نیز همین ولایت مداری آنان است. زیرا ایشان به موضوع حمایت از دولت ، نه به عنوان یک سلیقه ، بلکه به عنوان یک تکلیف ، نگریسته و می نگرند و این امر ، یعنی نگاه تکلیف مدارانه ، آنان را از هرگونه افراط و تفریطی باز داشته است.

 

پیروزی دیگر این جریان حق طلب ولایت مدار ، بی آبرو شدن جریان مخالف دکتر احمدی نژاد است. جریان مذکور در این بازی چند ویژگی از خود نشان داد. اولا : نشان داد که مخالفت آنها با مشایی ، اصولا ماهیت ندارد و مشایی با ایشان فاقد مخالفتهای مبنایی و ایدئولوژیک است. بر این اساس ، شما نقد ویژه و قابل توجهی از ایشان در این موضوع مشاهده نکردید. ایشان بصراحت دست به عمل جالب و بی آبرویی زدند و به خیال اینکه می توانند بدون آنکه تحرک خاصی از خود نشان بدهند از این تنور برای جریان خود نان ببرند ، دست به سکوت سیاسی در این حوزه زدند ! اصولا مشخص شد این جریان ، مشایی و مشایی ها را فقط بعنوان پاشنه آشیل مطرح می کند. نه انتقاد واقعی. روشن است که این موضوع دقیقا با دیدگاه طرفداران دکتر احمدی نژاد مخالف است. اینجانب کسی از طرفداران واقعی و روشن بین دولت را نمی شناسم که بشکل اساسی منتقد جناب آقای مشایی نباشد. اما تا زمانی که دستور و امر ولی مطلق فقیه ، به رویت نرسیده بود. همگی ، با وجود انتقادات خود ، چون این امر در حوزه اختیارات ریاست جمهور قرار داشت ، آن را به یک نمره منفی در کارنامه دولت بدل کردند ، اما با حفظ تمامی انتقادات،  پا را از این فراتر ننهادند و به اختیار و تصمیم رئیس جمهور احترام گذاردند.

 

آنچه که گفته شد ، خود بیانگر یک گام رو به جلو و یک پیروزی گفتمانی برای جریان اصولگرای حقیقی است. استخلاص جریان حق طلب از آلودگیها و همچنین هر چه روشنتر سشدن مبانی حمایت از دکتر احمدی نژاد یک پیروزی محتوایی است که اثرات ویژه ای در تقویت اراده و روشن تر شدن مسیر دولت دهم در برخواهد داشت.

 

اما کلامی هم با جناب آقای رحیم مشایی :

 

اقای عزیز . شما در ماجرای اظهاراتتان در موضوع اسرائیل ، حتی پس از سخنان مقام معظم رهبری ، هرگز از آن جمله "عذرخواهی" نکردید. از توجیهات شما خبر دارم . اما انسان ولایت مدار ، چنین خبطی نمی کند که بر فرض و بنا بر سیاستی "غلط" اظهاراتی را انجام دهد و هنگامی که رهبر کشور و ولایت مطلقه فقیه آن را "غلط" اعلام کند ، کماکان با بازی با کلمات ، خط رهبری را به چالش بگیرد.

 

در ماجرای اخیر ، شما هم ، از حکم عزل خودتان با خبر بودید. شش روز پیش. چرا تا بحال استعفا ندادید ؟ نکند مدعی هستید به دستور دکتر احمدی نژاد ؟ اینجا دستور مقام معظم رهبری اولویت داشت یا دستور فرضی دکتر ؟ شما ولایت فقیهی هستید یا ولایت رئیس ؟ شما آنچنان در بیانیه ی استعفای خود نوشته اسد که انگار در این جمهوری پهناور اسلامی ایران ، آسمان سوراخ شده یک نفر مطیع ولایت فقیه بر زمین افتاده و آنهم نه دکتر ، بلکه شمایید ! شما که اینقدر مطیع ولایتید ، در این شش روز کجا بودید ؟ چه فرقی کرد ؟ فقط دفتر حضرت آقا متن را به همه ی مردم نشان داد. شما که شش روز پیش با خبر بودید.

 

آقای مشایی .

 

این حرکت شما ، در کنار آن حرکت شما درموضوع اسرائیل پس از فرمایشات رهبری ، چشم ما را بشدت روی شما متمرکز کرده است. اگر شما بدست رئیس جمهور عزل می شدید ، یا بلافاصله پس از صدور فرمان ولی امر ، میز و ریاست را رها می کردید ، بدون شک این میزان از حساسیت را بر نمی انگیختید. اما با این کارتان ، برایتان متاسفم ، بیشتر ما را به خود مشکوک کردید. با این حرکت ، شما نشان دادید که هنوز هم، نمی خواهید این نظام و دولت را رها کنید. پس ، اینجا را ده بر صفر باختید. لا اقل بدانید ، به اندازه کافی بقول معروف "قرمز" شده اید. رهایتان نخواهیم کرد. مواظب اعمال خود باشید. شما محور نفوذ برخی گفتمانهای ناسالم هستید. ما این را می دانیم . هزینه هایی که شما به جریان اصولگرا تحمل کردید هرچند موجب تقویت این حرکت شد ، اما دیگر امروز همه شما را بعنوان پاشنه آشیل و محور "افتراق" جریان اصولگرا شناخته اند.


 
 
 
تبلیغ ویـژه