الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

ابتذال ذهن را مشوش می کند یا خطبه ی انتقادی؟
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

آقای جواد شمقدری در مصدر معاونت سینمایی وزارت ارشاد با نوشتن نامه ای سرگشاده - و به اینجانب بی ادبانه و مهاجم ! - حضور نماینده محترم ولی فقیه در خراسان رضوی حضرت آیت الله علم الهدی، ادعا کرده خطبه ی انتقادی و صریح ایشان در نقد سیاستهای سینمایی وزارت ارشاد ، ذهن مردم را نسبت به دولت تخریب می کند.

جناب حضرت آقای شمقدری ، کارگردان محترم دیروز و امروز سینما و تلویزیون و البته مدیر عالی رتبه امروز !

آنها که پای منبر آیت الله علم الهدی می نشینند قطعا از جنس انسانهایی که بخاطر حرفهای مزحرف و آلوده سران جنبش سبز به دولت بدبین شده و ذهن آنها خراب شود نیستند. این روحانی معظم همان کسی است که در روز راهپیمایی تاریخی نهم دی سخنران این صحنه بود و در خط دفاع از نظام اسلامی در خطوط اول و مقدم حرکت می کند.

اگر نمی دانید بدانید که وی یک شخصیت برجسته علمی حوزوی و دانشگاهی است و مدتها مهمترین معاونت علمی یک دانشگاه ، یعنی معاونت آموزش دانشگاه امام صادق علیه السلام که یکی از مهمترین مراکز تدریس علوم انسانی کشور است و رتبه خوب علمی برای ورود به آن لازم است را اداره می نمود. شک ندارم با این دانشگاه و رتبه و مرتبه علمی و محتوای سالم و هدفگیری صحیح اداره آن که در دستان حضرت آیت الله  مهدوی کنی است آشنا هستید. پس حواستان باشد چه می گویید و چه می کنید.

بدون شک شما در سخنرانی ایشان در نماز جمعه هنگام ارائه خطبه ها حضور نداشته اید. آیا منکر آن هستید ؟

آنچه که شما از این خطبه در اختیار دارید یا متکی به آن چیزی است که به شما گفته اند ، یا متکی به اخبار رسمی رسانه ها است. جهان نیوز که متن نامه شما را نیز منتشر کرده است . فارس نیوز نیز انتقادات ایشان به فضای سینمایی کشور را چنین منتشر نموده:

...خطیب جمعه مشهد ادامه داد: گاهی یک فیلم و سریال طنز بدون کاربرد آیه و حدیث و روایت در آن با پشت زمینه دینی شاید بیش از 50 خطابه و سخنرانی بر مردم اثر می‌گذارد که این هنر دینی محسوب شده و ارزشمند است که در نوروز امسال در صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران شاهد نمونه‌هایی از این کارهای ارزشی بودیم که جای تقدیر دارد. وی با بیان اینکه خوشبختانه صدا وسیما نشان داد به سمت فیلم‌ها و سریال‌هایی گام برداشته که معرفت شناسانه و در ترویج ارزش‌های دینی است، عنوان کرد: آنها به خوبی توانستند ترویج راستگویی و پرهیز از کذب و دروغگویی را به وسیله طنز تثبیت کنند که این خود یک عبادت مورد قبول خداوند خواهد بود و کار این هنرمند در محضر امام عصر(عج) مورد قبول است...

خطیب جمعه مشهد خطاب به برخی مسئولان که می‌خواهند یک سری از فیلم‌های ممنوعه را آزاد و اکران کنند، گفت: فکر نکنید با این عملتان به هنر خدمت خواهید کرد، بلکه این کار شما جنایت در حق هنر است.وی با بیان اینکه شما با این فیلم ابزار آموزش دخترربایی و ترویج فساد و سوءاخلاق را در کشور قرار می‌دهید، گفت: رهبری در زمینه عدم انجام این کار تاکید کردند و شما آنقدر در عمل فاسد خود اصرار دارید که می‌خواهید در برخی شهرستان‌های دیگر اکران کرده و عواقبش را برگردن شورای فرهنگ عمومی آنها بیندازید اما مردم ما شیطنت را خوب می‌فهمند. علم‌الهدی گفت: این کار شما از بین بردن شخصیت هنرمندان است که یک کارگردان پول‌پرست که هنرش را زیر پای شهوت مردم ریخته تا پول جمع کند به بهانه تشویق هنرمندان به روی آوردن به هنر دینی با این کار بخواهید تشویق کنید.وی ادامه داد: اگر نیت شما فاسد نیست، اما عملتان فاسد است پس مراقب کارتان باشید.

لابلای این کلمات ، من که ندیدم ایشان بفرمایند از کسی چیزی شنیده و بر اساس آن قضاوت کرده اند. اما در متن نامه شما خواندم که قضاوت شما بر اساس شنیده های شما از محتوای این خطبه است. اگر اتکاء به شنیده ها در مورد یک موضوع غلط است و صرفا موجب ابطال اظهارنظر ، شما که خود به آن رسما اعتراف کرده و مبتلائید. اما من در سخنان ایشان چنین ندیدم. و اگر خیر ، چرا از این زوایه به ایشان تاخته اید ؟

به گزارش جهان نیوز ، اما شما در متن نامه خود می گویید : "شنیده‌ام" حضرت‌عالی در سخنرانی نماز جمعه مشهد موضع تند و سخنرانی آتشینی علیه بعضی سیاستهای سینمایی و هنری وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی داشته‌اید.

پس تکلیف موضوع اتکاء به شنیده ها را روشن کنید.

نکته دیگری که مرا وادار به نوشتن این انتقاد تند نسبت به شما کرده است این است : اگر واقعا آنچه که آیت الله علم الهدی بقول شما علیه آن سخنرانی آتشین کرده ، حقیقتا بعضی از سیاستهای شما است ، که دیگر چه جای سخن ؟ ا

گر شما مدعی بودید آنچه که ایشان فرموده است ربطی به سیاستهای شما ندارد و چنان سیاستهایی در ارشاد وجود ندارد ، مرا مجبور به اثبات صحت می کردید ، اما با چه رویی در حالیکه رسما اعلام می کنید آنچه که مورد انتقاد صریح ایشان واقع شده ، " بعضی سیاستهای سینمایی و هنری وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی " است ، دیگر چه کلامی بیشتر می توانید بگویید ؟

فکر می کنید اینکه امروز می توانید در سربرگی نامه بنویسید که آرم جلاله نظام مقدس اسلامی بالای آن نقش بسته ، به شما اجازه می دهد هر سیاستی را پیگیری کرده و نهایتا آن را اینچنین بر سر علما نیز کوبیده با این لحن مهاجم به پاسخ دهی به آنها وارد شوید ؟ شما خوب می دانید آنها که چنین تصوراتی را داشتند ، امروز به مکتوب نویسی افتاده و دیگر از منبر بی.بی.سی با دنیا سخن می گویند. بنظر من شما گاه شان و  هویت و شخصیت خود را که یک کارگردان – البته متعلق به جریان سینمای متعهد ! – است را فراموش کرده با دیدن آن دفتر و تشکیلات اداری ، جایگاه تئوریک والاتری برای خود قائل می شوید ؟ !

وقتی یک متخصصص صاحب نظر علوم دینی ( یعنی روحانی مجتهد ) بخشی از سیاستهای علنی شما – که در آثار مجوز یافته متبلور است و نیازی به برگزاری جلسات محرمانه و ملاقاتهای خصوصی برای بیان و فهرست کردن آنها نیست – را غیر اسلامی می داند ، شما با کدام ویژگی علمی و فقهی به این نتیجه رسیدید که آنگونه نیست؟ البته خدا را شکر ، در اینکه آنچه که مورد انتقاد و بقول شما حمله آتشین ایشان قرار گرفته ، سیاستهای خود شما است ، با هم هم نظریم !

آقای شمقدری
هیچ نیازی نیست که آیت الله علم الهدی به شنیده ها اکتفا کند ! آنچه که سیاست شما است ، روی پرده های سینما و در سی دی فروشیها و ویدئوکلوپها علنی و قابل مشاهده است است و همانگونه که خود نیز گفته اید ، دقیقا سیاستهای شماست. پس دیگر چه نیاز به جلسه و تماس تلفنی و کذا و کذا ؟

آقای شمقدری ! شنیده ای لازم نیست. فیلم ها روی پرده است ! می رویم حرم امام رضا را زیارت کنیم ، در راه "باید" "اجبارا" ساعت ها فیلم های منحرف را در اتوبوس برایمان پخش کنندکه شما مجوزر داده اید ! خدا انشاء الله اجر اعمالتان در این سیاست گذاری را حتما تقدیمتان کند ! اگر فیلمهای مذکور در سینما باقی می ماند ، می توانستید ادعا کنید آقای فلانی ! شما نرو به سینما و نبین ! اما وقتی در قطار و اتوبوس که تنها وسیله اصلی مسافرت عمده جامعه ما هستند ، مجبور به تماشای این تصاویریم و اگر هم درخواست عدم پخش آن را کنیم با نیش و کنایه هایی که متکی به آرم و لوگوی میز و صندلی شما است ، مواجه شده و ناکام می مانیم . آیا قدر یک آنگستروم ثانیه ، به این موضوع فکر کرده بودید که عمده مردم متدین ، به مشاهده آنچه که شما "مجاز" کرده اید ، "مجبور" می شوند ؟

معاون شما ، آقای سجادپور ، در برنامه زنده مناظره ی با اجرای دکتر یامین پور ، بصراحت "اعتراف" کرد که محتوای آنچه "مجاز" کرده اید ، حتی از سوی وی و شما نیز نه تنها قابل دفاع نیست که مورد رد هم هست و سر آخر مجبور شد از دیوار "سیاستهای محرمانه" ای  آویزان شود که کسی اجازه ندارد آنها را بداند چرا که می سوزد ! 

حال بفرمایید ببینم بر اساس کدام بند از وظائف خود ، اجازه یافته اید فیلمی را که بر اساس تمام اسناد بالادستی که چهارچوبه ی اعمال و سیاستگذاریهای شما را در حوزه وزارت ارشاد – نه شورایعالی امنیت ملی ، نه وزارت اطلاعات ، نه مجمع تشخیص مصحلت نظام یا هر مجموعه امنیتی مصلحت شناس کشور –مشخص می کند ، مردود است ، جواز اکران بدهید ؟!


آقای شمقدری. این تنها سکولارها هستند که از معیارهای دینی واخلاقی جامعه معیارهایی کلان تر دارند که مبدل به نظام سکولاریزم شده و بر اساس سیاستهایی ، اچازه عبور از هرمعیاری را بخود می دهند ! اما بد آنکه ، شما هیچ دستوری از مراجعی که مصلحت های صحیح دینی جامعه مسلمانان که در احکام ثانویه مطرح است را نیز به شما ابلاغ نکرده و انچه که کرده اید به اعتراف شما بر اساس سیاستهای خود شما بوده است !

شما در نامه تند خود به حضور ایشان آورده اید : "...چگونه است حضرتعالی بدون آن که درصدد شنیدن استدلالات و توضیحات و مستندات اتخاذ تصمیمات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص رفع توقیف از بعضی فیلم‌ها بر آیید صرفاً بر اساس گزارشات و نظرات مخالفان این تصمیمات برکرسی قضاوت نشسته‌اید"

مستند شما برای این ادعا چیست ؟ چگونه توانسته اید ادعا کنید آنچه که ایشان را به این موضعگیری رسانده است ، نظرات مخالفان است ؟ من نمی توانم تصور کنم که منظور شما از مخالفان ، کسانی جز مخالفان انقلاب اسلامی ، مخالفین نظام اسلامی یا در ضعیف ترین وضع ، مخالفین دولت و ریاست محترم جمهور است ! زیرا اگر معیار ارتداد انتقاد یک فرد ، مخالفت او با شخص شما یا رئیس شما یا مرئوس شما باشد که حجت رد استدلال نخواهد بود ! مطمئنم نظر شما چنین نبوده است ( که اگر غیر از این است بگویید تا تکلیف خود را دانسته و موضعگیری متناسب را اتخاذ کنیم ! ) . بر این اساس ، من تعجب می کنم شما چگونه به این ذهیت رسیده اید که اولا : مخالفنا انقلاب و نظام اسلامی و ویژگیهای مثبت دولت نهم ، با فیلمهای مبتذل و پوچ که چه عرض کنم ، خطرناک و مهمی که شما مجاز نموده اید کوچکترین مشکلی دارند و ثانیا : این افراد مورد اعتماد و وثوق مجتهد عالمی همچون آقای علم الهدی قرارگرفته ، ایشان از سوی آنها کانالیزه شده  و موضعگیریهای خود را بر اساس داده های مخالفان نظام و انقلاب و ویژگیهای مثبت دولت تنظیم می نماید ؟!

آقای شمقدری !
این بازی را تمام کنید.
کتاب قانون و خروس جنگی و دنیای شیرین و ... تبدیل به مقدمه و دعای پایان زیارت حرم امام هشتم ! مردم شده است ! مخالفان دولت و عناصر غیرولایتمدار مگر با این فیلم ها مشکلی دارند که این نقدها را به آنها منتسب می کنید؟! درست است که به دولت بارها سیاسی حمله می شود. اما این حق را شما ندارید هر نقدی را ولو با زبان صریح بیان شود به امور سیاسی بچسبانید. من یک بار ندیدم در روزنامه های دوم خردادی این فیلم های سخیف نقد و رد شوند. شما دیده اید ؟

در نامه خود نوشته اید : "...آیا سزوار است اذهان هزاران نمازگزار مؤمن را نسبت به خادمان خود در دولت اصولگرای ولایی مشوش کنید... چه اصراری وجود دارد چهره این خادمان بی‌منت نظام، در اذهان مؤمنین مشوش شود؟! سود این تردیدها به نفع چه جریان و گروه‌هایی خواهد بود؟"

آقای معاون سینمایی !
به سبکی سخن می رانید که مردم فکر می کنند سالهاست در چهارچوبها های سیاسی و امنیتی و سیالستگذاری این کشور مطابق هدایتهای رهبر معظم انقلاب اسلامی آنچنان استخوان خرد کرده و دود چراغ خورده اید که دیگر هرآنچه انجام دهید ، بگویید و بنویسید و صلاح بدانید ، عین نص سیاستهای انقلاب اسلامی است ! آنچه که ذهن مردم را مشوش می دارد ، آلودگیهای فرهنگی و اجتماعی واخلاقی وسیاسی است که این فیلم ها به درون جامعه پمپاژ می کنند. حضرت کارگردان . ذهن مردم با نمایش این فیلم ها مشوش می شود . نه انتقاد هرچقدر صریح نماینده ولی فقیه ! نبرد نرم را به سفره خانه های مردم می کشید و دم از ضرر تضعیف نیروهای انقلابی می زنید؟ این ادبیات شما چقدر آشنا و تکراری است ! گویا در دوره اصلاحات ! و سازندگی ! خیلی به گوشمان خورده است !

معاون محترم وزیر ارشاد ! برای آنکه تضعیف نشوید ، اعمال و سیاستهای ضعیف را کنار بگذارید. نه آنکه با حمله های چنین بی پروا ، علمای تیزبین و صادق را به سکوت وادار کنید. مگر در جلسه ای که تقاضای ان را در این نامه سرگشاده کرده اید ، مطالبی بیشتر از آن "محرمانه ها" ی آقای سجادپور ارائه خواهید کرد ؟ جواب این محرمانه سازی ها که روشن است. این محرمانه سازی ها و عمل بر اساس آنها اصولا در صلاحیت شما نیست. آیا مرجعی بالادستی شما را به عمل به مصلحتی وادار کرده ؟ یا اینکه صراحتا اعتراف دارید این سیاستهای – البته به اعتراف آقای سجاد پور ، محرمانه ی – خود شماست که زیر سئوال است و چنین عواقبی را در پی داشته ؟ هرچقدر سجادپور که مدیر موضوعی شما در این موضوع است ، توانست چیزی در آن میدان مناظره از این حیث در چنته داشته باشد و نهایتا کارش به اعتراف به آلوده بودن این محتوا نکشید ، شما هم می توانید که مدیر بالادستی هستید !

پی نوشت :
1- آقای شمقدری اگر می خواهد بداند چه چیزی مورد استقبال دشمن و موجب ایجاد اختلاف در جامعه می گردد و مستمسک جوسازی علیه نیروهای ارزشی و اصولگراست ، بدنیست متن این خبر سایت مزخرف جرس را بخواند  و لابلای جوسازیهای بی ریشه و متوای جرس ، سهم خود در آتش تهیه دهی به دشمن را حسات کند ! انشاء الله که مشکل فیلترینگ ندارید ! :)
2- البته انتساب نقد محتوای فرهنگی به جریان دوم خرداد ! بار دوم است که از سوی  یک نیروی منتسب به جریان اصولگرا رخ می دهد. در برنامه نقد فیلم دارا و ندار هم مسعود خان دهنمکی لطف کرد و ماها را هم جزو نوکسیه ها و جریان سیاسی مخالف قرار داد !


 
 
 
تبلیغ ویـژه