| شعار "خسوخاشاک" اولین دروغ جنبش بود |
| ساعت ۸:٤۳ ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸ |
|
دیروز روزنامه کیهان در خبر ویژه بخشهایی از مطلبی از پایگاه اینترنتی ضد انقلاب گویانیوز را استخراج کرده که نکات بسیار تامل برانگیزی در آن نهفته بود. این گفتگو ، وضعیتی مانند یک اعتراف بزرگ است به برخی از مسائلی که نیروهای انقلابی و مردم و نظام الان ششماه است آن را فریاد می زنند. اما تعجب از ان بود که گویا نیوز چرا و چگونه چنین مطلبی را درج کرده اند.
اگر فقط بخشهای زردو سیاه رنگ را جان گفتگو قرار دهیم ، این یک گفتگوی کاملا ضد انقلابی است و خط مشی تکراری دشمن در آن وجود دارد. اما علاوه بر بخشهای قرمز رنگ که در حقیقت اعتراف به گوشه هایی ناچیز از حقیقت صخنه اخیر کشور است ، چه نگاتی برای من و شمای انقلابی و معتقد به نظام و انقلاب اسلامی در این گفتگو قابل بهره برداری است ؟ چند نکته اینجا کاملا مشخص است : 1- بنظر من ، نجات دادن کروبی و میرحسین ، نقطه مرکزی تلاش اپوزیسیون شده است. تهدید نظام به فلان و بهمان ، خصوصا با پیگیری خط روشنگری و ریزش ماکسیمالیستی بدنه عمومی آن ، مایه ای نداردو حضرات هم دوزاری هایشان کاملا افتاده است. میرحسین و کروبی ، با اصرار خودشان و تاکید و پافشاری خودشان بر طرد شدن ، در پرتگاه طرد از نظام هستند و یک فوت برای آنها کافی است تا با مغز در دره اپوزیسیون سقوط آزاد کنند. اما چون اپوزیسیون به چنین میخ هایی در بدنه حاکمیت نیاز دارد تا همیشه حرفهای خود را به آنها نصب کند ، تلاش دارد تا آنها را از اقدامات ضد انقلابی ساختار شکن مبرا کند و آنها را بقولی ، نجات دهد ! 2- شبیه سازی انقلاب اسلامی به کاریکاتوری که حضرات از انقلاب کشیده اند ، یکی دیگر از اهداف مهم این ماجرا است که بدجوری زشت ، توزی ذوق می زند ! 3- اتهام سازی علیه انقلاب اسلامی و طرح ادعای ابتنای آن بر دروغ ، حیله بعدی این حضرات است. 4- عدم امکان وجود تسری دیدگاه انقلابی به کل مردم از سوی نظام هم ادعای دیگر این حضرات است اینها نکاتی است که در مقابل اهمیت اعترافات به حقایق ( قرمز رنگ ) اهمیتی چندبرابر دارند . خلاصه خواستم بگویم ، این حضرات مسلمان و انقلابی نشده اند ، حیله شان پیچیده تر شده . حالا متن را از همین جا تا ادامه مطلب بدون سانسور آورده ام . حتما بخوانید. (ضمنن آقایون گویا نیوز لطفن کمی فارسی املا کار کنند تا دیگر تفصیلی را تفسیلی ننویسند. )
گفتگوی دو ضد انقلاب با یکدیگر مندرج در یک پایگاه اینترنتی ضد انقلابی : http://news.gooya.com/politics/archives/2009/12/097567print.php جنبش سبز و وقایع بعد از انتخابات طرح شعار "خسوخاشاک" اولین دروغ جنبش بود... مگر نمیگفتید "اگر تقلب بشه، ایران قیامت میشه؟" پس چرا ایران قیامت نشد؟ خوب بجنگید چرا پس انگلوار سوار بر تجمعات حکومت میشوید؟... من تقریباً مطمئنام قتل ندا آقاسلطان دسیسهای حسابشده توسط کشورهائی بود که یکی از نگرانیهایشان تلطیف مناسبات بین ایران و آمریکا بوده و هست... یا زنگی زنگی، یا رومی رومی. اگر قرار است [جنبش سبز] مسالمتآمیز باشد، یعنی هیچ ریاکشنی نباید نشان بدهند؛ نمیشود هم سطل آشغال آتش بزنند، هم اتوبوس آتش بزنند، هم بسیجی کتک بزنند و بسیجی خلع سلاح کنند! گفتگوی پیش رو در خلال اقامت کوتاه داریوش سجادی در ایران و با دو موضوع مسائل خارجی و داخلی است. مسائل خارجی با محوریت موضوع هسته ای و چشم انداز روابط ایران و آمریکا و موضوع داخلی پیرامون وقایع بعد از انتخابات و جنبش سبز است. تذکار این نکته را لازم می دانم نظرات مشارالیه پیرامون جنبش سبز و انتقادات وی به جنبش سبز چه در رهبری و چه در بدنه خالی از مناقشه نبوده و جای نقد و بررسی بیشتری دارد. بدلیل محدود بودن زمان مصاحبه و مشغله های طرف مقابل در برخی جاها از مباحثه گذر شد تا به موضوع اصلی پرداخته شود. به عنوان نمونه از بیان این نکته گذر کردم که در دوران انقلاب خسرو گلسرخی که مظهر یک انقلابی با عقاید چپ بود در دادگاه نمایشی دوران شاه حسین بن علی را الگوی مبارزاتی خود قرار می داد که راهش در تاریخ هماره جاودان است و اینکه دلیلی ندارد جناب سجادی « یا حسین» گویان ِ جنبش سبز را به فرض بی خدایی قائل به جدایی از جنبش بداند.جنبش در انحصار عقیده و مرام و مسلک خاصی نیست که بخواهیم بنای تفکیک و تقسیم بر آن بنهیم، اصل بنیادین جنبش همان فراگیر بودن آن ولو با هر عقیده و افکاریست. سهند شمس اسحاقی جنبش سبز و وقایع بعد از انتخابات پرسش: چه شباهتهایی بین حرکت اجتماعی موسوم به جنبش سبز با حرکت مردم در دوره انقلاب می بینید؟ پرسش: خس و خاشاک خطاب کردن را می شود همان تحقیر دانست؟ پرسش: همان چیزی است که در فیلم مارمولک دیدیم؟ پرسش: منظور شما بدنه جوان جنبش است؟ پرسش: در وبلاگ خود پیش از سیزده ابان گفته بودید که « من با اتکای بر ادله و تحلیل معتقدم جنبش موسوم به جنبش سبز تحقیقاً به انتها رسیده تاریخ انقضای آن را هم در راهپیمائی روز قدس می دانم آن چیزی که در حال حاضر بنام جنبش سبز در ایران موجوده اسمی از جنبش است و ماهیتی متفاوت با آنی دارد که بود» دیده شد در سیزده ابان مردم به خیابانها امدند و ۱۶ اذر هم اعلامیه برای تجمع منتشر شده اما زنده بودن جنبش را که نمی شود منکر شد؟ در واقع جنبش سبز در فرآیند کوتاه مدت خود دچار استحاله محتوائی شد و جنبشی که دغدغه انتخابات سالم را داشت توسط اغیار "های جک" شد و اکنون تمامیت سی سال گذشته را با فرصتی که معتمدین نظام ناخواسته فراهم کردند توسط کسانی که از ابتدا نیز همدلی با اسلام و نظام و انقلاب نداشتند نمامیت این سی سال را زیر سوال برده و می برند هر چند رهبران جنبش در بیان این کجروی دچار شرم حضور شده اند اما واقعیت آن است میان رهبری جنبش و بدنه معترض در کف خیابان یک ناهمدلی و ناسازگاری وجود دارد آقایان موسوی و کروبی فراتر از اسلام و نظام و انقلاب حرفی نمی زنند اما معترضین در دنیا و فضائی دیگر شعارهای ساختار شکنانه و براندازانه می دهند. پرسش: شاید نظر شما در مورد بدنه جنبش درست باشد اما سران و رهبران جنبش که بر همان شعارهای بازگشت به قانون اساسی پافشاری می کنند! پرسش: ولی یک حرکت اجتماعی مخاطب خودش را با تمایز انتخاب نمی کند هر کسی می تواند همراه بشود شما نگاه کنید سی سال پیش در آستانه تحولات در ایران، اقای خمینی در راس بود مارکسیستها همراه شدن ملی ها امدند مذهبی ها امدند خلاصه از همه جور طیفی شرکت کرد بنابراین نمی شود اینجا استثنا قایل شد که چه کسی بیاید چه کسی نیاید؟ پرسش: مقصود من هم همین است که این اتحاد از همه چیز مهمتر است بخاطر همین می گویم چرا باید تمایز قایل بشویم که چه کسی باید به جنبش بپیوندد و چه کسی نپیوندد؟ پرسش: همان سخنرانی خس و خاشاک؟ من طرفدار اقای احمدی نژاد نیستم ولی دروغ را منتسب نمی کنم وقتی ایشان می گوید که ۴۰ میلیون پیروز هستند، یعنی مجموع آرا موسوی و کروبی و رضایی را هم حساب کرده. وقتی ایشان اعتبار می دهد به شهروندی که رای داده که شما پیروز هستید آنجا دیگر شیطنت است که این خس و خاشاک را به طرفدارای موسوی نسبت بدهیم این اولین دروغ که جنجالهای زیادی بدنبال داشت. ۲۵ و ۲۷ خرداد یک تظاهرات میلیونی برگزار شد که احدی هم نمی تواند در میلیونی بودن ان شک کند واقعا میلیونی بود مسالمت امیز بود و بعضاَ حکومت هم حالا از ترس یا مدنیت با آن برخورد نکرد. ۲۹ خرداد رهبری که با توجه به قانون اساسی بالاترین مقام قانونی کشور است در نماز جمعه گفت که تظاهرات انجام شده ولی شهر مختل شده و با لشکرکشی خیابانی نمی شود مسئله را حل کرد از مسیرهای قانونی دنبال شود و من هم توصیه می کنم پیگیری شود. ۳۰ خرداد ناگهان آن میلیون نفر آب شد! و عددی بین پنج هزار نفر تا سیصد هزار نفر، هر کدام که خودتان مایلید در کف خیابان ها ماندند.... من آنموقع ایران نبودم و دقیق نمی دانم خودتان بسته به انصاف و حقیقت عدد آن را اعلام کنید. سوال اول من این است که چه شد آن اکثریت میلیونی که ناگهان بعد از خطبه های نماز جمعه آقای خامنه ای آب شده و ناپدید شدند؟ پرسش: اگر از من می پرسید باید بگویم که من آن روز در خیابان بودم و مسیرهای بین امام حسین تا انقلاب و به سمت بالا بلوار کشاورز و امیر اباد را پیمودم آن جمعیت اب نشده بود! بلکه بخاطر تعدد نیروهای لباس شخصی و غیر شخصی، گارد، بسیج و غیره بصورت کلونی های پراکنده در امده بود، در بلوار کشاورز و پارک لاله و خیابان امیر اباد و غیره. بر اساس عکس ها هم نمی شود جمعیت را بطور واقعی تخمین زد چون جمعیت کاملا در سطح شهر پراکنده بود. من همانطور که عرض کردم بی انصافانه می گویم یک درصد از آراء موسوی بدلیل دلبستگی به نظام بعد از تحلیل نهایی بخاطر صحبت های اقای خامنه ای به عنوان بالاترین مرجع قانونی کشور بین موسوی و ولایت فقیه، ولایت فقیه را پذیرفتند و از صرافت اعتراض خیابانی افتادند و ادامه ندادند. اما بلافاصله باید نتیجه گرفت که عده ای زیادی نیز از برخورد حکومت ترسیدند و از حضور در خیابانها انصراف دادند. حالا سوال اینجاست اگر ترس عامل آب شدن آن حضور میلیونی بود چرا این ۹۹ درصد شعار یا حسین میر حسین می دهند؟ کسی که شعار یا حسین می دهد یعنی با صراحت اعلام می کند الگوی مبارزاتیش حسین بن علی و قیام عاشورا و مبارزه تا مرز شهادت است. اگر ترسیدند چرا شعار « ما همه مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم » سر می دهید؟ خوب بجنگید چرا پس انگل وار سوار بر تجمعات حکومت می شوید؟ اگر مرد جنگید بدون تقید به دادن یا ندادن مجوز حکومت برای راهپیمائی به خیابان بریزید و حکومت را ساقط کنید! اگر اهل جنگید پس چرا مدام مظلومانه از سیستم گله می کنند که به ایشان مجوز راه پیمائی قانونی را نمی دهند؟ کسی که اهل جنگ است که خود را معطل مجوز حکومت نمی کند!! مگر در شب بیست و یک بهمن ۵۷ که شاپور بختیار اعلام حکومت نظامی کرد آیت الله خمینی و مردم معطل مجوز حکومت برای راه پیمائی شدند و دیدید که در ۲۲ بهمن تمامیت رژیم را به چالش کشیدند و حکومت را سرنگون کردند از طرف دیگر مدام شعار می دهند «احمدی نژاد دروغگو ۶۵ درصدت کو» من همین سوال را از جنبش سبز می کنم «۲۴ میلیون شما کو؟» مگر نمی گفتید « اگر تقلب بشه ایران قیامت می شه؟» پس چرا ایران قیامت نشد و اوج اعتراضات صرفاً محدود به تهران و آن هم در بدنه مرکزی و شمالی شهر تهران ماند؟ پرسش: من با شما موافق نیستم که الزاماً همه نود و نه درصد با تکیه بر آرمانهای قیام عاشورا شعار «یا حسین میر حسین» می دهند. پرسش: وقتی سیستم اینقدر بسته است، جمع برای رسیدن به هدفش شعار در خور شرایط انتخاب می کند، حکومت اجازه بدهد گروههای سکولار و گروههای لیبرال یا اصلا هر گروهی با شعار خودش بیاید وسط آنوقت این مسئله قابل بحث است که البته این هم ناشی از بسته بودن سیستم است اما فعلا تقاضای این نود و نه درصد همان انتخابات و رایی است که از آنها مفقود شده ولو با همان شعار «یا حسین میر حسین». یک حرکت اجتماعی کلان به یک چنین شعارها و نمادهایی که همه را زیر یک پرچم جمع کند نیاز دارد من فکر نمی کنم زمان انقلاب ۵۷ یک همچین تفکیکی مشهود بود؛ درست است؟ پس اگر ما در انقلاب دروغ گفتیم و گرفت ، زمینه اجتماعیش مهیا بود دروغهای شما نگرفت؟ اقای عطا الله مهاجرانی در بی بی سی می فرمایند که من گله دارم از علمای شیعه که همواره حافظ مردم بودند در برابر ظلم اما اکنون جز ایت الله صانعی و ایت الله منتظری علما دیگری نداریم که حمایت کند از جنبش سبز. بنده از این فرصت شما استفاده می کنم از ایشان می پرسم ایا علما شیعه اینقدر گیج هستند؟ پرسش: چطور؟ اقای حنیف مزروعی در بی بی سی امدند گفتند که کشف جنازه کردند و ۴۰ نفر کشته شده توسط حکومت را مزید بر قبلی ها کشف کردند. سوال من این است که اولاً حکومتی که با کمال صراحت اعلام کرده سی نفر را کشته حالا ۴۰ تا بالاتر خیلی براش مسئله است که نخواهد اعلام کند ۷۰ نفر را کشته است؟ پرسش: به نظر شما بین ۲۰ تا ۱۰۰ تا هیچ فرقی وجود ندارد؟ پرسش: فکر نمی کنید این زمان با آن زمان فرق دارد؟ شما شرایط بیست تا سی سال پیش را با الان یکی می دانید؟ این همه نهادهای حقوق بشری و سازمانهای غیر دولتی که در این زمینه فعال هستند هر روز گزارش می دهند را با شرایط ان موقع یکی می دانید؟ پرسش: مهم اعتراف کردن به کشتن و تعداد این کشته ها است ! همین مسئله در کشته شدن ندا آقاسلطان جای تامل دارد که درست فردای آنکه آیت الله خامنه ای در نماز جمعه خبر از آن داد که اوباما طی پیامی محرمانه خواستار بهبود مناسبات بین ایران و آمریکا شده ناگهان ندا آقا سلطان در تهران به آن شکل و با حضور فیلمبرداری حرفه ای کشته می شود و تصادفاً!!! ۴ شبکه بی بی سی و سی ان ان و العربیه و فاکس نیوز بنمایندگی از دول انگلستان و عربستان و اسرائیل که جملگی از مخالفان جدی بهبود مناسبات بین ایران و آمریکا هستند افکار بین الملل را بمدت یک هفته در معرض بمباران تصویری کشته شدن ندا آقا سلطان قرار می دهند تا نهایتاً توانستند اوباما را بعد از یک هفته بمباران خبری مجبور به ایراد سخنرانی انتقادی از موضع نقض حقوق بشر علیه ایران کند که متقابلاً آیت الله خامنه ای نیز مجبور به دادن پاسخ تند و مناسب به وی شود و داستان همیشگی تیرگی و فریز ماندن مناسبات دو کشور بر همان پاشنه همیشگی بچرخد. بگذریم که در همان مقطع نیز بنده به سهم خود طی مقاله تغار شکسته تهران در حد بضاعت خود این قتل مشکوک را مورد ارزیابی قرار دادم. دروغ دیگر ادعای راهپیمائی میلیونی روز قدس در تهران بود. آقایان یا معنای میلیون را نمی دانند یا تصور می کنند دیگران از فهم میلیون عاجزند. راه پیمائی میلیونی یعنی راه پیمائی ۲۵ خرداد که احدی در میلیونی بودن آن شک نکرد. حال آقایان با مصادره کردن جمعیتی که به نیت روز قدس آمده اند بنام خود مدعی شدند میلیون ها نفر از سبزها در روز قدس در تهران راه پیمائی کردند و شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» سر دادند. من مایلم بدانم این چگونه تظاهرات میلیونی بود که چهار تا بسیجی توانستند رهبران جنبش سبز را با اعتراض های خود از صحنه خارج کنند. اگر تظاهرات میلیونی بود که آن میلیون ها نفر باید مانند روز ۲۵ خرداد آقایان موسوی و خاتمی را همچون نگینی در حلقه محاصره میلیونی خود می گرفتند تا احدی نتواند معترض ایشان شود چه رسد به آنکه ایشان را از صحنه نیز فراری دهند.جنبش سبز می تواند با آرزوهایش لذت ببرد اما قطعاً نمی تواند با آرزوها و توهمات و تخیلاتش واقعیت را گریم کند. افتضاح یا دروغ بعدی شعارهای محیرالعقولی بود که عمدتاً توسط یک سینماچی خارج از کشور که یک شبه دچار توهم «خود برژنسکی بینی» شده بود و یک ناسازگارا با واقعیت ها در صدای آمریکا بود که متاسفانه در داخل نیز آن شعارها بدون کمترین تاملی فضا گرفت بدون آنکه توجه شود تاریخ این کشور در حال ثبت شدن است و تلخ یا شیرین ترهات آقایان مدعی روشنفکری و سکولار در حال ثبت در حافظه تاریخی است. از جمله شعار « مجتبی بمیری رهبری رو نبینی» یا «کودتای روسی»، این توهین به شعور مخاطب است. جنبش سبز مجتبی را از کدام کیسه پیدا کرد؟ آیا با بیان هر ترهاتی آن هم بدون کمترین سند و مدرکی آقایان مجازند برای تحریک عواطف عمومی و القای مناسبات سلطنتی در جمهوری اسلامی هر خزعبلی را بدون نیاز به مدرک در جامعه پخش کنند؟ کودتای روسی نیز از جمله همین ترهات بود و آقایان بدون کمترین اعتنا به شعور جامعه و اینکه چنین ادعاهائی بنام ایشان در تاریخ ثبت می شود بخشی از تاریخ ایران را به کمدی توام با تراژدی آلوده کردند. پرسش: آیا خشونت گریزی [ !!! ] و خواسته های مدنی جنبش را می توان نتیجه گفتمان باز سیاسی اجتماعی هشت ساله دوران محمد خاتمی دانست که در حال حاضر به ثمر نشسته است؟ پرسش: خوب این رفلکس ناشی از اعمال خشونت نیروهای سرکوبگر است که وقتی با باتوم حمله می کنند به مردم آنها هم به ناچار عکس العمل نشان می دهند. پرسش: شما که فرمودید این خیلی عجیب است که بشود یک بسیجی مسلح را خلع سلاح کرد؟ پرسش: در واقع شما خشونت گریزی جنبش را خیلی قابل اتکا و اعتبار نمی دانید؟ پرسش: آیا این را میشه ناشی از تکامل جامعه دانست و اینکه سطح آگاهی عمومی مردم بالا رفته و آگاهتر به مسائل نگاه می کنند؟ نباید همدیگر را گول زد اینترنتی که گوگل اعلام کرده بالاترین کاربرای اینترنتی از ایران برای سکس و پورنو در آن جستجو می کنند، من ضریب مطالعه را باور کنم یا داستان گوگل را؟ بنده شش سال پیش در مقاله «از عسگر گاریچی تا سعید عسگر» گفتم که دغدغه نظارت استصوابی برای من و امثال من است. جوانی که در بدنه خیابان داد می زند نظارت استصوابی مشکلش نیست بلکه ترجیح می دهد با دوست دخترش در یک کافی شاپ کاپوچینو بخورد و بر سر کتابهای میلان کوندرا گپ بزند. بخاطر دارم آقای عمادالدین باقی در فردای انتشار آن مقاله به من ایمیل زد و گفت که کاشکی کتاب میلان کوندرا می خواندند . جملگی در ... قرار دارند. چرا خودمان را گول بزنیم بنده از امریکا امده ام. جوان امریکایی به وفور هر نوع شادی در خدمتش هست و چون اقتضائاتش ایجاب می کند و محیط هم براش مهیاست در سیاست خرفت ترین است چون سیاست مال جوان نیست سیاست برای من و امثال من است که به میانسالی می رسند این حرفا را می زنیم. جوان به قول ویکتور هوگو از دل مبارزات انقلابی اش کوزت رویائی خود را دنبال می کند حتما دیدید که در فیلم بینوایان چقدر هم قشنگ ترسیم شده که همان ماریوسی که در خیابان مبارزه علیه اشرافیت می کرد در انتها در یک کاخ اشرافی به همراه کوزتش نشسته بود. پرسش: اینجوری که می فرمایید می شود اکثر شخصیت های سیاسی که از دوران جوانی وارد حوزه سیاست شده اند را با همین ملاک و معیار خودتان سنجید؟ پرسش: خوب پس چه فرقی باید قایل شد؟ پرسش: پس باید اینجوری نتیجه گیری کرد که هر جریان اجتماعی سیاسی هر دو بدنه را در خود دارد چه ان جوانهایی که سرخورده هستند و چه جوانهایی که با آرمانخواهی و ایده الها و دغدغه های فکری وارد صحنه می شوند؟ پرسش: مظفرالدین شاه فرمان مشروطه را زیر فشار مشروطه خواهان امضا کرد فکر می کنید این جنبش اگر حرکتش ادامه پیدا کند ولو با هر شعاری، رهبری نظام در برابر خواستهای سران جنبش عقب نشینی خواهد کرد؟ پرسش: فکر نمی کنید الان اتحاد هست ولی هر کس شعارهای خودش را می دهد؟ پرسش: آیا می شود پذیرفت که این جنبش دو نتیجه همراه خود داشت، اول اینکه ترس مردم از حکومت ریخت، برخلاف ان چیزی که در ۱۸ تیر ۸۷ رخ داد دوم اینکه اعتماد مردم به حکومت در مورد انتخابات سلب شد؟ پرسش: این تسامح چیست؟ پرسش: البته حکومت هم لفظ مردم را به سود خودش بکار می برد! پرسش: البته چقدرش مهم است!! پرسش: فکر می کنید در انتخابات بعدی با این وضعیت که سران مخالف همچنان ناراضی هستند اقبالی به انتخابات نخواهد بود؟ پرسش: مقصودم حضور مردم است. |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |
| نویسنده وبلاگ |
|
|
| پیامک بلاگ |
|
|
| فید منتخب من |
|
|
با مراجعه به سایت گویا نیوز متوجه شدم که - همانطور که در ادامه می بینید - فضای کلی گفتگو کاملا ضد انقلابی است و رویکردهای ضد انقلابی و در حقیقت هدف اصلی انجام این گفتگو در ان قابل رصد است. بخش هایی که من با رنگ زرد و سیاه مشخص کرده ام هدف اصلی این گفتگو است. جالب آنکه گویا نیوز و تعدادی دیگر از رسانه های ضد انقلابی برای آنکه بخشهای زردرنگ به خورد نظام و انقلاب و نیروهای متدین و انقلابی برود ، با درج مطالبی بظاهر انتقادی (
