الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

صدا و سیمای آفتابی یا رسانه آفتابه ای؟!
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

سید مصطفی میرمحمدی اشاره ها و نقدهای مهمی به سریالهای نوروزی در وبلاگش وارد کرده که باهم می خوانیم:

دانشگاه عمومی یا توالت عمومی!؟

    * آقامرتضی که دچار اسهال شدیدی است، نادر را در بیمارستان می بیند و فورا با پدر نادر تماس می گیرد تا او را در بیمارستان گیر بیاندازد. همسر قلابی نادر متوجه قضیه می شود و سر فرصت وقتی آقامرتضی از شدت اسهال وارد توالت می شود در آن دستشویی را از بیرون می بندد و آقامرتضی از شدت بوی گند درحال خفه شدن است.

    * عزیزآقا و ماهی خانم به دنبال بهرام کلاهبردار به توالت پارک می رسند. بهرام فورا وارد توالت می شود و در تک تک توالتها را می زند که صداهای اههههن و اوهههههن از درون توالتها بلند می شود. بهرام ناچار می شود با چوب وسیله تمیز کردن دستشویی، در ورودی را از پشت ببندد.

    * تیمور به دنبال صدای موبایل متوجه می شود که عطا درون توالت مشغول صحبت کردن پشت سر تیمور است. فورا در دستشویی را باز می کند. عطا که با یک پیژامه روی توالت فرنگی نشسته است هول می کند و سریع بلند می شود. تیمور از شدت بوی گند شکایت می کند و خطاب به عطا می گوید "مگر اینجا خر، چال کردی؟"!

پاراگرافهای بالا محتوای سکانس هایی است که فقط درطول دیشب 89/1/8  از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. اولی مربوط به سریال چاردیواری که اساس فیلمنامه روی دروغ شکل گرفته است. دومی مربوط به سریال زن بابا است که در کمال تعجب و وقاحت تیتراژ ابتدایی این سریال عبارتست از انیمیشنی از رقص پای یک مرد با شلواری سفید و کفشی مشکی و سومی برمی گردد به سریال دارا و ندار که شوخیهای کلامی زشت در آن کم نیست و مقوله "توالت" و "آفتابه" در آن تبدیل به یک جریان شده است!!

البته شوخیهای مستراحی در این سریالها محدود به این سکانس ها نیست و مخصوصا دو سریال دارا و ندار و زن بابا درطول قسمتهای قبلی از رانت دستشویی برای خنداندن مردم بهره زیادی برده اند. اساسا سیاستهای رسانه ملی دراین چند ساله به این طرف سوق پیدا کرده که توالت، تبدیل به جزئی از اجزاء لایتجزای طنز تلویزیونی شده است.

حرکات جواد رضویان، مهران مدیری و سیامک انصاری را پشت در دستشویی در سریال پاورچین فراموش نمی کنیم. فراموش نمی کنیم که رضا عطاران در بزنگاه آن قدر با دستشویی شوخی کرد که برخی پیشنهادکردند اسم این سریال را بگذارید آبریزگاه! درهمین سریال بزنگاه وقاحت به حدی رسید که رضا عطاران درحالیکه در دستشویی قرارداشت خطاب به خانواده اش گفت: "اینجا بوی بابا رو میده"! تیم سیکا که مخفف سیفون و کاسه توالت بود در سریال مرد دوهزار چهره یکی دیگر از شیرین کاری های رسانه ملی در این رابطه بود.

"دانشگاه عمومی" آرمانی بود که امام خمینی(ره) برای رادیو-تلویزیون تعریف کرده بود اما کجایی ای امام که این دانشگاه عمومی تا سطح یک توالت عمومی تنزل یافته است! هر روز که می گذرد بیشتر و بیشتر به فلسفه این واکنش امام خامنه ای(روحی فداه) که در اقدامی بی سابقه برای انتصاب یکی از مدیرانش ضرب الاجل یکساله تعیین فرمودند، پی می برم.

ـــــــــــــــــــــپی نوشتـــــــــــــــــ

    *      همین جا از تمام سایتهای مربوط به ضدانقلاب و خواص خائن، ترسو، دوپهلو، سه پهلو اعم از حضرت استوانه و سردار سابق و دکتر خلبان و شیخ دکتر و آقای در غلتان و... که بخواهند از این مطلب سو استفاده کنند ابراز برائت می کنم.

    *      علاوه بر این، نقد دیگری نیز به آقامسعود ده نمکی دارم. آقای ده نمکی! ملاک حق و باطل دارایی و نداری نیست دارایی به همراه زهد اتفاقا بسیار پسندیده است و سیره امیرالمومنین نیز به همین منوال بوده است. ماجرای درآمد امیرالمومنین از فروش خرمای نخلستانهایشان را که خوانده اید و البته نداری به همراه عدم مناعت به هیچ وجه پسندیده نیست. من از امثال رشیدپور و فلاحیان بیزارم و جهت انتقادهای آنها را کاملا سیاسی و شخصی می دانم. لکن مراقب باشید بددهنی و حرکات وقیحانه و همچنین ملاک شدن دارایی و نداری، تبدیل به یک جریان در فیلمسازی شما نشود کما اینکه متاسفانه تاکنون این امر اتفاق افتاده است.

پی نوشت پاسداران :

١- در سریال آقای دهنمکی موضوع توالت فراتر از این یک نکته بود. آقای فتل خان که تمام تماسهایش را باید از درون توالت برقرار کند و آقای شمالی اهل کمربندی هم که آفتابه را برای فتل به ارث می گذارد ! بزن و برقص را هم که فراموش نمی کنیم و همراهی آقای دهنمکی در این محورها با مابقی حضرات را ارج ! می نهیم !

٢- یکی از برنامه های تخصصی سینمایی در شبکه چهار فیلمی تقریبا بی معنا و کسل کننده را در قالب بررسی فیلم های پیشکسوتان طنز سینما به نمایش گذارد که در نریشین فارسی ، تاکید کرد درک این فیلم برای مخاطب عادی بسیار سخت خواهد بود. در این فیلم ، من چیز عجیبی احساس کردم . بنظر من این فیلم فقط بخاطر یک نکته پخش شده بود و آن ، لخت بودن پای تمامی - بلا استثناء - زنان حاضر در فیلم تا تقریبا زانو و برخی ها بیشتر بود. جالب آنکه این فیمل مطابق داستان خود تعداد زیادی زن در صحنه داشت . این همان صداوسیمایی است که متظاهرانه برخی عریانی های بسیار کمتر از این در ناحیه ی پا را با روتوش دیجیتال می پوشاند ( که البته کار درستی است اما مشکل در ریای مبنای آن و عدم یکدستی سیاستها در این رسانه است ) .

٣- تمرکز انحصاری بر سریالهای داخلی و یا فقط برخی فیلم های خارجی نمایش داده شده کار غلطی است. بیاد داشته باشید که تعداد زیادی از عناصر ضد انقلاب سابقه فعالیت در صدواسیما دارند و یادمان نرفته که آن پسرک بی تربیت زیر ابرو در رفته ی فارغ التحصیل دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی در رشته مهندسی ! در تلویزیون ، بلنگوی فریادهای ضد انقلاب علیه سردار رادان شده بود ! من خودم با چشمان خودم حضور کاریکاتوریست اپوزیسیونی مثل بزرگمهر حسین پور و برخی دیگر از عناصر رسانه ای و غیر رسانه ای اپوزیسیون در صداوسیما به بهانه اجرای یک برنامه تخصصی را شاهد بوده ام . جریان معارضه با مبانی انقلاب اسلامی و عملیات منفی نرم علیه انقلاب در این سازمان یک ماجرای عمیق و ساخت یافته است که منحصر در سریالها و فیلم ها نیست و در بافت و ذات صداوسیما نضج یافته و فقط تا حدودی معاونت سیاسی این سازمان از آن دور مانده است. این جدا از کج فهمی ها و بدفهمی ها و نفهمی های فرهنگی عادی است که یخه ی لشکر بزرگ عناصر فرهنگی ! مشغول به کار در مصادر فرهنگی را گرفته است.


 
 
 
تبلیغ ویـژه