الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

بنگاه تعلیمات اسلامی یا جعبه جادویی؟
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

نویسنده وبلاگ باران در وبلاگش در مورد سریالهای نوروزی اینگونه نگاشته است‌:

شهید آوینی:"در این سوی زمین، ما با تلویزیون همچون جعبه جادویی که خیلی کارها از آن بر می آید ولی ما شیوه های استفاده از آن را در خدمت اهدافمان نمی دانیم، روبه رو شده ایم. "آینه جادو/ج3/ص237"

 آقای ضرغامی بخواند
 آقای ده نمکی بخواند
 آقای سیروس الوند بخواند

و... همه ی آنها که دغدغه ی فرهنگ ایرانی و اسلامی دارند بخوانند...

سخنم را با جمله ی ارزشمندی از امام راحل آغاز می کنم:

"تلویزیون باید بنگاه تعلیمات اسلامی باشد."         31/2/1359

طی چند سال گذشت شاید بتوان گفت رسانه ی ملی امسال از هر جهت سنگ تمام گذاشته بود و بر خلاف مناسبتهای گذشته همچون ماه محرم و دهه فجر و ماه مبارک رمضان که تقریبا دست خالی بود ، با دستی پر به استقبال بهار آمد.

 این یک تعریف نیست یک واقعیت است. شاید پخش نکردن فیلم های سینمایی تکراری را بتوان گام بلندی در رسانه ملی دانست. یا هماهنگی در پخش سریال ها و تخصیص دادن ساعت مناسب جهت پخش آن ها. پخش مستند های  زیبا و ... هم از نکات مثبت رسانه ملی در نوروز امسال بود.

 اما سخن اینجانب در اینجا نوشابه باز کردن و کارت پستال فرستادن برای جناب ضرغامی نیست . این ها را گفتم تا ایشان ملتفت شوند که چشم دیدن خوبی ها را نیز دارم . سخن بنده بر سر محتوا و مضمون  و نقاط ضعف سریال های نوروزی است. سریال هایی که فردای اتمام پخش آن، رسانه ملی راه می افتد و برای نظر سنجی از مردم در مورد آن ها چند ین گزارش مفصل تهیه می کند و مکرر در قسمت های مختلف خبر! انعکاس می دهد. بعد از دو روز هم خودشان از خودشان تقدیر و تشکر به عمل می آورند .

 و دریغ از یک برنامه ی نقد و بررسی!

و شهید آوینی دغدغه ی من را چه جالب بیان کرده است:

وقتی نظر غالب دست اندرکاران صاحب تصمیم در ارگان ها و رسانه های فرهنگی جمهوری اسلامی این است که سینما و تلویزیون وظیفه ای جز پر کردن ساعات فراغت مردم با تفنن و تفریح ندارد؛ دیگر چگونه می توان امیدوار بود که ذائقه بیمار تماشاگران سینما و تلویزیون معالجه شود؟

شهید آوینی/آینه جادو/ ج3/ص202"

واقعا وظیفه رسانه ملی چیست؟ آقای ضرغامی کاش می توانستید از اعتماد رهبر ی در خصوص انتخاب مجدد شما بهتر استفاده کنید.

چرا مخاطب را حقیر و عامی تصور می کنید  و انتظار دارید به علت خندیدن های مقطعی و زود گذر به شما به به و چه چه بگوید. مگر نمی گویند رسانه دانشگاه است. شما در سر کلاس درس ملی ، به شعور مخاطب توهین می کنید و سطح سواد و ادب و فرهنگ او را از آنچه بوده به کمترین حد ممکن تنزل می دهید.

تلویزیون یک دستگاه سرگرم کننده نیست، یک دستگاه آموزنده است.

مقام معظم رهبری 15/9/68

از شما می پرسم ، آیا شما به اتفاق اعضاء خانواده ی خود پای این سریال ها نشسته اید؟

 آیا دیالوگ های زننده و زشت و بی ادبانه ی سریال زن بابا، دروغ های مکرر و دغل بازی های نادر در سریال چار دیواری، و کارکترهای طولانی و لوده گی های بی مزه ی سریال دارا و ندار  شما را به خنده واداشته است؟  شاید بد نباشد جملات  مقام معظم رهبری را بار دیگر مرور کنید:

هویت حقیقى جامعه، هویت اخلاقى آنهاست؛ یعنى در واقع سازه‌ى اصلى براى یک اجتماع، شاکله‌ى اخلاقى آن جامعه است و همه چیز بر محور آن شکل مى‌گیرد. ما باید به اخلاق خیلى اهمیت بدهیم. صدا و سیما در زمینه‌ى پرورش و گسترش و تفهیم و تبیین فضیلت‌هاى اخلاقى باید برنامه‌ریزى کند؛ یکى از اهداف صدا و سیما در همه‌ى برنامه‌ها باید این باشد.

اینها خلقیات و فضایل اخلاقى ماست. صدا و سیما خودش را متکفل گسترش این خلقیات بداند. شما در هر برنامه‌یى که مى‌سازید، در هر سریال تلویزیونى، در هر محاوره، در هر میزگرد، در هر گفتگوى تلفنى و در هر گزارش، متوجه باشید که این فضایل تقویت شود؛ این چیزها نقض و زیر پا انداخته نشود

بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383

قرار نیست ما به بهانه ی پر کردن اوقات فراغت و و یا خنداندن مردم و ... هر مطلب هجو و مبتذل و ضد اخلاقی را در رسانه ی ملی نمایش دهیم.

در زمینه ی سریال زن با با  حرف بسیار است. اول آنکه این سریال با دست گرفتن یک موضوع تکراری سعی کرد  به هر نحو  می تواند مبتذل ترین دیالوگ ها را از زبان بازیگران جاری سازد. متاسفانه کودکانی که تا آن زمان تحت مراقبت والدین از گفتن کلمات زشت بر حذر می شدند  از این به بعد به راحتی کلمات رکیک ( سوری ) خانم را به زبان می آورند و کسی هم جلودارشان نیست. دانشگاه ملی آموزش داده است !

 فریاد کشیدن ، دروغ گفتن ، بی احترامی به بزگتر ها، و... تنها موارد کوچک از ضعف های بزرگ این سریال است.

سریال  ها دارای ساختاری ضعیف با موضوعاتی پیش پا افتاده و تکراری بودند. سریال جناب ده نمکی که  خیلی ها انتظارش را می کشیدند آنقدر پر بازیگر بود که حوصله یبیننده را سر می برد. سریال به طور شعار گونه ای قصد القاء برخی مطالب را داشت که متاسفانه نه تنها بیننده را جذب نمی کرد بلکه بیشتر آن مطالب اخلاقی و مفید ،به سخره گرفته می شد.

از جناب ده نمکی انتظار می رفت با نساختن سریالی  با  فیلم نامه  ای ضعیف ،سابقه ی فیلم سازی خود را خراب نکند. انتخاب بازیگران ناشی و بی تجربه در زمینه ی طنز ، دیالوگ های طولانی ،  استفاده از طنز به طور مستقیم و به صورت تکراری در جای جای سریال( مانند استفاده ی نادرست از لغات لاتین  ) ، و... از نفاط ضعف فاحش سریال دارا و ندارا بود.

در سریال چار دیواری  - که شاید بتوان گفت از نظر ساختار کمی قوی تر از دیگر سریال ها بود-  باید گفت متاسفانه  ما همچنان شاهد آن هستیم که بازیگر شخص اول ، با همه ی دغل کاری ها و دروغ ها و فریب هایی که به همه و حتی پدر و مادر خود می دهد، در نهایت خوشبخت می شود و  به خوبی و خوشی  به خانه بخت می رود و نه تنها  به هیچ عقوبتی دچار نمی شود بلکه تمامی رفتارهایش توجیه شده، منطقی و مستدل به نظر می رسد، تا جائیکه بیننده همواره آرزو دارد بازیگر نقش اول- نادر-  دستش پیش کسی رو نشده و به اهداف خود برسد.

چرا ما باید مفاهیم ضد اخلاقی را در جامعه به همین راحتی  اخلاقی و توجیه پذیر به تصویر در آوریم. چرا در سریال ها همه خیلی راحت به هم دروغ می گویند. سر پدر و مادر خود کلاه می گذارند و در نهایت اسم اش را می گذارند زیرکی و زرنگی!

 باز هم جناب ضرغامی را به بازخوانی فرمایشات مقام معظم رهبری دعوت می کنم:

یکى از مقوله‌هاى بسیار مهم و یقینا یکى از ضرورتهاى جامعه، لبخند است. لبخند یکى از نیازهاى زندگى انسان است. زندگى بى‌شادى و بى‌لبخند، زندگى دوزخى است. زندگى بهشتى، زندگى با لبخند است. حضرت على فرمود: «المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه»؛ اگر غصه‌یى دارید، باید در دلتان نگه دارید؛ مؤمن این‌طورى است. لبخند و شادى مؤمن در چهره‌ى اوست. اصلا چهره‌ها باید شاد باشد. اگر با چهره‌ى خودتان مى‌توانید به جامعه شادى بدهید، باید این کار را بکنید. ... مراقب باشید شادى در مردم با لودگى و ابتذال و بى‌بندوبارى همراه نشود؛ از این طریق به مردم شادى داده نشود. همه‌جور مى‌شود به مردم شادى داد؛ از نوع صحیح آن شادى داده شود. گاهى اوقات یک لطیفه یا یک تعبیر بجا مخاطب را شاد و خوشحال مى‌کند؛ گاهى هم ممکن است یک آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند آن‌طور شادى را ایجاد کند. شادى کردن و شادى دادن به مردم، به‌معناى لودگى نیست. 

بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383

متاسفانه صدا و سیما در دام رقابت با رسانه های بیگانه دچار سردر گمی محتوایی و مضمونی شده است. گویی هیچ فیلم نامه ای قبل از ساخت تله فیلم ها و سریال ها ، توسط صاحب نظران مطالعه نمی گردد. صدا و سیما هدفش از سطح کیفی به سطح کمی تنزل یافته است . مدام هم در زیر نویس های تلویزیونی از بینندگان خواسته می شود که سوژه بدهند تا آنها فیلم بسازند. اگر قرار است در جنگ نرمی که با ابزار رسانه به راه افتاده است پیروز شویم تنها راه ، جذب مخاطب به هر وسیله ای نیست. افزایش تعداد بینندگان بدون رساندن پیام به آنها شاید بتواند در مقطع کوچکی برگ برنده باشد اما در مدت طولانی جواب نمی دهد.

... تأثیر برنامه را در مخاطب درنظر بگیرید، نه فقط افزایش بیننده را. البته یکى از سیاستهاى درست صدا و سیما این است که بینندگان خود را افزایش دهد، که خوشبختانه موفق هم شده و آمارها نشان مى‌دهد که هم درصد بینندگان تلویزیون و هم درصد شنوندگان رادیو در این چند سال خیلى خوب افزایش پیدا کرده است؛ این سیاست درست و صحیحى است؛ همه‌ى رسانه‌هاى دنیا هم هدفشان این است و شما هم مى‌توانید با این کار حتى قصد قربت کنید؛ منتها فقط این کار نباید هدف باشد، بلکه باید ببینید تأثیر این برنامه در مخاطب چیست. گاهى اوقات افزایش مخاطب به قیمتى است که نمى‌ارزد. آنها جذب مى‌شوند، اما به چه جذب شده‌اند؟ به چیزى که یا منفى است و یا خنثى.

بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383

 در مورد بیانات آقا باید گفت: جانا سخن از زبان ما می گویی  .... اما کو گوش شنوا!

  از آنجایی که نقد سازنده باید همواره در کنار خود پیشنهاد سازنده ای هم داشته باشد در این راستا پیشنهاد خود را ارائه می کنم.

 از جناب آقای ضرغامی می خواهم که با تشکیل گروهی تحت عنوان(( گروه ساخت سریال های مناسبتی)) به طور ویژه و خاص به این مقوله بپردازند. چه خوب است اگر  4 الی 5 ماه قبل از فرا رسیدن ماه مبارک رمضان یا  دهه محرم و یا هر مناسبت دیگری ،طی یک فراخوان ، از صاحبان  اندیشه، نویسندگان و فیلم نامه نویسان و کارگردانان دعوت کنند تا موضوعات خود را ارائه دهند . -البته می تواند این فراخوان  برای افزایش رقابت ،به صورت جشنواره یا مسابقه نیز برگزار شود.- سپس بهترین ها از میان آثار رسیده انتخاب شده و تولید گردند.

 در ضمن به نظر بنده باید از متولیان فیلم سازی در خصوص اعتمادی که رسانه به آنها کرده است تعهد ی گرفته شود تا در صورت رها کردن نیمه کاره ی سریال ،یا عمل نمودن بر خلاف ضوابط و مقررات و کم و کاستی های عمدی ، تمام خسارات ناشی از ساخت سریال را به عهده بگیرند .

 در کنار این تعهد لازم است تا تسهیلات و امتیاز های فوق العاده ی برای دست اندر کاران ساخت سریال در نظر گرفته شود تا به ادامه ی کار تشویق گردند.

زیاده سخن راندم، اما چه کنم که دغدغه هایم بی شمار است. عفو بفرمایید.

سخن آخر:

کسی با ایجاد تفنن و سرگرمی برای مردم، به طور محدود و حتی المقدور با غایات کمال طلبانه مخالفتی ندارد، اما جذب انسان ها به سوی اهدافی که با حیات طیبه انسانی مخالفت دارد، ظلمی است غیر قابل بخشش . 

شهید آوینی    "آینه جادو/ج1/ص15"


 
 
 
تبلیغ ویـژه