الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

بیداری اسلامی و عزت ایرانی ،‌ آنچنان که روح الله آموخت...
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

برادر محمد صالح مفتاح طی "موج وبلاگی چهارده خرداد " مرا به نوشتن مطلبی در باره امام راحل دعوت کرده است. آنچه در ادامه می آید ، پاسخ من به این نکته است.

چهاردهم خرداد یادآور مصیبت فقدان پدر عظیم‏ الشأن این ملت است .

امیدوارم خداوند متعال به همه‏ى ما توفیق عنایت کند که بتوانیم با تکرار خاطره‏ ى این بزرگمرد تاریخ اسلام توشه‏هائى براى حرکت خودمان، حرکت ملت ایران و حرکت امت اسلامى برگیریم.

در جمع‏بندىِ توصیه‏ها، شعارها و مطالباتى که امام راحل (ره) از مردم، از مسئولان، از آحاد مسلمانان جهان داشته‏اند، دو پرچم برافراشته را در دست امام قابل ملاحظه است:

پرچم اول پرچم احیاء اسلام؛ یعنی به عرصه آوردن این قدرت عظیم و لایتناهى‏ و پرچم دوم، پرچم عزت و سربلندى ایران و ایرانى  است.

در توصیف پرچم اول که یک بعد از دعوت امام و نهضت امام است، باید گفت این پرچم ، مربوط به امت بزرگ اسلامى است. پرچم دوم هم اگرچه که مربوط به ملت ایران و ایرانى است، اما چون یک تجربه‏ى عملى از تحرک حیات‏بخش اسلام است، براى امت اسلامى امیدآفرین و حرکت‏ساز است. چون این نهضت بزرگ در ایران تجربه‏ى عملىِ بیدارى اسلام و تحقق اسلام بود، بنابراین اگرچه که به طور مستقیم مربوط به ایران و ایرانى است، اما نتیجه‏ى آن باز براى امت اسلام داراى ارزش و اهمیت است

بعد اول دعوت و تبلیغ امام راحل که از آن به پرچم یاد شد ، موجب گشت تا مسلمانان در همه‏ ى جاى دنیا احساس هویت و شخصیت کردند . بعد از کوشش های صورت گرفته در طول سالهاى متمادى برای خرد و له کردن  هویت اسلامى ، بوجود آمدن انقلاب اسلامی و پدیدار شدن قامت برافراشته ی روح خدا در منظر ملتهای مسلمان جهان ، موجب گشت تا همه ی مسلمانان عالم احساس هویت، شخصیت، و اصالت را در خود دیدند. این خود موجب گشت که در شرق و غرب دنیاى اسلام نشانه‏هاى بیدارى مسلمانان پدیدار گردد : ملت فلسطین بعد از ده‏ها سال ناکامى جان گرفت و جوانان کشورهاى عربى که بعد از شکستِ در سه جنگ دولتهای عرب با رژیم صهیونیستى دلمرده و مأیوس بودند، دوباره روحیه گرفتند

این مسائل مخصوص به ایران نیست ، این امور مربوط به دنیاى اسلام است؛ - رژیم صهیونیستى ، غده‏ى سرطانى در دل کشورهاى اسلامى ، که  تا زمان ظهور انقلاب اسلامی چهره‏ى  یک قدرت شکست‏ ناپذیر را از خود ترسیم کرده بود و  بسیاری در جهان اسلام نیز به این باور رسیده بودند که رژیم صهیونیستى شکست ‏ناپذیر است ، از دست جوانان مسلمان سیلى های محکمی خورد؛ انتفاضه‏هاى فلسطینى آغاز گشت و ضربه‏هاى پیاپى چه در انتفاضه‏ى اول، چه در انتفاضه‏ى اقصى‏، چه در شکست و عقب‏نشینىِ نه سال قبل از لبنان، چه در جنگ سى و سه روزه و چه در سال گذشته در جنگ بیست و دو روزه‏ى با مردم مظلوم غزه بر رژیم غاصب وارد شد. این در حالى است که در آغاز دوران پیروزى انقلاب اسلامى ، رژیم صهیونیستى از نظر دولتهاى مسلمان و ملتهاى مسلمان، بخصوص ملتهاى عرب، یک رژیم شکست‏ناپذیر به حساب مى‏آمد. این موجب شد که رژیم صهیونیستى عجالتاً شعار از نیل تا فرات را کنار گذاشته و به دست فراموشى بسپرد.  از سوی دیگر ، ملتهاى مسلمان - از آفریقا تا شرق آسیا - به فکر ایجاد نظام اسلامى و حکومت اسلامى ( بعه معنای حاکمیت اسلام بر کشورشان اما با فرمولهاى گوناگون؛ نه لزوماً با همان فرمول نظام جمهورى اسلامى) افتادند. در این مسیر، بعضى از کشورها موفق هم شدند و بعضى هم آینده‏ى نویدبخشى در انتظارشان هست .

حرکت امام راحل موجب گشت تا روشنفکران در دنیاى اسلام با امید تازه‏اى به میدان آمدند؛ همان شاعران و هنرمندان و نویسندگانى که با یأس سخن گفته و احساس شکست میکردند، بعد از پیروزى انقلاب اسلامى و پس از حرکت عظیم امام بزرگوار و ایستادگى‏ هاى این ملت، روحیه‏ ، لحن کلام ،  شعر و قلمشان تغییر پیدا کرد و رنگ امید به خود گرفت. و این رشته سر دراز دارد.

نرمتر شدن امروزی لحن دنیاى غرب در برابر ملتهای مسلمان ، در نتیجه‏ى همین بیدارى عمومى و ایستادگى در دنیاى اسلام است. وعده‏ ى بى‏تخلف خداوند که پیروزى مؤمنان را وعده کرده است، تحقق پیدا نمیکند، مگر در صورتى که مؤمنان ایستادگى ، پافشارى و جانفشانى کنند. همان مقدارى که این ایستادگى دیده شد، ورق برگشت و دنیاى اسلام در مقابل غرب از آن حالت تحقیرشدگى خارج شد.

در گذشته، دنیاى سلطه و قدرتمندان سلطه‏گر نسبت به کشورهاى اسلامى آنگونه که مورد خواست خود بود تصمیم گیری میکردند؛ و کوچکترین توجهی به نظر ملتها و دولتهاى اسلامى  نداشتند.  این ملت ها اگر نفت داشتند، بخاطر نفتشان و اگر بازار مصرف خوب و بزرگی داشتند، براى بازارشان برنامه‏ریزى می کردند و  تصمیم میگرفتند . با بیدارى دنیاى اسلام این وضعیت تا حد زیادى تغییر پیدا کرد . ملتهای مسلمان باید این تجربه را در همه‏ى دنیاى اسلام به عنوان یک تجربه‏ى موفق ، مغتنم دانسته و راه خودشان را بر اساس او تنظیم کنند و بایستی بدانند که  آنچه ملتها را عزیز و سربلند میکند، ایستادگى آنهاست.

این موضوع در خصوص دولتهای مختلف آمریکا و خصوصا دولت جدید آن نیز صادق است. حتّى این دولت نیز سعى دارد تا چهره‏ى جدیدى را از دولت ایالات متحده براى مردم این منطقه ترسیم کند. البته این امر طبیعی است. زیرا دولت قبلىِ آمریکا چهره‏ ای زشت ، منفور و خشنى از دولت ایالات متحده در نزد ملتهاى این منطقه به وجود آورده است. ملتهاى منطقه‏ ى خاورمیانه، منطقه‏ى اسلامى و شمال آفریقا عمیقا از آمریکا متنفرند؛ چون در طول سالهاى متمادى آمریکا در این منطقه دست به خشونت ، دخالت نظامى ، حق‏کشى ، تبعیض و مداخله‏هاى زورمدارانه زده است . ملتهای این منطقه از دست رفتنِ حقوق خودشان را به وسیله‏ى دولتهاى زورگوى آمریکائى در طول سالهاى گذشته مشاهده کردند و بر این اساس ، از حکومت آمریکا تنفر دارند. در نتیجه دولت جدید آمریکا درصدد است این چهره را متحول کرده و چهره‏ى جدیدى از آمریکا در این منطقه ترسیم کند. البته روشن است که این تحول، با حرف و نطق و شعار به دست نخواهد آمد. اقدامات و آمریکا عمیقاً ملتهاى این منطقه را آزرده و به آنها ضربه وارد کرده است .

دولت  آمریکا از دمکراسى و اعتبار رأى ملتها سخن می گوید ؛ اما در فلسطین، آراء مردم که یک دولتى را انتخاب کرده بودند، ندیده و به هیچ گرفت و به آن اعتنائى به آن نکرد. نتیجه این اقدام در ذهن مردم منطقه چه خواهد بود ؟

آمریکا نه فقط نسبت به حقوق ملت فلسطین، یعنى ملتى که ده‏ها سال است از خانه‏ى و میهن خود با روشهای خشونت‏آمیز و ظالمانه رانده شده است کوچکترین توجه و حمایتى نکرد، بلکه بعکس، از رژیم غاصب صهیونیستی صددرصد حمایت کرد ، و اگر فلسطینى ‏هاى مظلوم قصد انجام کوچکترین اعتراضی را نمودند آن اعتراض را "اخلالگرى" و "اقدامات شریرانه "معرفى کرد که نمونه ان را می توان در ماجرای کاروان دریایی صلح نیز مشاهده نمود. آیا اینگونه وجهه آمریکا در منطقه ترمیم خواهد شد ؟

حق‏کشى‏ هاى آمریکا در این منطقه محدود به موارد خاص نمی شود. در مورد جمهوری اسلامی و در پرونده هسته‏اى بارها اقدام به کتمان حقیقت ، خلاف واقع و دروغ گویی نموده و همیشه با خواسته‏ى طبیعی و مشروع این ملت که خود به دست آورده و آن را می طلبد مقابله کردند. ملت ما ایران بارها اعلام کرده است که می خواهد تا به صنعت هسته‏ ى دست پیدا کرده و از انرژى هسته‏اى در مسائل گوناگون زندگى صلح‏آمیز استفاده کند اما ، آمریکاییها در پاسخ ملت ایران مدعی می شوند که ملت ایران به دنبال بمب هسته‏اى است!

علت این دروغگویی چیست ؟ چرا دروغ میگویند؟ چرا ملت ایران را با این حرفها اینجور از خودشان عمیقاً متنفر میکنند؟ دولت آمریکا این گونه رفتارهاو اقدامات را در این سالهاى گذشته بارها و بارها تکرار کرده است. بارها ملت ایران و مسئولان اعلام کرده‏اند که ما نیازی به صلاح هسته ای نداشته و سلاح هسته‏اى را نمیخواهیم و در سلسله‏ى نیازها و نظام تسلیحاتى ما اصلاً نیاز اتمی وجود ندارد. ایران بارها اعلام کرده است که استفاده‏ى از سلاحهاى هسته‏اى از نظر اسلام حرام و ممنوع است و نگهداری و انباشت آن ایجاد یک خطر و دردسر بزرگ است و ملت ما بدنبال آن نیست و به آن نیازی نداریم و حتی اگر هزینه ی ساخت سلاح هسته نیز به ایران پرداخت شود و و بگویند بمب هسته ای بسازید ، ملت و مسئولین ایران علاقه ای به سلاح هسته ای ندارد . اما در عین حال در این تبلیغات چند ساله‏ى مخالفین و غربى‏ها، براى اینکه حرف باطل و زور خود را موجه جلوه بدهند، به جاى اینکه اعلام کنند که ایران به دنبال انرژى صلح‏آمیز هسته‏اى است و ما با آن مخالفیم ، میگویند ایران به دنبال بمب هسته‏اى است! آیا این حق‏کشى نیست؟

دولتهاى آمریکا و بخصوص رئیس جمهور نابخردِ قبلىِ آمریکا در طول این سالهاى گذشته به عنوان مبارزه‏ى با تروریسم به اشغال دو کشور اسلامى یعنى عراق و افغانستان دست زد . هواپیماهاى جنگىِ آمریکائى در افغانستان مردم را، صد نفر، صد و پنجاه نفر ، دهها بار  در طول این چند سال مرتب بمباران کرده و به قتل میرسانند. آیا اقدام معنایی دیگر جز تروریزم دارد ؟ مگر تروریستها چه اقدامی را انجام می دهند ؟ آیا این همین کارى نیست که تروریستها انجام می دهند ؟ منتها تروریستها یک نفر، دو نفر، ده نفر را میکشند، اما هوامپیمای رسمی و جنگی دولت آمریکا صد هانفر را یکجا میکشد. این چه نوع مبارزه‏ى با تروریسم است که در عراق ، عناصر تروریستِ بعثى را - طبق اطلاعات مسلّم جمهوری اسلامی ایران  - ( در حالى که شعار مبارزه‏ى با تروریسم میدادند! ) پشتیبانى و همراهى کردند؟

این اقدامات موجب تنفر ملتهای منطقه از از آمریکا است و چهره‏ ى آمریکا را سیاه و مخدوش کرده است. اگر رئیس جمهورِ تازه‏ى آمریکا میخواهد این چهره را عوض کند، این اقدامات باید بکنار گذاشته شده و عوض شود و این اصلاحات ؛ با نطق و با شعار حاصل نمی گردد . ملتهاى مسلمان نیز میدانند که صداقت دولتمردان آمریکا آن وقتى مشخص میشود که در عمل دست به تغییر واقعی سیاستها بزنند؛ والّا اگر در عمل تغییری انجام نشود ، صد تا نطق و اظهارات شیرین و زیبا هم اثرى در تغییر وجهه دولت آمریکا نزد افکار عمومی جهان نخواهد کردو تغییرى به وجود نخواهد آمد.

آنچه که در بیداری ملت اسلام در مقابل جهان استکبار گفته شد ، وجه اول از حرکت عظیم امام بزرگوار ما است .

وجه دوم حرکت عظیم امام بزرگوار ما مربوط به عزت ایران و ایرانى است. اولین و مهمترین کارى که امام راحل در این بخش انجام داد، زدودن احساس حقارت از روح ملت ایران بود . ملت ایران از یک قرن قبل از حضور و بروز انقلاب اسلامی ، بر اثر عوامل گوناگون، در خود احساس حقارت و خودکم‏بینى احساس میکرد؛ این امر از جنگهاى دوران قاجار و شکستهاى سخت و از دست دادن شهرهاى مختلف در زمان قاجار، تا بعد در دوران پهلوى و زمان رضاخان، آن دیکتاتورى و سرکوب سخت ملت، که مجال نفس کشیدن در آن به کسى داده نمیشد؛ تا در دوران بعد از پهلوى اول، زمان محمدرضا، با حضور آمریکائیها، با ایجاد سازمان امنیت و ساواک و رفتار خشنى که ساواک با مردم داشت ، مردم احساس میکردند که هیچ توانى دیگر برایشان نمانده است. در چند مسئله‏ى مهم مانند قضیه‏ى مشروطه تا تا قضیه‏ى نهضت ملى و دیکتاتورى سخت از سال 33 تا سال 57 ، ملت ایران احساس شکست کرد؛

از طرف دیگر  روشنفکران غرب‏زده که بسیاری از آنها در نظام حکومت ظالم حضور داشتند، با گفتار و عمل خود به مردم اینجور القاء نموده بودند که ملت ایران عرضه هیچ کارى را ندارد و باید تقلید کند. تقلید در علم ، در صنعت ، در فرهنگ ، در لباس، در خوراک و در حرف زدن. حتّى کار را به جائى رسید که یک وقتى روشنفکران غربزده ی ایران ادعا کردند  باید خط فارسى ( که هزار سال میراث علمى ما با آن نوشته شده است ) را تغییر دهیم!  چقدر یک ملت باید از استقلال و عزت نفس خود دور شده باشد که کسانی از درون آن جرأت کنند بگویند خطّ خود را باید تغییر بدهد و خط اروپائى‏ها را آورده و حتی در شکل نوشتن و مکاتبه از آنها تقلید کنیم . امام خمینی (ره) این روح حقارت را از ملت ایران زدود و در طول پانزده سال نهضت وی تا پیروزى انقلاب ، و از روز پیروزى انقلاب به نحو دیگرى تا ده سال عمر بابرکت آن بزرگوار، بشکل دائم ، روح خودباورى را در این ملت دمید: شما میتوانید، ما میتوانیم، شما قادرید، شما بزرگید، شما قدرتمندید.

خودباورى و اعتماد به نفس ملى یکى از دو رکن اساسى پیشرفت هر کشور است. امکانات مادى یکی از ارکان پیشرفت است اما شرط کافى نیست. یک ملت ممکن است از امکانات مادى زیادى هم برخوردار باشد، اما به رشد و ترقى و تعالى نرسد و نتواند ملتی عزیز و قدرتمند باشد . در دوران قبل از انقلاب ، ایران همین نفت و گاز و معادن عظیم فلزات ذى‏قیمت و همین استعدادهاى درخشان و نیروى انسانىِ بااستعداد را داشته است ؛ اما در عین حال یک ملت توسرى‏خور قدرتهاى بزرگ ، دست سوم و گمنام در دنیا ، زیر یوغ یک حکومت فاسد دست‏نشانده متصل به دشمنان ملت بود، اما نتوانسته بود حداقل نشانه های رشد وبالندگی واقعی را از خود بروز دهد.

این بیانگر آن است که امکانات مادى برای رشد و ترقی یک ملت امر کافى نیست و مؤلفه‏هاى دیگرى لازم است؛ یعنی مؤلفه‏هاى معنوى. یکى از مهمترین این مؤلفه‏ها، خودباورى و اعتماد به نفس است، و اینکه یک ملت بداند و باور کند که میتواند. امام راحل (قدس سره ) ملت ما را به این باور رساند که میتواند بایستاد؛ میتواند مقاومت کند؛ میتواند کشور خود را آزاد کند؛ نظامى را که خود به وجود آورده است، با کمال قدرت حفظ کند؛ در دنیا، در سیاستهاى بین‏الملل اثر بگذارد، که البته این امور به واقعیت نیز پیوست. این همان عزت ملى است که رهبر معظم اتنقلاب اسلامی در بهار سال 1388 در سنندج در بین برادران کُرد آن را مطرح کردند . عزت ملى براى یک کشور بسیار مهم است. این عزت ملى ترجمه‏ى عملى در همه‏ى عرصه‏ هاى زندگى ما دارد و صرفا مجموعه ای ادعا در عرصه سخن پردازی نیست.

عزت ملى در مدیریت کشور به این معناست که یک دولت و یک نظام، به ملت و مردم خود متکى باشد. عزت ملى در مسائل اقتصادى به این معناست که کشور به قدرت خودکفائى برسدو بتواند در مقابل رفع یک نیاز خود از بازارهای جهانی ، نیازهایی از جهان را در قالب صادرات تامین نماید و در صحنه اقتصاد مغلوب و مقهور نباشد.

عزت ملى در عرصه‏ ى علم اینگونه معنا می گردد که عالمِ محقق ، جوان پژوهشگر و دانشجوى این ملت ، سعى کند مرزهاى علم را درنوردد . این همان ترجمان عملی موضوع نهضت نرم‏افزارى و تولید علم است که رهبر معظم انقلاب اسلامی از آن یاد کرده اند. باید بیادداشت انسانهایی که در جهان ، دانش بشری را به این نقطه از رشد رساندند، انسانهائى بودند که از لحاظ متوسط استعداد اگر از ملت ایران عقب‏تر نبودند، جلوتر نیز نبودند. ملت ایران قرنها سابقه‏ى درخشان علمى در تاریخ دارد و امروز نیز باید بتواند علم را بسازد ، به وجود بیاورد ، کشف کند و در بناى علمى دنیا سهم عمده‏اى داشته باشد. ؛ این است معنای عزت .


 عزت یک ملت در سیاستهاى گوناگون و در تعامل با کشورهاى دیگر و دولتها و قدرتها این است که از استقلالِ رأى برخوردار باشد. یعنی یک دولت، یک نظام در مقابل قدرتها آنچنان ظهور کند که نتوانند در هیچ مسئله‏اى اراده‏ى خود را اراده او تحمیل کنند.

 عزت ملى در عرصه‏ى فرهنگ به این شکل بروز خواهد داشت که یک ملت به سنتهاى خود اهمیت بدهد، احترام بگذارد، افتخار کند و به اینکه دیگران بگویند آقا شما مرتجعید، اعتناء نکند، براى آنها ارج و اهمیت قائل بوده و مقلد فرهنگهاى بیگانه و مهاجم نشود. این چیزى است که متأسفانه کشور ما در مقابل این طوفان و این موج ویران‏گر فرهنگ غرب، قبل از انقلاب در طول صد سال یا بیشتر غرق شد و  رنجهای آن هنوز هم ملت ما را می آزارد . امروز بعضى از کشورهاى اروپائى اقداماتی را عرف نموده اند ( مثل گاوبازی ، جشن گوجه فرنگی ، جشن نبرد با بالش و اقدامات بهت آور دیگر ) که که اگر آنها را در مقابل یک آدم عاقلِ متعارف بگذارید، جز خنده‏ى تمسخرآمیز کارى نمیکند. وقتی از دولتهای غربی در این مورد سئوال می شود و میگوئیم چرا چنین میکنید؟ میگویند: این سنت ماست! این فرهنگهای مهاجم ، به سنتهاى خودشان پایبندند؛ سنتهاىی به غایت کهنه و پوسیده، اما اگر ملتهاى دیگر به سنتهاى خودشان احترام گذاشته و به آنها پایبند باشند، آنها را طعن و تمسخر میکنند . این خودباختگى مخالف با عزت ملى است. عزت ملى آن است که یک ملت در مقابل فرهنگ دیگران خودباخته نباشد؛ این عزت ملى است. در همه‏ى عرصه‏هاى زندگى عزت ملى ترجمه میشود، معنا و مصداق دارد.

در نحوه‏ ى اداره‏ ى کشور و ارتباط با انسانها، عزت ملى به این است که تک تک انسانها در یک جامعه مورد احترام قرار بگیرند. «امّا اخ لک فى الدّین و امّا نظیر لک فى الخلق» اگر هم‏دین شماست، مورد احترام است؛ اگر هم‏دین شما هم نیست، مورد احترام است. در جامعه هرکه انسان است، مورد احترام است؛ مورد تکریم است؛ این ایجاد عزت ملى میکند. اینها ابعاد گوناگ

ون عزت ملى است که رهنمود امام راحل و انگشت اشاره‏ى امام همیشه بدانها متوجه بود.

 نظام اسلامى نیز در این سى سال که از عمر با برکت آن می گذرد ، با همین اعتماد به نفس پیش رفته است . البته در این مسیر فراز و نشیب و افت و خیز هایی نیز داشته اما توقف نکرده است  . این عزت ملت ما امروز در دنیا نیز  منعکس است. فرهنگ امام و بازخوانی اندیشه او بما می آموزد تا دست رد بر سینه افرادی بزنیم که تصور میکنند ملت ما به خاطر پایبندى به مبانى و اصول خود، در دنیا خوار شده و از چشم افتاده است؛ این مطلقا غلط است.

 علت این امر روشن است . ملت ما دشمنان مشخصی دارد. دشمنان ما یک جبهه‏ى متحد متشکل از قدرتهاى مداخله‏گر و زورگوى عالم هستند . دشمنان ملت ما وقتى با این وضع مواجه می شود که کشورى از مدار آنها خارج شده – از میان کشورهائى مثل کشور ایران که با انقلاب اسلامى از مدار آنها خارج شد و آنها به عنوان اقمار خود در مدار خود نگه داشته بودند - سعى میکنند با او مقابله کرده ، بکوبند و تحقیر کنند و در این میان از وسائل تبلیغاتی پرحجم خود نیز استفاده می کند . این تبلیغات رسانه ای سنگین دشمن که در واکنش به حرکت بر خلاف مدار بندگی آنها صورت می پذیرد ، بدین معنا نیست که ما عزت خودمان را از دست داده ایم. حقیقت این است که در اعماق دل همان کسانى که دشمن اسلام و دشمن جمهورى اسلامى هستند، احترام امام و ملت ایران رسوخ یافته است .

 راه این ملت بزرگ ما که پرورده‏ ى بیانات امام و هدایتهاى امام است، براى رسیدن به اوج اعتلاء و پیشرفت عبارت است از حفظ این عزت ملى در همه‏ى عرصه‏ها. ملت ما میتواند به اوج اعتلاء برسد. وقتى یک ملت قوى شدو اعتلاء مادى و معنوى پیدا کرد، امنیت او نیز کامل خواهد شد. یعنى آسیب‏پذیرى او از بین خواهد رفت و دشمنان دیگر به آن طمع نمیکنند. اگر ملت ما میخواهد به امنیت کامل برسد و دوست دارد و میخواهد که دشمنان دیگر جرأت تهدید او را پیدا نکنند، باید همین راه را طی کند . اگر ملت ایران پیشرفت و عدالت را میخواهد، همین راه را باید برود. خطر بزرگ براى کشور ما جدا شدن از مردم و ارزشهاى اسلامى و جدا شدن از خط مبارک امام است؛ این امور براى کشور ما خطر است.

اگر این استخوان‏بندى محکم که انقلاب به وجود آورد حفظ گردد ، بسیاری از مشکلات در گوشه و کنار در طول زمان ترمیم خواهد شد.نباید بگذاریم این استخوان‏بندى محکم شکسته بشود، که اگر شکسته شد، هیچ زخمى هم دیگر درمان پیدا نخواهد کرد و هیچ گوشه‏ى خرابى هم دیگر ترمیم نخواهد شد. استخوان‏بندى مستحکم نظام اسلامى‏اى را که امام آن را به ما یاد داده است، باید حفظ کرد .

بسیار جای شکر دارد که در طول این سى سال، ملت ایران و مسئولین کشور توانستند به قدر وسع خودشان این راه را دنبال و تعقیب بکنند. البته کم و زیاد داشته و افت و خیز هایی بوده است . در یک دوره بهتر و در یک دوره کمتر در این سمت حرکت داشته ایم ، اما این حرکت تا امروز به طور مستمر ادامه پیدا کرده است و به توفیق الهى به همت همه مردم، بخصوص به همت جمعیت جوان کشور ، این راه همچنان تا پیروزى نهائى ادامه پیدا خواهد کرد.

پی نوشت :

با تکال کامل به سخنرانی مقام معظم رهبری در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی قدس سره در سال ١٣٨٨


 
 
 
تبلیغ ویـژه