الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

منافقین ، تفاله های امریکایی
ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،تحریف تاریخ ،ضد انقلاب ایرانی ،تاریخ انقلاب

نباید ما فراموش کنیم که در جنگ با امریکا هستیم .

ما در جنگ با امریکا و تفاله های امریکا [هستیم ]، این تفاله هایی که قالب زدند خودشان را و ما غفلت کردیم ، الان هم هستند. باید هر یک از اینها را شناسایی کنید و به دادگاهها معرفی کنید،

ننشینید که باز یک جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی کنند کار ندارند به این که کی کشته بشود وکی از بین برود، دشمنی خصوصی هم با هیچ کدام ندارند.

خوب ، هفتاد و چند نفر ازبهترین جوانان ما را که از بین بردند، اینها با افرادشان یک آشنایی نداشتند، نمی شناختند،اما می خواستند یک شلوغی بشود، یک انفجاری حاصل بشود و مردم از صحنه بیرون بروند و دیدند که خیر، عکس شد مطلب مردم . این شهادت اسباب این شد که همه با هم منسجم بشوند.

این اسباب این شد که مشت این ادعا کن ها که ما برای آزادی و برای کذامی خواهیم زحمت بکشیم و باید این ملت آزاد باشد و کذا، مشت اینها باز شد که اینها ازچه سنخ آزادی می خواهند؛ آزادی انفجار! آزادی انفجار اینها می خواهند. اینهامی خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یک سال دیگر بسیاری ازجوانهای ما را منحرف کنند آزادانه و بسیاری از کارهایی که می خواهند مخفیانه انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند، برای اینکه ، آزادی است !

بیجهت نیست که در آن نطقهای با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و کف می زنند. امام مظلوم ما به شهادت رسیده ، روز شهادت امام مظلوم ما، پای نطق و سخنرانی یک نفر آدمی که با آنها دوست است کف می زنند و سوت می کشند و امریکا را از یاد می برند.

خط این بود که اصلاامریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می کردند تا امریکا منسی بشود، یک دسته "الله اکبر" را کنار می گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود که این قضیه مرگ بر امریکا منسی بشود.


و لهذا، دیدید که آن روزی که این جوانهای بیدار عزیز ما این لانه جاسوسی راگرفتند، این شیاطین به دست و پا افتادند. یکی گفت که اینها خط شیطان هستند و دنبال این کردند که ما الان اسیر امریکا هستیم ، نه اینکه نمی فهمیدند که نه ، اسیر امریکا نیستیم ، می خواستند که ما را از استقلال بیرون بیاورند و به دامن امریکا بیندازند و قضیه گرفتن این محل جاسوسخانه ناگوار بود برای آنها، برای اینکه پرونده های اینها هم ظاهرمی شد، پیدا می شد این پرونده ها.

این همه کوشش برای اینکه ، اینها را رها کنید بروند، مادر گرو امریکا هستیم ، اینها را بگذارید بروند. این جوانهای عزیز ما که می گفتند ما درخط اسلام هستیم ، می گفتند به آنها که شما در خط شیطان هستید، خوف این بود که این پرونده ها ظاهر بشود و این چهره هایی که قالب زدند خودشان را، این چهره ها معلوم بشود که چه جور اشخاصی بودند.

من حالا هم باز به این افرادی که خیلی منحرف نیستند، من به اینها باز نصیحت می کنم که شما بیایید و حسابتان را از این منافقین که قیام بر ضد اسلام کردند حسابتان را جداکنید، نه اینکه بگویید که خشونت شما نکنید، آن وقت به من هم بگویید که شما هم خشونت نکنید، این معنایش این است که ما و آنها مثل هم هستیم .

آنهایی که "شناخت "شان را گمان ندارم این آقایان ندیده باشند، اینهایی که کتاب عقایدشان رامنتشر کرده اند و این آقایان هم شاید و لابد دیده اند آنها را، با ما که می دانند که ما لااقل مسلمان هستیم ، مسلمان بدی هستیم ، اینها حسابشان را جدا نمی کنند.

متن کامل این سخنرانی رو می تونید هم در این لینک و همینجا بخونید:

----------------------------------------------------------

سخنرانی در جمع خانواده های شهدای هفتم تیر

صحیفه امام - جلد پانزدهم - صفحه 22
زمان : صبح 11 تیر 1360 / 29 شعبان 1401(1)
مکان : تهران ، حسینیه جماران
موضوع : هدف دشمن در حذف نیروهای متعهد - لزوم هوشیاری ملت و توجه به مسائل اساسی کشور
حضار: خانواده های شهدای فاجعه 7 تیر و اعضای دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی
صفحه : 22 تا 32

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

حذف افراد متعهد مقصد اصلی دشمنان

من به همه بازماندگان شهدا - که باید بگویم همه ایران بازماندگان این شهدا هستند -تسلیت عرض می کنم . ما از خدا هستیم ، ما هرچه داریم از اوست . از خود هیچ نداریم وآنچه که هدیه می کنیم به اسلام ، هدیه ای است که از خدای تبارک و تعالی به ما مرحمت شده است و ما امانت ها را به او برمی گردانیم و این امانتها با پاکی و سرفرازی به سوی خدای تبارک و تعالی شتافتند و موجب سرافرازی ملت و مظلومین جهان واقع شدند.آنها پیشقدم شدند و همه اشخاصی که در جبهه ها و پشت جبهه ها از پانزده خرداد به این طرف به سوی حق تعالی شتافتند، موجب سرفرازی ملت ما و مظلومین جهان اند. آنچه مهم است برای ما این است که ما چه باید بکنیم . آنها خدمت خودشان را به اسلام کردندو آن وقت خدای تبارک و تعالی مقدر فرمود به خدمت او شتافتند.

...ملت ما امروز تکلیفش این است که تمام افراد، تمام افراد ملت ، چشم و گوششان راباز کنند و رفت و آمدهای آنها را کنترل کنند. اگر نشسته ملت که برای او پاسدارها فقط،کمیته ها فقط، دولت فقط، انجام وظیفه بدهد، این اشتباه است. همه افراد الان موظف اندبه اینکه این مسائل را تعقیب کنند... تکلیف ملت امروز این است که تمامشان توجه کنند که این خرابکارها راشناسایی کنند، شناسایی کنند و معرفی کنند به کمیته ها و دادگاهها و هرجا نزدیکشان است...

مهم برای ما این است که ما به تکلیفمان عمل بکنیم . به آنچه خدای تبارک و تعالی فرموده است عمل بکنیم . پیش کسانی که به خدا ارتباط دارند، شهادت عزیزان مطرح نیست ، خدمت عزیزان مطرح است .

آنها خدمت خودشان را کردند و برای این ملت سرمایه هایی بودند که از دست رفت ، لکن راهی که آنها رفتند باید ما هم با هوشیاری آن راه را تعقیب کنیم . یک جریانی از اول نهضت و از اول انقلاب در مقابل انقلاب در کاربود. مسئله اتفاقی نبود که افراد موثر را، افرادی که برای این ملت سرمایه بودند، یکی بعداز دیگری یا شهید کردند یا خواستند شهید کنند و خداوند حفظ کرد. این طور نبود که من باب اتفاق یک کسی مرحوم مطهری را ترور کند یا مرحوم مفتح را یا آقای هاشمی را یاآقای خامنه ای را یا مرحوم بهشتی را یا این وزرایی که برای اسلام هر کدام ارزشمندبودند و آن وکلایی که متعهد و مفید بودند. مسئله یک مسئله تنظیم شده بود و هست. مسئله ای بود که از اول که این انقلاب یک شکلی به خودش گرفت از آن وقت شروع شدبه این مسائل .

از همان وقت که به جمهوری اسلامی مردم می خواستند رای بدهند مورد تحریم واقع شد. یک دسته ای ، یک گروهی تحریم کردند و وقتی که مجلس خبرگان تاسیس شد در تاسیسش مخالفتها شد و بعد از آنکه دیدند تاسیس شد و اشخاصی که در مجلس خبرگان هستند فقها هستند یا دانشمندانی که در خط اسلام هستند، شروع به مخالفت شدو طرح انحلالش پیش یک عده ای ریخته شد و خداوند حفظ کرد. من باب اتفاق نبود که وقتی مجلس شورا می خواست تاسیس بشود باز مخالفتها شد و وقتی هم تاسیس شد بازدر خود مجلس افرادی در آن موادی که برای حفظ اسلام و حفظ استقلال کشور مفیدبود، مورد اشکال واقع شد. این یک مسئله ای بود و یک جریانی . این جریان هست همراه با این انقلاب ، همزاد با این انقلاب و همراه با این انقلاب و الان هم هست و بعدهاهم خواهد بود.

بی جهت نیست که یک کسی در مجلس شورا انگشت می گذارد روی یک ماده ای که آن ماده بر حسب خواست اسلام ادامه دهنده اسلام و ادامه دهنده راه اسلام است،(2) آن ماده مورد مواخذه قرار می گیرد و مخالفت .

...یک عمر کشاورز زحمت می کشد، یک کبریت منافق ، این را به آتش می کشد. اینها اشخاصی هستند که برای ملت ما می خواهند خدمت بکنند!؟ در خیابان می ریزند و مردم عادی که دارند رفت و آمد می کنند، اتومبیلهای عادی که دارد رفت و آمد می کند، اینها را می کشند و به آتش می کشند و سر می برند و به طور فجیع می کشند اینها را. اینها اشخاصی هستند که برای مردم کار می کنند، برای خلق کار می کنند؟...

و من باب اتفاق نیست که بعد از آنکه آن مسئله هم گذشت ، دولت وقتی که یک دولت اسلامی است و متعهدی است مورد اشکال و مورد هتک قرار می گیرد و مجلس وقتی که مجلس اسلامی و اکثر افرد آن افراد متدین ، متعهد هستند، مجلس را مورد مواخذه قرار می دهند و گفته و می گویند که اینها اشخاصی هستند که نمی توانند کاری انجام بدهند. قضیه توانایی دولت نیست و توانایی مجلس نیست ، قضیه این است که این مجلس اسلامی نباید باشد، این دولت اسلامی نباید باشد.

 

قضیه ، آقای بهشتی نبود، شما دیدید که در طول این یک سال ، دو سال با چه افرادی مخالفت شد. قضیه شخص افراد نبود، قضیه همان جریان بود که با اصل اساس مخالفت باشد.

قضیه دفترهای هماهنگی در سراسر کشور یک قضیه من باب اتفاق و عادی نبود؛ قضیه مخالفت با دولت اسلامی و هر روز در هر گفتاری و در هر نوشته ای حمله به دولت ، به اینکه این دولت کاری از او بر نمی آید. قضیه این نیست ، قضیه این نیست که مجلس یک مجلس غیرکارآیی است و از اشخاص غیر مطلع تشکیل پیدا کرده . مسائل این نیست ، مسئله این نیست که قوه قضائیه به دست انحصارطلبان افتاده است . مسائل اصلی آنها این نیست . مسائل امریکاست و اسلام ؛ جریان ، جریان امریکایی در مقابل اسلام .

ازهمان اول ، از همان وقتی که احساس این شد که شاه باید برود، از همان وقت بختیار می آید و بختیار از یک گروه ملی گرا. من باب احتیاط هم آنها می گویند که دیگر او ازحزب ما و از جبهه نیست . این احتیاطی بود که کردند که اگر او کنار رفت ، باز جبهه ای درکار باشد. از همان وقت که دیگر اساس سلطنت سست شد، این جریان در کار افتاد. همان وقت که من در پاریس بودم این جریان شروع شد. همان وقت هم می خواستند که شاه را نگه دارند، به اسم اینکه او سلطنت کند نه حکومت ، با این اسم می خواستند حفظش کنند و از همان وقت هم می خواستند که بختیار را بیاورند و با ما آشتی بدهند، ما کانه نزاعمان بابختیار بود از این جریان . از اول یک جریانی منسجم شده و برنامه ریزی شده در کار بود و ما درست توجه به آن نداشتیم .

کم کم هی مطالب معلوم شد، کم کم خودشان را لو دادند و رسید به اینجا که من هر چه جدیت کردم که نرسد به اینجا، رسید. نه از باب اینکه به اینها اعتمادی داشتم ، از جهات دیگری که به خود آقایان گفتم . حالا رسیده جریان به اینجا که از حفظ شاه و بعدش بختیار و بعدش شورای سلطنتی و بعدش اصل جمهوری اسلامی که با آن مخالفت می شد و بعدش مجلس خبرگان و بعدش مجلس شورای اسلامی وبعدش دولت و بعدش قوه قضایی که با همه مخالفت می شد. نه از باب اینکه با رجایی وبهشتی و هاشمی و امام جمعه تهران مخالفتی داشتند، چه مخالفتی ؟ یک جریانی بود که باید افراد متعهد نباشد. اگر شد آنها را از صحنه بیرون کنند و منعزل کنند از مردم ، بهتر.

شایعه سازی کنند که حتی این اجناسی که برای جنگزده ها می خواهند ببرند این می رودتو جیب آقای بهشتی و آقای خامنه ای و آقای کذا، آقای هاشمی . هر جنایتی که در ایران به دست خود آنها واقع می شد به مردم می گفتند که اینها کردند. این یک جریانی بود و هست که می خواهند این کشور را با آن جریان بکشند به طرف امریکا. خوب اگر به طرف امریکا کشاندند شوروی هم شریک است . امریکا تنهایی نمی تواند، باید با هم باشند واین جریان بالفعل هست . آن طور مسائل یکی یکی گذشت و از آن ، طرفی نبستند، از این کشتار دستجمعی که در تاریخ پارلمانها و دولتهای دنیا کم نظیر یا بی نظیر است، از این هم فایده ای نبردند. حالا همان شلوغکاریها را، هی حالا می بینند فایده نمی برند، یک فایده را دلشان می خواهد ببرند و آن این است که تخریب کنند، خرابکاری بشود، خودخرابکاری را می خواهند.

لزوم هوشیاری در مقابل توطئه ها و معرفی خرابکاران

ملت ما امروز تکلیفش این است که تمام افراد، تمام افراد ملت ، چشم و گوششان راباز کنند و رفت و آمدهای آنها را کنترل کنند. اگر نشسته ملت که برای او پاسدارها فقط،کمیته ها فقط، دولت فقط، انجام وظیفه بدهد، این اشتباه است . همه افراد الان موظف اندبه اینکه این مسائل را تعقیب کنند.

این خرابکارهایی که در گوشه ها خزیده اند و مشغول خرابکاری هستند و مع الاسف ، جوانهای بی توجه ما را، دخترهای خردسال ما را،پسرهای خردسال ما را اغفال می کنند، باید پدر و مادر اینها توجه داشته باشند که آنها را، آنها به تباهی می کشند، برای اینکه آب گل آلود بشود، اگر بتوانند بهره بردارند و اگر نتوانند هم لااقل این دیوار را خرابش کنند.

تمام پدر و مادرها و اقوام و عشیره ها موظف اند که این بچه های گولخورده را، این پسرهای گولخورده را، این دخترهای گولخورده را، اینها را نصیحت کنند. اینها را از این کار که بر خلاف مسیر ملت است ، برخلاف مسیر اسلام است اینها را بازدارند از این کارها، ننشینند که بچه هایشان بروند دربین مردم و خرابکاری کنند و گرفتار بشوند و به جزای خودشان برسند و در آن دنیا هم به جزای خودشان برسند. نگذارند. این بچه ها گول خورده اند؛ محتاج به نصیحت هستند.

...همه ماها مکلفیم که اگر از این خرابکارها کسی را یافتیم - و باید هم دنبال این باشیم که بیابیم اینها را - معرفی کنیم تا قوای انتظامی و نظامی بگیرند...ننشینیدتا اینکه اینها خرابکاری را توسعه بدهند. اینها اجیرند که این خرابکاریها را هرچه می توانند توسعه بدهند و در هر جای از کشور یک شلوغی به کار بیاورند، یک خسارتهایی وارد کنند به خیال اینکه ملت کم کم خوف پیدا بکند و این مسیر خودش را رها کند...

من از آن جوانهایی که از اینها گول خوردند به عنوان اینکه: "ما می خواهیم برای این ملت یک کاری انجام بدهیم، ما می خواهیم آخوندها نباشند، آنها برای ملت نیست ، آنها برای انحصارطلبی های خودشان هست ، ما می خواهیم برای شما کار بکنیم " من تعجبم از این جوانها که افعال اینها را نادیده می گیرند. یک عمر کشاورز زحمت می کشد، یک کبریت منافق ، این را به آتش می کشد. اینها اشخاصی هستند که برای ملت ما می خواهند خدمت بکنند!؟ در خیابان می ریزند و مردم عادی که دارند رفت و آمد می کنند، اتومبیلهای عادی که دارد رفت و آمد می کند، اینها را می کشند و به آتش می کشند و سر می برند و به طور فجیع می کشند اینها را. اینها اشخاصی هستند که برای مردم کار می کنند، برای خلق کار می کنند!؟ تکلیف ملت امروز این است که تمامشان توجه کنند که این خرابکارها راشناسایی کنند، شناسایی کنند و معرفی کنند به کمیته ها و دادگاهها و هرجا نزدیکشان است .

خودشان وارد عمل نشوند، همان شناسایی کنند یا لااقل یکی را بگیرند بدهنددست پاسدارها و قوای انتظامی، ننشینند که دیگران کار بکنند. مصلحت ، مصلحت همه است . امروز مثل سابق نیست که ملت به حساب نیاید و یک دولت جائری سر کار باشد که بخواهد همه استفاده ها را خودش ببرد و ملت را کنار بگذارد. امروز روزی است که شماهمه با هم می خواهید این کشور را به سعادت برسانید و از دست قدرتهای فاسد بیرون کنید.

امروز باید همه شما سازمان اطلاعات باشید، از اجزای سازمان اطلاعات باشید. همه ماها مکلفیم که اگر از این خرابکارها کسی را یافتیم - و باید هم دنبال این باشیم که بیابیم اینها را - معرفی کنیم تا قوای انتظامی و نظامی بگیرند و تحویل دادگاهها بدهند و محاکمه بشوند. محاکمه ها هم باید محاکمات عادلانه باشد، بر طبق موازین شرعی باشد.

ننشینیدتا اینکه اینها خرابکاری را توسعه بدهند. اینها اجیرند که این خرابکاریها را هرچه می توانند توسعه بدهند و در هر جای از کشور یک شلوغی به کار بیاورند، یک خسارتهایی وارد کنند به خیال اینکه ملت کم کم خوف پیدا بکند و این مسیر خودش رارها کند، حالا که مسیر رها شد و ملت دیگر ترسید و کنار نشست ، آنها وارد میدان بشوند،حکومت را از بین ببرند و مجلس را از بین ببرند و یک مجلس و یک حکومت به صورت اسلامی و در باطن آن نحوی که خود آنها می خواهند و امریکا می خواهد.

مانباید بنشینیم و تماشاچی باشیم . ما باید فعالانه عمل بکنیم . اگر شهید دادیم فعالیتمان بیشتر بشود. آنهایی که شهید دادند فعالیتشان بیشتر بشود؛ برای اینکه از دست دادند یک افراد با ارزشی را و باید دنبال کنند تا پیدا بکنند آن اشخاصی که این جنایتها را کردند ومی کنند.

توجه به جنگ و شرکت آگاهانه در انتخابات

... ما یک سیلی خوردیم ازاشتباه ، ما همه این نابسامانیهایی که الان داریم برای اینکه اشتباه کردیم ، نباید اشتباه تکراربشود. دنبال این باشید که یک نفر صد در صد مکتبی ، اسلامی ، در خط اسلام ، برای ریاست جمهور انتخاب کنید. همه گروهها و همه جمعیتها، همه علمای بلاد و همه مردم بلاد باید در این امر حیاتی که اگر اشتباه باز بکنیم ، باز بعد از چندی باید یک عزلی پیش بیاید و دوباره از سرگرفتار بشود، باز اشتباه نکنیم . البته کاری جز شلوغکاری نمی توانندبکنند، لکن امروز شلوغکاری هم برای ما ضرر دارد...

 

و ما، همه ملت باید توجه به جنگ داشته باشد و این کشتارهایی که شاید یکی ازانگیزه هایش هم این باشد که مردم ذهنشان از جنگ منصرف بشود و ما - خدای نخواسته - در جنگ ببازیم که نخواهیم باخت ، لکن طول بکشد. اذهان خودتان را، سرتاسر کشوراذهان خودشان را، همه ملت متوجه به جنگ کنند. اساس این است که ما در آنجا پیروزبشویم و ان شاءالله ، پیروز می شویم .

اینکه شخصیتهای بسیار ارجمندی از دستمان رفت نباید ما را از آن مسائلی که همان شهدای ما مورد نظرشان بود و اساس خدمتشان بود، مافراموش کنیم . ما بیشتر باید توجه بکنیم به آن چیزی که این شهدای

ما در مجلس ، این شهدای ما در دولت ، شهدای ما در قوه قضایی ، آنها را ما از دست دادیم ، باید طریقه آنهارا که همه این مسئله بود که جنگ را ما ببریم و تفاله های امریکا و شوروی را از کشورخودمان پاکسازی کنیم و کشور خودمان یک کشور اسلامی مستقل ، آزاد باشد باید ما آن طریقه را فراموش نکنیم . در راس همه امور توجه باشد به اینکه این جنگ باید به پیروزی ختم بشود ان شاءالله و ان شاءالله می شود. در هر صورت ما تکلیف داریم .

من دیروز راجع به تکلیفی که به همه ملت متوجه است ، به زن و مرد و آن کسی که به حد رای دادن قانونی رسیده واجب است این مسئله که در پای صندوقهای تعیین رئیس جمهور حاضر بشوند ورای بدهند. چنانچه سستی بکنید، کسانی که می خواهند این کشور را به باد فنا بدهند،ممکن است پیروز بشوند. باید همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مکلف همان طور که بایدنماز بخواند، همان طور باید سرنوشت خودش را تعیین کند.  

ما یک سیلی خوردیم ازاشتباه ، ما همه این نابسامانیهایی که الان داریم برای اینکه اشتباه کردیم ، نباید اشتباه تکراربشود. دنبال این باشید که یک نفر صد در صد مکتبی ، اسلامی ، در خط اسلام ، برای ریاست جمهور انتخاب کنید. همه گروهها و همه جمعیتها، همه علمای بلاد و همه مردم بلاد باید در این امر حیاتی که اگر اشتباه باز بکنیم ، باز بعد از چندی باید یک عزلی پیش بیاید و دوباره از سرگرفتار بشود، ب

... این اسباب این شد که مشت این ادعا کن ها که ما برای آزادی و برای کذامی خواهیم زحمت بکشیم و باید این ملت آزاد باشد و کذا، مشت اینها باز شد که اینها ازچه سنخ آزادی می خواهند؛ آزادی انفجار! آزادی انفجار اینها می خواهند. اینها می خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یک سال دیگر بسیاری ازجوانهای ما را منحرف کنند آزادانه و بسیاری از کارهایی که می خواهند مخفیانه انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند، برای اینکه ، آزادی است!...

 

از اشتباه نکنیم . البته کاری جز شلوغکاری نمی توانندبکنند، لکن امروز شلوغکاری هم برای ما ضرر دارد. امروز هر قدمی که ما سست کنیم یاساکت در یک جایی باشیم ضرر دارد برای ما.

ما باید فعال باشیم ، ما باید به پیش برویم .اگر ما یک قدم سست کنیم ، آنها یک قدم جلو می آیند. اگر یک قدم ما عقب برویم ، آنهاده قدم جلو می آیند. ما باید ارتشمان و ژاندارمریمان و پاسدارانمان و بسیجمان و آن کسانی که از عشایر به اینها متصل اند و اینها، فعالانه جلو برویم و اگر یک وقت سستی کنیم ، آنها می آیند جلو، اگر یک قدم عقب بگذاریم آنها می آیند جلو، آنها ده قدم می آیند جلو.

ما باید با کمال شدت و با کمال شجاعت باید در میدانهایی که دفاع از اسلام دارید می کنید، این تفاله های امریکا را از کشور خودتان بیرون بریزید؛ این تکلیف آنها. و تکلیف اشخاصی که در پشت جبهه هستند، تکلیف آنها هم همین است که با آنها همراهی کنند. اگر یک قوای مسلحه ای ببیند که ملت با اوست ، پشتیبان اوست فعالیتش چندان برابر خواهد شد. شما باید افهام کنید به آنها که ما پشتیبان شما هستیم و هستید. شماملت اسلام نشان دادید به همه دنیا که ما یک ملتی هستیم که با ارتشمان پیوند داریم و با قوای مسلحمان پیوند داریم و ما در پشت جبهه به آنها خدمت می کنیم و آنها در جبهه به ما و به اسلام.

منافقین ، تفاله های امریکایی

نباید ما فراموش کنیم که در جنگ با امریکا هستیم . ما در جنگ با امریکا و تفاله های امریکا [هستیم ]، این تفاله هایی که قالب زدند خودشان را و ما غفلت کردیم ، الان هم هستند. باید هر یک از اینها را شناسایی کنید و به دادگاهها معرفی کنید، ننشینید که باز یک جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی کنند کار ندارند به این که کی کشته بشود وکی از بین برود، دشمنی خصوصی هم با هیچ کدام ندارند. خوب ، هفتاد و چند نفر ازبهترین جوانان ما را که از بین بردند، اینها با افرادشان یک آشنایی نداشتند، نمی شناختند،اما می خواستند یک شلوغی بشود، یک انفجاری حاصل بشود و مردم از صحنه بیرون بروند و دیدند که خیر، عکس شد مطلب مردم . این شهادت اسباب این شد که همه با هم منسجم بشوند.

...ما در جنگ با امریکا و تفاله های امریکا [هستیم ]، این تفاله هایی که قالب زدند خودشان را و ما غفلت کردیم، الان هم هستند. باید هر یک از اینها را شناسایی کنید و به دادگاهها معرفی کنید، ننشینید که باز یک جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی کنند کار ندارند به این که کی کشته بشود وکی از بین برود... می خواستند یک شلوغی بشود، یک انفجاری حاصل بشود و مردم از صحنه بیرون بروند و دیدند که خیر، عکس شد مطلب مردم . این شهادت اسباب این شد که همه با هم منسجم بشوند...

 

این اسباب این شد که مشت این ادعا کن ها که ما برای آزادی و برای کذامی خواهیم زحمت بکشیم و باید این ملت آزاد باشد و کذا، مشت اینها باز شد که اینها ازچه سنخ آزادی می خواهند؛ آزادی انفجار! آزادی انفجار اینها می خواهند. اینهامی خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یک سال دیگر بسیاری ازجوانهای ما را منحرف کنند آزادانه و بسیاری از کارهایی که می خواهند مخفیانه انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند، برای اینکه، آزادی است ! بیجهت نیست که در آن نطقهای با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و کف می زنند. امام مظلوم ما به شهادت رسیده ، روز شهادت امام مظلوم ما، پای نطق و سخنرانی یک نفر آدمی که با آنها دوست است کف می زنند و سوت می کشند و امریکا را از یاد می برند. خط این بود که اصلاامریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می کردند تا امریکا منسی بشود، یک دسته "الله اکبر" را کنار می گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم روز عاشورا.خط این بود که این قضیه مرگ بر امریکا منسی بشود.

و لهذا، دیدید که آن روزی که این جوانهای بیدار عزیز ما این لانه جاسوسی راگرفتند، این شیاطین به دست و پا افتادند. یکی گفت که اینها خط شیطان هستند(3) و دنبال این کردند که ما الان اسیر امریکا هستیم ، نه اینکه نمی فهمیدند که نه ، اسیر امریکا نیستیم ،می خواستند که ما را از استقلال بیرون بیاورند و به دامن امریکا بیندازند و قضیه گرفتن این محل جاسوسخانه ناگوار بود برای آنها، برای اینکه پرونده های اینها هم ظاهرمی شد، پیدا می شد این پرونده ها. این همه کوشش برای اینکه ، اینها را رها کنید بروند، مادر گرو امریکا هستیم ، اینها را بگذارید بروند. این جوانهای عزیز ما که می گفتند ما درخط اسلام هستیم ، می گفتند به آنها که شما در خط شیطان هستید، خوف این بود که این پرونده ها ظاهر بشود و این چهره هایی که قالب زدند خودشان را، این چهره ها معلوم بشود که چه جور اشخاصی بودند.

نصیحت به فریب خوردگان از منافقین

من حالا هم باز به این افرادی که خیلی منحرف نیستند، من به اینها باز نصیحت می کنم که شما بیایید و حسابتان را از این منافقین که قیام بر ضد اسلام کردند حسابتان را جداکنید، نه اینکه بگویید که خشونت شما نکنید، آن وقت به من هم بگویید که شما هم خشونت نکنید، این معنایش این است که ما و آنها مثل هم هستیم . آنهایی که "شناخت "شان را گمان ندارم این آقایان ندیده باشند، اینهایی که کتاب عقایدشان رامنتشر کرده اند و این آقایان هم شاید و لابد دیده اند آنها را، با ما که می دانند که ما لااقل مسلمان هستیم ، مسلمان بدی هستیم ، اینها حسابشان را جدا نمی کنند.

شما دیدید که آقای بنی صدر حسابش را جدا نکرده ، خدا می داند که من مکرر به این گفتم که آقا، اینهاتو را تباه می کنند. این گرگهایی که دور تو جمع شده اند و به هیچ چیز عقیده ندارند، تو رااز بین می برند، گوش

نکرد، هی قسم خورد که اینها فداکار هستند، اینها مردم کذا هستند؛یعنی ، آنهایی که دور و بر او هستند. خوب من می دانستم که اینجور نیستند. یک دسته ای ، که می روند توی وزارتخانه دزدی می کنند این را تاییدش می کند. خوب معلوم می شود،دزدی را شما گفتید. این قدر عقلشان ناقص است این را تایید می کردند.

...حالا هم من به این آقایانی که اهل سدادند، اهل صلاحند، منتها اعوجاج فکری دارند، [می گویم که] امریکا برای شما هیچ فایده ای ندارد، دیگر گذشت آن وقت . امروز آنی که برای شمابرای دینتان برای دنیاتان فایده دارند این ملت اند، این ملت پابرهنه است . آن ملت سرمایه دار هم به درد شما نمی خوردند، آنها همه برای خودشان می کشند، شماها رامی خواهند آلت دست قرار بدهند. این منافقین هم به درد شما نخواهند خورد، هر روزی که این منافقین قدرت پیدا کنند سر شما را هم می برند...

 

حالا هم من به این آقایانی که اهل سدادند، اهل صلاحند، منتها اعوجاج فکری دارند، [می گویم که] امریکا برای شما هیچ فایده ای ندارد، دیگر گذشت آن وقت . امروز آنی که برای شمابرای دینتان برای دنیاتان فایده دارند این ملت اند، این ملت پابرهنه است . آن ملت سرمایه دار هم به درد شما نمی خوردند، آنها همه برای خودشان می کشند، شماها رامی خواهند آلت دست قرار بدهند. این منافقین هم به درد شما نخواهند خورد، هر روزی که این منافقین قدرت پیدا کنند سر شما را هم می برند؛ برای اینکه شما لا اله الا الله می گویید، آنها با لا اله الا الله مخالف اند. آنها توحید را توحید طبقاتی می گویند. آنها معادرا همین جا می دانند، همین دنیا. آنها غیر این دنیا چیزی را قائل نیستند، اما شما قائلید. آن روزی که اینها پیروز بشوند - خدای نخواسته - شما فدای آنها خواهید شد، شما را پل قرارداده اند برای پیروزی ، وقتی که رفتند این پل را عقب خودشان خراب می کنند، آنهامزاحم نمی خواهند.

من باز هم عرض می کنم به آقایان که ماه مبارک رمضان است ودرهای رحمت خدای تبارک و تعالی به روی همه گناهکاران باز است و شما تا دیر نشده است در این ماه رمضان خودتان را اصلاح کنید. ما همه باید خودمان را اصلاح کنیم ؛ ماهیچ کداممان یک آدم حسابی نیستیم . پناه به خدا باید ببریم و خودمان را اصلاح کنیم و بااین جریانی که خروشان و دریای مواج آدمهای متعهد است ما با آنها خودمان را درهمان جریان بگذاریم . جریان مخالف سیل ، انسان را خرد می کند، جریان مخالف موجهای شکننده دریا، انسان را از بین می برد.

شما اسلام را کنار نگذاشتید، لکن آنهایی که به اسلام عقیده ندارند و اشخاصی هستند که قیام بر ضد اسلام کردند و لااقل درخیابانها ریخته اند و آدم کشته اند و شما هم حکم شرعی اش را می دانید و شما هم می دانید که کسی که مسلحانه در خیابان بریزد و مردم را ارعاب کند، لازم نیست بکشدمردم را، ارعاب کند، اسلام تکلیفش را معین کرده است و شما هم مسئله اش را می دانید. شما همین یک مسئله را بگویید، یک اعلامیه بدهید. مسئله در کتاب خدا هست که این اشخاصی که مفسد هستند و ریختند توی خیابانها و مردم را می ترسانند، به حسب حکم خدا، حکمشان این است . شما این مسئله شرعی را بگویید و از گروه خودتان امضاکنید. (4) خوب ، چرا این قدر تعلل می کنید؟ مگر برای شما می خواهید اینها چه بکنند. من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که ما را موفق کند در این ماه شریف ، در این ماه رحمت ، ما را موفق کند که توبه بکنیم از گناهانی که داریم . اهوای ما را، هواهای نفسانیه مارا، یک قدری از دستمان بگیرد و این ملت عزیز ما را با همین قدرتی که دارد حفظ کندان شاءالله، و ارتش ما و سایر قوای مسلح ما پیروز بشوند ان شاءالله ، و اسلام ان شاءالله ، پیروزاست و خواهد پیروز بود.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

1-      در صحیفه نور ذیل تاریخ 13/4/60 درج گردیده اما به استناد گزارش مطبوعات مورخ 13/4/60 تاریخ دیدار روزپنج شنبه 11/4/60 بوده است .

2-      مراد، اصل ولایت فقیه است .

3-      اشاره است به سخن آقای مهدی بازرگان .

4-      اشاره است به سران نهضت آزادی.


 
 
 
تبلیغ ویـژه