الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

نسبت امام خمینی ، انقلاب ، خانواده و خط فکری او
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

یکی از دوستان خوبم ، محمد مهدی ابراهیمی ، کامنت هایی ذیل مطلب قبلی نوشته است. این متن کامل کامنت های ایشان و پاسخ های من است :

اول سلام

واقعا برام عجیبه که حتی در عنوان پست هم نخواستی بنویسی سید حسن خمینی!
عزیزم این یک افتضاح است نه یک افتخار!

اولا که صحبت های سید حسن خمینی "با اشاره به تقارن سالروز میلاد حضرت زهرا(س) و میلاد حضرت امام(ره) و سالروز رحلت ایشان مبنی بر تقارن این دو روز و اینکه خداوند امام را در شرایطی به جامعه ارزانی داشت که جامعه مشمول ویژگی های متفاوتی بود. همچنین سالها و دهه‌های پایانی قرن گذشته ویژگی‌هایی داشت که امام(ره) در آن ویژگی ها رشد و نمو یافت و در آن فضا توانست به موقعیت ممتاز برسد".دقیقا منطبق با ارزش های نظام و انقلاب بود. و این مسئله نشون میده که شعارهای هدفمند علیه سید حسن خمینی واکنشی فی البداهه نبود بلکه برنامه ای از پیش تعیین شده بود که با شعار یک عده و تهییج عده ای دیگه شکل گرفت . به هرصورت هیچ عذری نمیتونه این حرکت از پیش تعیین شده رو موجه کند.
--
در ثانی اگر عده ای از نظر سیاسی با سید حسن خمینی اختلاف نظر دیدگاهی دارن[نه اساسی!] این اختلاف دیدگاه های سیاسی، نمی تونه دلیل موجهی برای اهانت باشه. این که برخی برای نیل به منویات جناحی خودشون، حتی حاضرند حرمت حرم امام راحل رو هم بشکنند خیلی خطرناکه!

تو رو خدا اینقدر ساده با این مسئله برخورد نکن

سوم. متاسفانه فعلاً سیاست بازی بر همه چیز مقدم است.حرم امام ، قطعاً جای مناسبی برای تنش زایی نیست. چرا باید کارو به جایی برسونن که سید حسن خمینی در واکنش به برخی شعارها با بغض به اون جماعت بگه «آقایان، هنوز 20 سال از رحلت امام(ره) نگذشته است. شان سالگرد مراسم امام(ره) چنین نیست که برخی چنین انجام می دهند، من از همه معذرت میخواهم و از خدا می خواهم ما را با اماممان محشور کند.»
--
چهارم. سید حسن خمینی در یک سال گذشته با تکیه بر روش و منش امام راحل، با وجود برخی دلخوری ها، راه هرگونه سوء استفاده از جایگاه خود و بیت امام رو بست.
حرف آخر؛ خیلی برای خودم تاسف خوردم که دوست عزیزم اینقدر یکجانبه موضوع رو مطرح میکنه! چرا در ادامه پست ننوشتی بعد از سخنرانی نیمه تمام سید حسن خمینی، رهبر معظم انقلاب در ابتدای ورود به جایگاه بر پیشانی نوه امام راحل بوسه زدند و سخنرانی خود را با تاکید بیشتر و توجه دادن مردم به رعایت تقوا در گفتار و رفتار آغاز کردند. و به این مضمون افزودند "اگر شخصی مرتکب اشتباهی شده از مسیر حق خارج نشوید و در همان حد از وی انتقاد کنید". به نظر تو شعار مرگ بر منافق، مرگ بر ضد ولایت فقیه، نواده روح الله سید حسن نصرالله و شعارهایی از این دست شایسته سید حسن خمینی بود؟


و این هم پاسخ های من :

بسم الله . سلام .
1-    عبور از نسبت جسمانی حضرت امام راحل (ره) و توجه دادن سمبلیک به این موضوع که مطابق سیره دینی و سنت الهی ، اگر کسی ارتباط خود با منش و ایدئولوژی و اعمال پدر فاضل خود قطع نماید دیگر اتصال جسمانی او به آن پدر برای او امتیازی محسوب نخواهد شد، نکته ی نهفته در این اشاره به نام شناسنامه ای سید حسن مصطفوی است. روشن است که وقوع چنین حادثه ای افتخار نیست و البته درد آور و منزجر کننده است. اما بدنیست تا ریشه ی درد را یافته و آن را درمان کنیم نه آنکه به اختفای آن بپردازیم که نتیجه ای جز گسترش بیماری و مرگ در پی نخواهد داشت.  هرچند احساس کردن این درد خود علامت مثبت و نشانه آغاز حرکت درمانی است. شما با اصول اولیه درمان آشنایید که هنگام مشاهده درد ، نباید با درد مبارزه کرد بلکه باید بیماری را ردیابی و شناخت. آنچه که نا موجه است ، بیماری است . نه علامتهای آن . درد ، نشانه ی بیماری است. ریشه ی بیماری را باید شناخت و درمان کرد. نه آنکه درد و تظاهرات آ ن بیماری را محکوم و مخفی کنیم .


2-    اینکه کار بجایی برسد که نوه ی دختری امام راحل ، با تکیه بر دیدگاههای فرج دباغ ( منکر قران ، عصمت ، قرآن ، وحی و خاتمیت ) مدعی گردد که دیدگاههای دهه 60 امام برای سال 80 قابل استفاده نیست و اگر امام در دهه 80 بود بسیاری از دیدگاههایش متحول می شد ، اینکه نوه پسری حضرت امام راحل ، با وجود عبور نزدیک به یکساله از جریانی فتنه انگیز علیه تمامیت نظام اسلامی که به تصریح بسیاری از طیف ها - حتی افرادی که تا دیروز محاسبات دقیقی در جریان فتنه نداشتند -  مستقیما متوجه عمود خیمه انقلاب اسلامی یعنی ولایت مطلقه فقیه و رهبری معظم انقلاب شده بود ، کماکان با عناصر حلثه مرکزی فتنه ، همراهی و همدردی می نماید و در یک طیف و دسته سیاسی با آنها قرار می گیرد ، مسلماً دردناک و بسیار منزجر کننده است و روشن است که آنچه که در شعارهای مردم – که قطعا واکنش فی البداهه نیز نبوده است – تبلور یافت، ناشی از همین انزجار و ابراز درد است . خاصه آنکه شعارهای متوجه شخص سید حسن مصطفوی ( یعنی : "نواده روح الله سید حسن نصرالله " و سید حسن بصیرت بصیرت ) و شعارهای متوجه طیف و دسته کلی جریان فتنه گر منافق نیز دقیقا متوجه همین منظر است.

3-    محتوای سخنرانی انجام نشده و ابترمانده سید حسن ، به اندازه اظهارنظرها ، اعمال و اقدامات آشکار و نهان او اهمیت ندارد. موضعگیریهای سیاسی دو پهلو که بارها از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی نفی و مورد انکار قرار گرفته است ، همراهی رسمی و علنی با جریان فتنه انگیز زیاده خواه و مجرم ، حضور در منزل زندانیان عضو جریان فتنه و استمالت جویی از آنان و مجموعه بزرگی از این دست ، تصویری از سید حسن مصطفوی در ذهن مردم ایجاد نموده است که بروشنی قبل از انجام هرگونه سخنرانی ذهنیت مخاطبان را از مدتها قبل شکل داده و بنظر می رسد سید حسن پس از این مجموعه اقدامات و رفتار مسئله دار ، هرکجای دیگر در مواجهه مستقیم با مردم عموم علاقمندان واقعی به امام راحل ( و نه مثلا آن 30 نفر زن چادری با مانتوی سبز تجمع کننده در ضلع جنوب شرقی حرم با تصاویر سید حسن مصطفوی در دست ! ) قرار بگیرد ، پس خور اینگونه اعمال خود را مشاهده می نمود.


4-    اگر براستی و حقیقتا ارزش  سخنرانی یک عنصر سیاسی ، با ملاک و مناط دوری و نزدیکی و انطباق و عدم انطباق محتوای ان با ارزشهای انقلاب و نظام اسلامی سنجیده می شود ، با مرور عملکرد همان فرد و مشاهده فاصله موجود میان آن و تمامی ارزشهای انقلاب و نظام اسلامی ، چه قضاوت و رفتاری را در ارزشگذاری بر اعمال او باید انجام داد و براستی آیا می توان اعمال او را بی ارزش وبدور از ملاکها و معیارهای ارزشگذاری در دستگاه انقلاب اسلامی دانست و در مقابل چنین فردی چه باید کرد و آیا دسته بندی ها و نسبت های سببی و نسبی ، موجب انکار حقایق از سوی ما می شود و یا پاسخ آن است که بله ، این ملاک و معیار ، ملاک و معیار قضاوت دائمی روی تمامی وجوه مختلف زندگی و تحرکات سیاسی یک عنصر سیاسی و اجتماعی است و محدوده گفتار ، اعمال و ارتباطات و فعالیتها و تحرکات او را نیز در بر می گیرد و اصولا ملاک و معیار دوستی ودشمنی و تبرا و تولا ، ارزشیابی و نمره دهی به فعالیتهای افراد با همین معیار است ؟

5-    بدون شک ، روند اقدامات آقای سید حسن مصطفی و به سمتی رفته است که واکنش های شکل گرفته علیه وی فی البداهه و ناگهانی نباشد. مگر در صحنه سخنرانی، از سوی وی چه حرکتی سرزده بود که کسی بخواهد ادعا کند این واکنش های مردم ، فی البداهه و در واکنش به آن صحنه ی خاص بوده است ؟ روشن است که واکنشهای صورت گرفته ، به اعمال و فعالیتها و تحرکات سیاسی این بزرگوار در طول زمان بوده است و رد کردن ادعای مطرح نشده ( فی البداهه بودن واکنش مردم ) ، ارزش و وجهی ندارد.

6-    براستی آیا ما نگران سیره و منش و الگوی سیاسی و اجتماعی و اخلاقی و دینی ارائه شده از سوی حضرت امام راحل (قدس سره الشریف ) - یعنی ولایت مطلقه فقیه – هستیم ، یا نگران فقط بعضی افراد منتسب به ایشان ، آنهم فارغ از دغدغه مذکور ؟ موضعگیری ورفتار امام راحل و سیره ایشان در برخورد با افرادی دقیقادر همین سطوح و جایگاه ، هنگامی که عدول و عبور آنها از ارزشها و آرمانها و خطوط قرمز انقلاب اسلامی محرز گشت ، چه بود ؟ البته اینجانب معتقدم هنور یکی کردن آقای سید حسن مصطفوی فرزند مرحوم حاج سید احمد خمینی ، با آقای سید حسین مصطفوی فرزند مرحوم شهید حاحج سید مصطفی خمینی امری غلط است . لیکن ایستادن سید حسن مصطفوی در ابتدای جاده ای که سید حسین مصطفوی در انتهای آن قرار دارد ، فریاد همه را درآورده و واکنش های دعوت گرانه به بصیرت سیاسی برای وی از همین باب است.

7-    براستی چرا خانم زهرا اشراقی نوه دختری حضرت امام راحل (قدس سره الشریف ) براحتی مدعی می گردد اگر امام راحل (ره) در دهه هشتاد حضور می داشت رویکردهای دهه شصت خود را به گوشه ای می نهاد ؟ این نکته چه معانی مهمی در بر دارد ؟ مسئله از دید اینجانب بسیار بسیار ساده و البته در مسیر بصیرت سازی ، بسیار مهم و معنا دار است . مسئله این است که یک جریان و طیف سیاسی ، امروز دیگر دفاعی در مقابل عدول خود از تمامی دیدگاههای رسمی و اصلی امام راحل که مبنای تشکیل نظام و انقلاب اسلامی قرار گرفته ، ندارد و بصراحت خود آن را قبول دارد و رسما اعلام می کنند که دیگر در اتمسفر دیدگاههای امامی که در دهه 60 به رحمت خداوندی پیوسته است زندگی نمی کند و البته مدعیست با توجه به مقتضیات دهه هشتاد ، دچار تحول دیدگاهی شده و ادعا می کند که اگر شخص امام راحل نیز زنده بود ، چنین می بود. بر این اساس این جریان رسما قبول می کند که عدم انطباق اعمال و رفتار آنها با آموزه های مکتوب و اصلی فرهنگ ولایت مطلقه فقیه و خط فکری و سیاسی امام راحل ، قطعی و یقینی است . این دیدگاه ، در رفتار عناصر سیاسی و رسانه ای ایران ، کجا سابقه دارد ؟ مسئله اینجا نیز روشن است. این دیدگاه بسیار به دیدگاه مشهور قبض و بسط تئوریک شریعت آقای عبدالکریم سروش شبیه و شاید وابسته است. آنجا که وی تمامیت قرآن و خاتمیت پیامبر اسلام و جهانشمولی همه زمانی و همه مکانی قرآن کریم را منکر شده و مدعی می گردد احکام و آیات قرآنی با توجه به شرایط زندگی و حیات پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) صادر شده و دایره اثر و ارزش آن محدود به همان زمان و همان مکان است و اگر مثلا – العیاذ بالله – پیامبر اسلام دوبرابر عمر می داشتند ، حجم قرآن کریم نیز دوبرابر می شد. همچنین در مرحله های پیچیده تر ، این تز قائل است که اصولا قران ، تجربه شخصی و حسی نبوی است و ارتباطی به دیگر مسلمانان ندارد ! منتظر خواهیم بود تا این تز و دیدگاه را نیز در اظهار نظرها و اعمال عناصر سیاسی مرتزق از این آبشخور فکری مشاهده کنیم . اما آنچه در این رهگذر مهم است ، اعتراف این جریان به عبور آنها از خط خمینی ظهور کرده در دهه 50 الی 60 ایران اسلامی است. عبوری که آنها ارتکاب آن را به خود حضرت امام (ره) نیز نسبت می دهند!

8-    منظور از اختلاف نظر سیاسی چیست ؟ مگر آنچه که در رفتار کل عناصر ضد انقلاب اسلامی علیه انقلاب اسلامی از ابتدا تا اکنون و خصوصا صحنه فتنه گری اخیر ، حادث شده است ، جز در عرصه ای جز سیاست نمود دارد ؟ اختلاف نظر سیاسی ، گاه در حد مخالفت با اعمال یک نفر از زیر مجموعه یک مدیر است و در این ابعاد قرار می گیرد ، و گاه در حد موافقت یا مخالفت با اصل واساس انقلاب اسلامی است. بر این اساس ، با صرف قلمداد نمودن یک اختلاف در چهارچوب سیاسی نمی توان ارزش و اهمیت آن را منکر شد. دقیقا مشکل آنجاست که عملکرد و رویکردهای یک فرد ، از چهارچوب و مرزهای خودی فرا رفته و در جبهه غیر خودی معنا پیدا کرده است. آیا این یک اختلاف سیاسی محدود است یا امری ریشه ای ، حیاتی و دارای اهمیت درجه اول ؟ پس نمی توان ، قراردادن اختلاف ها در گروه سیاسی را باعث غیر اساسی بودن آنها دانست. در غیر اینصورت باید پرسیدپس آیا کدام اختلاف ، اختلاف اساسی است ؟ اختلافات اقتصادی ؟ فرهنگی و هنری ؟ مسئله ، مسئله ی حجم و درجه ی اختلاف است. نه نوع آن . اختلاف سیاسی و عقیدتی مهمترین نوع اختلاف و متفاوت کننده مرز خیر و شر است و غیر اساسی دانستن کل اختلافات سیاسی وجه مقبولی ندارد.

9-    اهانت به سید حسن  ؟ ! کدام ؟ اینکه لابلای سخنان وی بشکل ممتد شعارهای همیشکی ملت ایران سرداده شده و دو سه شعار اختصاصی نیز به خود وی داده شود ، توهین است ؟ یا اینکه مسئول دفتر همین آقای سید حسن مصطفوی رسما کنار سخنران طراز اول کشوری ( یعنی مدیر درج یک اجرایی کشور یعنی رئیس جمهور ) رفته و دائما به او بگوید سخنرانی ات را تمام کن و کار را به مسیرهای علنا زشت بکشاند ؟

10-    البته متاسفانه عده ای از افرادی که رسما و علنا مورد حمایت آقای سید حسن مصطفوی قرار گرفتند بشدت اهل شکستن حرمت امام و اندیشه و راه و منش و عملکرد وی هستند و البته که حرم امام هم ، مانعی در مقابل حرمت شکنی های آنان نیست . برخی از این افراد اصلا اعتقادی به معاد ندارند که اصولا امام راحل (ره) را در همه زمانها و مکانها بخصوص حرم خود حاضر و ناظر دیده و در مقابل او شرم کرده و دست از تیشه زنی به ریشه ی انقلاب اسلامی بردارند. اما اگر شما از شعارهای مردم توهین به امام راحل (ره) را برداشت کرده اید ، چون مطلقا هیچ وجهی از آن در ذهن اینجانب موجه نیست ، محتاج طرح و اثباتید و ادعای طرح و ثابت نشده را نمی توان پایه استدلال قرار داد. آیا شعارهای مردم علیه منافقین و جریان فتنه ، به تعبیری ، یک اختلاف سیاسی بین دو جناج کشور است یا اختلاف بین انقلاب اسلامی و طیف مقابل ؟ این انحراف خطرناک سیاسی از کجا شروع می شود و به کجا می رسد ؟ داخل نظام تصور کردن جریانی که رسما مرگ بر اصل ولایت فقیه را فریاد می زند و مورد حمایت افرادی کاملا مشخص نیز قرار می گیرد ، بسیار خطرناک و سمی مهلک است. اینجا مطلقا دعوا میان دو جناح نظام نیست . اینجا ، مخالفان با تئوری امام راحل در موضوع ولایت مطلقه فقیه را یک جناج نظام تصور کردن ، آغاز تمامی مشکلات و فتنه انگیزی هاست. می ترسم که دشمنان و مخالفان علی علیه السلام در ماجرای ولایت نیز ، جناحی از درون حکوم اسلامی و انتساب برخی از آنان به بیت رسول خدا (ص) نیز مایه مصونیت آنان تلقی و مکر بنی ساعده تکرار شود .

11-    جریانی که در دوران انتخابات دور دهم ریاست جمهوری پای تنش زایی تا سرحد براندازی انقلاب و نظام اسلامی پیش رفته بود ، امروز چون خود را در آستانه زدوده شدن از صحنه سیاسی دیده و مرگ سیاسی را مقابل چشمان خود تصویر شده می بیند ، امروز داعیه دار حوزه تنش زدایی گشته است و هرگونه اظهار نظر و موضعگیری و ابراز مخالفت صریح و شفاف را به تنش زدایی منتسب می کند. اما آیا تنش اصولا امری مثبت است یا منفی ؟ تنش و جنگ بین خیر و شر آیا از جمله مسائلی است که باید حذف شده و به کنار گذارده شود ؟ حرکت بطئی عالم به کدام سمت است ؟ آیا اعتقاد به ایجاد صلح میان خیر و شر و به کنار گذاردن تنش ها منطقی است یا با آرمان الهی و اهداف پیامبران ناسازگاری دارد ؟ این یک رویکرد کلی به موضوع تنش و تنش زایی و تنش زدایی بود و به معناس استقبال از هر تنشی (البته پس از اثبات وجود آن) نخواهد بود. اما همانگونه که گفته شد ، بایستی ریشه ها را شناخته و در صورت درک مسئله ، آن را حل کرد. اگر کسی یک بیماری را اصولا بیماری ندانسته و حتی آن را حسن تلقی کند ، حتما تظاهرات دردگونه ی آن را منکر شده وتقبیح می کند . یک پزشک حاذق در وهله اول ، بیمارشناس است و می داند یک درد ، علامت کدام خطر برای کالبد وجود است.

12-    حقیقتا ، بازی گرفتن "سیاست" خود یک خطر بزرگ است. سیاست ، ابزار بازی نیست و تنها کسانی در صحنه سیاست ، نه انجام تکلیف ، بلکه بازی می کنند که سازوکار عمل سیاسی آنها دینی نباشد. در رفتار سیاسی مبتی بر اموزه های دینی ، چیزی بنام بازی کردن با سیاست معنا ندارد.


13-    باید بر اثر نگرانی مان برای شان مراسم امام که مهم هم هست ، به امر اهم ، یعنی نگرانی برای اندیشه امام برسیم . سئوال ما اینجاست که : چرا نمی رسیم ؟ آیا تمام امام (ره) ، مراسمش بود؟ خشت و گل حسینه ای بود که در آنجا سخرانی می کرد ؟ فامیل و اقوام و پسرها و دخترها و نوه ها و نتیجه هایش بود ؟ روشن است که امام به ما آموخته است که اینچنین نبود. پس این سئوال مطرح است که چرا ما برای اندیشه ی امام که اینگونه در مسلخ و به قدیمی بودن و غیر امروزی و بقولی دهه هشتادی بودن متهم شده ، دل نسوزانده و نگران نیستیم ؟ یعنی واقعا دیگر اندیشه امام را نمی خواهیم ؟ اگر اندیشه امام را نمی خواهیم ، ماجرای ارزش گذاری روی وابستگان امام چیست ؟ یعنی وابستگان امام ، منهای اتصال به اندیشه او ، از ارزش سیاسی دیگری هم می توانند برخوردار باشند ؟

14-    نوشته اید : سید حسن خمینی در یک سال گذشته با تکیه بر روش و منش امام راحل، با وجود برخی دلخوری ها، راه هرگونه سوء استفاده از جایگاه خود و بیت امام رو بست . دوست دارم حتی یک نمونه از این اقدامات سید حسن را بیان و تشریح کنید تا بدانیم چطور سید حسن ، دست کسانی را که قصد داشتند تا از جایگاه بیت امام و نزدیکان ایشان علیه نظام و انقلاب اسلامی سوء استفاده کنند ، بسته است ؟ البته در طیف مقابل ، اینجانب متاسفانه مصادیق متعددی از گشودن راه این سوء استفاده و یا لا اقل ، نبستن این راه از سوی وی ، سراغ دارم که برخی از آنها ، مخالفت رسمی و آشکار با مجموعه ی شاخص پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی ایران ، حضور آشکارانه در مجالس و محافل ضد انقلاب ، حضور در منازل زندانیان و ضد انقلاب دستگیر شده و اموری از این دست است.

15-    نوشته اید : "چرا در ادامه پست ننوشتی بعد از سخنرانی نیمه تمام سید حسن خمینی، رهبر معظم انقلاب در ابتدای ورود به جایگاه بر پیشانی نوه امام راحل بوسه زدند ؟ " اینجانب بشکل رادیویی در جریان مراسم قرار داشتم و تصویر مراسم را نمی دیدم و آنچه که شنیدم ، حاوی این نکته نبود. از سخنرانی سید حسن نیز منهای انچه که خود متوجه شدم نتوانسته است سخنرانی کند ، در رسانه ها خواندم . در پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری هنوز متن بیانات معظم له آماده نشده است. فایل صوتی با کیفیت کم این بیانات حدود ٢٠ مگابات حجم دارد که موفق به دریافت نشدم. پلیر فلش این پایگاه نتوانست بشکل آنلاین صدا را برای اینجانب پخش نماید. تلاش کردم که بیانات مقام معظم رهبری را در اخبار ساعت 9 مشاهده کنم که در برنامه مربوط به نمازجمعه در حدود ساعت 22 شب موفق به شنیدن و ضیبط کل فرمایشات ایشان شدم . در این خصوص ذکر چند نکته ضروری است :


أ‌-    مشخص شد یا شما هم برنامه تلویزیونی را اصلا ندیده اید ، یا اینکه دقت نکرده اید. مقام معظم رهبری با آقای سید حسن مصطفوی مصاحفه کرده و گونه سمت راست ایشان را بوسیدند. همین الان در حال ضبط فیلم سخنرانی از شبکه یکم سیما هستم. پیشانی بوسیدن معنانی مشخصی دارد که اینجا حاصل نشد.

ب‌-    ارج و قربی که مقام معظم رهبری برای آقای سید حسن مصطفوی و متصلین به حضرت روح الله ( قدس الله نفسه الزکیه ) قائل است ، مثال زدنی و بی بدیل است. چرا برخی قدر این ارزشگذاری و محبت و ارج نهادن را درک نمی کنند؟

ت‌-    سیاست و عملکرد علوی مقام معظم رهبری در جذب حداکثری و دفع حداقلی روشنی همه جا بروز و ظهور داشته است. مسلما آنها که از نگاه مقام معظم رهبری خارج از حلقه نظام دیده می شوند نیز ، خود به دست خویش از این حلقه خارج شدند و کانه دنبال این بودند که نظام آنها را بیرون کند. بروشنی آقای سید حسن مصطفوی و متصلین حضرت امام با وضوح هرچه تمامتر در دایره جذب علوی رهبر معظم انقلاب و ولایت امر قرار دارند و نباید هرگز ارزش این حرکت رهبر معظم انقلاب را فراموش کنند.

ث‌-    سیاست و ممشای رهبر معظم انقلاب اسلامی در حوزه جاذبه و دافعه سیاسی ، منطبق بر ممشا و طریق امام راحل (ره) است که آن نیز منطبق بر سیره ی علوی و نبوی است. در این مسیر ، هرگز جاذبه ، نافی نقد و تصریح و مشخص کردن مسیر حق نبوده است. این سیره ی رهبر معظم انقلاب در همین سخنرانی ایشان کاملا بارز است. به جرات ، این سخنرانی یکی از صریح اللهجه ترین سخنرانیهای معظم له بوده است. تمام آنچه که در باب بازخوانی خط امام (ره) و بازخوانی اندیشه نورانی ایشان در سخنرانی ایشان ارائه شد نقد صریح دیدگاهها و خط سیاسی جریان سیاسی است که آقای سید حسن مصطفوی و جریان موسوم و مدعی خط امام بودن ، در آن طیف محاسبه شده یا به آنان متصل هستند.

ج‌-    متاسفم که می بینم ، موضعگیری مردم علیه جریان فتنه ، به عنوان موضعگیری مردم علیه شخص سید حسن مصطفوی جلوه داده شده است. البته این نکته خود تامل برانگیز است و بنظر می رسد ضد انقلاب ضمن آنکه می فهمد در حقیقت ، ماجرای نقد وارده به سید حسن مصطفوی ، نقد جریان سیاسی ضد انقلاب مدعی خط امام است ، سعی می کند این امر را به پیوستگی روزافزون بین سید حسن و این جریان تبدیل کند که البته سیاست جذب و دفعی رهبر معظم انقلاب اسلامی در سمت و سوی خنثی نمودن این سیاست تعریف می گردد. در این بخش باید باطلاع برسانم  : این دیدگاه خطرناک یعنی تخصیص کل شعارهای مردم علیه جریان فتنه به شخص سید حسن ، خط رسمی ضد انقلاب است که دقیقا امروز BBC آن را پیگیری نموده است. بنظر من جریان فتنه می خواهد حساب خود را با حساب سید حسن یکی کند . جالب آن است بدانی اینجا بیاد آن لطیفه ی معروف ما سه نفر را کجا می بری افتادم ! البته من یقین دارم دیدگاه شما متاثر از بی.بی.سی نیست. اما جریان منتشر کننده این دیدگاه در داخل کشور ، قسمتی از ماشین رسانه ای استکبارند که گوشه دیگر آن بی.بی.سی  است.

ح‌-    متاسفم از اینکه حس می کنم شما با دو چیز آشنایی کمی دارید : یکی چهارچوبهای فقهی و شرعی نماز جمعه و دیگری رفتار تبلیغی مقام معظم رهبری. در این موضوع باید عرض کنم اولا : توصیه به تقوای الهی ضرورت فقهی شکل گیری خطبه های نماز جمعه است. برخی ائمه محترم جمعه مثل آیت الله امامی کاشانی گاهی این تذکر را به آخر خطبه برده و برخی مانند مقام معظم رهبری ، این نکته همیشه در ابتدای خطبه ها انجام می شود. برای روشن شدن این ماجرا شما را به این آدرسها که مربوط به متن خطبات مقام معظم رهبری در نمازهای جمعه سالهای   88  (  http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8033  : " ...برادران و خواهران عزیز نمازگزار را توصیه میکنم به تقواى الهى. این ماه، ماه تقواست. و امروز که روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان است، روز تقواى مجسم است؛ امیرالمؤمنین تقواى مجسم بود. درس بگیریم؛ تقوا را توشه‌‌‌‌‌ى دنیا و آخرت خود قرار بدهیم..." ، http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7190   ) : "... همه‌ى برادران و خواهران عزیز را توصیه میکنم و دعوت میکنم به رعایت تقواى الهى و توجه به خداى متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهى در همه حال. اگر ما تقواى خدا را پیشه کنیم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه کنیم، حضور خود در مقابل ذات مقدس پروردگار را از یاد نبریم - که معناى حقیقى تقوا همین است - یقیناً برکات الهى، رحمت الهى، کمک الهى شامل حال ما خواهد شد. در نماز جمعه‌ى هر هفته دلهاى نمازگزار و متوجه به خداوند متعال باید این حقیقت را، این معناى شگفت‌انگیز را با خود مرور کند؛ تقوا را به خود تلقین کند..." ،  87 (  http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3813   )  : "...روز جمعه و شب قدر، آن هم در ماه رمضان و حالت روزه‏دارىِ برادران و خواهران عزیز فرصت بسیار مغتنمى است براى اینکه در این دقائق معدودى که میتوان پیش از نماز جمعه سخن گفت، دلهاى خودمان را با منبع رحمت و فضل الهى آشنا کنیم، نزدیک کنیم و ان‏شاءاللَّه زمینه‏ى پرورش نهال تقوا را در دل خودمان فراهم بیاوریم..." ،    86 (  http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3401   )  : "...همه‏ى برادران و خواهران نمازگزار و عزیز را و خودم را توصیه میکنم به رعایت تقواى الهى، که برترین محصول و نتیجه‏ى این ماه مبارک است..." ، 85 (  http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3356   ) : "...روز نوزدهم ماه مبارک رمضان، روز قدر و روز ضربت خوردن مولا و سرور پرهیزگاران عالم، امیرالمؤمنین(علیه‏الصّلاة والسّلام) است. در آغاز عرایض، همه‏ى شما برادران و خواهران و خودم را به ذکر الهى، یاد خداوند و رعایت تقواى الهى توصیه میکنم. روزه‏ى این ماه، عبادات این ماه، اعمال شبهاى قدر در این ماه و تلاوت قرآن، یکى از مهمترین آثارشان، این است که دل ما، دلهاى پرهیزگار و با تقوا بشود..." ،   84  (  http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3316  : "...همه‏ ى برادران و خواهران عزیز را که در این نماز پُرشکوه شرکت کرده‏اید و همچنین خودم را به حفظ تقوا و پرهیزگارى دعوت و توصیه مى‏کنم؛ که هدف از روزه‏ى ماه رمضان، بنا بر تصریح آیه‏ى قرآن، عبارت است از تقوا و افزایش این ذخیره‏ى معنوى در وجود انسان... " ،  http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3302   )  : "... همه‏ى برادران و خواهران عزیز و خود را به تقواى الهى، پرهیزگارى و مراقبت از خویشتن دعوت مى‏کنم. هم ماه مبارک رجب است و ایام البیضِ متبرک این ماه، و هم روز بزرگ ولادت امیرالمؤمنین و امام المتقین است...و  83  (  http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3258    )  : "...همه‏ى برادران و خواهران نمازگزار و خودم را به رعایت تقواى الهى توصیه مى‏کنم. از آغاز اولین خطبه‏ى نمازجمعه، به دل و جان خود تقوا و پرهیزگارى را تلقین کنیم و از روزه‏ى ماه رمضان و فضاى معنوى و صفاى روحانى این ماه استفاده کنیم؛ بلکه دل ما به خصلت بزرگ تقوا تمایل و گرایش پیدا کند و بتوانیم به معناى حقیقى کلمه پرهیزگار و متقى باشیم..."  ارجاع می دهم و فکر می کنم ارجاعات اینجانب کفایت کند و در صورت نیاز می توانید این مطالعه را در پایگاه اطلاع رسانی ایشان بسط دهید. بر این اساس ، واجب شرعی ارشاد نمازگذاران توسط امام جمعه به تقوای الهی که همیشه در افعال ائمه جمعه جاری است ، ربطی اختصاصا به ادعای جنابعالی ندارد و کمی مطالعه و اگاهی با موضوع نمازجمعه می توانست مانع این سوء تعبیر گردد.


خ‌-    تذکر عمومی و مهم به رعایت حق در نقد و ابراز مخالفت سیاسی ، حرف حسابی است که مقام معظم رهبری همیشه مد نظر داشته اند و این دقیقا در همان چهارچوب حق گویی رویکرد تکلیف گرایی مقام معظم رهبری و از سوی دیگر در چهارچوب همان سیاست علوی جذب حداکثری و دفع حداقلی قابل محاسبه است. روشن کنید که کجای شعارهای مردم ، از این چهارچوب بیرون افتاده است.

د‌-    خدا را شاهد و ناظر اعمال و موضعگیری های خود بگیریم و از خود بپرسیم این پناهنده شدن مزورانه جریانات ضد انقلاب به بخشهایی از کلام مقام معظم رهبری وتغییر دادن محل بوسه ی ایشان (!) از چه روی صورت می گیرد. آیا با قصد موجه کردن بواسطه نورانیت ولایت است یا بواسطه نیت ایجادشکاف و نقار میان نیروهای مومن و حزب اللهی معتقد به راه و خط امام و رهبری ؟ آیا این جریان همان جریانی نیست که بی ادبی های خجالتبار و شرم آوری را دقیقا یکسال پیش بخاطر سخنرانی مقام معظم رهبری در همین موعد و در همین مکان در بازخوانی اندیشه امام راحل (ره) ، آنچه که ایشنا همه ساله همینجا انجام می دهند ، نسبت دادند ؟ آن دم خروس باور پذیرتر است یا این قسم جلاله و حضرت عباس ؟

ذ‌-    سید حسن نصرالله و سایر فرزندان امام راحل (ره) ، نسبت خود با امام راحل را بواسطه پیوستگی به خط و منش و ممشای وی یافته اند و از این راه ، من و شما نیز فرزندان روح الله هستیم و هرآنکس که از این راه دوری جوید ، حتی اگر فرزند سید مصطفی خمینی رحمت الله علیه یا سید احمد خمینی رحمت الله علیه باشد ، این نسب را از دست می دهد . از این بالاتر در کلام و عمل امام راحل قابل رصد است که به آن موضوع تکیه به حال افراد را باید مورد توجه قرار داد.

ر‌-    و در پایان اینکه : خدا را شاهد بگیرید و بگویید ، چند کلمه از اصل سخنرانی امروز مقام معظم رهبری را مورد توجه خویش قرار دادید. من شما را فردی متصل به مجموعه عناصر مذهبی می دانم . چطور باور کنم کپی برابر اصل پارادایم آنها را باید در کامنت شما ببینم آنهم پارادایمی که اینقدر بسادگی رد می شود ! ؟ آیا بازخوانی سطر سطر کلام امروز رهبر معظم انقلاب ، موجب نخواهد شد تا تهمتهایی که به مردم زده شد ، این بار به رهبر معظم انقلاب زده شود ؟ چرا این تهمت ها این بار زده نشد ؟ چون می خواهند با آویزان شدن دروغین از دیوار کلمات رهبر معظم انقلاب اسلامی ، دروغی را در جامعه ترویج دهند. از شما می خواهم یک بار عین سخنرانی را کاملا مطالعه کنید. من همین حالا کل سخنرانی را از ابتدا برای شما روی یک DVD آماده کرده ام . موفق و موید باشید. یا حق.

پی نوشت :

١- نماینده مردم تهران در مجلس  : حمایت سیدحسن از فتنه‌گران ‌موجب اعتراضات مردمی شد.

٢- تلاش بی.بی.سی برای به حاشیه بردن خطبه های مقام معظم رهبری .

٣- عضو هیئت رئیسه مجلس : مردم به سید حسن هشدار دادند .

۴-  حاشیه نگاری نماز جمعه امروز .

۵-  بسیجیان برای وبلاگ نویسی حقوق میلیونی می گیرند

۶- واکنش رئیس جمهور به شعار علیه سران فتنه .

٧- زهرا اشراقی : اگر امام دهه ٨٠ بود کلی تغییر می کرد !‌

٨- متن سخنرانی مقام معظم رهبری در ٨٩/٣/١۴ روی سایت دفتر معظم له قرار گرفت

٩- کلیپ صوتی میزان : دفتر مقام معظم رهبری . (اصول انقلاب امور سلیقه‌‌‌‌‌اى نیست که هر که از یک گوشه‌‌‌‌‌اى در بیاید، سنگ اصول را به سینه بزند؛ بعد که سراغ این اصول میرویم، مى‌‌‌‌‌بینیم بیگانه‌‌‌‌‌ى از انقلاب است. اصول انقلاب، اسلام است؛ قانون اساسى است؛ رهنمودهاى امام است؛ وصیت‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌ى امام است؛ سیاستهاى کلى نظام است که در قانون اساسى معین شده است که این سیاستهاى کلى بایست تدوین بشود؛ رهنمودهاى امام است؛ وصیت‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌ى امام است. [بخشی از بیانات در نماز جمعه بیستم شهریورماه هشتاد و هشت])


 
 
 
تبلیغ ویـژه