الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

ریشه کنی مبانی اخلاقی فرهنگ عمومی در نوروز
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

در تمام نوروز منتظر بودم فرصتی پیش آید تا نکاتی که در ذهنم پیرامون فیلم ها و برنامه های نوروزی رژه می رفت را ثبت کنم .

چند نکته قوت و چند نقطه ضعف را در این برنامه ها توانستم رصد کنم .

از نقاط قوت می توان به این نکته اشاره داشت که برنامه های -بهرحال- جذاب نوروزی بشکلی برنامه ریزی شده بودند که با یکدیگر تلاقی نکنند و انرژی و توان برنامه ریزی و طراحی شده بر اثر تلاقی انها به هدر نرود. همچنین ، دست برداشتن شبکه های تلویزیونی از رقابت با تفکر بخشی و همپوشانی مثبتی که با تبلیغ برنامه های شاخص یکدیگر انجام دادند به این امر اضافه شد.

همچنین ، برای اولین بارها در صدوسیما شاهد تکیه روی مفاهیمی همچون نجس و پاکی، حلال و حرام و گناه و امثال ذلک بودیم . البته واقعا این درد است که چرا ما با دیدن این مفاهیم بدیهی در صداوسیما چشمانمان مثل گردو گرد می شود. اما بهرحال خدا را شکر که بهرحال پای مفاهیم مذهبی هم به میان برنامه های تلویزیونی باز شد.

و اما نقاط ضعف.

دقیقا چند مولفه مورد اشاره در مطلب دوست بزرگوار آقای الله کرم مشتاقی مورد اشاره من بود و اولین فرصت را برای بیان آنها جویا بودم . از خواندن مطلب ایشان بسیار متعجب شدم و فهمیدم این موضوعات به چشم همه آمده .

اگر توجه کرده باشید ، محور هر دو سریالی که به نحوی به سعید آقاخانی مربوط شد ، "دروغ" بود. دروغ ، "شاکله ، محور ، ابزار و اجراء" شکل گیری داستان ها را برقرار می کرد. لحظه ای در این فیلم ها نیست که شما شاهد دروغگویی مکرر و بی درد وجدان کاراکتر ها نباشید. همه به هم دروغ می گویند و البته که پشت سر هم و دروغهایی هم که گفته می شود ، ‌در فیلم مجاز شمارده شده و برای آنها توجیهات اجتماعی و مقبولیت هم تراشیده می شود و مخاطب با فرد دروغگو همزات پنداری کرده و در ذهن خود وی را به ذکر آن همه دروغ مجاز و ناچار حس می کند. راه راستگویی و عبور از مسیر دروغگویی های تو در تو هم چنان صعب و دشوار و تلخ تصویر می شود که مخاطب هم در آن فضا به خود چنان جراتی برای راستگویی نخواهد دید.

مولفه ی دیگر ، این سوژه ی دستشویی است ! یعنی داستان نویس و کارگردان ، از پرداختن به این لوکیشین احساس حقارت نمی کند ؟ وارد کننده این لوکیشین و زاویه به سناریوها و سریالهای طنز ، مهران مدیری است. چرخیدن وی حول این قسمت از بدن محدود به موضوعت لوکیشین دستشویی نیست و وی از "نشیمن گز ! " تا وارد شدن ضربه به نواحی حساس بدن هم محملی برای رسیدن به نواحی مربوطه استفاده می کرد. اما آیا این حقارت و پستی محتوای ارائه شده ، موجب عبرت و خجالت دیگر حضرات و اساتید این حرفه و فن نشده که دست از آن بردارند ؟ من در مجلس عروسی یک خانواده طبقه پایین حضور داشتم و دیدم یکی از اقوام همین خانواده با استفاده از یک عینک تغییر چهره و دستمایه قراردادن همین نواحی بدن چه طنزی را برای سرگرمی حضار براه انداخته بود. اما حضرات مدعی تسلط بر الف تا یاء طنز ، چیز بیشتری در چنته از آن فرد عامی نداشتند‌؟

بحث مهم بعدی تمرکز روی رقص است. به طرز توهین آمیز و نگران کننده ای موضوع رقص دسته جمعی خصوصا با محمل رقص در عروسی با فشار هرچه تمامتر و دست زدن به تاکتیک تکرار  ، در حال تزریق شدن به لایه های زندگانی مردم است و چنان این عمل با شدت و حدت در عید امسال مشاهده شد که انگار رقص جزء لاینفک زندگی ایرانی است و اگر ایرانی به ازای هر دامپ و دومپ یک تکانی به این کمر و گردن و دست خود ندهد ، علیل و افلیج از دنیا می رود ! از آن برنامه ای که در یک مدرسه عروسی گرفتند و همه ی اقوام و گروهها و دسته جات ایرانی را به رقص آوردند بگیر تا عروسی آقای نادرخان و حتی آقامسعود دهنمکی در دارا و ندارش .

حیرت ویژه من آن زمانی برانگیخته شد که در برنامه های کمدی کلاسیک پخش شده در شبکه ی - احتمالا ۴ - با تمرکز روی بخشها و سکانسهایی از کمدی های چارلی چاپلین مواجه شدم که در آن وی یا با شورت و یا با مایو به ایفای نقش می پردازد.

من حقیقتا بوی بسیار بدی از لابلای این موضوعات حس می کنم . بویی که اگر مسئولان صداوسیما آن را متوجه نشوند صلاحیت چراندن یک دسته بز فرهنگی را هم از دست خواهند داد.

پی نوشت :

- اینقد مطلب جا افتاده و پرمحتوا زیاد در این چند روز منتشر شده که حیرت کردم . حتما بخوانید. مثلا : آقای داوود آبادی اشاره ای به سریال دارا و ندار آقای دهنمکی کرده است . مطلبی هم با محتوای مرتبط به آن بحث باربی و همین بحث صداوسیما خواندم که توصیه به مطالعه می کنم . جناب آقای باقری قمی هم در مورد سریالهای ایرانی نوروزی تاملاتی داشته اند که جای خواندن و توجه دارد. این هم نکته ای اختصاصا در مورد فیلم چهاردیواری بقلم آقای صابر عجم . این هم توجهی دیگر به کلیات فضای رسانه ملی در نوروز ٨٩ .


 
 
 
تبلیغ ویـژه