الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

پونه ،‌ دستت به احمدرضا برسه ،‌ ضرغامی بیچاره میشه !
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،استحاله از درون ،جریان دوم خرداد ،صداوسیما

بسمه تعالی

 

منتظر می نشینم و نگاه می کنم...

 

فقط اگر این دخترسابقا دزد فقیر سریال تلویزیونی رستگاران ، اقدام بقتل فرد بیمار را کامل کند ، دیگر من به هیچ خروجی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران توجه نخواهم کرد. این فیلم ، تا همین جا هم ، هرچه تحقیر و آلودگی بود به خورد جامعه تنگ دست تر اجتماع ما داده . ای خدا که چقدر یک نفر می تواند خطرناک باشد !


اصولا،

من فیلم ایرانی و هندی نگاه نمی کنم. خصوصا اینکه فیلم های ایرانی تلویزیون ایران ، خط شکن آلودگیهای اخلاقی در سینما هم بودند. عشق های مثلثی از فیلم در پناه تو شروع شد. ضعیف ترین فیلم های غرب شرف دارد به فیلم های سریالی تلویزیون ایران منهای موارد خاص که همه می دانند. از ساختن دروغهای تاریخی مثل شعذب خزانه دار معصومیت از دست رفته بگیر تا موضوع انرژی هسته ای ، هرچه می خواهند بسازند ، دم از رابطه زن و مرد می زنند. و البته که منظورشان روابط بین زن و مرد است ، نه هر چیز دیگر.

 

تلویزیونی که امثال کوروش الیانی دو رو و چند چهره ، در آن مشغول باشد، صداوسیمایی که مرتبطین رادیوهای بیگانه در آن روی آنتن باشند والبته که مثل میمون محکم آنتن را بهرطریق ، چه با دم چه با دست بچسبند که زمین نیایند ، صداوسیمایی که برایش ، وسط خیر و شر ماندن ، مهمتر از حق گفتن باشد ، صدواسیمایی که فقط در زاویه سیاسی بخواهد کمی ، آنهم واقعا فقط کمی ، و در زوایای حداقلی ، از انقلاب و نظام اسلامی فقط آنهم در پوسته سیاسی دفاع کند و خودش مرکز آسیب های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی مختلف باشد ، صداوسیمایی که خودش مرکز حاشیه سازی حتی برای ورزش کشور است ، صداوسیمایی که پرداختن به حاشیه برایش بسیار مهم است ، چون مخاطب دارد ، این صداوسیما به هیچ نمی ارزد.

 

اپوزیسیون خوشحال نشوند. این ، مال آن است که انتظار ما از صداوسیما ، بسیار بالا است. هرچند که صداوسیما در کف انتظارات ما هم حرکت نمی کند. ای بسیار ضد انقلابانی که در همین صداوسیما مشغول نشخوارند. ای بسا که از همین صداوسیما معروف شدند. ای بسیار مسئولان صداوسیما که مستقیم در چشمان من نگاه کردند و گفتند قبول داریم که خط قرمزهای نظام را بارها رد کرده ایم !

 

صبرم در حوزه فرهنگ تمام شد !

یک برگ کیهان ، در حوزه سیاست و فرهنگ و اقتصاد ، می ارزد به هزاران کانال صداوسیمای ضرغامی و دوستان ! صداوسیمایی که جعفری جلوه اش بشود معاون سینمایی ارشادی که جلوه ی کل ارشاد احمدی نژاد را کریه کند یک نفره ! صداوسیمایی که دستان مشایی اش بشود هدایتگر رادیو تهران مروج موسیقی های هنجار شکن در سالهای میانی دهه هفتاد ! صداوسیمایی که بشود مرکز توزیع رفتارهای ناسالم ! ای خدا که چقدر گفتگوهای ناسالم من و همسرم در این تلویزیون از بازیگرها خطاب هم هم شنیدیم و شرم کردیم ! حق است که کارکنانش ، با این ساختارش سیر نشوند و بدنبال معیارهای تهوع آور حداکثری غربی و به تنفر از حداقل های فضای کنترل شده ، به ینگه دنیا بروند. ای کاش همه شان یکجا بروند و آقای مهندس ضرغامی و هرچه ضرغامی صفت است از قبل و بعد ، با خود ببرند !

 

آقایان لطفا چرند نگویید ! این شما نیستید که این کشور را حفظ کرده اید ! مزخرف تحویل خلق الله ندهید. خدا ، امام زمان (عج) و مقام معظم رهبری تیم تشکیل داده اند ، سه نفری دارند کار می کنند بقیه هم پای روی پا انداخته شکم باد می زنیم ! بروید جمع کنید کاسه کوزه یتان را اگر که به خیالنان این توهم راه یافته که شماها کشور را نگه داشته اید ! غلط کرده آنکس که چنین توهمی کند ! مست است و باید که فکری بحال خود کند ! والا ، این صداوسیما ، نظام را براندازی محتوایی نکند ، باید مورد تقدیر قرار بگیرد ! هر چند سال یکبار یک کارگردانی می آید نمی دانم چه می شود یک فیلم تاریخی درجه یک می شازد ، سرمایه ای معنوی به جامعه میافزاید ، بعد در طول مدت ، دیگران جور او را کشیده محترمانه کل سرمایه را بر باد می دهند. شده ماجرای صد من شیر ده ! با یک تقاوت جزئی و آن هم اینکه البته این گاو ، ده قطره شیر ده است ! کسی جز این صدواسیما تزهای آلوده ی غربی را در درون جامعه ما نهادینه نکرد. سکولاریزم ، لیبرالیزم ، اگوئیزم ، رفاه طلبی حداکثری و تجمل زدگی و امثالهم ، آقایان ، کور نیستیم ، کر نیستیم ، لال هم نخواهیم بود انشاء الله .

 

آخر تا کی باید این صداوسیمایی را که لایق نام جمهوری اسلامی ایران نیست تحمل کنم ؟ تا کی باید در پنهان ، به کام اپوزیسیون باشد و رد کردن فکر اسلامی دستور کار پشت پرده حضرات لایه دو  وسه ، و در آشکار کار ما هم باشد سکوت در مقابل تهی کردن نظام اسلامی از محتوا ؟ بس است بخدا !

 

همین تند رو ترین نیروهای ارزشی این نظام ، جلوی اجرای حداقل دو پروژه نقد محتوایی صداوسیما را گرفته اند. اتفاقا در همین لایه ی دانشجویی. اتفاقا در همین لایه عدالت خواه ! حالا دیگر من رک گو هستم . بی.بی.سی فارسی مبتذل کوتوله ی سیاسی هم خیالش راحت ، لاشه ی صداوسیما هم برایش زهر مار است و نفعی برایش ندارد. آنکس که بی.بی.سیاه لندنی عشقش است ، قبلا هم مرادش صداوسیمای آوینی ها و شهید رهبرها نبوده . امثال اوشان ، علی معلم ها و فرزاد حسنی می خواهند. نه یامین پور ها و رحیم پور ها را .

 

فکر می کنم امثال من در مورد نگفتن هایمان خیلی مقصریم ...

 

فعلن والسلام . نامه تمام !


 
 
 
تبلیغ ویـژه