الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

حکایت اغتشاتش سبز و روسیاهی ای که به زغال ماند
ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،تحریف تاریخ ،ضد انقلاب ایرانی ،تاریخ انقلاب

به بهانه رای اعتماد بالای دولت دهم در مجلس شورای اسلامی


با اخذ رای اعتماد خوب 18 وزیر از 21 وزیر کابینه پیشنهادی دولت دهم به مجلس محترم شورای اسلامی پس از 5 روز جلسه گفتگو و رایزنی و مشورت های چند هفته ای فشرده نمایندگان محترم مجلس و دولت ، پرونده انتخابات و تشکیل دولت دهم بسته شد تا اولین صفحه دفتر دولت دهم با ثبت یک نشان از همدلی جوهره ی مجلس شورای اسلامی با اهداف و برنامه های اصولی ریاست جمهوری در ارتقاء شاخصه های مختلف تشکیل دهنده قدرت ملی ، در معرض عموم قرار گیرد...

 


حرکتهای قبیح و شرم آور جریان ناهمسو با انتخابات دهم ریاست جمهوری که بشکل پروسه ای از حیله گری ، فریبکاری و دغل بازی ، از آغازین روزهای دولت نهم حتی تا صحن مجلس و تا ثانیه های آخر شکل گیری کابینه دهم ادامه داشت – و بدون کوچکترین تردیدی ، با حجم و شدتی بی سابقه و صدچندان در دولت دهم ادامه پیدا خواهد کرد – نتوانست آمال و آرزوهای این جریان بیمار و سراپا وابسته به معیارهای ناهمسو با منافع ملی حقیقی ملت ایران را برآورده سازد و بمصداق ضرب المثل شیرین فارسی که به رفتن زمستان و باقی ماندن روسیاهی به چهره ی زغال اشاره می کند ، بار دیگر دست خالی آنها را در حالیکه آلوده به سیاهی و جنایت علیه باورها و مولفه های متعدد و متنوع منافع ملی بود ، از دست اندازی به جایگاه کنترل اجزاء اجرایی کشور کوتاه نمود.

دست آلودن به ایراد اتهامات بی شرمانه علیه دولت نهم از جمله طرح ادعاهای صخیف با موضوع خرافه گرایی در دولت      -  که با کمترین واکاوی مشخص می گردید خرافه ی مد نظر حضرات ، اعتقاد به مهدویت است ! –  ایراد اتهام دوری از علم و دانش مدیریت در صحنه مدیریت کلان کشور ، طرح اتهام آلودگی دولت به فامیل بازی ، حزب سازی و قبیله گرایی، طرح ادعای آلودگی مالی و فساد اقتصادی ، طرح ادعای زشت مخالفت مبنایی ، کامل و اجماعی حوزه های علمیه با دولت نهم - با بهره برداری از اظهارات و عملکرد سخیف برخی از عناصر بدسابقه لیکن ملبس به لباس حوزوری که خاطرات بدی از خود در حافظه انقلاب اسلامی بر جای گذارده اند ! – و در اواخر ، طرح اتهام شرم آور و ننگین قصد نظام اسلامی برای تقلب– و نه حتی تخلف! – انتخاباتی به نفع دولت نهم و دست یازیدن به عملی مجرمانه با مسئولیت های بسیار سنگین یعنی طرح دوگانه ی پیروزی حتمی بر اثر نگهبانی از صندوقهای رای برای جلوگیری از سرقت آراء مردم (!؟) یا شکست بر اثر وقوع حتمی تقلب گسترده و جدی انتخاباتی ، حتی در روزهای پیش از تشکیل ستاد انتخابات وزارت کشور و نهایتا در اردوکشیهای خیابانی واقع در هفته های باقیمانده به برگزاری انتخابات ، اجرای زشت ترین شکل تبلیغات انتخاباتی با تاکید مکرر بر گزینه "دروغگو" بودن طیف مقابل ، بدون توجه به ضرورت اثبات و مسئولیت شرعی و مدنی ایراد این اتهام ، آنهم به دولت نهم و رکن اجرایی نظام ، دست زدن به انتشار اخبار کذب از جمله انتشار نامه جعلی منسوب به وزارت کشور خطاب به محضر رهبری معظم انقلاب و طرح ادعای سخیف آمریت ایشان در جعل و تقلب کامل انتخاباتی – که البته به شکلی ناشیانه و مضحکه ، تهیه و نشر یافته بود تا تکمیل نمودن آن با شایعه ترور رئیس واحد انفورماتیک وزارت کشور بدلیل لو دادن این مکاتبه و آمار تقلب ! – حضور در صحنه بهره برداری حداکثری از ظرفیتهای رسانه ملی در تبلیغات انتخاباتی و از دیگرسو ، عدم پایبندی به مقررات مصوب ستادهای نامزدها در همین امر - با  طرح ادعای جرزنی صداوسیما در ارائه وقت تلف شده به دکتر احمدی نژاد با وجود طرح ادعای موافقت با سخنرانی ایشان با سه برابر وقت اظهارات در غیاب وی و به شهادت گرفتن یکدیگر برای قول قبول این صحبت اضافه در صحنه مناظره بین دو طرف همسو علیه نظام ! – دست زدن به ایراد توهین مستقیم و بکارگیری الفاظ ناشایست علیه شخص مسئول دولت نهم – که بشدت از سوی رهبری معظم انقلاب اسلامی تقبیح و سرزنش شد – دست زدن به طراحی آمارهای نمایشی و کذب ، برای القاء کذب بودن آمارهای دولت نهم ! ، استفاده حداکثری از جذابیتهای جنسی عناصر مونث حاضر در ستادها و طرح ادعاهای بی ربط با حوزه مسئولیت مدیریت اجرایی از جمله ادعای جمع کردن طرح مبارزه با امنیت اجتماعی نیروی انتظامی - که منطقا و مطلقا کوچکترین ارتباطی با مسئولیتها و اختیارات رئیس قوه مجریه ندارد – و تشویق و ترغیب برخی از همین عناصر بی هویت مونث برای برهم زدن حمایت متدینین از دولت نهم و هماهنگ نمودن رسانه های همسو برای انتشار تصاویری متعدد از همین عناصر به عنوان حامیان دولت نهم برای توجیه حضور این تیپ عناصر در ستاد انتخاباتی خود – که بنا بر برخی اخبار منتشره ، حتی تا مرز ابلاغ دستور سانسور تصویری و سوگیری خاص در تصویربرداری نیز در برخی از این رسانه ها رسیده و منجر به اخراج برخی خبرنگاران و عکاسان متدین از این واحدهای خبری شد – استفاده حداکثری از طرفیت تمامی طیف های سیاسی مخالف دولت نهم که منجر به شکل گیری رنگین کمانی از گروههای مختلف سیاسی مانند برخی از منتقدان برخی سیاستهای دولت در داخل کشور تا گروهک های محارب مسلحی همچون منافقین خلق و سلطنت طلبان شد ، بهره برداری و هماهنگی کامل ، با سفارتخانه های دولتهای بیگانه ناهمسو با منافع ملی یا متخاصم و هماهنگی عجیب، بی سابقه و خجالت آور سفارتخانه های برخی از کشورهای اینگونه از اغتشاشات – که البته باید به آن "کف بینی و رمالی و غیب گویی دولت انگلیس در مورد وقوع تظاهرات خشونت بار در انتخبات دهم که در سایت اینترنتی وزارت امورخارجه این نظام سیاسی تحت عنوان توصیه هایی برای عدم مسافرت به ایران در تابستان انعکاس یافت " را اضافه کرد – و در اواخر ، طرح ادعای "تقلب گسترده و همسویی کلیه اجرای مجری و ناظر انتخابات برای شکل دهی به آن" و فرار از اجابت دعوت آشکار و عیان و اجماعی کلیه ارکان قوا از این عناصر برای طرح و اثبات دیدگاهها و ادعاها در مراجع رسیدگی قانونی مصرح در متن اصول قانون اساسی و در پایان نیز ، اجرای طرح برنامه کودتا و اغتشاش در مرکز کشور و شهرهای بزرگ آن با دوری از متن و روح قانون اساسی و پس از آن ، وارد نمودن ضربات بزرگ به تمامی مولفه های امنیت ملی - که حتی در حوزه اقتصاد و و وجهه بین المللی و تصورات افکار عمومی جهان از ایران ، که حضرات مدعی مخرب بودن اقدامات دولت نهم در این حوزه ها بودند هم خود را نشان داد – و موجب جرات یافتن بیگانه برای تلاش به جویدن مجدد پاچه ی ملت ایران در عرصه بین المللی گردید و در نهایت ، طرح ادعای جنایتکارانه ، شرم آور و ننگین صدور دستور کشتار مخالفان و مدعیان تقلب انتخاباتی و شکنجه آنان – و حتی طرح شرم آورترین ، بی سابقه ترین و هولناک ترین ادعاها علیه انقلاب و نظام اسلامی مبنی بر شکنجه جنسی بازداشت شدگان ! ، طرح ادعای شکنجه متهمان دادگاه اغتشاشات اخیر برای اخذ اعترافات ساختگی و موارد متعدد و شرم آور دیگر ، گوشه ای از سیاهی ای است که این روزها ، بر دامان زغال سبز و سرخ اغتشاشگر نشسته است و بقول ظریفی ، پرچمی مرکب از سه رنگ سرخ ؛ سیاه و سبز را برای این عناصر ترسیم کرد .

روح کلی تمامی این حرکات سیاه و تیره را در چند کلمه می توان خلاصه نمود و آن ، تلاش برای ایجاد امواج احساسی ، و دوری حداکثری از تعلق ، تفکر، آرامش و کمال گرایی فکری است.

این جریانات سیاه ، در طول انتخابات ، تمامی توان و همت خویش را مصروف بهره برداری از قدرت رسانه برای فریب و تهییج افکار عمومی خصوصا عناصر متمایل به موسوی و کروبی نمودند. طرح شعاری پوچ با عنوان "رای من کجاست" و ترجمه آن به انگلیسی به شکل”where is My vote”  ، طرح ادعای خس و خاشاک نامیدن شدن مردم ، یا حتی کلت موافقان آقای موسوی از سوی ریاست جمهوری که پس از افشای کذب بودن آن ، مطابق رسم و عادت همیشگی این افراد هرگز با عذرخواهی از سوی انان مواجه نشد ، نشانه دیگری از تهی بودن این حرکات تیره و تباه از منطق و زبان استدلال و همچنین پر بودن آن از دو فاکتور احساسگرایی بجای منطق گرایی و رسانه گرایی برای شکل دهی به سپهر مشترک ضد نظام در فضای بین المللی است. بهره وری از رسانه های جدید در اینترنت که در بستر منطق جدید اینترنت موج دوم اجرایی شده اند ، برای انتشار اخبار بی سند و مدرک با سرعت انتشار فوق العاده که توسط مصرف کننده و مخاطب آن کمتر مورد بررسی و مداقه قرار می گرفتند به حدی بشکلی افراطی صورت پذیرفت که در حال حاضر منجر به تردید جامعه مصرف کننده این اخبار نسبت به آنان شده است . یعنی افرادی که به این منابع اعتماد داشته و از اخبار آن استفاده می کردند نیز ، دیگر بشکل دربست به آنها اتکاء نکرده و گاه تردیدها و تناقضاتی پیرامون آنها مطرح می نمایند که از جمله آنها می توان به موضوع فهرست صد نفره ممنوع التصویرهای هنری و موضوع ترانه موسوی اشاره نمود که جریان منتشر کننده این اخبار نیز بار دیگر با آویزان شدن از درخت بی صاحب توجیه ، نارگیل دیگری از آن را به زمین مخاطبان خود انداخته و ادعای "نشر این شایعات توسط نظام با هدف بی اعتماد سازی مخاطبان این رسانه ها" را طرح کردند !

 

این جریان تا جایی پیش رفت که شفافیت و افشاگری و روشنگری داده های رسانه های همسو با نظام ، این عناصر را به تلاش برای از کارانداختن فنی آنان وادار نمود و همانظور که همگان دیدند ، پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز و وبگاه خبرگزاری فارس از سوی این عناصر مورد تهاجمات هکری قرار گرفت و از سوی دیگر ، تلاش نمودند تا با ارسال نام این دو پایگاه به عنوان پایگاههای حاوی ویروس و هکر ، ضمن فراری دادن هرمخطب از مطالعه ی آنها ، جریانات بین المللی را به تعطیل نمودن میزبانی های اینترنتی آنان به این بهانه ترغیب نمایند. 

 

نگارنده ، بر این باور قطعی است ، با وجود آنکه تمامی نخبگان سیاسی و فکری این انقلاب ، از عزم قطعی جریان ناهمسو با انقلاب بر عدم تمکین به انتخاب احتمالی دکتر احمدی نژاد اطلاع یافته و بر احتمال ایجاد درگیری و حرکات اغتشاشی پس از انتخابات تاکید می کردند ، اما نهادهای مسئول امنیتی در این امر ، مطمئنا غافلگیر شده و نتوانستند از وقوع این حوادث پیشگیری لازم را بعمل آورند. لیکن حضور فولادین ، برنده و برخورداری از مدیریت عالی نیروی مقاومت بسیج و البته نیروی انتظامی ج.ا.ا موجبات خنثی سازی سرخط های اصلی فتنه را فراهم کرد. هرچند این سیره ی نظام اسلامی مانند همیشه پابرجات که خطاهای برخی افراد مشخص بیرون از دستورالعمل ها و چهارچوبهای ابلاغی را که منجر به حوادث و جنایاتی مانند موضوع بازداشتگاه کهریزک – که در آن چند نفر از بازداشت شدگان اغتشاشگر بعلت عدم رسیدگی به وضع جسمانی مبتلا به بیماری و نهایت فوت شدند – گردید را با خدمات کلیات مجموعه ، از یاد نبرده و این خطاها را بدون غمض عین ؛ مانند خطای افراد هدایتگر و مجرمین این صحنه ها ، با ذره بین مورد بررسی و رسیدگی قرار می دهد.

 

بهرحال ، آنچه که مسلم است ، زمستان این شب زدگان سیاسی طی شده و سرمای ضد حیات معنوی و مادی آن زدوده شده و باید با چشمی بصیر و بینا ، انهدام سرمایه های این جریانات سیاسی و سرکوب امید آنان برای درهم شکستن اقتدار ملی انقلاب اسلامی را مشاهده نمود. بدون شک ، این افراد دقیقا بر دوراهی توبه و بازگشت ، یا اصرار و فرار قراردارند . روشن است که فرزندان انقلاب ، برای آنان سرنوشت دوم و قرارگرفتن در زباله دان تاریخ این انقلاب را نپسندیده و نمی پسندند و همواره مطیع کلام و اوامر ولی امر خود منتظر بازگشت این افرادند. هرچند که سرشاخه های شجره ی طیبه ی این انقلاب اسلامی ، بارور رویش های جدید است.


 
 
 
تبلیغ ویـژه