الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

از جریان شیرازی‌ها و فرقه انحرافی آنان چه میدانید؟
ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،تحریف تاریخ ،تاریخ انقلاب ،براندازی فرهنگی

جوان انقلابی نوشت :

رهبر معظم انقلاب اسلامی در سالروز ولادت با سعادت حضرت صدیقه کبری (س) به جمعی از مداحان و ستایشگران اهل بیت علیهم السلام ، با انتقاد از جریان ها و گروه هایی که به وحدت اسلامی توجهی ندارند و درصدد اقدام بر خلاف آن هستند فرمودند : بارها گفته ایم که امروز اختـلافات مذهبی بین مسلمانان، شمشیری در دست دشمن است. این را چندبار بگوییم؟ چرا بعضی گوش نمیکنند؟

با توجه به این نهیب رهبری معظم انقلاب اسلامی و ناراحتی شـدید ایشان از این افراد و گروه ها ؛ پایگاه جوان انقلابی به بازنشر مقاله ای تحلیلی از بزرگ ترین جریان مخالف وحدت اسلامی که به نظر نقش مهمی در این ناراحتی معظم له دارد جلب می نماید: 

 یکی از جریـاناتی که در دو سـه سال اخیـر قوت گــرفته و در حـال رشد و نمـو است جریـان جعـلی شیــعه نمایی است که در حاشـیه و متن بـیوت یکی از مراجـع تقلید قم به نام آیت الله شــیرازی شکل گرفته است.

به گزارش پایگاه جوان انقـلابی ؛ سایت تحلـیلی «خـط امــام» در گزارش مبسوطی به بررسی نحوه فعالیت این جریان که یکی از بسترهای رشدش را از طریق هیات­های مذهبی است پرداخته است. این جریان غیرمعقول که بدون نگاه به مکان و زمان و بدون توجه به مسائل جاری در جهان اسلام، به اشاعه بدعت­هایی می­پردازد که نتیجه آن جز کشتار شیعیان بی­گناه نیست.

 جریانی که یکی از بسترهای رشدش را از طریق هیات­های مذهبی دنبال می­ کند. این جریان غیرمعقول که بدون نگاه به مکان و زمان و بدون توجه به مسائل جاری در جهان اسلام، به اشاعه بدعت­هایی می­پردازد که نتیجه آن جز کشتار شیعیان بی­گناه نیست.

شبکه‌های ماهواره­ای متعدد، امپراتوری اینترنتی و مراکز وسیع آموزشی در کشورهای مختلف اسلامی، تنها ثمره بخشی از حمایت‌های مادی و توزیع پول‌های کلان این جریان است. این در حالی است که کشورهای اروپایی شبکه‌های بین المللی جمهوری اسلامی ایران را می‌بندند و شبکه المنار حزب­الله در بسیاری از ماهواره‌ها توقیف شده و اجازه پخش ندارد.

این جریان باوجود اینکه ادعای حمایت و دستگیری از تمام شیعیان و محبان اهل بیت را دارد، اما در ماجرای سوریه کوچک­ترین اظهارنظری نکرده است. حتی زمانی­که دشمن در صدد تخریب مرقد مطهر حضرت زینب(سلام الله علیها) بود هیچ عکس ­العملی از این فرقه نشان داده نشد. تکته جالب ماجرا جایی است که تنها جریان مسلمانی که بعد از تکفیری‌ها علیه سید حسن نصر الله در لبنان فعالیت می‌کند، این جریان است.

راهکار این فرقه در جذب هیئات مذهبی تاکید بر هیات غیرسیاسی است. دلیلی که این جریان بر این مساله اقامه می کند فرار مردم عادی از هیئات با بیان مسائل سیاسی است. ولی این فرقه در اصل، به دنبال ایجاد شکاف بین هیات­ ها و نظام اسلامی هستند.

در ادامه به بخشی از تاریخچه فعالیت و اندیشه­ های انحرافی این جریان اشاره خواهیم کرد:

از نمازخواندن پشت امام (ره) تا مقابله با انقلاب اسلامی

آیت‌الله سید محمد شیرازی برادر بزرگ‌تر شیرازی‌هاست که از همان ابتدای مطرح شدن امام به عنوان زعیم تشییع با ایشان مشکل پیدا کرد. با وجودی که مرحوم آیت‌الله شیرازی هنگام ورود امام به کربلا استقبال بسیار خوبی از ایشان به عمل آورد و حتی از امام خواست که به جای او در صحن امام حسین نماز جماعت بخواند، اما پس از رحلت آیت‌الله العظمی حکیم و طرح مرجعیت آیت‌الله شیرازی از سوی کربلایی‌ها این روابط تیره و سرد شد.

در خاطرات روز ورود امام به کربلا و سنگ تمام سید محمد شیرازی در استقبال از امام گفته شده است: «عصر روز جمعه ۱۶/۷/۴۴ امام خمینی همراه با شهید سید مصطفی و شماری از علما و روحانیان عازم کربلا شد. در سی کیلومتری شهر کربلا در قصبه «مسیب» نزدیک پانصد نفر از علما و محصلان علوم اسلامی کربلا و نجف و شماری از مردم به استقبال امام شتافتند. هنگام ورود به کربلا بلندگوی صحن مطهر امام حسین (ع) به صدا در آمد و ورود امام خمینی را به پیشگاه قهرمان شهید کربلا حضرت حسین بن علی علیه السلام و عموم اهالی آن شهر مقدس تبریک گفت و رو به آستانه حضرت امام حسین (ع) کرد و گفت: «امروز یکی از فرزندان فداکارت که به پیروی از راه و فکر تو قیام کرده و آوارگی کشیده به حضورت می­آید» آنگاه خطاب به امام خمینی گفت: «ای مجاهد!، ای قائد! به شهر جدت حسین خوش آمدی». پلاکاردی در درب قبله صحن مطهر حضرت امام حسین (ع) بالا برده بودند که این شعار روی آن جلب نظر می‌کرد: «ترفوف رایه­الاسلام بید آیه الله الخمینی»

ــــــــــــــــــــــــ

javanenghelabi - shirazi 25

«سید محمد شیرازی نفر دوم سمت راست در استقبال از ورود امام به کربلا»

ــــ

در همین حال در مدخل شهر کربلا پشت صحن حضرت ابوالفضل و درب صحن حضرت سیدالشهدا (ع) چندین رأس گوسفند از طرف اهالی شهر قربانی شد… پس از زیارت، نماز مغرب و عشا را بنا به درخواست آقای سید محمد شیرازی به جای او در صحن مطهر برگزار شد و انبوهی از روحانیان و مردم به او اقتدا کردند. پس از پایان نماز آقای شیرازی از طرف اهالی کربلا از امام خواست که اقلاً برای یک هفته در کربلا توقف نماید. این درخواست از طرف امام پذیرفته شد و امام مدت یک هفته ای که در کربلا توقف داشتند نماز را به جای آقای شیرازی به جماعت برگزار می‌کرد. در شب اول ورود امام به کربلا در اقامتگاه او نزدیک به پانصد نفر از روحانیان و مردم اطعام شدند و جشن باشکوهی به مدت سه روز در کربلا برگزار شد و اشعار و قصاید زیبایی در مدح ایشان و نهضت اسلامی ایران سروده و خوانده شد.»

آیت‌الله خویی: کار این سید، شبهه‌ناک است


البته مهم‌ترین مخالفت‌ها با مرجعیت این آیت‌الله جوان مقیم کربلا از سوی آیت‌الله خویی و آیت‌الله سید محمود شاهرودی صورت گرفت و این دو مرجع تقلید در موضع‌گیری‌های تندی اجتهاد سید محمد شیرازی را زیر سؤال برده و طرح مرجعیت وی را مشکوک قلمداد کردند.

آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خویی و آیت‌الله العظمی شاهرودی هر یک به طور جداگانه اعلامیه‌ای علیه ایشان صادر کردند. آقای شاهرودی در اعلامیه‌اش متذکر شده بود که آقای شیرازی مجتهد نیست و شاهد بر این مدعا، نیز استاد وی آقای شیخ یوسف حائری است که در نوشته‌ای تصریح کرده، آقای شیرازی به حد اجتهاد نرسیده است. در مرحله بعد حمله‌ها، شدت بیشتری پیدا کرد و مرحوم آقای خویی در سئوالی که از ایشان شده بود طوری جواب داده بود که حیثیت ایشان خدشه‌دار شد… مرحوم آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خویی در جواب مرقوم کرده بود که کار این سید، شبهه‌ناک است و دادن وجوهات به وی جایز نیست.

سید محمد شیرازی که در ابتدای جنگ، مردم عراق را به رهبری امام خمینی دعوت کرده بوده در یک اقدام عجیب مرگ آقا مصطفی را ساخته و پرداخته خود انقلابیون دانست!

ـ

بیت آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران


عدم ارتباط با امام تا زمان عزیمت آقای شیرازی به کویت ادامه یافت، اما بعد از استقرار ایشان در کویت، دوستان و حامیان ایشان حملاتی را علیه امام ترتیب دادند و شروع به بدگویی و بستن اتهام‌های ناروا علیه ایشان کردند و در این زمینه بعضی از نزدیکان آقای شیرازی با تفسیق و حتی تکفیر حضرت امام کار را به اوج خود رساندند و این ناسزاها از آن زمان و حتی بعد از ورود آقای شیرازی به ایران ادامه یافت.

ــــــــــــــــــــــــ

javanenghelabi - shirazi 26ــــــــــــــــــــــــ

در زمینه مسائل سیاسی نیز بعضی از دوستان و هواداران حضرت امام مثل آقای محتشمی و آقای فردوسی‌پور که برای سخنرانی و امور دیگر به کویت می‌رفتند، نقل می‌کردند که بیت و بیرونی آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران است و خود ایشان هم به ما توصیه می‌کند که دست از مبارزه علیه شاه برداریم و سخنی ضد رژیم نگوییم.

با این وصف حضرت امام در تمام این مراحل از موضع‌گیری صریح و علنی درباره ایشان، همچنین اجتهاد و عدالت او خودداری می‌کرد. یک بار جمعی از کویتی‌ها خدمت امام رسیدند و درباره آقای شیرازی و این که ایشان مجتهد و عادل هست یا نه، سوال نمودند؛ ولی حضرت امام نفیاً یا اثباتاً جوابی ندادند که موجب ناراحتی این‌ها و بعضی از بزرگان مثل آقای خویی شده بود.

این در حالی بود که سید محمد شیرازی به درخواست علمای بزرگ عراق برای ارجاع مردم به مرجعیت امام چنین پاسخ داده بودند: «جواب آقای شیرازی این بود که دوستان صلاح ندیدند که من، مردم را به آقای خمینی ارجاع بدهم؛ بنابراین بنده بر سر همان ادعای مرجعیت و الامام المجدد بودن هستم و خداوند ما را از شر اغیار حفظ خواهد کرد.»

ـ

ماجراجویی در تدفین پیکر مرجعیت شیعه
خانواده شیرازی‌ها حتی از جسم برادرشان برای اعلام مواضع سیاسی‌شان علیه نظام جمهوری اسلامی دریغ نکردند ایشان علی‌رغم اینکه به دستور رهبری در صحن حرم حضرت معصومه برای قبر سید محمد شیرازی جایابی صورت گرفت در یک اقدام ناصواب تشییع جنازه برادرشان را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کردند و اقدام به ایجاد بلوا و آشوب در شهر مقدس قم کردند که بنا به استشهادات شاهدان عینی مورد اعتراض بسیاری از اهالی قم قرار گرفت. در این هنگام است که نیروهای امنیتی در مقابل ایجاد چنین آشوبی ایستادگی کرده و تابوت سید محمد شیرازی را برای دفن به حرم مطهر انتقال می‌دهند. این ماجرا تا سال‌ها مستمسکی برای خانواده شیرازی‌ها برای حمله به شخص مقام معظم رهبری قرار گرفت و این اتفاق در حالی صورت گرفت که رهبر انقلاب، هم در پیامی از مجاهدت‌های سید محمد شیرازی تقدیر کرده بودند هم مجلس ختمی در مسجد اعظم قم برای ایشان برگزار کرد.

ــــــــــــــــــــــــ

javanenghelabi - shirazi 27

javanenghelabi - shirazi 28ــــــــــــــــــــــــ

برادر کوچکی که از برادر بزرگ جلو افتاد!
سید صادق برادر کوچک‌تر سید محمد است که بعد از فوت وی در سال ۱۳۸۰ در شهر قم، عملاً تبدیل به بزرگ خاندان شیرازی‌ها شد. عناد و دشمنی این جریان با انقلاب اسلامی ایران و شخص حضرت امام خمینی و نیز حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، امری است که ایشان هیچ واهمه‌ای از ابراز علنی آن حتی در داخل جمهوری اسلامی ایران نداشته‌اند.

ــــــــــــــــــــــــ

javanenghelabi - shirazi 29

ــــــــــــــــــــــــ

برادر دیگر سید صادق، سید مجتبی است که اکنون در انگلیس حضور دارد و وی نیز در کسوت علما ظاهر می‌شود. فیلم صحبت‌های سید مجتبی علیه شخص رهبری و مجموعه فحش‌های رکیک وی نسبت به رهبری نظام هزاران بار در فضای مجازی دیده شده است و به جرات می‌توان گفت که از میان تمامی جریانات ضد انقلاب اسلامی ایران و رهبری در سرتاسر دنیا، هیچ‌کدام چنین جسارتی در توهین نسبت به ایشان نداشته‌اند.

ــــــــــــــــــــــــ

javanenghelabi - shirazi 30

«سید مجتبی شیرازی برادر سید صادق و فحاش به مقام معظم رهبری- پدر زن یاسر الحبیب»

ــــــــــــــــــــــــ

این جریان با به راه افتادن شبکه الفدک سابق و صوت الاطهار توسط شیخ کویتی یاسرالحبیب جانی تازه گرفت و گفته می‌شود که میان ایشان و یاسرالحبیب رابطه‌ای سببی نیز وجود دارد (ظاهراً یاسرالحبیب داماد سید مجتبی شیرازی است). علی‌رغم تکفیر طیفی از علمای شیعی از شهید محمدباقر الصدر گرفته تا آیت‌الله سیستانی، مکارم شیرازی و رهبری و… توسط یاسرالحبیب در ۱۳ شبکه‌ ماهواره‌ای منتسب به شیعه، جریان شیرازی‌ها به هیچ‌وجه حاضر به تبری از وی نبوده و نیست.

ـ

۱۳ شبکه با هزینه‌های حداقل ۹۵ هزار دلاری ماهیانه برای هر شبکه
از مهم‌ترین اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه منتسب به شیعه در فضای ماهواره‌ای جهان، می‌توان به تأسیس چند شبکه فارسی و عربی زبان با نام‌های شبکه جهانی امام حسین ۱و۲و۳، مرجعیت، فدک، سلام، رقیه، ابوالفضل العباس، الانوار، خدیجه، الزهرا، المهدی و… اشاره کرد که در ایام محرم با تبلیغ شنیع‌ترین مسائل با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده‌اند! شبکه‌هایی که با پنهان شدن در ظاهر دینی سعی می‌کنند جلوه‌های واقعی شیعی بودن را به صورت کاملاً وارونه نشان دهد. البته اکثر این شبکه‌ها با حمایت شخص آیت‌الله سید صادق شیرازی و بیت آن تأسیس و به فعالیت خود ادامه می‌دهند. نکته قابل تأمل آنجاست که هزینه احداث و راه‌اندازی و مدیریت این شبکه‌ها چگونه تأمین می‌شود؟ آن هم بدون حتی پخش یک برنامه تبلیغاتی!

ـــــــــــــــــ

javanenghelabi - shirazi 31

ـــــــــــــــــ

آقای هدایتی مدیر شبکه سلام درباره میزان هزینه ­های یکی از این شبکه‌ها می­گوید: « هزینه های پخش و تولید ما ماهیانه بالغ بر ۹۵ هزار دلار است. ۷۵ هزار دلار آن استودیو پخش و ۲۰ هزار دلار آن به تولید برنامه اختصاص دارد که این مبلغ در مقایسه با دیگر شبکه های ماهواره ای بسیار ناچیز است.»

نکته مهم‌تر این مطلب اینجاست که باید باز هم شاهد نمایش خون و خونریزی و ضرب و شتم به نام شعائر حسینی در فضای مجازی و ماهواره­ای باشیم. نمونه کوچک این اقدامات را می‌توانید با سرچ کلمه Muharram در بخش تصاویر موتورهای جستجو مشاهده کنید. تصاویر این اعمال شنیع به قدری زجرآور و دردناک است که حتی خود شیعیان را اذیت می‌کند چه برسد به کسانی که از سرتاسر دنیا با ادیان دیگر سر و کار دارند و نظاره‌گر شعائر حسینی از این دست هستند!

ــــــــــــــــــــــــ

javanenghelabi - shirazi 32

ــــــــــــــــــــــــ

دکتر تیجانی در کتاب «اهل بیت(علیهم السلام)؛ کلید مشکل ها» ترجمه سید محمدجواد مهری درباره نقش سرویس جاسوسی انگلستان در ایجاد تفرقه و خرافه پراکنی در مذهب تشیع می‌نویسد: «شمشیرهایی که در گذشته شیعیان آن را در برابر ظالمان بلند می‌کردند، امروز برای زدن به سرهای خود، از آن استفاده می‌کنند. تاجایی که انگلیسی‌ها مقدار زیادی شمشیر، در میان دسته‌های عزاداری – در کربلا- تقسیم می‌کردند.»

سال گذشته هم به دنبال نام‌گذاری نهم تا پانزدهم ربیع‌الاول به عنوان هفته برائت توسط شبکه ماهواره‌ای امام حسین (ع) که توسط بیت آیت‌الله سید صادق شیرازی اداره می‌شود آن هم دقیقاً در ایام هفته وحدت، موجبات نگرانی بسیاری از شیعیان فراهم آمد که البته این ماجرا با عکس‌العمل خوب و به موقع بزرگان اهل سنت و شیعه همراه بود.

ــــــــــــــــــــــــ

javanenghelabi - shirazi 33

ــــــــــــــــــــــــ

درباره مسئله قمه زنی هم که تقریباً اکثر مراجع اعلم شیعه این کار را شنیع دانسته‌اند هم آقای سید صادق شیرازی فتوای استحباب صادر کرده‌اند.

البته این مسئله در طول تاریخ همواره مورد توجه علمای شیعه بوده تا جایی که حتی در دوران مشروطه نیز مراجع تقلید شیعه بیانیه‌ای جهت حفظ وحدت اسلامی صادر کردند و نوشتند «چون دیدیم که اختلاف فرقه‌های پنج‌گانه مسلمین (اختلافاتی که مربوط به اصول دیانت نیست) موجب انحطاط دول اسلام و استیلای خارجیان شده‌ است، به جهت حفظ کلمه جامع دینیه و دفاع از شریعت محمدیه، فتاوای مجتهدین عظام، که روسای شیعه جعفریه هستند، و مجتهدین اهل سنت، اتفاق نموده بر وجوب تمسک به حبل اسلام… اتفاق شد بر وجوب اتحاد تمام مسلمین در حفظ بیضه اسلام و نگهداری جمع مملکت های اسلامی از تشبهات دول بیگانه و حمله‌های سلطنت های صلیبیه، متحد شد رای جمیعا برای حفظ حوزه اسلامیه بر این که تمام قوت و نفوذ خود را براین خصوص مبذول داریم و از هیچ‌گونه اقدامی که مقتضی است فروگذار نکنیم… چنانچه حق تعالی فرموده اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم و متذکر می سازیم عامه مسلمانان را به برادری که خداوند بین تمام مومنین بست و اعلان می کنیم وجوب اجتناب از چیزهایی که موجب نفاق و شقاق است…» آیت‌الله نورالله نجفی اصفهانی، آخوند خراسانی، سید اسماعیل صدر، شیخ‌الشریعه اصفهانی و شیخ عبدالله مازندرانی از امضاکنندگان این بیانیه بودند.

این اتفاقات در حالی می‌افتد که امام علی(علیه السلام) درباره انجام کارهایی که موجبات تفرقه را فراهم می‌کند می‌فرماید: «لَوسَکَتَ الجاهِلُ مَااختَلَفَ النّاسُ اگر نادان خاموشی می گزید، مردم دچار اختلاف نمی شدند.»

ـ

مثل پدراتون گول نخورید!
آیت‌الله سید صادق شیرازی البته دارای سوابق سیاسی نیز هستند، وی در سال ۸۸ به دفاع از فتنه گران پرداخت و در ویدئویی به نظام مقدس جمهوری اسلامی شدیداً حمله کرد. البته سابقه حملات وی و خانواده‌اش به انقلاب اسلامی مردم ایران در اوایل انقلاب و برادرش به رهبری انقلاب امام خمینی بین انقلاب مشهور است. مسئول دفتر وی محمد حنافروش، مدیرمسئول شبکه جهانی امام حسین و سید حسین شیرازی نیز به خاطر حمایت از فتنه گران در سال ۸۸ و ترویج خرافات در شبکه‌های جهانی نیز مدتی بازداشت شده بودند. نکته جالب توجه ماجرا آنجاست که با این که ایشان از مراسم­ها و شعائر حسینی به صورت خاص و غیر معتبر بسیار دفاع می‌کند، اما در عاشورای سال ۱۳۸۸ که عده‌ای فتنه­ گر به نمادها و شعائر حسینی توهین کردند، واکنشی نشان نداند.

آیت‌الله سید صادق شیرازی در سخنرانی خود که در تاریخ ۲۸ صفر ۱۴۳۱ در قم ایراد می‌کرد با استفاده از کلماتی ناشایست اقدام به توهین به رهبری نظام اسلامی کرد: «جوونا گول نخورید مثل پدراتون که بعضی­هاشون گول خوردن نشید تاریخ پیغمبر رو خودتون بخونید هر چی میگن نگید راست میگه! نگید درست می­گه… کشور اسلامی مردمش انقلاب می­کنن برید ببیند اون وقت این حکومتی که به اسم مردم اومده با باتوم میاد می­زنه مردم رو! این اسلام نیست! این زیبا نیست! با این اسلام می خوایم دنیا رو دعوت کنیم به اسلام! مگه منافق رو باید کشت؟ پیغمبر خدا یه دونه منافق نکشتن!!…. وقتی در حکومت اسلامی ملت خودش رو به خاطر اینکه یه تظاهرات کرده با باتوم می­زنه می­کشه به خاک و خون می­کشه چه توقع هست توقعی هم ندارم … خزی دنیاست که خود ملت خودشون لعن شون می کنه شب نامه ضدشون می نویسه یه خورده توسعه پیدا کرد انقلاب می کنه اون رو هم می­کُشه یا حبس می­کنه … فکر می­کنید کشور اسلامی اسمش فقط اسلامیه پیغمبر همین بودن این مسئولیت من و شماست در هر مسئولیتی هستیم هر قدر قدرت داریم اینو به دنیا نشون بدیم تاریخ پیغمبر خدا رو نشون بدیم.»

امام خمینی (ره) در لزوم توجه بیشتر روحانیت به مسائل شرعی و سیاسی و هشدار نسبت به خطرات این قشر در صورت انحراف می‌فرمایند:«آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است». ایشان در بیان ضرر وجود حتی یک روحانی که در خط اسلام آمریکایی باشد می‌فرمایند: «خدای متعال می‌داند که من نسبت به آخوندهای فاسد آنقدر شدید هستم که نسبت به سایر مردم نیستم. ساواکی پیش من محترم تر از آخوند فاسد است.»

ــــــــــــــــــــــــ

javanenghelabi - shirazi 34

ــــــــــــــــــــــــ

توهم توطئه یا دست آوریزی برای مظلوم نمایی
آقای سید محمد شیرازی در سن ۷۵ سالگی بر اثر بیماری در کهولت سن فوت کردند. ولی طرفداران شیرازی­ها و همین­طور برخی نزدیکان به ایشان مرگ آیت الله شیرازی را مشکوک تلقی می­کنند. همچنین مرگ پسر ایشان سید محمد رضا شیرازی را که در خانه­اش فوت کرده است و تاکنون هیچ یک از نزدیکان ایشان حتی خود آیت الله سید صادق شیرازی نیز به کشته شدن پسر برادر خود بوسیله نظام اسلامی اشاره ای نمی­ کند. از همه مهم تر آنکه روایت هایی که درباره فوت ایشان ذکر گردیده است همگی در تناقض جدی با یکدیگر و ساختگی بودن آن در ذهن هر مخاطبی حتمی جلوه می­ کند. به تمام این موارد باید منفعتی که نظام از کشتن این دو نفر می برده است را اضافه کرد.

ــــــــــــــــــــــــ

javanenghelabi - shirazi 35ــــــــــــــــــــــــ

تا­کنون این آقایان به این سوال مخاطبین پاسخ نداده­اند که نظام اسلامی از کشتن این دو نفر چه سودی می برده است؟مخالفانِ بی­اثری که، توان مقابله­ای چه الان و چه در آینده با نظام را نداشته اند چرا باید حذف شوند؟ آیا از این دو نفر موثرتر و مخالف­تر وجود نداشنه که نوبت این دو نفر می­رسد؟ پرداختن بی حجت و سند به کشته شدن این دو نفر توسط نظام اسلامی تنها به کسانی کمک می­ کند که از این دو متوفی قصد ایجاد جایگاه حق به جانبی برای خود را دارند.

ـ

دار و دسته انحرافی ها

ـ

یاسر الحبیب طلبه خوش‌پوش لندن نشین
یاسر الحبیب یک طلبه خوش‌پوش است که در حسینیه‌ای در لندن منبر برود سینه‌چاک شیعیان و دشمن درجه یک وهابیت به شمار می‌رود. «یاسر یحیی عبدالله الحبیب» یکی از شبکه‌های تحت حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی یعنی شبکه فدک را مدیریت می‌کند ولی از حضور چشم‌گیر و پررنگ در دیگر شبکه‌های زنجیره‌ای این طیف فکری نیز غفلت نمی‌کند. تنها سه سال از راه‌اندازی «هیئت خدّام‌المهدی» در کویت می‌گذشت که تندروی‌های یاسر الحبیب، دولت کویت را مجبور کرد هیئتش را پلمپ و او را روانه زندان کند.

ــــــــــــــــــــــــ

javanenghelabi - shirazi 36

ــــــــــــــــــــــــ

«اجازه نامه یاسر الحبیب ازآیت الله صادق شیرازی»
اما این جوان جسور چشم انگلیسی‌ها را گرفته بود؛ پس سریع به سوژه مورد نظر سازمان‌های حقوق بشری انگلیس و آمریکا تبدیل شد. حتماً خود مقامات کویتی هم متعجب شده بودند که این سازمان‌ها چرا بین این همه زندانی و شکنجه‌شده، به این روحانی جوان این قدر توجه می‌کنند. دو سال وقت کافی بود تا بعد از رایزنی انگلیسی‌ها و ساکن شدن وی در لندن حیطه فعالیت‌های یاسر الحبیب به شدّت گسترش پیدا کند. روزنامه‌ای با نام «shianewspaper» منتشر می کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه اندازد، شبکه ماهواره‌ای «فدک» را نیز با حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی تأسیس کند و در سال ۲۰۱۰ نیز مکان هیئتش در لندن را به حسینیه‌ای بزرگ به نام «حسینیه سیّدالشّهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه، هیئت، دفتر کار، مؤسسه رسانه‌ای، شبکه ماهواره‌ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی قرار می دهد.

رمضان المبارک ۱۴۳۱ قمری شیخ مقیم در انگلیس در هفدهم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه همسر پیامبر اکرم (ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت‌های وقیحانه‌ای متوجه او کرد.

او پس از ذکر ادلّه خویش برای اثبات نفاق و هرز‌گی و… به همسر پیامبر اسلام، سخن خود را با این توصیه راهبُردی! به پایان رسانید که: «جشن گرفتن به مناسبت هلاک عایشه، ضرورتی دینی است؛ چه این­که روز هلاکت عایشه، پیروزی اسلامی عظیمی به شمار می ­رود.» سایت وی نیز با افتخار تمام در این‌باره گزارش می‌دهد: «لازم به ذکر است که شبکه ماهواره‌ای فدک این جشن مبارک و وقایع آن را پوشش داده و پخش نمود. ضمن این‌که در بالای صفحه این شبکه نیز «شعار الله اکبر … عایشه فی النّار» برای اولین بار در تاریخ شبکه‌های تلویزیونی قرار داده شد! و در فواصل مختلف برنامه، سرودهایی به مناسبت و شادی از هلاکت رأس الکفر عایشه و شکر نعمت برائت از او، پخش گردید.

«شیخ عبدالعزیز آل الشّیخ» مفتی اوّل سعودی در برابر این اقدام چنین واکنش می‌دهد: «بعد از اسائه ادب یاسر الحبیب به أم المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیّع در کشورهای عربی و اسلامی متوقّف شده است». وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: «سخنان یاسر الحبیب، روحانی شیعه کویتی باعث شد تا بسیاری از اهل سنّت که تمایلی به تشیّع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند.» آل‌الشّیخ ادامه داد: «مُخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند عدّه زیادی از اهل سنّتی که شیعه شده بودند، به خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته های یاسر الحبیب متوجّه شده اند که تشیّع، مذهبی باطل است و به مذهب حقّ برگشته اند.»

اما سخنان مشکوک شیخ، مشکلات بسیاری برای شیعیان کویت و عربستان نیز به بار آورد. علمای شیعه این دو کشور ـاز جمله «شیخ عَمری»، «شیخ حسین معتوق»، «شیخ حسن صفّار»، «شیخ علی آل محسن»، «شیخ عبدالجلیل السمین»، «شیخ نمر» و «سیّدهاشم السلمان» ـ مواضع سختی در برابر وی گرفته و او را از خود طرد کردند.

ــــــــــــــــــــــــ

javanenghelabi - shirazi 37ــــــــــــــــــــــــ

تا اینکه این دست موضع‌گیری‌ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علماء و فرهیختگان شیعه منطقه احصاء عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را خدمت مقام معظم رهبری ارسال کنند. پاسخ معظم له آبی بود بر آتش:«اهانت به نمادهای برادران اهل سنّت از جمله اتّهام ­زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع، شامل زنان همه پیامبران و به­ ویژه سیّدالانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمّد صلّی­ الله ­علیه­ و آله– می­ شود.» فتوایی که از شبکه ماهواره‌ای الجزیره گرفته تا روزنامه الانباء کویت، سایت پرمخاطب محیط، روزنامه‌های السّفیر لبنان و الحیات چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر و … به انعکاس درآمد و مورد تحلیل قرار گرفت.

حتّی احمد الطّیب، شیخ الازهر در بیانیه‌ای رسمی، این‌چنین به فتوای رهبر حکیم انقلاب، واکنش نشان داد: «با تمجید و خرسندی، فتوای مبارک حضرت امام علی خامنه ­ای را در خصوص تحریم اهانت به صحابه رضوان­ الله­علیهم یا تعرّض به همسران حضرت رسول­(ص) دریافت کردم. این فتوایی است که با دانش صحیح و درک عمیق از خطرناکی آن­چه که اهل فتنه انجام می­ دهند، صادر شده و بیان­گر علاقه و اشتیاق به وحدت مسلمانان است. آن­چه که باعث می­ شود بر اهمیت این فتوا افزوده شود، آن است که عالمی از علمای بزرگ مسلمان و از بزرگ­ترین مراجع شیعه و به ­عنوان رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران، چنین فتوایی را صادر کرده است.»

یکی دیگر از اقدامات این جریان مشکوک که حامیانی نیز در شهر مقدس قم دارد نام‌گذاری هفته برائت! در ربیع‌الاول سال پیش بود. این جریان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با نزدیک شدن به ایام فرحة الزهرا و غدیر ثانی، شورای سیاست گذاری شبکه جهانی امام حسین علیه‎السلام در بیانیه ای اعلام داشت: روز نهم ربیع الاول طبق فرموده اهل‌بیت علیهم‎ السلام روز غدیر ثانی نام‌گذاری شده است… از این رو بر خود لازم می‎دانیم که از روز نهم لغایت ۱۵ ربیع الاول را به عنوان هفته برائت نام‌گذاری کنیم تا از این شبکه مقدسه پیام برائت از دشمنان خاندان رسالت را با اتکا به عمل معصومین به جهان صادر نماییم.»

ــــــــــــــــــــــــ

javanenghelabi - shirazi 38ــــــــــــــــــــــــ

این حرکات زشت بدعت آلوده در حالی صورت می ­گیرد که خداوند در آیه ۱۷ سورة الانعام فرموده است: [وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا به غیر عِلْمٍ] یعنی به خدایان و بت‌های مشرکین و کفار حرف زشت نزنید چون آن‌ها مقابله به مثل کرده و به مقدسات شما توهین می‌کنند این آیه شریفه به طریق اولی دستور عدم توهین به مقدسات سنی‌ها را ثابت می‌کند.

بهترین تعبیر راجع به یاسر الحبیب سخن سید مقاومت، نصرالله عزیز است که شیخ هتاک را «شخصٌ شیعیٌ غیرُ معروفٍ عند الشیعة أساساً» دانسته است. یاسرالحبیب با کمک‌های بی‌دریغ دولت انگلستان و بیت آیت‌الله سید صادق شیرازی روز به روز به فعالیت‌های به ظاهر مذهبی‌اش می‌افزاید. قابل‌توجه اینجاست که در یک اقدام هماهنگ شبکه مورد حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی -شبکه امام حسین-درست در همین ایام اقدام به اعلام گستره برگزاری برنامه‌های هفته برائت این فرقه مشکوک کرد.

ـ

محمد هدایتی مدیر مسئول شبکه سلام
محمد هدایتی مدیر مسئول شبکه سلام یکی از کسانی است که با بیت شیرازی‌ها ارتباط کامل دارد و در مسائل سیاسی ضد نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند. تا به حال با شبکه صدای آمریکا مصاحبه کرده و از قمه زنی دفاع و جمهوری اسلامی را بارها متهم به دیکتاتوری کرده است.

ــــــــــــــــــــــــ

javanenghelabi - shirazi 39ــــــــــــــــــــــــ

از جمله فعالیت‌های وی، مدیریت سایت ضد انقلابی رسام -روحانیون سنتی ایران معاصر- است. جدیداً گروهی را به نام «ستاد بین المللی تعظیم شعائر حسینی» اداره می‌کند و اکثر کلیه‌های که می‌سازند، صحنه‌هایی از قمه یا لطمه زنی است. یکی از علمایی که به دلیل رفتارهای غلط ایشان، از آنان جدا شد، «آیت‌الله حسینی قزوینی» است. ایشان ابتدا با دادن بیانیه‌ای به شبکه «سلام» هشدار داد که در صورت دفاع از قمه زنی و توهین به مسئولین نظام، با آنان همکاری نخواهد کرد. سپس در سال ۱۳۸۸ و با اوج فتنه ۸۸ و تحرکات این شبکه، ایشان از همکاری با شبکه «سلام» خودداری و شبکه «ولایت» را تأسیس نمودند.


 
تنها جریان شیعی علیه حزب‌الله لبنان کیست؟
ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،تاریخ انقلاب ،ضد انقلاب ایرانی ،براندازی فرهنگی

جوان انقلاب نوشته است که :

شناختی مختصر از مقتدای فرقه شیـرازی‌ها ؛

سید صادق حسـینی شیرازی، مشهــور به سید صادق شیرازی عنوان یکی از آقازادگان حوزه ی کربلا می باشد که در ۲۰ ذی‌الحجه ۱۳۶۰ قمری (۱۸ دیماه۱۳۲۰ هجری شمسی) در عراق به دنیا آمد و به سبب شان و رسومات خانوادگی، در سن ۱۰ سالگی بدون داشتن بهره ی کافی از معالم دینی، ملبس به لباس روحانیت گردید و پس از وفات پدر مجتهد خود آیت الله سید مهدی حسینی شیرازی در ۲۸ شعبان ۱۳۸۰ هجری قمری (بهمن ماه ۱۳۳۹ هجری شمسی)، به سرعت خود را مجتهد خوانده و به همراه دیگر اعضای بیت پدر، برادر ارشد خود سید محمد را مرجع تقلید نامیدند.

ـ

اگر چه بنا بر نظر بسیاری حتی آیت الله سید مهدی شیرازی نیز در عصر خود هیچ گاه به عنوان یک نیروی علمی قوی در حد اجتهاد عامه مطرح نبوده و تنها از اصحاب و حواریین مهم و شناخته شده ی مرحوم حاج آقاحسین قمی به شمار می‌آمده که شاخصه ی اصلی ایشان تقوا بود؛ یعنی جنبه تقوای ایشان بیش از جنبه عِلمیت‌ و اجتهاد در ایشان برجسته و متذکر می بود که به همراه موضوع نوادگی مرحوم میرزای شیرازی موجب احترام فوق العاده ی ساکنان کربلا به بیت شیرازی و برگزیدن ریاست منطقه ای سید مهدی شیرازی پس از وفات حاج آقاحسین قمی در سال ۱۳۶۶ هجری قمری (۱۳۲۵ هجری شمسی) گردید؛ با این وجود شاید مسامح تا وجاهت سید محمد شیرازی می پذیرفت تا وی به عنوان جوانی متولد ۱۳۴۷ هجری قمری (۱۳۰۵ هجری شمسی)، پس از وفات پدر، در سن حدودا سی سالگی بر مقام اجتهاد دست یافته باشد؛ اما به هیچ عنوان چنین تصوری از برای سه پسر دیگر آیت الله سید مهدی متصور نبود؛ چه آنکه ایشان را پس از پدر بتوان مرجع و جایز التقلید قلمداد نمود.

بر این اساس قطع به یقین سید صادق در زمان فوت پدر در سال ۱۳۳۹ هجری شمسی، نوجوانی تازه بلوغ یافته محسوب می گردید که کسوت لباس روحانیت از برای وی تنها به عنوان پوشش و لباسی بیرونی موضوعیت داشت و لاغیر؛ زیرا لباس و پوشش بیرونی مردان در خاندان شیرازی از قدیم الایام عبا و عمامه بوده و این رسم تا به امروز نیز در میان خاندان ایشان رواج دارد که فرزندان ذکورشان را از ۱۰ سالگی چنین لباسی بر تن می نمایند.

ـ

با این همه تفکر و سیره ی موروثیت مرجعیت در بیت شیرازی، موجب گردید تا ایشان سید محمد سی و چند ساله را پس از وفات پدر به عنوان مرجع اعلم به مرجعیت رسانده و سید صادق و سید حسن و سید مجتبی نیز در کنار ایشان، به عنوان مجتهد معرفی و اصحاب استفتاء وی را تشکیل دهند؛ البته در این میان سید حسن شیرازی پس از چندی عازم شامات گردید و به فعالیت‌های خود توسعه داد و علاوه بر سوریه در لبنان و مصر نیز به فعالیت پرداخت و در این زمینه با امام موسی صدر نیز روابط حسنه‌ای برقرار نمود؛ روابطی که در نهایت به سبب تفکرات قشری و متعصبانه ی سید حسن پس از چندی به تیرگی انجامید و کار اختلاف وی با امام موسی صدر تا به جایی رسید که امام خمینی، پرداخت سهم امام به طلاب و شاگردان سید حسن شیرازی را حرام اعلام کرد و در مقابل سازمان امنیت رژیم پهلوی (ساواک) نیز برای قدرت‌گیری سید حسن تلاشهای بسیاری نمود؛ تلاشهایی که شهید چمران در جایی به آن اشاره و رسما اعلام می کند که طرفداران سید حسن با جنگ تبلیغاتی اعصاب ما را ناراحت می‌نمایند و شهدای ما را مسخره کرده، می‌گویند شهید نیستند زیرا فتوایی برای قتال از مرجع که لابد همان سید حسن شیرازی است وجود ندارد…

ـ

و از دیگر سو نیز سید مجتبی که در دوران پهلوی به ایران آمده بود نیز با پیروزی انقلاب اسلامی، به سرعت به دامان انگلیس رفته، مقیم لندن شد و در آنجا فعالیتهای به اصلاح اسلامی و تبلیغی خود را پیگیری نموده و در این میان تنها سید صادق دوشادوش سید محمد در سال ۱۳۴۹ هجری شمسی به کویت عظیمت نموده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی به قم آمده و کربلاییها را تحت لوای حزب شیرازیها و مرجعیت نوادگان میرزای شیرازی سازماندهی نمودند.

ـ

javanenghelabi - shiraziha 1
ـ

در مجموع باید دانست که اعلام مرجعیت سید محمد شیرازی اگر چه در ابتدا با مخالفتهای شدید و موضع گیری وسیع علمای تراز اول آن دوران از جمله آیت الله سید ابوالقاسم خویی و مرحوم آیت الله سید محمود حسینی شاهرودی همراه و حتی مورد انکار استاد وی آقای شیخ یوسف حایری قرار گرفت، اما به مرور زمان و به سبب توانمندی ایشان بر ایجاد استحکام سازمانی قوی از کربلاییها، حول خود و متحزب نمودن جمعی از روحانیون که اگر چه وزنه علمی بالایی نداشتند و چندان مشهور و سرشناس نبودند، اما با انتشار اعلامیه‌ای به اعلمیت و جایزالتقلید بودن ایشان گواهی و با تلاش بسیار این اعلامیه را به سرعت در سراسر عراق و همچنین کویت پخش نموده؛ در نهایت همه ی این اقدامات موجب شد تا سید محمد بتواند بر اوضاع مسلط و مرجعیت خود را قوت بخشیده و سازمانی حزبی از کربلاییها را تحت مرجعیت خود، به گونه ای هماهنگ و یک‌نواخت سامان دهد که با حرکتی برنامه ریزی شده مرجعیت را به عنوان امری وراثتی در بیت شیرازی مبدل و تفکر وراثتی بودن مرجعیت از برای نسل میرزای شیرازی را به عنوان تصوری غیر قابل انکار در ایشان نهادینه سازد.
ـ
بر این اساس مرجعیت سید صادق به گونه ای کاملا سهل حاصل گردید؛ زیرا تشکیلات حزبی کربلاییها در زمان حیات سید محمد مبادرت به طرح مرجعیت سید صادق نموده و موجب شد تا پس از وفات سید محمد در ۲۷ آذر ۱۳۸۰ هجری شمسی، مرجعیت عامه به گونه ای کاملا برنامه ریزی شده و به صورتی امری بدیهی بر سید صادق اطلاق گردد؛ از این جهت تشکیلات حزبی سید محمد طی ۴۰ سال فعالیت مداوم و سازمان یافته وی و ارتباط ایشان با همه کربلایی‌ها در اقصی نقاط جهان موجب شد تا حرکت یک‌نواخت و برنامه ‌ریزی شدهای از برای مرجعیت سید صادق به جای برادر در زمان حیات سید محمد آغاز گردد؛ حرکتی ویژه ای که در نهایت موجب شد تا بعد از فوت ایشان در شهر قم، عملا سید صادق به عنوان بزرگ خاندان شیرازیها، به سرعت مبدیل به آیت الله العظمی و معروف به مرجع عالیقدر جهان تشیع گردد.
ـ

javanenghelabi - shiraziha 2ـ

مبدل سازی سید صادق به آیت الله العظمی در سال ۱۳۸۰ هجری شمسی، همراه با گسترش شدید فضای رسانه ای و تغییرات اساسی در روند اطلاع رسانی و ارتباطات در ایران و به طور کلی در سطح جهان بود؛ موضوعی که سبب شد تا روند فعالیت حزب کربلاییها حول بیت شیرازی، ماهیتی سایبری یافته و فعالیتهای فرقه ی شیرازی در حوزه های مختلف، بر بهره کشی حداکثری ایشان از ظرفیت فضای سایبر و حول استفاده ی حداکثری از قاب مدیا (Medium) استوار گردد.
ـ

javanenghelabi - shiraziha 3 javanenghelabi - shiraziha 4 javanenghelabi - shiraziha 5

ـ

البته از آنجا که فرقه ی شیرازیها امام حسین علیه اسلام را ما یملک خود دانسته و امر مرجعیت را ودیعه ای الهی در خاندان خود می دانند، لذا حضور پر رنگ این فرقه در فضای سایبر نیز عموما با بِرند و عنوان امام حسین و مرجعیت همراه بوده و این همه در حالی است که فعالیتهای رسانه ای سید صادق را نمی توان منحصر در تمرکز ایشان بر موارد اختلافی میان شیعه و اهل سنت دانست و حضور فعال ایشان در تعارض با نظام اسلامی، به عنوان ام القری، به گونه ای ویژه قابل ملاحضه می باشد که مصداق آن را می توان در نقش این فرقه و شبکه های ایشان، طی وقایع فتنه ی ۱۳۸۸، به روشنی پیگیری نمود.

به عبارتی دیگر، اگر چه سید صادق همانگونه که هیچ گاه سید محمد با نظام اسلامی دل صاف ننمود، همواره بر مخالفت با جمهوری اسلامی مصر می باشد، اما اصرار او در زمان آیت الله العظمی، بر خلاف برادرش سمت و سویی جدید به خود گرفته و در این راستا فرقه ی شیرازی‌ها حتی از جسم سید محمد برای اعلام مواضع سیاسی‌شان علیه نظام جمهوری اسلامی دریغ نکرده و علی‌رغم اینکه به دستور رهبری در صحن حرم حضرت معصومه برای قبر سید محمد شیرازی جایابی صورت گرفته بود، اما فرقه ی شیرازی در یک اقدام کاملا هماهنگ، تشییع جنازه سید محمد را به یک میتینگ سیاسی مبدل و اقدام به ایجاد بلوا و آشوب در قم نمودند که در این میان اگر چه نیروهای امنیتی در مقابل ایجاد چنین آشوبی ایستادگی کرده و تابوت سید محمد شیرازی را برای دفن به حرم مطهر انتقال دادند، اما این ماجرا تا سال‌ها مستمسکی از برای فحاشی و حمله فرقه ی شیرازی به شخص مقام معظم رهبری و ابراز انزار از نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت.

همچنین رویکرد شیرازیها در اصرار بر تقابل خود با نظام اسلامی موجب شد تا این فرقه در طی فتنه ی ۸۸، به صورت کامل در برابر نظام اسلامی بسیج نماید که در این راستا حضور فعال شخص سید صادق در دوران فتنه و سخنرانیهای عجیب وی در دفاع از منافقین و بهاییان و اهانت کنندگان به امام حسین علیه السلام را می توان مصداقی بارز از برای سمت و سوی جدید فعالیت ضد نظام اسلامی فرقه ی شیرازیها ارزیابی نمود؛ سمت و سویی جدیدی که موجب شادمانی گسترده و حمایتهای بی دریغ آمریکاییها و انگلیسیها از این فرقه و در اختیار قرار دادن مقادیر قابل توجهی از امکانات به منظور تحقق اهداف ایشان گردیده است.

ـ

بخشی از سخنرانی سید صادق شیرازی در تاریخ ۲۴ بهمنماه ۱۳۸۸ هجری شمسی :

“جوونا گول نخورید مثل پدراتون که بعضیهاشون گول خوردن نشید تاریخ پیغمبر رو خودتون بخونید هر چی میگن نگید راست میگه! نگید درست میگه… کشور اسلامی مردمش انقلاب میکنن برید ببیند اون وقت این حکومتی که به اسم مردم اومده با باتوم میاد میزنه مردم رو! این اسلام نیست! این زیبا نیست! با این اسلام می خوایم دنیا رو دعوت کنیم به اسلام! مگه منافق رو باید کشت؟ پیغمبر خدا یه دونه منافق نکشتن!!…. وقتی در حکومت اسلامی ملت خودش رو به خاطر اینکه یه تظاهرات کرده با باتوم میزنه میکشه به خاک و خون میکشه چه توقع هست توقعی هم ندارم … خزی دنیاست که خود ملت خودشون لعن شون میکنه شب نامه ضدشون می نویسه یه خورده توسعه پیدا کرد انقلاب می کنه اون رو هم میکُشه یا حبس میکنه … فکر میکنید کشور اسلامی اسمش فقط اسلامیه پیغمبر همین بودن این مسئولیت من و شماست در هر مسئولیتی هستیم هر قدر قدرت داریم اینو به دنیا نشون بدیم تاریخ پیغمبر خدا رو نشون بدیم.”

ـ

javanenghelabi - shirazi 29

ـ

در مجموع فرقه شیرازیها امروزه تحت سرپرستی سید صادق، علاوه بر آنکه وهن شیعه، در منظر عموم انسانهای مسلمان و غیر مسلمان فراهم می سازد؛ مواضع وحدت بخش امام امت در بیداری اسلامی را نیز هدف هجوم خود قرار داده و با تزریق منابع نامعلوم و البته نامحدود مالی، اقدام به فحاشی و توهین به مقدسات اهل سنت نموده و با ترویج برخی شعائری که موجب تفرقه اساسی بین برادران سنی و شیعه می شود، همانند تشویق به برگزاری و نمایش رسانه ای هفته برائت در طول هفته وحدت و ترسیم و ترویج رسانه ای عید غدیر ثانی، بر موضع طرفداری احمقانه از شیعه برآمده و در عین حال با فحاشی نسبت به مقام معظم رهبری، بعد از تکفیری ها، تنها جریان مسلمانی محسوب می شوند که علیه سید حسن نصرالله در لبنان فعالیت می کنند.

و این همه در حالی است که باید دانست که اگر چه روزگانی امام خمینی رحمه الله علیه به تبیین حد و مرزی جدید از دشمنی دشمنان تحت لوای اسلام مبادرت و اسلام آمریکایی را در قاعده ی عُمالی همچون سران برخی از کشورهای عربی ترسیم فرمودند؛ در این زمان نیز امام خامنه ای حفظه الله به تبیین حد و مرزی جدید از دشمنی دشمنان تحت لوای به ظاهر شیعه اقدام فرموده و شیعه ی انگلیسی را ترسیم و می فرمایند:

دشمنان دنیای اسلام دنبال این فکرند، دنبال این نقشه‌اند. خوب فهمیدند که اگر در دنیای اسلام مذاهب اسلامی گریبان یکدیگر را بگیرند و کشمکش با همدیگر را شروع کنند، رژیم غاصب صهیونیست نفس راحتی خواهد کشید؛ این را خوب فهمیدند، درست فهمیدند؛ لذا از یک طرف گروه‌های تکفیری را به راه می‌اندازند که نه فقط شیعه را تکفیر کنند، بلکه بسیاری از فِرق اهل سنّت را هم تکفیر کنند؛ از آن طرف هم یک عدّه مزدور را به راه بیندازند که برای این آتش هیمه فراهم کنند، بنزین روی آتش بریزند؛ که می‌بینید، می شنوید، یا خبر دارید. وسائل ارتباط جمعی و رسانه در اختیار اینها می گذارند؛ در کجا؟ در آمریکا! در کجا؟ در لندن! آن تشیّعی که از لندن و از آمریکا بخواهد برای دنیا پخش بشود، آن تشیّع به درد شیعه نمی خورد.


 
قوانین پوشش و حجاب در دانشگاه گرین ویل شمالی آمریکا
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،لابی قدرت و ثروت ،تحریف تاریخ ،آمریکا

 

http://www.ngu.edu/images/default.jpg

http://write2ignite.com/wp-content/uploads/2011/08/north-greenville-university.jpg طبق اعلام این دانشگاه در سال ۲۰۰۸-۲۰۰۷ میلادی ، موارد ذیل استانداردهایی است که در دانشگاه «گرین ویل شمالی» به کار گرفته می‌شود و قاطعانه اعمال خواهد شد. همچنین در صورت لزوم، دانشگاه حق اضافه کردن موارد دیگر را دارد:


۱ـ آرایش‌کردن و پوشیدن لباس‌های اندام‌نما مجاز نیست.
۲ـ کلاه، عینک آفتابی و بیگودی‌های مو در هیچ مکانی نباید استفاده شود به جز در محیط خوابگاه دانشجویان و باشگاه‌ها.
۳ـ هیچگونه لباس یا زینت آلانی که نشان‌دهنده هر نوع بی‌حرمتی و کفرگویی یا در برگیرنده عبارات وسوسه‌انگیز، تبلیغات مشروبات الکلی، تنباکو، مواد مخدر یا دیگر عبارات و نمادهای نامناسب است، مجاز نمی‌باشد.
۴ـ لباسی که به صورت نامناسب اندام‌ها را نشان می‌دهد مجاز نمی‌باشد.
۵ـ رنگ کردن مو مجاز نمی‌باشد.
۶ـ زینت‌آلات بدن و صورت به جز گوشواره مجاز نمی‌باشد.

بیشتر را به فارسی اینجا مطالعه کنید

و...


 
خانواده ی زن بی حجاب، مایه خنده ی فرشتگان آسمان
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،امر به معروف و نهی از منکر ،هنر دینی ،استحاله از درون

یکی از لحظاتی که فرشتگان الهی می خندند، زمانی است که زن بدحجاب و بی حجابی می میرد و بستگانش او را در قبر قرار می دهند و روی آن را با خِشت و گِل و خاک می پوشانند تا بدنش دیده نشود.

در آن هنگام فرشتگان می خندند و می گویند: تا وقتی که جوان بود و با اندام خود هر کسی را تحریک می کرد و به گناه می انداخت پدر، برادر، شوهرش از خود غیرتی نشان نمی دادند و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند، او را می پوشانند!


 
تمسخرهای ناشیانه نشانه ی نگرانی شدید !
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،تحریف تاریخ ،تاریخ انقلاب ،براندازی فرهنگی

چند وقت پیش، پوسترهای زیبایی با مفهوم ترویج افزایش جمعیت منتشر شد. جریانی شناخته شده، به سرعت به میدان آمد و با ابزار تمسخر حرفهایی را زد که پوچی ، سبکی و دستپاچگی از آن می ریخت.

آقا جان. شما اگر نیت کنی که هرچیزی را تمسخر کنی ، خب می توانی. این که تو چیزی را مسخره کردی ، دلیل بر ابطال آن است ؟ حالا وقتی می خواهی مسخره کنی، لا اقل اینقدر دستپاچه نباش که اینقدر راحت آبرویت را امثال من بریزند.

https://lh4.googleusercontent.com/-CJ_NJwrUX4c/Uly5grr1D4I/AAAAAAAAADs/g-9-ENo1OR8/fg.jpgآقای آیدین سیار سریع ، که با نظری به اسمش، علت و ریشه ی دستپاچگی اش ژنتیکی بنظر می رسد، و از موضوع  آقای هاشمی رفسنجانی و مواضع مختلف ایشان، و تا موضوع ادوارد اسنودن و حتی موضوع جمعیت، با برخورداری از تخصص تمسخر، همه جا و همه جا، مثل زبل خان همه جا و همه جا در حال مسخره کردن و دست انداختن همه چیز و همه کس و همه ی موضوعات است- و کافی است صلاح بدانید موضوعی را مسخره کنید یک تک بزنید آقا آیدین آماده ست، فقط فرم قرارداد را جا نگذارید ! - در مطلبی -که بلحاظ اضطراب محتوایی مشخص نیست اصولا تحلیل است؟ تمسخر است؟ طنز است؟ چیست؟ -در رابطه با این طرح گرافیکی  اینگونه -در روزنامه شان، قانون ! - نوشته است :

ما هم مثل هر ایرانی دیگری دوست داریم حتی به قیمت بدبختی خودمان هم که شده، پیش بینی مان درست از آب دربیاید. برای همین وقتی بیلبوردهایی با مضمون تشویق شهروندان به فرزندآوری بیشتر در سطح شهر نصب شده را دیدیم کلی ذوق کردیم و به دوستانمان گفتیم: دیدید؟ دیدید ما بعد از نصب بیلبورد صداقت آمریکایی گفتیم امروز جنگ، جنگ بیلبوردهاست؟! حالا با دیدن این بیلبورد از سر شوق چند نکته به ذهنمان رسید که آن‌ها را مطرح می‌کنیم:

1) در این خانواده پرجمعیت یک دانه مادر چرا نیست!؟ حالا مگر یک مادر چقدر جا اشغال می‌کرد؟ آیا این خانواده از اول مادر نداشت؟آخه چطوری؟ پس این پدر مودب داخل تصویر این همه بچه را از کجا آورده؟ کاشته؟ داشته؟ قلمه زده؟ توی فتوشاپ درست کرده؟ [این کلمات به این رکیکی را در قالب طنز تاحالا شنیده بودید ؟! ] یا این که نه. واقعا مادری وجود دارد ولی بنده خدا هیچ وقت نمی‌تواند در تفریح و گشت و گذار خانواده حضور داشته باشد، چون اکثر اوقات در بیمارستان مشغول زایمان است!

2) سوال دیگری که مطرح می‌شود این است که این خانواده 6 نفری روی دوچرخه (بدون احتساب مادر) چطوری با یک هندوانه سیر می‌شوند؟ قانع اند؟ کم مصرفند؟ گازسوزند؟ همدیگر را می‌خورند؟ واقعا چگونه است!؟

3) نکته جالب دیگر این است که این بچه‌ها با سه تا بادکنک و یک دوچرخه (اندازه کشتی تایتانیک) نیازشان مرتفع شده. اینها نه ایکس باکس می‌خواهند، نه آی پد، نه آیفون، نه سایفون ... خب تابلوست که این بچه‌ها همه فتوشاپ اند!

4) بعد این چه قیافه ای است مرد کم جمعیت دارد!؟ با من روراست باشید. از ناتوانی‌ای چیزی رنج می‌برد؟ [ادبیات زننده و غیر مستقیم جنسی مثل اینکه تنها توانایی ایشان است] یا از سخت بودن مسیر؟ آن بقچه پشت پدر و پسر هم معلوم نیست محتویاتش چیست. احتمالا مادر خانواده است، برای این که ترویج دوچرخه سواری بانوان نشود، توی کیسه گذاشته شده!

5) پدر خانواده پرجمعیت محاسن کاملی دارد در حالی که محاسن پدر خانواده کم جمعیت شبیه مذاکره کنندگان هسته ای دولت یازدهم است و این طرح به روشنی نشان می‌دهد که مذاکره‌کنندگان سازشکار از طریق دادن امتیازات گوناگون از جمله کاهش تولید آب سنگین به دنبال کاهش جمعیت کشور هستند.

6) طراحان عزیز و ایده دهندگان محترم و سیاستگذاران عزیزتر از جان! شما گویا غم نان ندارید. بچه را که نمی‌شود گذاشت توی مایکروفر خودش بزرگ بشود، بعد که آماده شد تزویجش بکنی برود پی کارش. آن هم بچه‌های این دوره زمانه که با آی پد و پی ام اسی (!) هم راضی نمی‌شوند چه برسد به بادکنک و هندوانه! عزیز دلم! می‌گویی با یک گل بهار نمیشه. لابد از دید تو باید گل‌های بیشتری زد. ولی جیبت که خالی باشد با 10 تا گل هم بهار نمی‌شود. شما این فقر را فعلا ریشه‌کن کن! من برایت هت‌تریک می‌کنم. اصلا می‌شوم آقای گل این فصل لالیگا. دمت گرم. با تشکر.

http://bankvarzesh.com/Content/ProfilePhoto/2-1-201311322129.jpgخب.

فصل تمسخر را که با هم دیدیم . یک کمی این تمسخر نامه را که با جسارت به هویت اهالی طنز ، به خود با کمال شجاعت و اعتماد به نفس، طنز نام داده را پنبه می زنیم. در شلوغی و هیاهو، قورباغه سربالا می رود. بگذارید کمی گردوخاکها را بخوابانیم:

آقا آیدین. سلام، خوبی آقا شما؟

ببین داداش :

1- در اینکه شما علاقه داری به قیمت بدبخت شدن خودت پیش بینی هایت درست در بیاید ، بنظر شکی نیست. چون اولا هیچی بهتر از حرف و نظر خود آدم نمی تونه سند بشه . خودت میگی دیگه. ثانیا اینکه با این چیزایی که می نویسی هم نشون دادی واقعا که حقا به قیمت بدیختی خودت که سهله، به یه سری قیمتهای بالاتر که یدبختی شما پیشش اصلا مهم نیست، حاضری موضوعات ملی را هم دستمایه تمسخر برای درست شدن پیش بینی هایت قرار بدی. اما، خب، داداش. چرا وضعیت خودت رو، به دیگران نسبت می دیی داداش! مسلمان! همه را به کیش خود پندارد؟! ما که همچین دقیق پیش بینی می کنیم لازم نیست خود را به زحمت بیاندازیم پیش بینی های ما عاقلانه است خودکشی نمی خواهد ! مال شما را نمی دانم بذار ببینیم چه می شود! 

2- وقتی اشاره بیلبوردهای صداقت آمریکایی هم لابلای کلماتت دیده شد، احساسی در مشامم از کلماتت پیچید که انگار، ماجرا یک کمی رنگ و بوی بی شخصیت و غیر محترم سیاسی حزبی جناحی دارد و نه یک شوخی، آنهم  به شکل و مضمون و پشت پرده و اهداف والا و قابل احترام ملی! حالا باید برویم جلوتر ببینیم واقعا ماجرا چیست. کمی صبر می کنیم بقیه مطلبت را با هم می خوانیم.  

3- نمیدانم، این تلقی آقا آیدین از علت به تصویر کشیده نشدن مادر خانواده روی دوچرخه کنار آقا و بقیه بچه ها از کجا نشات می گیرد. تجربه های شخصی ؟ خانوادگی ؟ آموزه های محیطی ؟ چی ؟ اما خب ما از آموزه های خانوادگی و محیطی مان چیزهای دیگری آموخته ایم و آن هم اینکه مادر خانواده را روی دوچرخه جلوی دید مردم به رکاب زدن وا نمی دارند تا بگویند او هم هست. البته دختر حاج آقا اکبر آقا ، فائزه خانم را می گویم، نظر دیگری دارند که یحتمل نظر شما به نظر ایشان نزدیک تر است :)) مادر خانواده در یک جای دنج، زیر یک درخت با صفا نشسته، دارد با دختر کوچکترشان بازی می کند و از دید و نظر نامحرم به کنار، در حال لذت بردن از زندگی است. البته این مادر، در محیطهای زنانه مانند پارک بانوان و ورزشگاههای زنانه به ورزش مشغول است و البته که در دید شما نیست ! آخر می دانید آقا آیدین . این خانواده برای ناموسشان ارزش قائلند. خیلی تفریح و خوشی ناموسشان را دوست ندارند در دید نامحرم قرار بدهند. حالا بالاخره این هم یک فرهنگ است دیگر. تا فرهنگ خانوادگی شما چه باشد!

4- آیدین خان از وجود تنها یک هندوانه برای این خانواده ( با احتساب مادر خانواده !؟ مادر را کجا دیدی هان؟ بدنیست چشمت رو درویش کنی ها نه؟ نقاش که تو کادر نیاورده بود ایشان را ! ) تعجب کرده و آن را برای سیر کردن این خانواده هفت نفره کافی ندانسته . به ایشان باید گفت  زکی ! اگر در متروپلیتن شما! ، ملت با هندوانه خود را "سیر" می کنند، در ده ما، از هندوانه "فقط به عنوان میوه" استفاده می شود و اگر یک هندوانه را به ده قاچ هم تقسیم کنی، به هر فرزند یک "شتری باحال" می رسد. شما با هندوانه خودتان را سیر می کردید؟ آخی! معلومه یکی بس تان نیست بابا ! ما واقعا در خانواده هایی با همین تعداد جمعیت، با میوه ای مثل هندوانه ، رفتار تفریح و لذت را داشتیم نه "سیر شدن" را. آخی جزو خانواده های فقیر و کم جمعیت بودید یا فقیر و پرجمعیت ؟! از شما و شخصیت خانوادگی تان به دور است که پر جمعیت بوده باشید ! این کاراهای بی معنی به شما نمیاید. حتما پس جزو خانواده های کم جمعیت بوده اید و مجبور بودید با هندوانه سر کنید. آخی آخی آخی دلم برایت هندوانه خواست !

5- آقا آیدین دیگر دارد نشان می دهد که آنچه که بروز می دهد از تجربیات شخصی اش است. ایشان با دوچرخه و بادکنک و تفریحاتی که در کنار خانواده و در جمع گرمشان شکل می گیرد راضی نمی شده و کلا بنظر بچه های فامیلشان هم در چنین محیطی تنفس نمی کنند. بچه از نظر ایشان فقط معتاد ایکس باکس و آفیون و البته که سایفون ! هستند واگر بچه ای جز این بود حتما چی است ؟ فوتوشاپ ! آیدین جان . یک کمی این سرتو از این حباب اطرافت بیار بیرون تجربیات خودت رو به دیگران نسبت نده . اینکه فرزندان در خانواده شما یحتمل معتاد ابزارهایی هستند که به محیط اجتماعی خانواده کمکی که نکرده، اجزاء خانواده را در فردیت آلوده ای - مخصوصا با ضمیمه ی آن سایفونت! - فرو کرده، و شما اگر بچه ای جز آن باشد آن را فوتوشاپ ! می دانید ، به ما چه که در جامعه می بینیم ای بسا که اینگونه نیستند. حتا با دلائل اقتصادی، و نه حتا فرهنگی، شما یحتمل زیر سیدخندان را آدم حساب نمی کنید بله ؟! راستی فرمودید آیپد و ایفون و ایکس باکس و سایفون بله ؟ :)) اسمش چی بود می گفتن ؟ تازه به دوران رسیده ؟ چی می گفتن ؟ اسمش خوب بودا ؟! اینایی که میخان بگن ما عاره ... چی میگن بهشون؟

6- در مورد بندی که وارد مسئله خانواده کم جمعیت شدید ، انگار که باز وارد تجربیات خانوادگی شده اید . و عجیب که در مورد دوچرخه سواری بانوان انگار که راست می گفتم نظرتان به فائزه خانم نزدیک تر است اینجا لو رفت ها. می بینید ؟ بدون اینکه خودم را بدبخت کنم، فقط با بدبخت کردن شما پیش بینی ام درست از آب در آمد. حالا دیدی عادات شما به ما ربطی ندارد؟ بعد شما هیچ توجه کردیدک ه با دست خودتان چه چیزهایی را بار هویت و شخصیت مرد خانواده ی کم جمعیت کردید؟ :))

7- من که از چرند بودن کلمات بند پنجم درماندم ! الان جمله ی مذکور معنایی هم داشت ولو یک کلمه برای رضای خدا؟ جز یک بار سیاسی که توی آن بود و تمسخری بی هویت وسرگردان؟

8- انگار شما جان کلامت همان کلمه ی آخر بود. اینجا که رفتی در کار تحلیل و ریشه یابی علت کاهش جمعیت ! شما همان طنزت را ادامه بده - هرچند اگر همه اش به همین خنـــکی و بی خودی باشد، می ترسم اخراجت کنند نانت آجر شود زن هم نتوانی بگیری وای بحال بچه دار شدن :)) و حالا جوابت : مشکل ما در کاهش جمعیت تغییر زیرساخت فرهنگی جامعه است نه کمبود آیفون و آیپد. اینجوری باشد هر روز یک قوطی دیگه میاد به بازار پس مقطوع النسل کنیم دیگه پس ! :)) چوئن کسی از ما اجازه نمی گیره برای اوردن یک جیمبور جیمبور جدید ! ما نباید تربیت و فرهنگ قناعت و سلامت داشته باشیم یا اینکه اگر تو خیابان لامبورگینی هم آمد ما باید برای طفل ششماهه مان کنار بگذاریم ؟


 
فرهنگ و صف‌آرایی فرهنگی در مقابل دشمن
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،براندازی فرهنگی ،فرهنگ بسیجی ،حضرت امام خامنه ای

 

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی:

فرهنگ و  صف‌آرایی فرهنگی در مقابل دشمن آن چیزی است که بنده هم اگر در راه آن کشته شدم، احساس می‌کنم که در راه خدا کشته شده‌ام.

هرکس در این راه کشته شود، در راه خدا کشته شده و هرکس در این راه، زحمتی متحمّل شود، در راه خدا متحمّل شده است.

مسأله، مسأله‌ی کوچکی نیست... نقش فرهنگ به نظر من یک نقش تعیین کننده و اساسی است و ما امروز مورد تهاجم هستیم.

۱۳۷۸/۹/۲۳

 

___________________________________________________________________

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم
 
از این‌که دوستان عزیز و اعضای این شورای محترم، صرف وقت می‌کنند و این جلسات تشکیل می‌شود، خیلی متشکّرم و همان‌طور که آقای «خاتمی» فرمودند، در مواردی تصمیمات خوبی هم گرفته می‌شود، اگر چه که ایرادها و اعتراضها و نقدهایی هم بر مجموعه‌ی کار شورا وارد است.

این ایرادهایی که من اشاره کردم، قبل از آن‌که از ناحیه‌ی افرادی از بیرون این شورای عالی متوجّه این شورای پربرکت و مفید شود، از سوی بعضی از افراد خود این شورا وارد می‌شود. در طول این یک سال گذشته - یعنی از جلسه‌ی قبلی که ما خدمت آقایان بودیم و مطالبی راجع به فرهنگ و مسأله‌ی دانشگاهها و تدیّن و امثال آن عرض کردم تاکنون - چند نفر از اعضای محترم این شورا و مرتبطین به آنها نامه‌هایی به من نوشتند و تذکّراتی دادند که مضمون همه‌ی آنها گله‌ی این عزیزان و بزرگواران از پیشرفت کار شوراست...

ما باید مقوله‌ی فرهنگ را از نو ارزیابی کنیم.من به ذهنم این‌طور می‌رسد که ما در نظام جمهوری اسلامی، مقوله‌ی فرهنگ را قدری دست کم گرفته‌ایم. به نظر من تأثیر فرهنگ، هم به‌عنوان یک عامل اصلی و تعیین کننده در رفتارهای فردی و اجتماعی کشور و امّتمان، هم به‌عنوان یک حامل برای تأثیرات و اثرگذاریهای سیاسی - گرایشهای سیاسی - مغفولٌ‌عنه قرار گرفته و آن‌چنان که باید و شاید نیست. حرفهایی زده می‌شود، چیزهایی می‌گوییم، بنده خودم مطالبی را زیاد تکرار می‌کنم؛ لیکن در مقام عمل می‌بینیم که بهای آن‌چنانی داده نمی‌شود...

هرجا که من تعبیر فرهنگ را به‌کار می‌برم، مرادم آن معنای عام فرهنگ است؛ یعنی آن ذهنیتهای حاکم بر وجود انسان که رفتارهای او را به سمتی هدایت می‌کند...

الان ما در کشوری قرار داریم و نظامی هستیم که به ایستادگی مردم، به تواناییهای فکری، به عزم راسخ و به تأثیرناپذیری مردم از دشمن خودشان احتیاج داریم. چه کسی بایستی این مسؤولیت را انجام دهد؟ چه کسی بایستی به مردم تفهیم کند که دشمن کیست و دشمنیِ او چگونه است و امروز نیاز این کشور به چیست؟ چه کسی بایستی دین را که مایه‌ی سرفرازی و ایستادگی ملت و مایه‌ی فداکاری انسانها و تسلیم نشدن آنها در مقابل جاذبه‌های گوناگون - جاذبه‌های مادّی - است، به مردم، به نسل جوان، به دانشجو و به آدمهای جامعه، منتقل کند و بدهد؟آیا درست است ما منتظر بنشینیم که آیا حوزه‌ی علمیه و روحانیت، با همان روشهای قدیمی و با همان جلسات سخنرانی و اینها این کارها را انجام دهند؛ یا نه، ما که امروز دولت اسلامی و نظام جمهوری اسلامی هستیم - مسؤولیتی بر عهده گرفته‌ایم و به‌عنوان رجال دین و مسؤولین دینی هستیم؛ چه آنهایی که معمّم هستند، چه آنهایی که معمّم نیستند و همه‌ی کسانی‌که در نظام، مسؤولیتی قبول کرده‌اند، در واقع مسؤولیت قبول کرده‌اند که نظام اسلامی را در این کشور، پایدار و مستقر کنند و به تکامل برسانند؟

خوب؛ غیر از ما چه کسی مسؤول است که مردم را اگر متزلزلند، تبدیل به انسانهای مقاوم کند؛ اگر دچار تردیدند، تردید آنها را برطرف کند؛ اگر در باورهای آنها اختلالی وجود دارد، باورهای صحیح و قوی را به آنها بدهد؛ اگر در مقابل اهداف و مسؤولیتهای دشمن، دچار تردید و شک و تزلزل هستند، این شک و تردید را برطرف و آنها را عازم و مصمّم کند، تا این مردم از آن حقّی که امروز پرچم آن را این کشور به‌دست گرفته است، جانانه دفاع کنند؟ چه کسی مسؤول این است که مردم را به این سمت بکشاند؟ غیر از ما، غیر از مسؤولین، بخصوص مسؤولین امور فرهنگی کشور و از جمله همین شورای عالی انقلاب فرهنگی که برای همین مقصود هم به‌وجود آمده است؟!

... گزارشی از صحبتهای سالهای گذشته که در خدمت شما آقایان مدیران و خواهرمان داشتیم، آورده بودند؛ من نگاه کردم، دیدم سال گذشته هم تقریباً شبیه همین صحبتها را کرده‌ام و برروی این مسأله تأکید نموده‌ام که ما باید تلاش کنیم که تدیّن در جامعه، غلبه پیدا کند و مردم به سمت تدیّن حرکت کنند.

...امروز یک نظام و دولت به این عظمت - با امکانات به این فراوانی که در اختیار ماست - باید این مردم را مثل سیل به سمت اسلام، به سمت اهداف و مبانی اسلامی پیش ببرد. اگر ما عازم باشیم و تصمیم داشته باشیم، چه چیزی می‌تواند جلومان را در این میدان سد کند؟

...من حقیقتاً از بعضی بخشهای دولتی گله دارم و گله‌ی خودم را گفته‌ام... این غلط و خطرناک است که ما ناگهان احساس کنیم آرایش ما به‌وسیله‌ی نیروهای دشمن به هم خورده و ما خودمان همدیگر را نمی‌شناسیم؛ مثل میدان جنگ! شما ناگهان نگاه کنید، ببینید به‌جای این‌که نیروی شما در مقابل دشمن سنگر بگیرد و خاکریز درست کند، خاکریزهایش تا دل دشمن رفته و خاکریز دشمن هم تا دل شماست و قاطی هستید! احیاناً شما در مقابل بعضی از خودیها خاکریز زده‌اید! این انسان را نگران می‌کند. من امروز از این نگرانم.

وزارت ارشاد نمی‌آید اعلان کند که من می‌خواهم «سینمای اسلامی» درست کنم! مگر ما از چه خجالت می‌کشیم؟! یک روز در این دنیا کسانی بودند که از گفتن «بسم‌اللَّه» و از بردن نام اسلام، خجالت می‌کشیدند؛ ما آمدیم اسلام را در دنیا سکّه‌ی رایج و نرخ شاه‌عبّاسی کردیم. حالا خجالت بکشیم از این‌که بگوییم سینما و تئاتر اسلامی می‌خواهیم؟! چرا اعلان نمی‌کنند؟ صریحاً بگویند که ما می‌خواهیم سینمایمان را اسلامی کنیم. «سینمای اسلامی» یعنی چه؟ یعنی ما می‌خواهیم محتوای این تکنیک، این قالب و این هنر را که از دیگران گرفته‌ایم - مثل خیلی چیزهای دیگر - اسلامی کنیم. ما می‌خواهیم از قالب این، هرچه را که با اسلام منافات دارد، حذف کنیم. چه مانعی دارد این گفته شود؟!

شما که همه شاهد و ناظر بودید؛ دیدید که مردم چطور حرکت کردند! چه قیامی، چه ایستادگی و چه از خود گذشتگی‌ای کردند و این نظام را به‌وجود آوردند! این ملت، مسلمانند. اگر من و شما اسلام را نخواهیم، از اسلام خجالت بکشیم و این مردم بدانند، واللَّه تأمّل نمی‌کنند در این‌که ما را مثل هسته‌ی خرما از دهانشان در آورند و کناری پرتاب کنند!..

من از وزارت ارشاد توقّع دارم. البته آقای «مهاجرانی» - ظاهراً - نیستند و خودشان را راحت کردند از این‌که بیایند و حرفهای ما را بشنوند! به‌هرحال، فرق نمی‌کند؛ چه ایشان باشند، چه نباشند، من اعتراضم این است - این اعتراض را بارها هم گفته‌ام، الان هم در جمع شما می‌گویم - وزارت ارشاد در این دو سالی که ایشان در رأس این کار هستند، هیچ کار اسلامی به‌عنوان اسلامی ارائه نداد!..

من خودم در مورد صدا و سیما، کمتر هفته‌ای است که اعتراضی و اوقات تلخی‌ای نداشته باشم و پیغام تندی ندهم؛ اما صدا و سیما کارهای زیادی را به‌عنوان کار اسلامی انجام داده، برنامه‌های اسلامی و برنامه‌های هنری اسلامی درست کرده و برنامه‌های گزارشی و علمی داشته است. اگر اشتباه و خطا و تخلّف دارد، از آن طرف هم تلاش و کار دارد...

الان مرتّب در این سالنهای وابسته به وزارت ارشاد، نمایش و تئاترهایی اجرا می‌شود؛ بعضیهایش صددرصد ضدّ دین و ضدّ انقلاب است! کسانی رفتند، دیدند و آمدند به من گزارش دادند. خوب؛ حالا اگر در کنار دو، سه نمونه تئاتر از این گونه نمونه‌ها، پنج شش نمونه هم به ما نشان می‌دادند که ما این تئاتر را به‌وجود آوردیم، یا این فیلم را اجرا کردیم که مبلّغ اسلام است، من هیچ اعتراضی نمی‌کردم...

بنده همیشه اهل رمان خواندن بودم؛ امروز هم با رمان بی‌ارتباط نیستم و از دنیای رمان خبر دارم که چه خبر است. امروز فاسدترین رمانها منتشر می‌شود! البته این سه چهار ماه اخیر، تا حدودی توقّف شد - ظاهراً به‌خاطر همین حملات مجلس و اعتراضهای این طرف و آن طرف، این کار انجام شد - خوب؛ وزارت ارشاد، دست‌اندرکار چند کتاب رمان شده و پول و امکانات به افرادی که آماده هستند، داده است - مسلّم هم داریم - که بنشینند و یک رمان انقلابی، یا چند رمان راجع به جنگ بنویسند؟ چند تا از این کارها کردند؟! این سؤال ماست دیگر. مگر وظیفه‌ی وزارت ارشاد، غیر از این است؟! وزارت ارشاد اسلامی برای این است که اسلام را ترویج کند. البته این اعتراض را به سازمان تبلیغات هم دارم؛ منتها با آن ابعاد ضعیفتری از لحاظ امکانات و اینها که سازمان تبلیغات نسبت به وزارت ارشاد دارد...

جریانی در محیط دانشگاه درصدد این است که عناصر مؤمن و انقلابی دانشگاه را در انزوا و فشار قرار دهد؛ شما نباید بگذارید. اسم آن جریان فشار دهنده، هرچه می‌خواهد باشد؛ ولو اسم انجمن اسلامی! بعضی از این انجمنهای اسلامی، نه این‌که اسلامی نیستند، اصلاً فاسدند! بعضی از آنها ضدّ اسلامند! شما نمی‌توانید از این نوع انجمن اسلامی دفاع و حمایت کنید؛ اصلاً چنین چیزی امکان ندارد - نه از بودجه‌ی دولت، نه از امکانات دولت، نه از وزارتی که این نظام اسلامی به شما داده است...

...ما بایستی مسائل تهاجم فرهنگی را از لحاظ علمی و اصولی دنبال کنیم. البته آن زمانی که من مطرح کردم، بعضیها حمل کردند بر انگیزه‌های سیاسی؛ ولی بیننا و بین اللَّه، هیچ انگیزه‌ای غیر از انگیزه‌ی الهی وجود نداشت. هیچ انگیزه‌ی سیاسی نبود؛ حقیقت قضیه بود.

... آن روزها - سالهای هفتادویک و هفتادودو - می‌دیدم که چه مسائلی را وارد فرهنگ جامعه می‌کنند! شروعش آن‌جا بود؛ شروع توطئه بود. من آن‌جا مسأله‌ی تهاجم فرهنگی را مطرح کردم؛ البته الان ابعاد وسیعترش در جامعه آشکار شده است. واقعاً ما الان مورد تهاجمیم...

من قاطع می‌گویم. بنده، بی‌اطّلاع از قانون اساسی نیستم، این‌جا برابر قانون است؛ چون امام این را تأکید و تصویب کرده و آنچه را که امام و رهبری تصویب کند و قرار دهد، طبق قانون اساسی، مُرّ قانون است و هیچ مشکلی ندارد. اگر در قانون اساسی و در مفهوم این معانی هم شبهه‌ای هست، از شورای نگهبان سؤال کنید؛ قطعاً همین را پاسخ خواهند داد...

آقایانی که مجریان کارهای فرهنگی هستند، مصوّبات این‌جا را مصوّبات قانونی و الزامی بدانند. این طور نباشد که هر وقت دلشان خواست، بر طبق آن رفتار کنند و هر وقت دلشان نمی‌خواهد، رفتار نکنند. فرض بفرمایید اعضای این شورا در جلسات متعدّدی نشستند و سیاستهای فرهنگی را تصویب کردند که سیاستهای فرهنگی خوبی هم بود، بعد - مثلاً - در مجمع تشخیص برود و آن‌جا هیچ مورد توجه قرار نگیرد. این درست نیست. این‌جا یک مرکز اساسی و مهمّی است؛ این‌جا برای کار فرهنگی، قطعاً بر مجمع تشخیص، اولویّت دارد. حدّاقل این‌که اصولاً این‌جا برای کار فرهنگی تشکیل شده است، ولی آن‌جا مجموعه‌ای است که مشاورین رهبری هستند. این‌جا منصوبین رهبری هستند که باید بنشینند و راجع به مسائل و سیاستهای فرهنگی بحث کنند و وقتی آن بحث را به مجمع تشخیص می‌فرستند، آن‌جا هم باید با نظر اعتبار به اینها نگاه کند. نمی‌گویم هرچه که این‌جا گفته بودند، عیناً باید در مجمع تشخیص، تصویب می‌شد؛ مجمع تشخیص هم در این تصمیم حق دارد، ولی باید با چشم اعتبار نگاه و توجّه می‌شد که این کار نشد. البته بعد از آن در دفتر ما مقداری جبران شد و آن سیاستهای فرهنگی که این‌جا مشاهده شده بود، در سیاستهای کلّی نظام برای برنامه‌ی سوم مندرج گردید.


 
سندی بر اشاعه بی عفتی و هرزگی توسط علی نژاد قمی !
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،استحاله از درون ،مردم ایران ،فرهنگ ایرانی

همانطور که گفتم :

...کلید بازگشایی رمز جنایت بی عفتان که پاکان را به نجاست فرامی خوانند، نه آزادی، بلکه بی عفتی و هرزگی است. حرف انان یک کلمه است : ما می خواهیم تا در مقابل دید نامحرمان، از قید رها باشیم! والسلام...

...روشن است که همه ی بازی با کلماتی که این هرزگان مرتکب می شوند، برای آن نیست که زن را به آزادی برسانند ، بلکه برای آن است که مرد را مورد هدف قرار بدهند! شما بگویید، زنی که مرد نامحرم را مورد هدف زنانگی خویش می پسندد، چیست؟ مریم مقدس؟!...

...داشتن چنین تصاویری یا تولید آن اگر توسط نامحرم صورت نگیرد، برای هیچ کسی از نظر آئین  و مرام اسلامی منعی ندارد. آنچه که ممنوع است، قراردادن این تصاویر در نگاه و منظر نامحرم است! جالب آنکه این دسته از عکسها اکثریت آنها هستند. چرا باور کنم که آنها از جایی سرقت نشده اند؟...

...زن هرزه است که آزادی خود را در قرارگرفتن در دید مردان و نامحرمان می جوید. والا، اینجا کسی "زن" را محدود نکرده ، بلکه "هرزگی" است که محدود شده...

...ای بسا که دیدم، مسیحی و یهودی و زردشتی که حکمی در رابطه با حجاب را بر خود نمی بیند، اما حامی و موافق عفت و حیا و پاکدامنی است. امری که در ذات انسانی است ...شاید به یک زن هرزه در خیابان بسیاری "نگاه" کنند ، اما کمتر کسی او را تایید می کند. حالِ خود را در این آئیه نیک بنگرید !

... ای بسا زن کم حجاب که علاقه ای ندارد در معرض نامحرمان باشد و فکر می کند فقط برای خود آرایش کرده و کم اطلاع است و نه بی عفت. منظور کسانی اند که تصاویر بی حجاب خصوصی خود را عمومی می کنند و دقیقا منتظر نگاه دیگرانند. دقیقا منتظر نگاه دیگران ...


 
با وحید یامین پور موافقم
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،براندازی فرهنگی ،مردم ایران ،مقاومت اسلامی

وحید یامین پور خوب گفت ، و من را به فکر فرو برد...

آنها، چیزی را آزادی می نامند که مایه شرم آزادگان است. آزادگی آن است که به بی عفتی و هرزگی نیانجامد، و آنان که آزاد اند، اگر با عفتند، آزاده اند، والا ، بی عفتهای آزاد، نامشان هرزگان است.

چرا چنین گفتم و می گویم ؟

چه کسی گفت، اشکالی دارد و کسی مخالف است، - در میان همه ی مومنان معتقد به قانون شرع در الزام زن و مرد به رعایت حیا و عفت در پوشش- که اگر بانوان، در دید نامحرمان نباشند، نتوانند بدون حجاب مرسوم عمومی تحرکی داشته باشند؟ چه اشکالی دارد، اگر، بانویی بدون قرار گرفتن در دید نامحرمان، در جنگلها بدود و شاد باشد؟  چه کسی گفت، زنان جامعه مجبورند تا در جمع خود و به دور از نامحرمان، پوشیده به حجاب کامل باشند ؟

کلید بازگشایی رمز جنایت بی عفتان که پاکان را به نجاست فرامی خوانند، نه آزادی، بلکه بی عفتی و هرزگی است. حرف انان یک کلمه است : ما می خواهیم تا در مقابل دید نامحرمان ، از قید رها باشیم ! والسلام.

همه ی مسئله ، حضور نامحرم است. حضور نامحرم.

ای بسا که محارم خود من، تصاویری بی حجاب از غیاب هرنامحرمی ، از خود ثبت کرده باشند. آیا داشتن این تصاویر و ثبت و نگهداری و دیده شدن آن توسط فرد محرم، مانعی دارد؟ آیا زنان محجبه، از جوانی خود در محیطهایی به دور از نظر نامحرم ، لذت نمی برند و "باد در موهای انان به جریان نمی افتد"؟ آیا یک بانوی محجبه، - نمی خواهد ویا نمی تواند – به آزادی و راحتی، در جمع بانوان و به دور از نظر نامحرمان، مثلا دوچرخه سواری کند ؟ او نمی تواند در جمعی زنانه ، بدون الزام به حجاب کامل، درس بخواند؟

روشن است که همه ی بازیهای با کلماتی که این هرزگان مرتکب می شوند، برای آن نیست که زن را به آزادی برسانند ، بلکه برای آن است که مرد را مورد هدف قرار بدهند! شما بگویید زنی که مرد نامحرم را مورد هدف زنانگی خویش می پسندد، چیست ؟ مریم مقدس؟!

مرور کردم صفحه ای را که مروج این هرزگی است. بوی فریب بزرگی که گفتم، از همان ابتدا در آن پیچیده بود. شمیمی مسموم که فریبی بزرگ را القاء می کرد.

آنچنان که من دیدم، می توان گفت دو نوع تصویر از زنان بدون حجاب در آن منتشر شده بود.

دسته اول تصاویری اند که مربوط به حضور زنان در خلوت خود و یا به دور از دید نامحرمان و یا محیط عمومی جامعه اند . داشتن چنین تصاویری یا تولید آن اگر توسط نامحرم صورت نگیرد، برای هیچ کسی از نظر آئین  و مرام اسلامی منعی ندارد. آنچه که ممنوع است، قراردادن این تصاویر در نگاه و منظر نامحرم است ! جالب آنکه این دسته از عکسها اکثریت آنها هستند. چرا باور کنم که آنها از جایی سرقت نشده اند؟

و دسته ی دوم تصاویری که بیانگر حضور بدون حجاب زن در معابر و مناظر عمومی است ! روشن است که منظور این تصاویر، صریحا همان است که عرض شد! مطالبه ی این عکسها، هرزگی است نه آزادی، و زن هرزه است که آزادی خود را در قرارگرفتن در دید مردان و نامحرمان می جوید. والا، اینجا کسی "زن" را محدود نکرده ، بلکه "هرزگی" است که محدود شده.

ای بسا زنانی که انچنان حجاب سفت و محکمی ندارند، لیکن حاضر به هرزگی نیستند و اصولا که انسانهایی عاقلند و پاکدامنی و عفاف را می ستایند. و ای بسا که اینان ، مخالفان این هرزگانند. وای بسا که دیدم، مسیحی و یهودی و زردشتی که حکمی در رابطه با حجاب را بر خود نمی بیند، اما حامی و موافق عفت و حیا و پاکدامنی است. امری که در ذات انسانی است .

پس ای هرزگان ! شما مخاطبینی بسیار محدود دارید و البته که مورد پسند نیستید !

شما صرفا مورد توجهید ، نه مورد تایید. این را خوب بفهمید و خوب درک کنید. شاید به یک زن هرزه در خیابان بسیاری "نگاه" کنند ، اما کمتر کسی او را تایید می کند. حالِ خود را در این آئیه نیک بنگرید !


 
دوربین ها را خاموش کنید و خبرنگار ها نباشند!
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: عطا مهاجرانی ،حسین مظفر ،حضرت امام خامنه ای ،براندازی فرهنگی

در وبلاگ وحید خواندم  :

بخش دوازدهم کتاب «شاهد عینی»، گفتگو با حسین مظفر-صفحه ۲۹۳

اول شهریور و کار دولت آقای خاتمی شروع شد. روز دوم کار دولت، حضرت آقا ملاقات دادند و خدمت ایشان رفتیم، در آنجا ایشان یک سری رهنمودهای عمومی را دادند. نمی دانم حضرت آقا راضی هستند که این جمله را بگویم یا نه، شما هم با احتیاط مطرح کنید. به نظرم جمله بدی نیست و پیش بینی های خیلی خوب حضرت آقا را می رساند. ایشان فرمودند که «دوربین ها را خاموش کنید و خبرنگار ها نباشند، چون با شما حرف خصوصی دارم».


بخش دوازدهم کتاب «شاهد عینی»، گفتگو با حسین مظفر-صفحه ۳۱۱

آقای مهاجرانی من شما را خوب می شناسم!

همه منتظر ماندیم که حضرت آقا چه می خواهند بفرمایند. یک مرتبه فرمودند: «آقای مهاجرانی! من شما را خوب می شناسم، دیدگاه هایتان را هم می شناسم و به آنها نقد هم دارم. نمی خواستم مقابل آقای خاتمی ایستادگی کنم و نگذازم شما را وزیر کند، اما با توجه به شناختی که از شما و دیدگاه هایتان دارم، نمی خواهم در کارهایتان کاری کنید که ضد انقلاب خوشحال شود».

یکمرتبه همه حیرت کردند، چون آقای مهاجرانی به عنوان یک نیروی فرهنگی مطرح بود و ماهیتش آشکار نشده بود که اینقدر به فضاحت بیفتد که از ملک عبدالله پول بگیرد. انسان واقعاً چقدر افت می کند و به حضیض ذلت می افتد. بعد یک مرتبه فرمودند: «دوست دارم موضع گیری هایتان مثل آقای مظفر باشد که وقتی صحبت می کند، روح و جان آدم از ارزش های صحبت های ایشان لبریز می شود. می خواهم مثل ایشان باشید».



 
با روش اسلامی به جنگ علیه مؤمنان واقعی می‌روند
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،استحاله از درون ،کشور جمهوری اسلامی ایران ،لابی قدرت و ثروت

«(گروهی دیگر از به ظاهر مسلمان‌ها) کسانی هستند که مسجدی ساختند برای زیان‌رساندن (به مسلمانان) و (تقویت) کفر، و تفرقه‌افکنی میان مؤمنان، و کمینگاه برای کسی که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود، آنها سوگند یاد می‌کنند که: «جز نیکی (و خدمت) نظری نداشته‌ایم» اما خداوند گواهی می‌دهد که آنها دروغگو هستند».
التوبه- 107


 
عکس رنگی شما، در N نسخه ، تقدیم به ما !
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،استحاله از درون ،فرهنگ بسیجی ،امر به معروف و نهی از منکر

فرض کنید، خانمی چادری، در خیابان بایستد و عکسش را که با فیگور و دک و پوز گرفته -و شاید از دید یک انسانی طالبانی معرفی شده چون من، ایرادات فراوان شرعی واخلاقی در همان عکس و ظاهر هم نهفته باشد- با چاپ رنگی اعلاء میان مردم توزیع کند. هرکسی مجاز است هرتعداد عکس که دلش بخواهد در هر سایزی از ایشان تحویل بگیرد. ایشان بدون هرگونه منتی به همه این عکس را تقدیم می کنند. مرد و زن ندارد. کوچک و بزرگ ندارد. مومن و فاجر ندارد. خیرات است دیگر. قربتا الی الله.برخی هم بایستند و از کیفیت و رنگ و لعاب عکاسی و فیگور و ایضاء مدل!!! به این خیرات کننده ی محترم ابراز نظر کنندو  شرم هم نکنند.

این همان کاری نیست که خانم ! های چادری!! در این صفحات اجتماعی مرتکب می شوند؟ و شرم آور تر، ابراز لطف!! های خاک برسرهایی مثل من که با ریش و تسبیح از وجنات خانم با ادبیاتی متواضعانه !!! تمجدید می کنند ! برویم بمیریم بهتر از این چیزهایی است که می بینیم !

علیرضا در فرهنگ پرواز ، با قلمی صریح و البته گزنده به این وضع زننده پرداخته است:

خواهرم ! عکس ات را در فضای مجازی را دریاب ...

جمعه, ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ۰۶:۳۴ ب.ظ

1:از آنجایی که قبلاها هم در معرفی خودم گفته بودم اول یک جوال دوز به خودمان و بعد یک سوزنکی به دیگران ! از خودم شروع می کنم، از آنجایی بنده انسان صد در صد پاکی نیستم و ایضا چشمانم ! و دارای گناهانی هستم که جز با لطف و بخشش خداوند بخشیده نمی شود و آبرویی هم دارم از پرده داری حضرت حق است.

در ضمن ! انسانی هم هستم دوست دارم به آنچه اعتقاد دارم عمل کنم!

2: در دوسال پیش به گذاشتن نام کامل خواهران در وبلاگ ها تذکراتی را داه بودم و با گسترش شبکه های مجازی لازم می بینم که باز هم بگویم از این معضلی که برخی خواهرانی که ناخواسته و شاید هم خواسته به این معضل دامن می زنند.

برخی از خواهرانی که به لفظ عامیانه با حجاب و چادری هستند، اصلا متوجه نیستند که فضای مجازی هم مثل دنیایی که در آن نفس می کشند می شود هم گناه کرد و باعث به گناه شد و هم ثواب کرد و هم باعث ثواب بردن شد.

3: این دسته از خواهران ! شبکه های مجازی مثل فیس بوک و گوگل پلاس تا شبکه های وطنی مثل هم میهن و کلوب وافسران و... را با عرض معذرت با قاب عکس دیوار اتاق شخصی خانه شان اشتباه گرفته اند!!!

این دسته از خواهران نمی دانند چه می کنند و از آن طرف ادعای دینداری و با حجاب بودن و یحتمل قریب به یقین ادعای عفیف بودن می کنند !

این دسته از خواهران (دقت کنید! دارم از لفظ خواهر استفاده می کنم و منظورم هر خانمی نیست)  عکس آواتار یا همان پروفایل و صفحه شخصی شان را با آلبوم عکس شان اشتباه گرفته اند.


4: خواهر من ! شاید من نوعی !!! نتوانم در حضور شما و به صورت حضوری ! از زیبایی که خداوند به شما داده و حجاب داشته تان !!! استفاده کنم ! ولی با گذاشتن عکستان در اینترنت ! آیا امثال من و بدتر و بهتر از من ! نمی توانند روزی 1000 بار از چهره ی شما فیض ببرند ؟

آیا نمی توانند در مورد دماغ ! و دهن و احتمالا حجم بدنتان در ذهن آشفته بازار خود ، مبتلا به گناه شوند...؟

 

5: لطفا برای خود آب باریکه و راه فرار درست نکنید ! منظور بنده دخترانی که از توهم انسانیتشان خارج شده اند و به یقین فکر می کنند می توانند مثل حیوانات برهنه باشند نیست ! منظور من شماها هستید که فکر می کنید عکس با حجاب خود را اگر در اینترنت و شبکه های مجازی بگذارید ، کار خاصی نکرده اید !

انصافا لایک شدن مطالب شما با ارزش تر است و یا عفیف ماندتان ؟

6:لطفا نگویید اگر عکسی از خودمان نگذاریم به عنوان یک اکانت فیک (جعلی) در بین دیگران شناخته می شویم که انصافا اعتقادی غلط و بدون دلیلی است ! آیا من نمی توانم خودم را به عنوان کس دیگری جا بزنم و یک عکسی تهیه کنم که اگر شما در کل موتور های جستجو به دنبال آن بگردید نتوانید پیدا کنید ! فکر می کنید اکانتی که ساختم واقعی است ؟

شما چرا براحتی با ادله ی سبک و بدون پشتوانه ، به صرف این که اکانت شما شخصی به حساب شود و واقعی ! عکس خود را در نمایش هزاران چشم در روز قرار می دهید ! ولی یک لحظه حاضر نیستید که کسی در خیابان به شما به مدت یک دقیقه زل بزند ؟؟؟


7:چند نفر از شما خواهران محجه حاضر هستید یک نفر مثل بنده که با شما در شرع اسلام، نامحرم هستم ، یک ساعت تمام به چهره و ایضا کل جسمتان زل بزنم و شما عکس العملی نداشته باشید ؟

برخی ها از خواهران  هم که مثلا می خواهند از قصه فرار کنند و به عبارتی وجدان خودشان را راحت نمایند تصویر کودکی شان را می گذارند و امان از قوه خیال مردان....

چند نفر از برادران و پدارن شما حاضر هستند که به ناموس خودشان چنین نگاه های مسمومی شود ؟

8: نمی دانم ! شاید برخی هایتان نه ! شاید برخی هاااا ! به دنبال همسر بگردند ! ولی این راهش نیست ! که عکس خودتان را و تاریخ دقیق تولد و ایضا شهر محل سکونتان را در اینترنت مسموم بگذارید تا بختتان باز شود ... این راهش نیست!

بیچاره پسرهایی که دنبال همسر می گردند ! حالا به غیر از آدرس محل سکونت دختر خانم ! و فامیل ها و دوستان و محل مدرسه و دانشگاه طرف ! باید در اینترنت به دنبال این باشند که آیا فرد مورد نظرشان! در شبکه های مجازی و وبلاگ ها و انجمن های مجازی سایت ها ! اکانتی دارد که....

9: برخی ها هم که پایشان را فراتر گذاشته و چهره ی بزک کرده شان را می گذارند! و از آن طرف تند تند مطالب مذهبی پست می کنند !وقتی بهشان می گویید این چه عکسی است و این چه مطلبی ! می گویند چه ربطی دارد !!!

برخی های دیگر هم لطف نموده اند و از آن طرف غش فرموده اند ! یکسری هایشان میایند تصاویر بازیگران خارجی و ایرانی جنس مونث می گذارند و یکسری هایشان هم تصاویر کارتونی مونث ! و دوباره همان بحث داغ تصویر سازی ذهنی و قوه خیال پسران...

راستی ! برخی از برادران هم کمی در گذاشتن تصاویر شخصی از خودشان دقت کنند به جایی بر نمی خورد...

وقتی ارزش ها مورد تمسخر قرار بگیرند، ارزشی ها هم بی ارزشی را در ظاهر نگه می دارند که مبادا همرنگ جماعت نشدنان باعث عدم آمار بازدید بالا و لایک گرفتن و... اثر منفی نگذارد. خدا بخیر کند ان شاالله...

10:هر قدر که به ارزش هایتان سخت بگیرند، از ارزش هایتان حمایت کنید. باشد که عاقبت به خیر شویم.

همین....

............................................................................................

پی نوشت 1:

برخی ها چه نگران شدند ! آن هم آقایان ! و نه خانم ها ! دلیل دارد ! اولین و مهم ترینش همان آگاهی خانم ها از برخی افکار مردان است. واقعا تاسف دارد...

برخی ها هم که که دنبال دلیل شرعی می گردند : باید به آن ها گفت چه دلیل شرعی دارد که زنی برای افزایش بازدید و یا لایک خوردن در اینترنت ! بیاید از چهره اش استفاده کند ؟ براستی فرقش با زنانی که عکسشان در روی کالاهای خارجی  برای فروش بیشتر چاپ می شود چیست ؟ این نوعی تن .... نیست ؟

چه دلیلی می تواند داشته باشد که زنی خودش را به جاده خاکی بزند و بگوید به من چه که برخی ها به گناه می افتند ؟ چرا بحث آثار گناه اجتماعی را در نظر نمی گیرید ؟ گناه هایی که هم برای فرد و برای طرف مقابلش موجب گناه شود !

واقعا برخی از عکس ها! هرجند مثلا محجبه ! در فیس بوک و... مساله دار هستند.که حکم شرعی اش هم مشخص است اگر بدانید.

باید نظرات خصوصی را غیر فعال می کردم تا می دید برخی ها چگونه تشکر کرده اند و برخی ها از گذاشتن عکسشان پشمیان هستند...,و در نظرات عمومی شاهد هستید که برخی ها تشکر و برخی ها هم نارحت!

امر به معروف باید گسترش پیدا کند.

باز هم منتظر نظرات شما چه انتقاد و چه پیشنهادی هستم...

باتشکر

برگرفته شده از فرهنگ پروازfarhangeparvaz.blog.ir


 
دمش گرم فرتی دستگیر شدن + فیلم
ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،استحاله از درون ،فرهنگ ظلم ستیزی ،امر به معروف و نهی از منکر

 حضرات دست اندر کار و بازیگر، در عرض 120 دقیقه پس از انتشار، شناسایی شدند و در عرض 360 دقیقه پس از انتشار ، همگی دستگیر.

حال کردی خدایی؟

ای جان حال کردم. ببین چه جوری دارن توجیه می کنند ! خوبه خوبه :)

گیرم منتشر نشه ! بیخود کردی جلوی مرتیکه این اداها رو در آوردی!  

اینایی که همه شون تو این کلیپ میلیپا هستن همه شون همینقدر بدبخت و ترسو و ذلیلند ها ، بهژشت های پشت دوربین اهمیت ندین اون موقع یا زیادی زده اند یا درگیر جو هستند ( سگ بگیره جو نگیره ! ) ، تا می گیرندشان همشون همینجوری من مامــــانمو میخام هستن! :))

جناب فیلم بردار ! حالا چون به حریم خصوصی او تجاوز کردی و بهش دروغ گفتی و اغفالش هم کردی مجازاتت هم دوبرابر است !

ای جان عالی بود.

آقای ساجدی مقدم خدا قوت مرسی  :)


 
پدیدۀ "چادری بد حجاب" چیست؟
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،صداوسیما ،استحاله از درون ،براندازی فرهنگی

مسئله ای بسیار نگران کننده و بیمارگونه در پوشش برخی خانم های چادری و اهل حجاب به چشم می خورد که ضرورت داشت تا در مورد آن یک موضعگیری رسانه ای انجام شود.

وقتی فلسفۀ حجاب درست برای افراد مختلف تبیین نشود، با رفتارهایی مواجه می شویم که به اسم رعایت حجاب و پوشش تناقضاتی را با اصل و فلسفه و اجزاء حکم حجاب دارد.

فلسفۀ حجاب، دور کردن ذهن و اندیشۀ زن و مرد از نگاه و توجه جنسیتی به نامحرم است. واضح است که اسلام، که دین مدیریت و راهنمائی بشر برای زندگی سعادتمند و توجه کامل یه همه ابعاد وجودی او است، مخالف بی توجهی و حذف یک یا برخی از ویژگیهای ذاتی وی مانند کشش و غریزه جنسی است، بلکه هدف اسلام، قراردادن این حس و ویژگی در مسیر صحیحی است که از ابتدا برای آن در وجود انسان نهاده شده است.

براین اساس، اسلام هرگز مخالف برخورداری انسان از این حس، یا مخالف برقراری روابطی حساب شده میان زن و مرد نیست و از سوی دیگر اسلام خود مشوق امر ازدواج و تامین بهینه نیاز جنسی انسانها است. برای نمونه اسلام جوازهای مشخصی را برای مرد و زن در امر ازدواج برای اطلاع یافتن بیشتر از ویژگیهای جسمانی و ظاهری طرفین قرارداده و برخی نگاهها که بین زن و مرد تا قبل از ازدواج حرام قطعی است، برای امر ازدواج، تجویز می شود.

تردید نکنید که این لباس را هم به اسم چادر به فروش می رسانند !

 

اما رواج یافتن خودنمائی ها و جستجوگریهای جنسی و توجه به آراستگیها و زیبائیهای مادی و جسمی بین زن و مرد در محیط بیرون از خانواده، امری است که جوامع انسانی را در سراشیبیهای انحطاط قرارداده و اسلام با شناختی کامل و همه جانبه نسبت به ابعاد و ماهیت این وضعیت و تاثیری که وجود و یا عدم وجود حجاب به شکل متقابل بر جامعه و فرد دارد، سیاستهایی اجتماعی و فردی را در این رابطه مشخص کرده است.

 

استغفرالله ربی و اتوب الیه !
شاهکارهای طراحان مد اسلامی!!

 

سیاست اسلام در رابطه با موضوع حجاب بر دو پایه اساسی "ستر کامل " و "عدم تبرج" مستقر است و هرآنچه که این دو اصل را خدشه دار نماید نفی می کند. اصل ستر، بر ضرورت پوشانیده شدن بدن از نامحرم تاکید دارد و طی آن انسان مکلف بایستی همه نواحی بدن که دیدن آن بر نامحرم حرام است را از دید او دور نموده و "بپوشاند" . اما آیا صرف پوشاندن بدن و قراردادن مانعی بین دیدگان بیننده و موضوع اصلی می تواند بعنوان عامل کاهنده ی تحریکات و توجهات عمل نماید ؟ یا اینکه در صورت عدم رعایت برخی نکات دیگر، می تواند بعنوان عاملی در جلب دیدگان و تمرکز توجهات جنسیتی درآید؟

 

نمایش موی سر و آرایش کردن ، علت انتخاب به عنوان
بانوی محجبه ودریافت گل؟!

 

روشن است که اگر عامل بازدارنده ، به شکل یک عامل تشدیدکننده مورد استفاه قرار گیرد، هرگز کارکردی در راستای امر حجاب نخواهد داشت. استفاده از پوششهایی که حجم بدن را نمایش داده و چهارچوب و ویژگیهای کلی بدن مخاطب را در دید نامحرم قرار می دهد، به همین دلیل بصراحت برای فرد مکلف ممنوع می باشد.

 

یک بانوی چادری !!!

 

دقت کامل در این زاویه ، ضرورت و منطق اصل و حکم دوم اسلام در امر حجاب را روشن می کند و آن ، تبرج است. تبرج ، یعنی در دید قرارگرفتن و شاخص شدن و مورد توجه قرار گرفتن. یعنی فرد مرتکب اقدامی شود که منجر به قرار گرفتن خودش در دید عمومی گردد. مانند فردی که از یک برج بالا رفتن  وخود را بواسطه ی آن برج در اوج توجه و نگاه مخاطبین قرارداده و خود را بدست خود شاخص نماید.

 

این همه تبرج ، برای خنثی کردن "کمی" رنگ مشکی !؟
بکراند تصویر اگر روشن بود معلوم میشد مشکی چقدر در اقلیت است

 

بواسطه ی ضرورت پرهیز از تبرج، پوشیدن البسه تنگ و چسبان برای زن و مرد در محیط عمومی منع شده است و با درک منطق عمیق حکم دوری از تبرج از فلسفه ی حجاب مشخص می گردد که ارتکاب چه اقداماتی در طراحی لباس بعنوان حجاب با فلسفه ی حجاب متناقض است.

درحالیکه در پوشش بانوان محجبه، رنگ تیره و مشکی بعنوان پایه و اصلی ترین فاکتور مخالفت با تبرج انتخاب می شود، استفاده از البسه و روسری های رنگی به شکلی که از زیر چادر خارج شده و در دید عموم قرار گیرد، خصوصا استفاده از رنگهایی که بیشترین تضاد با رنگ مشکی را ایجاد می کنند - مانند رنگهای روشنی همچون زرد و سفید - نشان از تضاد، دوگانگی و ضعف منطق و نا آشنایی فرد با منطق حجاب و حرکت وی در خلاف جهت ضرورت و حقیقت حجاب اسلامی است.

 

حجاب و چادر فقط برای پشت سر است ؟

 

استفاده از آرایش توام با استفاده از چادر، بیرون قراردادن موی سر از چادر، استفاده از البسه های جدیدی که به اسم چادر رواج یافته اند و کمترین شباهتهایی با چادر دارند و نقائصی حیرت آور در تامین حجاب داشته و به وضوح از یک مانتو حتا از پوشیدگی کمتری برخوردارند و برای مثال، در محدوده سرآستین ، کوتاهتر از حد حجاب طراحی شده و یا در آن ناحیه گیپور دوزی شده اند -که با شکل توری خود  ، ساتر نیست - از جمله مصادیق آن است.

 

تنها تفاوت این لباسها با البسه های کاملا زننده آن است
که موی سر مدل بیرون نیست !! النگو هم استفاده کرده اند چیزی کم نباشد!

 

و مسئله دیگری که بر اسای منطق ضرورت دوری از تبرج درک آن کاملا روشن است، دوری فرد مسلمان از رفتارهایی است که با فلسفه و منطق حجاب منافات دارد. رفتارهای جلب توجه کننده میان زن و مرد نامحرم، مانند خنده های بلند زنان در محیط حضور نامحرم، رفتارها و اقدامات مخالف متانت و آرامش مانند شوخی های فیزیکی یا کلامی با نامحرم یا در دید نامحرم، ارتباط گیری های مستقیم با نامحرم و بگو بخندها و برقراری گفتگوهای بیرون از چهارچوب سلامت اخلاقی مورد توصیه اسلام از نمونه های آن است .

 

این است حجاب اسلامی؟!!

 

تمامی آنچه که بعنوان مصادیق رفتارهای متعارض با فلسفه و منطق پوشش در اسلام گفته شد میوه های زقوم بی توجهی به اصل تبرج است و منجر به شکل گیری رفتارهای بیرون از قاعده ی اخلاقی و توصیه های عمیق و حساب شده ی اسلامی در مورد روابط زن و مرد است که گاه منجر به بروز پدیده ای بنام چادری بد حجاب می گردد.

 

این الگوی فاسد از پوشش، از مدلهای ترکیه ای
به فرهنگ محجبه ها سرایت پیدا کرد
.
فقط پوست بدن و موی سر پوشیده مانده !

 

متاسفانه بسیاری از شخصیت های حقوقی کشورمان نیز به این موضوع بی توجهند و از جمله آن می توان به حضور برخی خانم های به اصطلاح چادری با رفتار و حجاب نامناسب در صداوسیما و رفتارهای نامناسب آنها با مخاطبین روی آنتن اشاره کرد که از ضعف آنان در پوشش شروع شده و تا رفتارهای بیرون از متانت مورد نظر اسلام گسترش می یابد. همچنین تولید وتبلیغ دائمی البسه های مختلفی با اسامی جعلی مانند چادر خلیجی چادر کویتی چادر قجری چادر ... چادر ... ، با فلسفه ای بیماریزا به نام حجاب زیبا ! و حجاب جذاب !! که همگی نقائصی جدی در هم ستر و هم در موضوع تبرج داشته و دارند و با تیپ ها و تبلیغاتی خلاف شرع نیز به مخاطبان عرضه می گردند از نمونه های این بی توجهی نهادهای حقوقی استک ه تبعات سنگین آن در تخریب فرهنگ پوشش اسلامی چادر در جامعه در حال مشاهده است و هرچه سریعتر باید برای جلوگیری از آن اقدمات موثر را سامان داد.


 
دوستی اسرائیل و ایران+ فیلم
ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: رژیم اشغالگر قدس ،تحریف تاریخ ،براندازی فرهنگی ،استحاله از درون

محمد مهدی بختیاری در یکی مثل تو نوشت :

چند روزی هست که یه ویدویی تو فضایی مجازی پخش شده مبنی بر ابراز علاقه مردم اسرائیل به مردم ایران، این ویدیو رو آقای رونی کمپینی ۱۲۰هزار نفری بانام Israel Loves Iran که در نشان دادن علاقه مردم اسرائیل به مردم ایران و جلوگیری از حمله احتمالی اسرائیل به ایران ساماندهی کرده است. از مصاحبه با رسانه های اسرائیلی و خارجی تا آگهی و نصب پلاکارت با مضمون "ما عاشق ایران هستیم" فعالیت های گسترده ای در اسرائیل دارند...

این هم فایل ویدیی

دانلود

البته آقای رونی دارن جوک میگن  که اسرائیل بخواد به ایران حمله کنه ایشون باید نگران یکسان نشدن اسرائیل با خاک باشن، به قول طرف شما  اگه می دونستید که تو جنگ موفق میشیدتا حالا صد باربه ما حمله کرده بودید و این هم سناریوی جدید که  دوستی مردم اسرائیل با ایران. همون طور که رهبرمون هم گفتن که ما نمیتونیم با مردم اسرائیل همانند مردم دیگر کشورها دوست باشیم چون مردم اسرائیل همون هایی هستن که غصب خانه .غصب سرزمین .غصب مزرعه .غصب تجارت به وسیله همین ها  داره انجام میشه و اینها همون سیاه لشگر عناصر صهیونیستی هستن .

دانلود

ویدیو تصویری سخنرانی رهبر معظم

پی نوشت پاسداران :
از اشاره ی آقای بختیاری به این نکته که :شما  اگه می دونستید که تو جنگ موفق میشیدتا حالا صد باربه ما حمله کرده بودید بسیار لذت بردم. این هم یک راه نیرینگ دیگر که توسط رژیم صهیونیستی بکار گرفته می شود.
 
 
 
اینجاست که نجاست ایده ی دوستی با چیزی بنام "مردم" اسرائیل روشن می شود. ایده ای که به بهانه ایجاد اختلاف در داخل سرزمینهای اشغالی مطرح شد، اما محتوای آن ایجاد شکاف در میان خطوط جبهه مخالفین رژیم صهیونیستی بود. چون تاثیرگذاری این ایده متوقف به جدی شدن این تئوری در داخل جبهه مخالفین بود و جدی شدن این ایده مساوی با به رسمیت شناخته شدن چیزی بنام ملت و مردم برای این رژیم . در حالیکه حقیقت چیز دیگری است و این رژیم چیزی بنام مردم ندارد و ماجرای ایجاد ملت و مردم برای این رژیم تلاشی برای تضعیف جبهه مخالفین و ترسیم وجود فرد و افرادی غیرنظامی در این مجموعه است.
 
کتاب راه نیرنگ که توسط ویکتور استروفسکی افسر سابق موساد به رشته تحریر درآمده و توسط انتشارات اطلاعات به قلم آقای محسن اشرفی ترجمه شده است، منبع خوبی برای شناخت رژیم اشغالگر قدس و خوی عناصر تشکیل دهنده آن است. این کتاب، براساس خاطرات و تجربیات شخصی استروفسکی در دوران عضویت در موساد نگاشته شده است و در انتهای آن می توان تصویری از فیش حقوقی استروفسکی در موساد را نیز مشاهده کرد.
 
در صفحه 124 کتاب راه نیرنگ، استروفسکی می گوید :
 
 
...اسرائیل، ملتی از افراد جنگجو است که در آن درگیری مستقیم با دشمن افتخار آمیز به حساب می آید. همین امر، موساد را به سمبل غایی اسرائیل بدل می کند. اینک، من، جزئی از این پیکره بودم. این موقعیت، احساسی از نیرومند بودن به من می داد که شرح آن دشوار است...
 
 
برای فهم بهتر ابعاد این حقیقت، که در اسرائیل چیزی بنام غیرنظامی وجود ندارد، بدنیست تا نگاهی به بافت خانواده استروفسکی بیاندازیم : 

Biography:

Victor Ostrovsky was born in Edmonton, Alberta on November 28, 1949, and moved to Israel at the age of five.[1]

His mother, a gymnastics teacher by trade, was born in the British Mandate of Palestine. She volunteered with the British Army (ITS) during World War II, and drove trucks across the desert from Cairo to Jerusalem. After the war, she joined the Haganah (Israel's underground) to fight for Israel's independence from the British mandate.

Ostrovsky’s father served with the Royal Canadian Air Force during World War II as a tail gunner on a Lancaster bomber, taking part in more than twenty missions over Germany. His plane was shot down over Germany, but he managed to escape and return to active service. After the war, he joined the Israeli military to fight in the 1948 Arab–Israeli War, rising to command Sde Dov, an Air Force base in Israel.

وی از پنج سالگی با خانواده از آمریکا به سرزمینهای اشغالی مهاجرت می کند.
 
مادرش متولد سرزمینهای فلسطین بود و در دوران جنگ دوم جهانی بعنوان نیروی داوطلب در ارتش انگلیس خدمت کرده است و پس از جنگ، به عضویت نیروی مخفی رژیم صهیونیستی (سازمان تروریستی هاگاناه) در می آید تا در جنایتهای منتهی به اشغال فلسطین ( که آن را جنگهای استقلال از انگلیس معرفی می کنند !!! ) شرکت کند.
پدرش در نیروی هوایی کانادا بعنوان مسلسلچی عقب در یک بمب افکن لنکستر خدمت می کرد و در بیش از بیست ماموریت علیه آلمان شرکت کرده بود. پدرش نیز پس از جنگ دوم جهانی به ارتش رژیم صهیونیستی پیوسته و با ارتقاء درجات نظامی در جنگ 1948 شرکت می کند.
 
حالا معلوم می شود استروفسکی دقیقا از چه روحیه ای در میان اسرائیلیان سخن می گوید.
 
سید حسن نصرالله سالها پیش در مورد اسرائیل چه خوب گفت که :
هی سکن العسکری: اسرائیل یک پادگان است . و روشن است که در پادگان نیز جز نظامیها کسی حضور ندارد. البته سید حسن نصرالله در همان سخنرانی اشاره کرد که این پادگان نظامی اوهن البیوت نیز هست که به کلام قرآن کریم در مورد سست ترین بودن خانه ی عنکبوت اشاره دارد. 

 
از امر به معروف و نهی از منکر دفاع نکنید!
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: امر به معروف و نهی از منکر ،براندازی فرهنگی ،فرهنگ بسیجی ،فرهنگ شهادت

رفتار برخی از افرادی که ادعای امر به معروف و نهی از منکر دارند برای بنده حیرت برانگیر است. رفتارهایی که این افراد در دفاع از امر به معروف و نهی از منکر دارند به حدی ناراحت کننده است که از آنها خواهش دارم از امر به معروف و نهی از منکر دفاع نکنند. 

و اما این رفتارها چیست ؟

1- خواهش می کنم، جنازه ی شهید امر به معروف و نهی از منکر را دلیل و حجتی برای اقدامات غلط و خلاف شرع خود در "امر به معروف و نهی از منکر نکردن" نکنید! حضرات می گویند : ببین ! اینه عاقبت امر به معروف و نهی از منکر ! تذکر بدهی کشته میشی ! مسئولان حمایت نمی کنند! آمر به معروف و ناهی از منکر تنهاست. بیمارستانها هم حتا کمک نمی کنند. البته اگر به اسم مجرم دستگیر نشود.

جوابش این است : اگر شهید خلیلی و برخی دیگر از آمرین به معروف مجروح و شهید می شوند، بعلت همین آمر و ناهی نبودن امثال شماهاست. مسئولان باید پاسخ اعمال خود را بدهند. اما امر به معروف و نهی از منکر در اصل آن یک اقدام مردمی و در چهارچوب لسانی و عمومی است . چون این امر به معروف و نهی از منکر لسانی از سوی همین شماها متروک است، خلیلی ها شهید می شوند. خون شهید خلیلی علاوه بر آنکه بر دست قاتل او رنگ سرخی بر جا گذارده که تا قیامت پاک نمی شود، بر دست آنانی که با عدم انجام تکلیف شرعی خود راه را برای قاتل هموار کردند نیز رنگ دارد تا روز قیامت آنان را به سزای ترک واجب خود برساند.

2- می گویند : باید برویم و انتقام شهید خلیلی را بگیریم !

جواب : اگر منظور شما این است که از فردا هرکسی که حالا یک تعرضی به نوامیس کرد را ما برویم در خیابان قمه بزنیم، صدسال سیاه نمیخواهم انتقام بگیرید! این انتقام کور حیوانی ربطی به آمرین به معروف و ناهیان از منکر ندارد و نه مرضی خداست و نه پیامبرش! اگر واقعا دنبال احیاء خون شهید خلیلی هستید، اگر واقعا مرد میدان هستید، از امر به معروف و نهی از منکر لسانی استنکاف نکنید. وظیفه تان را انجام دهید و لا اقل مثل این جوان 19 ساله، از جراحت نترسید و مثل این نوجوان 19 ساله، بدنبال حمایت کسی از خود نباشید. انتقام خون شهید خلیلی زمانی گرفته می شود که نهال امر به معروف و نهی از منکر با خون او آبیاری شود و این نهال زیبا و نورانی به شجره بزرگ و پرثمری تبدیل شود که آرمان او را نشان می دهد .

3- نوعی از کلیپ و موسیقی های سیاه ! در مورد شهید خلیلی در حال ساخت و انتشار است که من را بسیار نگران کرده. ما در رثای شهدایمان باید ناله های سیاه سر دهیم یا نوای سرخ حماسه حسینی بر لب داشته باشیم ؟ این چه وضع زننده ای است که در این کلیپ ها وجود دارد؟ همه اش سیاهی، تباهی، نا امیدی! این نه با امر به معروف و نهی از منکر می خواند و نه حتا با فرهنگ انتظار و امید به مدد الهی. این چه روحیه زشتی است که به اسم دفاع از شهید امر به معروف و نهی از منکر در جامعه رواج می دهند؟ امام (ره) وقتی اولین اجراهای حاج صادق آهنگران را شنید به او فرمود شما حماسی بخوانید! حالا ما حواسمان کجاست چکار داریم می کنیم ؟ راست می گوییم و دنبال حمایت از امر به معروفیم یا آنکه فعلا اقتضا می کند برای خاموش کردن چراغ امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اینچنین عمل کنیم؟!!

حرف زیاد است.


 
فیسبوک خیابان است!؟
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: فیسبوک ،جاسوسی اینترنتی و مخابراتی ،براندازی فرهنگی ،لابی قدرت و ثروت

می گویند :

فیسبوک مثل خیابان است. در خیابان باید مواظب جیبمان باشیم .دست فرزندمان را محکم بگیریم. وسائلمان را جا نگذاریم . چون در خیابان دزد هم هست و مردم عادی هم هستند. چرا به خاطر این دزدها خیابان را می بندید ! کجا به خاطر دزدها خیابان می بندند !؟

جواب :

1- این ادعا را باید آنان جواب دهند که مدعی هستند مشکل فیسبوک فقط عناصر مجرم درون آن است! ما چنین ادعایی نکردیم. آنان که چنان ادعا کردند، فیسبوک را مانند خیابان تصویر کردند. من چنین تصویری را دقیق نمی دانم.

2- تفاوتهای فیسبوک و خیابان فراوان است. در و دیوار خیابان و جاده اش دست ندارند و دائم انگشتشان درون جیبهای شما برای دزدی نیست.

اما اگر فرض هم کنیم که فیسبوک خیابان است، این وضعیت ها را مرور کنید :

3- در خیابانی که جرم و جنایتی رخ می دهد، اتفاقا خیابان را می بندند تا به خوبی صحنه را بررسی و علت و مجرم را بیابند. اگر علت، خود خیابان باشد، مثلا در یک حادثه ی رانندگی، خیابان را اصلاح می کنند. اگر خیابان اصلاح ناپذیر باشد چه ؟ کلا این مسیر را عوض می کنند. با کوبیدن چند مانع میله ای وسط خیابان، رفت و آمد مثلا خودرویی یا موتوری در آن را منع می کنند!

4- اگر خیابانی بود که در آن تعداد بزه کاران و مجرمان زیاد بود و شهروندان دائما در آن در معرض تعرض بودند، هیچ شهروندی خودش هم به آن خیابان مگر مجبور شود، نخواهد رفت. مگر آنکه عقلش، ایرادی یافته یا خود جزو دار و دسته مجرمین باشد!

5- اگر خیابانی بود که کنترل کردن آن و برخورد با مجرمین در آن، بلحاظ ساختار خیابان بسیار مشکل بوده چه ؟ مشخص است . از تردد مردم به داخل آن خیابان جلوگیری می کنند و اگر کسی به آنجا تردد کند او را مجازات هم می کنند و برای تردد به آنجا محدودیتهای قانونی وضع می کنند و اگر کسی در آنجا برایش حادثه ای اتفاق افتاد، مسئولیت آن را بر عهده ی خودش می گذارند !

فکر نمی کنم برای دفاع از فیس بوک بی محتوا تر از این حرفی تا بحال مطرح شده باشد!


 
کلاس درس عملیات روانی و فریب استراتژیک
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،استحاله از درون ،جاسوسی ،تحریف تاریخ

کوتاه بگویم .

واقعا،

اگر کسی می خواهد چند تا چیز را بفهمد، مثلا اینکه چه گونه ممکن است مخصوصا بخش کامنتهای اخبار یک پایگاه خبری ایرانی مدعی "اصول" گرایی مورد نفوذ دشمن قرار بگیرد، یا اینکه کسی بخواهد از جنس عملیاتهای روانی مطرح دشمن در حوزه های مختلف خبری و فکری آگاه شود، و بداند که عمدتا دشمن در صدد القاء چه نوع و طیفی از گزاره ها، در هر گروه خاص خبری و یا موضوعی به مخاطبانی است که "فکر می کنند" نخبه هستند، کامنتهای زیر اخبار پایگاه الف را مرور کند.

همین.


 
درباره میرایی موج سبز
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،ضد انقلاب ایرانی ،تحریف تاریخ ،براندازی فرهنگی

موج میرای سبز رنگی که با هدایت از سوی سران ضد انقلابی خارج از کشور و بهره‌مند از فرصت طلبی عناصر رفرمیست داخل کشور شکل گرفته بود، آرام آرام مسیر سراشیبی خود را طی می‌کند و شتاب آن در مسیر میرایی بیشتر می شود.

فارغ از ادعاهای تبلیغاتی و پروپاگاندای رسانه‌ای جریان آشوب، آنچنان که از رفتار و تحولات عناصر هدایت‌گر اصلی بر می آید، سران اصلی این بی‌نظمی نیز به این وضعیت رو به افول، وقوف کامل دارند.

شاید مهم‌ترین نشانه های این وقوف را بتوان در صحنه تحرکات آشوب دنبال کرد. تغییرات در میدان و روش عمل جریانات آشوبگر، حامل علائم و نشانه‌های شفافی است که به مخاطب آگاه، خبر از اطلاع هدایت‌گران جریان آشوب، از به خاموشی گراییدن آن می دهد.


 
وقتی عبدالمالک ریگی بی.بی.سی را دستپاچه می کند ! :)
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: حقوق بشر! ،تحریف تاریخ ،لابی قدرت و ثروت ،براندازی فرهنگی

وقتی به ماجرای جنایت اخیر گروهک های ضد انقلاب هدایت شده از سوی بیگانه علیه انسجام ملت بلوچستان و عشایر و سپاه پاسداران نگاه می کنم نکات جالبی به ذهنم می رسد ...

بنیاد دولتی خبرپراکنی بی.بی.سی کشور انگلیس در تلویزیون ماهواره ای بی.بی.سی فارسی زبان خود بدون اینکه کلمه ای از بشهادت رسیدن حاضران اصلی جلسه یعنی سران بلوچ قبائل و عشایر خبر بدهد ، با صراحت هرچه تمامتر این قسمت از خبر و حقیقت را دقیق و کامل ،‌ سانســور کرد و البته درست لحظاتی پس از انفجار ، خبر آن را روی تلکس اینترنتی زبان اصلی و فارسی خود برد !

جالب آنجاست همین بی.بی.سی با دستپاچگی تمام عیار از وضعیت صحنه اجرای این جنایت ، اعلام کرده عامل این انفجار ، از اهل تسنن است !‌ جالبه که ضرب المثـــل قدیمی انگلیسـی تفرقه بینداز و ... بیادم آمد :)

بارها مسئولان جمهوری اسلامی اعلام کرده بودند عوامل انفجارهای تروریستی بدنبال راه اندازی جریانات تفرقه افکن مذهبی و قومی هستند و از آنسوی مرزها و خصوصا انگلیسی ها هدایت می شوند !

رسانه های فارسی زبان وابسته به انگلیس، اسرائیل و رژیم سعودی، در اقدامی کاملاً تصادفی، عاملان جنایت تروریستی اخیر در منطقه «پیشین» سیستان و بلوچستان را به «سنی های منطقه که دنبال حقوق مذهبی و قومی و مدنی هستند» نسبت دادند!!! این در حالیست که در جنایت تروریستی مذکور که با حمله به همایش همدلی و وحدت طوایف شیعه و سنی منطقه صورت گرفت، 30 تن به شهادت رسیدند و 30 نفر هم مجروح شدند.

طراحان این جنایت در واقع با عقده گشایی علیه وحدت شیعه و سنی، امنیت رو به بهبود منطقه را که سپاه پاسداران در برقراری آن نقش اساسی داشته، هدف گرفته بودند اما رسانه های وابسته به دولت هایی که مشخصاً از تفرقه، ناامنی و ترور در سیستان و بلوچستان حمایت می کنند، با زبانی مشترک چنین القا کردند که مهاجمان طرفداران اهل سنت و حقوق مدنی بوده اند، بی آن که جنایت مذکور را مورد انتقاد قرار دهند. بی بی سی انگلیس، سایت العربیه (العبریه) و سایت وزارت خارجه اسرائیل، در اقدامی هماهنگ گروهک وابسته و تروریستی جندالله (ریگی) را «جنبش مقاومت مردمی ایران» تعبیر کرده و مدعی شدند آنها برای تامین حقوق مذهبی و قومی بلوچ و اهل سنت تلاش می کنند.

این جریان رسانه ای توضیح ندادند که اگر گروهک ریگی طرفدار حقوق مذهبی و مدنی اهل سنت و بلوچ هاست چرا به همایشی حمله کرده که از جمله در آن بلوچ ها و اهل سنت حضور داشته اند.

ترویج سلفی گری و وهابی گری، پروژه ای بود که آمریکا و انگلیس- دولتی که برای قرن ها به واسطه خوانین در منطقه جنوب شرق ایران حضور داشته- در مرز ایران و پاکستان و افغانستان با کمک مالی و ایدئولوژیک رژیم سعودی و بخشی از دستگاه اطلاعاتی پاکستان تدارک کردند.

در ادامه گوشه ای از زندگی نامه شهید شوشتری رو آوردم که جالبه ...


 
محمود احمدی نژاد ، سیاوش اردلان و بعضی حرفهای صد من یک غاز !
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،تحریف تاریخ ،ضد انقلاب ایرانی ،براندازی فرهنگی

اول : محمود احمدی نژاد

همین الان گفتگوی جذاب و برخوردار از تعاطی نزدیک فکری احمدی نژاد با سه صاحب نظر حوزه های اقتصادی ،‌اجتماعی و سیاسی تمام شد. واقعا قرار گرفتن در مسیر چالش فکری سازنده جقدر جذاب می شود.

حقیقتا حس می کنم تا می شود باید از این برنامه ها بیشتر برگزار شود .صداوسیما آرام آرام دارد فضاهای جدیدتری را با احتیاط تجربه می کند. حتما تاثیر مثبتش خیلی جدی خواهد بود. این وبلاگ را با این آدرس عجیبش ببینید : http://ahmadinejad-thegodlyman.persianblog.ir/ جالب نوشته . واقعا باید این مسیر را ادامه داد.

دوم : سیاوش اردلان

باشه ، کاری نداریم حالا. سوتی دادین ، بی تربیتی کردین بیحیثیت گیری بازی در آوردین ، دست به فحش شدین . قبول دارم . این که با منش و اعتقادات شما تضادی نداره ؛ اما بالاخره این ادعای قانونی گرایی ،‌اون ادعای عدالت خواهی یا اون یکی همون ادعای مخالت با پارتی بازی چی میشه پس ؟ ولی حتما قبول داری من باید تنبیه اون یارو بی تربیته همکارت رو پیگیری کنم . میگم اگه قانون بگه مجبورم بندازمش زندون برای تنبیه ، چیکار کنم بنظرت ؟

میگم اونوقت شبش میای واسم نوار پر می کنی که ابوذر با آزادی اندیشه !!! مخالفه ؟ جدی میخوام بدونم . اگه من بتونم عدالت رو در مورد اون رفیق و همکار بی تربیتت اجرا کنم ، تو واکنشت چیه ؟ تا اینجا که میگی موافقی. موافقتت فقط تا زمانیه که یارو گیر نیفتاده ، یا اینکه نه ، واقعا پای حرفت وایسادی و میگی هرکی به من هتاکی کرده باید تنبیه شه اما نه از نوع کهریزکی ؟ هان ؟

راستی ،‌سیا !

وای ی ی ی !!!  یه چیزی شنیدم در موردت ،‌ خیلی حالم بدشدا ! بچه ، تو چرا اینقده تو اون شبکه تون چرند میگی ! من سیاوش اردلانم حتمن و مخلوق خدا هستم شاید ! این حرفای صدمن یه غازو کی یادت می ده اونجا ؟ میگن شوهر فرناز اینا رو می نویسه ، آره؟‌ راست میگن ؟ اینا رو سینا می نویسه ؟ قضیه چیه این خیلی بد بود شنیدم . یکی از بچه ها پشت سرت داشت پیش من غیبت می کرد این رو گفت. باور کنم ؟ خودت بگو میخوام بدونم راسته ، دروغه ، اغراقه چیه ، واقعا تو چنین حرفی زدی ؟ یعنی منظورت چی بوده ؟

بیـــــــــــــــــــــــــخیال بابا !!!!! این حرفا خیلی شوته ، نزنیا باز ،‌البته اگه زدی قبلن . خودت بگو بدونم چی بوده ماجرا ... جدی میگم بیا بگو ببینم قضیه چی بوده !!

اخر : بازم محمود احمدی نژاد !

بهترین مدیر اجرایی ایرانه . عجب حسی داد این گقتگوئه ! حال کردیم بخدا ! ملت زنگ زدن شبکه یکو نیگا ! گفتم خودم دارمش ! :))

ضمنن : بیخود دنبال ادامه مطلب نگردین :) ادامه ندارد . کامنتای آخر سیا برا من و جوابا منو براش بخونین ،‌جالب بود . آقا یه چیزی رو اگه نگم نا کام میرم از دنیا ! :)) یه چارتا تکنولوژی دیگه خفنایات hi tech رو نمایی شده تو وزارت . نمی دونم خبرشو رسانه ای می کنن این یکی ها رو یا نه ... بسه دیگه بسه ! لال بشم بقیشو بگم ! اوم اوم ! :))


 
و نتیجه نهایی ؟
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،تحریف تاریخ ،ضد انقلاب ایرانی ،براندازی فرهنگی

هیچی دیگه ، ... 

در یک روش کثیف انگلیسی ،‌ حقوق اولیه شما پایمال می شود .

بخش مزاحمت های بی.بی.سی با کمک سیاوش اردلان از پاسخ دادن به ایمیل شکایت من بخاطر مزاحمت و سوء استفاده از خدمات اینترنتی بی.بی.سی طفره رفت، سیاوش اردلان هم از جواب دادن به سئوالهایی که کردم . . ما چه بیکار و خوشخیال بودیم از انگلــــــــــــــــــــــــــــــــــیس طلب اجرای قانون کردیما !

...

بطور خلاصه ، BBC یعنی همین .


 
ماجرای مناظره سریالی سیاوش اردلان و ابوذر منتظرالقائم در کامنت های پاسداران !
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،تحریف تاریخ ،ضد انقلاب ایرانی ،براندازی فرهنگی

این ماجرای توهین بی شرمانه بی.بی.سی نشین ها به خانواده ی من رو که حتما یادتونه، تو همین پست قبلی در موردش نوشتم . حالا این بحث به جاهای خیلی جالبی رسیده... سیاوش اردلان به نمایندگی از طرف بی.بی.سی به میدون گفتگو اومده و داره بحث می کنه.

سیاوش معتقده که کسی که به من این توهین رو کرده ، باید تنبیه بشه .

خوب این ایده ی خوبیه . باید ببینیم حالا ماجرا تا کجا پیش میره :) تا اینجا که سیاوش سعی می کنه فقط به اون نکته هایی جواب بده که دلش می خواد و خیلی از سئوالها رو بهرحال بی جواب می ذاره ...

بحث هایی که تا الان انجام شده رو اینجا می ذارم تا همه در جریان بیشتر قرار بگیرن !


 
آیا مدیران بی.بی.سی فارسی ، به وبلاگ نویسان اصولگرا ، فحاشی می کنند ؟!
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،it-ict ،ضد انقلاب ایرانی ،براندازی فرهنگی

برای من ، تقریبا توجه دائمی رسانه های خبری بیگانه و خصوصا بی.بی.سی به فضای رسانه ای و اینترنتی اصولگرا و وجه ویزه اش یعنی اینترنت و مصداقش یعنی همین مجمع وبلاگ نویسان مسلمان و وبلاگ نویسان بنیانگذار وفعال آن ، امر روشن و پذیرفتنی وبدیهی است. 

البته وقتی دیگر این امر بدیهی و طبیعی ، تبدیل به تهیه گزارش و خبر در مورد این مجمع، در اصلی ترین بخشهای رسانه ای و خبری غربی رسید ، متوجه جایگاه و نقش ویژه قلم مهذب ، در فضای خبر و رسانه شدم . این نقش و جایگاه ویژه موقعی بدیهی تر و روشن تر شد که متوجه شدم سیاوش اردلان ، مستقیما در وبلاگ من وارد شده و صدای این وبلاگ ، در انگلیس ، در درون ساختمان بی.بی.سی فارسی – رسانه استکباری مرتزق از بودجه ی هلندی – هم طنین انداخته .

 

اما فکر نمی کردم ، روزی پرده تزویر و ریای این شبکه ی سبک و بی محتوا ، چنان بر افتد که البته ، افتاد. در بی محتوایی بی.بی.سی فارسی تریدی وجود ندارد. یک تحلیل ساده روی محتوای آن می تواند این امر را بروشنی نشان دهد. در کنار این امر ، ضعف شدید در ارائه برنامه به زبان و ادبیات فارسی مثلا بدون ایراد دستوری و مفهومی و ضعف در اختفای رد شدید سیاسی و امنیتی دولتی حاکم بر سیاستگذاریهای آن ، بدیهی ترین این موارد است.

 

اما بهرحال ، خط خبری و رسانه ای که بی.بی.سی فارسی تعقیب می کند ، بیان آرزوها و آمال ، از زبان مخاطب است. در نفرت و کینه عمیق دولت نفرت انگیز و خبیث انگلیس به ملت مسلمان ایران ، نباید کوچکترین تردیدی کرد. ای بسا که چند وقت دیگر، اصوات بلندی از ماجراهای درون بی.بی.سی ، با قتلهایی مانند قتل دیود کلی ، دانشمند اتمی و تسلیحاتی انگلیسی ، خفه شود. هرچند این صداها ، در صدای امریکا و رادیو فردا چنان طنین پیدا کرد که به بیرون از مرزهای امپراطوری محشت و خفقان ، یعنی ایالات متحده نیز رسید و در تهران نیز شنیده شد.

 

اما ، امروز مسئله ای نادر و عجیب را که کمتر امکان وقوع و البته تکرار دارند را بازگو کنم .


 
پونه ،‌ دستت به احمدرضا برسه ،‌ ضرغامی بیچاره میشه !
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،استحاله از درون ،جریان دوم خرداد ،صداوسیما

بسمه تعالی

 

منتظر می نشینم و نگاه می کنم...

 

فقط اگر این دخترسابقا دزد فقیر سریال تلویزیونی رستگاران ، اقدام بقتل فرد بیمار را کامل کند ، دیگر من به هیچ خروجی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران توجه نخواهم کرد. این فیلم ، تا همین جا هم ، هرچه تحقیر و آلودگی بود به خورد جامعه تنگ دست تر اجتماع ما داده . ای خدا که چقدر یک نفر می تواند خطرناک باشد !


 
سناریویی بنام مشایی
ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،براندازی فرهنگی ،استحاله از درون ،جریان دوم خرداد

شاید نشستن و بحث کردن در مورد موضوعی مانند مشایی و افرادی مانند او که اخیرا با حاشیه های فراوان منصوب گشته اند ، حوصله و تمرکز زیادی بخواهد، اما بد نیست به این موضوع هم بپردازیم .

 

انتصاب آقای مشایی به مسئولیتی که در عرف بین المللی همطراز نخست وزیری محسوب می شود، در کنار اخبار موثقی که از نگاه منفی مقام معظم رهبری به این گونه افراد و جریانات دارد ، باعث شد تا نوشتن این چند خط را ضروری حس کنم...


 
بیانیه جمعی از وبلاگ نویسان در تقدیر از عملکرد تیم رصد سایبری سپاه پاسداران
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،فرهنگ بسیجی ،فناوری ایرانی ،دفاع مقدس

فساد فرهنگی پدیده‌ای مخرب است که ترویج و تبلیغ آن خسارات عظیمی برای ارکان جامعه با فرهنگ و تمدن ایران به  همراه دارد؛ جایگزین شدن فرهنگ مخرب به واسطه تبلیغات در فضای مجازی از سال‌های گذشته دغدغه بسیاری از نیروهای فرهنگی و مذهبی ایران زمین بود.

از سویی دیگر نظام سلطه جهانی با هدف قرار دادن جامعه جوان ایران از سال‌های گذشته به دنبال ایجاد تغییر در فرهنگ اسلامی و ایرانی آن‌ها بوده تا مقدمات لازم را برای براندازی نرم نظام مقدس جمهوری اسلامی فراهم نماید...


 
اصلا شما بگویید
ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: ضد انقلاب ایرانی ،استحاله از درون ،براندازی فرهنگی ،لابی قدرت و ثروت

بارها شده است که هنگامی که بحث براندازی نرم و روشها و مصادیق آن بمیان می آید و یکی از اقدامات عناصر برانداز مشغول به براندازی نرم ، براندازی خاموش ،‌ براندازی بدون خشونت و ... هستند به چالش کشیده می شوذ ، صدای داد و فغان عناصر ضد انقلاب یا دوم خردادی بلند می شود که آی این که براندازی نیست و ... /.

حالا ، من به این فکر افتاده ام که تعدادی از عناصر دوم خردادی و اپوزیسین را به یک بازی وبلاگی دعوت کنم و ایشان باید بگویند که اصلا از نظر ایشان براندازی نرم چیست.

چرا این حضرات دعوت می شوند ؟ علت ساده است. مفاهیمی همچون قدرت نرم که منجر به تهدید و مقابله ی نرم می شود ، مفاهیمی غربی هستند که توسط سیاستمداران و برخی اندیشمندان غربی به جهان سیاست معرفی شده اند. هرچند این مفاهیم بشکل عملی در عملکرد تهدیدگران همیشه قابل رصد بوده و بخصوص قرن اخیر را می توان قرن بکارگیری قدرت نرم برای بدست آوردن آسانتر اهداف هم نامید .و این عناصر سیاسی در حقیقت فقط مولفین و معرفی کنندگان این مفهوم در جهان سیاست هستند. افرادی همچون جوزف نای و سوزان ناسل

بر این اساس ، حضرات مدعی را به معرفی مفهوم قدرت نرم و رابطه آن با ایران در سیاست غرب فرامیخوانم. البته باید بخاطر داشته باشند که در طرح دیدگاههای خودشان باید بشدت با مستندات و شواهد متقن صحبت کنند.

من این افراد را دعوت می کنم :

1- خانم سمیه توحید لو

2- آقای آرش آبادپور

3- آقای مهدی محسنی

4- خانم معصومه ناصری

5- آقای سید عماد میرمیرانی ( جادی )

پی نوشت :

اس ام اس آمده که کارشناس بی.بی.سی فارسی که فارسی را کاملا انگلیسی پاس می دارد اعلام کرده روشن نگهداشتن سشوار برق زیادی تولید می کند ! :))

اس ام دوم رو فرستاده : مجری بی.بی.سی می گوید امروز مغزش هنگ کرده . دیوار جادویی (!!) شان هم همینطور :))


 
آیا « BBCفارسی» رسانه بهائیان است؟
ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،لابی قدرت و ثروت ،براندازی فرهنگی ،ضد انقلاب ایرانی

*این مطلب متعلق به وبلاگ شبکه خاموش در آدرس http://netoff.blogfa.com است.*

دو سال و نیم پیش از این بود که وزیر دارایی وقت انگلیس ، طی سخنانی در مؤسسه پژوهشی "چتم هاوس" لندن از تخصیص بودجه سالیانه پانزده میلیون پوند برای راه اندازی و اداره شبکه تلویزیونی فارسی زبان بی.بی.سی سخن گفت.

وزیر سابق دارایی بریتانیا در این سخنرانی گفت که این بودجه پس از آن تخصیص داده شد که طرح راه اندازی این شبکه تلویزیونی را مدیران ارشد بی بی سی ریخته و به تأیید هیئت امنا و وزارت خارجه بریتانیا رساندند.

تخصیص بودجه از سوی دولت بریتانیا برای یک رسانه که می خواهد بر روی مخاطبین ایرانی خود کار روانی متراکم کند،آنقدر شبهه زا بود که وزیر دولت بریتانیا هم متوجه آن شود و برای رفع آن تدبیر کند. خصوصا این مساله زمانی اهمیت خود را نمایان می کرد که مقامات بریتانیا کینه قدیمی مردم ایران را از "سیاستهای انگلیسی" به یاد می آورند.

در این رابطه وزیر دارایی بریتانیا در سخنرانی خود اما ادعای جالبی مطرح کرد و گفت که تلویزیون فارسی بی بی سی اگر چه قرار است بودجه دولتی بگیرد اما در سیاستهای خبری خود "کاملاً مستقل" از دولت بریتانیا عمل کند. این در حالیست که بنگاه خبری بی.بی.سی تجربه مشابهی را درحوزه رسانه های صوتی سالهاست تجربه می کند.

اما تحقیقات نشان می دهد رادیو فارسی زبان بی.بی.سی دقیقا با نفوذ مستقیم بهائیان ایرانی تبار راه اندازی شده و در طول این سالها سعی کرده زمینه روانی را برای اجرای سیاستهای دولت بریتانیا در ایران فراهم کند. این درحالیست که حتی در دوره اخیر هم نفوذ بهائیان در این رسانه کمتر نشده و همچنان محوری است.سیاستهای این رسانه در دوره پیش از ملی شدن صنعت نفت به وضوح علیه منافع ملت ایران در ملی شدن این صنعت و به نفع حاکمیت بریتانیا بوده است. پس از انقلاب نیز رادیو فارسی زبان بی.بی.سی تلاش کرده تا نقش محوری رسانه های اپوزیسیون نظام را از آن خود کند.

اکنون اگرچه از پشت پرده راه اندازان و سیاستگزارن این شبکه تلویزیونی اطلاعات دقیقی در دست نیست اما نگاهی به پرونده نسخه رادیویی وابسته به این بنگاه می تواند رمز گشایی از آنچه ناگفته است و احتمالا مخفی خواهد ماند،نماید. پشت پرده هایی که با توجه به تمرکز رهبری بهائیان در سرزمین فلسطین اشغالی، از ارتباط وثیق بی.بی.سی فارسی ،رژیم صهیونیستی و اپوزیسیون سیاسی نظام پرده بردارد.

این مطلب قصد دارد به این سوال اساسی و ریشه‌ای پاسخ بدهد که با توجه به تصدی امور بخش فارسی بی‌بی‌سی از بدو تاسیس آن توسط یکی از رهبران بهائیت، تاثیر بهائیت در بی‌بی‌سی فارسی تا چه حدی است و آیا این رسانه را می‌توان تریبون فارسی‌زبان بهائیان دانست؟..


 
بی بی سی ساقط در گرداب
ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: صداوسیما ،ضد انقلاب ایرانی ،براندازی فرهنگی ،لابی قدرت و ثروت

بی.بی.سی هم در گرداب گرفتار شد.

حالا ادامه اش را بخوانید تا بدانید ماجرا چیست.

در این ایام نوروز ، دو سه روز پیش به دفتر یکی از دوستان خوبم در صداوسیما سر زدم . دائما در فعالیت بود و خانه شان نتوانستم گیرش بیارم و در نتیجه به محل کارش رفتم . جدا از این که کار همیشگی ما چانه زدن در مورد صداوسیما است ، و کار او توجیه کردن و کار من ایراد گرفتن ، این بار حرفهایی زد که برایم بسیار جالب بود...

وقتی اشاره به بحث تبلیغات پرحجم اعصاب خردکن لابلای برنامه ها کردم و از تبلیغ چیپس و پفک نمکی تا بانک فلان و بهمان گلایه شد ، چند چیز را برای من گفت . اشاره خوبی به بودجه مورد نیاز واقعی صداوسیما و بودجه در اختیار آن کرد و اینکه اخیراً مجلس برای درآمدهای صداوسیما از تبلیغات هم ، ردیف بودجه ای تعریف کرده و آن را جزو بودجه این سازمان لحاظ می کند ! و به این لحاظ ، قسمتی از بار بودجه سالانه ای که حکومت باید به صداوسیما بپردازد ، بعنوان یک تکلیف قانونی بر دوش خود صداوسیما قرار می گیرد وصداوسیما در حقیقت بر اساس قانون مجلس ششم تاکنون ، موظف به کسب درآمد ! از محل تبلیغات شده است !...


 
در حقیقت بی.بی.سی فقط نگران حضور سپاه است و بس !
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ضد انقلاب ایرانی ،لابی قدرت و ثروت ،استحاله از درون ،براندازی فرهنگی

:))

شاید باورتون نشه ولی هرچی بی.بی.سی رو زیر و رو می کنم ، فقط می بینم بی.بی.سی فقط یه مشکل داره . اونم اینه : آخه چرا سپاه ؟!؟!   بابـــــــــــــــا :)) ! خواستن بگیرنتون خودم واسطه میشم ریش گرو می ذارم نترسین بابا اینقده ! زشته ! :))

حالا حیله هاش چیه ؟

چندتاس :


 
بی بی سی نگران از حضور قدرتمند سپاه
ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ضد انقلاب ایرانی ،لابی قدرت و ثروت ،تحریف تاریخ ،براندازی فرهنگی

بی.بی.سی فارسی ، یکی از پروژه های عملیات روانی استکبار جهانی که خود از دل دیگر پروژه های عملیات روانی شبکه براندازی نرم ناتوی فرهنگی متولد شده است ، ‌نتوانست نگرانی آشکار خود را از ورود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عرصه رفع تهدیدات بزرگ و بسیار جدی فناوری اطلاعات در کنار بهره برداری سالم از امکانات آن را مخفی کند.

این سرویس خبری سیاسی امنیتی ، در تلاش برای تقویت حمایت از شبکه فعالان تولید و انتشار محتوای مستهجن در اینترنت با براه اندازی جریان خبری در طرح ادعای مبارزه سپاه با جریانات آزاد فکر و اندیشه (!!!) مدعی ورود سپاه به نمایندگی از نظام جمهوری اسلامی ایران به عرصه برخورد با فکر (!) و اندیشه (!) در اینترنت شد.

برخورد با شبکه فعالان پرنوگرافی در ایران ، در حالی از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صورت گرفته که در کشورهای دیگر نیز در کمترین وضع ، برای مرتکبین جرائمی همچون قاچاق انسان و پورنوگرافی کودکان و پورنوگرافی همراه با اجبار یا اغوا ، جرائم بسیار شدید در نظر گرفته شده است و نیروهای امنیتی جهان بخش های ویژه تخصصی برای شناسایی و برخورد با مجرمان حرفه ای و سازمان یافته سایبرنتیکی تشکیل داده و با قدرت و بهره وری از تخصص های ویژه و در سایه حمایتهای کامل و همه جانبه قانونی و قضایی و اطلاعاتی ، به مبارزه با این جرائم مشغول هستند.

براستی چرا بی.بی.سی نگران است ؟

علت اول نگرانی بی.بی.سی را باید در ذات و رویکرد عمل و رفتار سپاه پاسداران جست.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در همه برحه ها و عرصه های خطرساز ، بعنوان فرمانده میدان و علمدار لشگر مبارزه و دفاع از انقلاب اسلامی و ملت و کشور ایران حاضر بوده است . رویکرد سپاه پاسداران در اولویت ویژه برای عملیاتهای مخرب علیه اسلام و انقلاب اسلامی و کلیه تحرکاتی که بعنوان تهدید علیه دستاوردها و اهداف انقلاب اسلامی مطرح هستند ، همچنین قاطعیت ، صراحت و شفافیت و قدرت و استحکام و خستگی ناپذیری و عدم تاثیرپذیری از جوسازی و جریانسازیهای بیگانه ، کلیه جریانات امنیتی و سیاسی دشمن را که در حال فعالیت علیه انقلاب اسلامی هستند ، نگران می کند.

چه اینکه ، ترویج لیبرالیزم جنسی و اخلاقی ، به عنوان یکی از راهکارهای سست نمودن اعتقادات و باورهای انسانها به خداوند متعال ، مفهوم دین و اسلام و در نهایت زندگی دینی و ایجاد فضای چالش بین مردم و حاکمیت با ایجاد اختلاف میان ارزشهای عمومی و ارزشهای رسمی و حرکت بسمت براندازی از درون با ایجاد جالش و درگیری منافع و مصالح ملت و حاکمیت ، سیاست اعلام شده و علنی رسانه های استکباری همچون بی.بی.سی است و بی.بی.سی بیش از آنکه نگران هرکس باشد ، اولا نگران لو رفتن سرخط های ارتباطی خود در ایران ، دوما نگران عزم احتمالی سپاه در برخورد با مجریان سیاستهای براندازی نرم در ایران سوما نگران رویکرد آشتی ناپذیر و پولادین سپاه در اجرای سیاستهای دفاعی است .

حضور بسیار بیشتر از هشتساله سیاسیون دارای رویکردهای انفعالی و لیبرالیستی منطبق بر معیارهای مد نظر غرب برای براندازی خاموش و در سکوت و از درون نظام جمهوری اسلامی ایران موجب گشته بود تا مبارزه با تمامی شبکه های سازمان یافته و منسجم غرب علیه منافع ملی ملت ایران اسلامی ؛ با بی همتی ، و گاه کارشکنی مسئولان ذیربط همراه شود. این ماجرا تا جایی پیش رفت که دشمن در اجرای عملیات براندازی نیمه سخت خود نیز سرخط های هماهنگی و چراغ سبز در درون دولت برای مجرمین ضد امنیتی فراهم ساخت و به تعبیر مقام معظم رهبری ، حتی در جریان ماجرای شبه کوده تای کوی دانشگاه سال 78 ، چراغ سبز هایی را از برخی مسئولان دولتی نیز دریافت کردند !

در حال حاضر و با ورود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک نیروی دشمن شکن و سخت کوش به میدان مبارزه با جرائم و شبکه های مخل امنیت ملی کشور که با روحیه ای کاملا متفاوت و با روش عملکردی همیشه ابتکاری و ناشناخته ، تحول اساسی در این عرصه فراهم آمده و کم کاری ها و سوء عملکرد و گاه ، کارشکنی های برخی عناصر پسمانده از دوران حاکمیت جریانات برانداز در مصادر اجرایی و سیاسی کشور ، رنگ باخته و به روشنی ، سرشبکه این جریانات یعنی ناتوی فرهنگی ، از ورود این نهاد قدرتمند طوفان ساز به عرصه مبارزه با جرائم رایانه ای - که به حق نیازمند توان فنی و اطلاعاتی بسیار بسیار بالاست و این ورود ، خود بیانگر اوج گرفتن این دو مولفه در این نهاد است - احساس نا امنی کرده و سیاستهای پدافندی خود را به اجرا گذارده اند که تبلیغات انفعالی ، ضعیف و از سرناچاری و ضعف و ترس بی.بی.سی را نیز می توان در همین چهارچوب ارزیابی نمود.


 
بی.بی.سی آدرس هوشنگ چپ می دهد
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،ضد انقلاب ایرانی ،لابی قدرت و ثروت ،براندازی فرهنگی

تو این هیر و ویری که من دارم هی می سرچم روی این قضیه ، بببینین بی بی سی چی می گه !

بی بی سی اولا گفته گرداب ، سایت خبری سپاه پاسدارانه ! زرشک با این طرز خبرنگاری مسئولانه ی باسوادانه  !


 
مبارزه با جرایم سازمان یافته گرداب انسان کش شیطانی گرفتار در گرداب شیطان کش الهی
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: دفاع مقدس ،فرهنگ بسیجی ،براندازی فرهنگی ،ما می توانیم

* این پست داره هی ویرایش میشه:)

28/12/87 : ساعت حدود بیست و سه شب است و گوشی ام زنگ اس ام می خورد.

یک اس ام اس از یک خط تالیای ناشناس دارم :

"سلام. برو تو سایت www.Gerdab.ir . اطلاعات سپاه ،‌ آویزونی ها رو بهمراه چند سایت دیگه دستگیر کرده"

چند بار اس ام اس را زیر و رو کردم ... حالیم نمی شد چی میگه... سپاه ، آویزون ، گرداب ، چی نوشته ؟ کی هست این فرستنده اس ام اس ؟ فقط به ذهنم رسید جواب بدم : سلام . تشکر. شما ؟

تا الان منتطرم که جواب بیاد ! :)

...

انهدام چند شبکه سازمان یافته ضد دینی و ضد فرهنگ توسط سپاه - خبرگزاری ج.ا.ا
سپاه چند شبکه جرائم سازمان یافته اخلاقی اینترنتی را نابود کرد - فارس نیوز 
گزارشی از انهدام بزرگترین شبکه فساد اینترنتی توسط اطلاعات سپاه - فارس نیوز
انهدام چند بکه سازمان یافته ضد دینی و ضد فرهنگی - رجانیوز
اخلال جدی در پروژه ی ناتوی فرهنگی - رجانیوز
اطلاعیه دایره جرایم سایبری مرکز بررسی جرایم سازمان‌یافته: تعدادی از شبکه‌های اینترنتی سازمان‌یافته ضددینی، ضدامنیت و عفت عمومی منهدم شدند - ایسنا
گرداب ، با اطلاعیه ای مهم آمد - فردا نیوز .
گرداب شهوت و گردباد شبهه - حوزه نیوز
فیلم مستهجن ، گرداب نابودی روح انسانی - گردباد
هاگانا ، پروژه ای برای ترویج سایتهای مستهجن در اینترنت - فارس نیوز
اطلاعیه شماره 2 مرکز بررسی جرائم سازمان یافته - فارس نیوز
گزارشی از انهدام بزرگترین شبکه فساد اینترنتی کشور - وبلاگ بلوغ سیاسی
سپاه پاسداران ، همچنان پاسدار ارزشها و کرامت انسانی - وبلاگ آرش کماندار
مجرمین اینترنتی مفسدین فی الارض هستند - وبلاگ دیده بانان
انهدام تعدادی از سایت های سازمان یافته مستجهن ایرانی - تابناک
دستگیری عوامل پشت پرده سایتهای مستهجن فارسی در داخل و خارج از کشور توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی - فری بلاگ
سپاه پاسداران شبکه اینترنتی سایتهای مستهجن را متلاشی کرد - وبلاگ خبرنگار مسلمان
دستگیری عوامل اکثریت سایتهای مستهجن فارسی - شفاف نیوز
عیدی سپاه به مردم ایران : دستگیری مسئولان سایتهای مستهجن - تالار گفتگوی پرشین موبایل
سایت گرداب سایتهای غیر اخلاقی را هک (!!) و نابود کرده است ( کی گفته ؟ ) - یک سایت پرت و پلای ماهواره
انهدام چند شبکه مستهجن اینترنتی توسط سپاه - یک سایت پرت و پلای ماهواره دیگه
اطلاعیه شماره 2 "گرداب" « فعالیت شبکه‌های سازمان‌یافته مخرب سایبری» - تالار گفتگوی پی سی ورلد . یه آدم خالی بند هم زیر پست خبر ، یک ادعای خنده دار کرده بخونید بد نیست. ذهن بیمارش روی موضوع هک زوم بوده حتمن.
انهدام تعدادی از سایت‏های سازمان‏یافته مستهجن ایرانی - سلام شیعه
گزارش تکمیلی از انهدام بزرگترین شبکه فساد اینترنتی در کشور - صنایع نیوز
سپاه به مردم عیدی داد. سایتهای مستهجن منهدم شدند - وبلاگ حاج رضا
عاقبت سایتهای مستهجن(بسیار مهم و عبرت آموز) - تالار گفتگوی ایران بلاگ
انهدام برخی از پایگاه های مستهجن ایرانی - سیاوشون
شبکه‌های سازمان‌یافته ضددینی و ضدفرهنگی منهدم شدند - بازنویس
توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چندین شبکه سازمان یافته ضد فرهنگ و ضد دینی منهدم شد - ایسکانیوز
انهدام شبکه های سازمان یافته ضد دینی - واحد مرکزی خبر سازمان صداو سیمای ج.ا.ا
عیدی سپاه پاسداران به ملت ایران - وبلاگ فریاد مظلوم
عیدی سپاه به مردم شریف ایران :مبارزه با جرایم سازمان یافته در فضای سایبر - بولتن نیوز
اخلال جدی در پروژه ناتوی فرهنگی - وبلاگ محمد مهدی اسماعیلی
انهدام شبکه های سازمان یافته فساد اینترنتی عیدی سپاه به مردم - فاش نیوز
عیدی سپاه پاسداران به ملت ایران - وبلاگ کتابداری
عیدی سپاه پاسداران به ملت ایران :شبکه‌های سازمان‌یافته ضددینی و ضدفرهنگی منهدم شدند - رجانیوز
مجرمین اینترنتی مفسدین فی الارض - تابناک
اطلاعیه شماره 2: کلیه عوامل سایت‌های ضداخلاقی در بازداشت هستند - رجانیوز

بقیه بازتاب دهنده ها :

هکری از جهنم
تانگار سید ابوالفضل هاشمی
آینده نیوز
الف
عصرایران
تریبون
شهاب نیوز
خبرآنلاین
شبکه خبر صداوسیمای ج.ا.ا
مدیانیوز
آرمان دیلی
تهران دیتا
جام جم آنلاین
حاج مهدی بوترابی
پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی
تالار گفتگوی شهر سخت افزار
وبلاگ بسیجیان خط شکن
نیوز پرس
تلار گفتگوی پرشین تولز
یزد فردا

و ...

به پیک ایران و بالاترین ضد انقلاب و مابقی خالی باف نویس ها کاری نداریم :)) رادیو فردا هم نتونسته ساکت بمونه . یکیشون - اینقدر موضوع ضایه است که - برای اینکه بتونه جوسازی کنه ولو یه خخورده ، گفته برخورد سپاه با برخی سایتها فضا را متشنج می کنه ! انگار تو این کشور ما دنبال آرامش مردابی هستیم بیچاره مخاطب های این سایتها :)) یکی دیگه شون نوشته سپاه از اینترنت می ترسه برای همین این برخورد را انجام داده !! ای خدا ! :)) حیوونکی ضد انقلاب !!! فقط اینترنت را بصورت تصویر مستهجن می بینه فکر می کنه اینترنت فقط سایت مستهجنه. یعنی روی سایت خودشم همین فکر رو کرده ؟ تیترش این بود : وحشت رژیم از گسترش روزافزون اینترنت ! :)) از بس از اینترنت فقط برای همین کار استفاده کرده اند ذهنشون اینجوری شده بیچاره ها ! :)) مشاوره روانشناسی لازم شده اند :)) . یکی از وبلاگهای ضد انقلاب هم بیچاره اینو نوشته بود : "هجوم همه جانبه و ضد امپریالیستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به سایتهای سکسی و ناکام گذاشتن سیل عظیم هواداران این سایتها...اینک یکی از سایتهای نگونبخت سکسی سابق بدین شکل غم انگیز در گرداب برادران سپاه فرو رفته و شدیدا مشغول ذکر آیات قرآنی است!" آخیییی ، دل همه برات سوخت انصافن . دیگه سایت نداری ؟ اخییی . :))

بی.بی.سی هم واکنش نشان داد. با همان بیماری های قلبی همیشگی اش. حتما مطلب بعدی این پست را که در مورد همین واکنش بی.بی.سی نوشته ام بخوانید. واکنش بعدی بی.بی.سی مفتضحانه تر است : برخورد با انتشار تصاویر پورنو را برخورد با افرادی که عقاید خود را منتشر می کرده اند  معرفی نموده و از آن دفاع کرده ! نگذاشت دو شب بگذره بعد تمام حرفهای من تو پست بعدی رو ثابت کنه !

فهرست سایت های ضد انقلابی که واکنش عصبی و شدید ( و بقولی ، اون روی سگ خودشون رو ) نشون دادند :

بی.بی.سی 
رادیو فردا
رادیو زمانه
تریبون آزاد
بابک خرمدین
جمهور
سین میم
Overdoze
گویا نیوز
خسن آقا
سیمع نژاد
بالاترین
خط خطی های سیاستمدار
دنباله
اطلاعات 

و ...

و در نهایت :

سایت اینترنتی گرداب ، متعلق به ستاد بررسی جرائم سازمان یافته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

پی نوشت :

با تشکر از ارسال کننده اس ام اس و داداش امین هاشمی ارسال کننده لینک خبر. بوسیدن دست تمام بچه های اطلاعات سپاه سرجای خودش.

بیانیه ی مرکز بررسی جرائم سازمان یافته رو می تونید تو سایت خودشون بخونید. اونهایی که پشت پرده این سایتها بودن رو معرفی کردن البته با این روش همیشگی حروف مخفف ! چرا ؟ خدا می دونه. من بیانیه شون رو اینجا در ادامه می ذارم...


 
تقلب در یاری !
ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ دی ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،لابی قدرت و ثروت ،براندازی فرهنگی ،جریان دوم خرداد

تقلب سایت یارى نیوز و پس لرزه هاى آن:


انتشار نامه مستند و همراه با امضاء جمعی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم و افشاگری آنان درباره تقلب سایت یاری نیوز- خاتمی نیوز سابق- که در ستون اخبار ویژه کیهان شنبه 87.9.29 همراه با تصویر نامه و امضای دانشجویان معترض درج شده بود واکنش گسترده ای را در محافل دانشجویی سراسر کشور به دنبال داشت. در خبر ویژه کیهان آمده بود که گروهی به بهانه دعوت از آقای خاتمی برای سخنرانی در دانشگاه تربیت معلم اقدام به جمع آوری امضاء از دانشجویان این دانشگاه کرده بودند و سایت یاری نیوز در یک اقدام غیراخلاقی  نام و امضای آنها را به عنوان دانشجویانی که خواستار دعوت از خاتمی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری دهم بوده اند! منتشر کرده بود. *


گفتنی است سایت یاری نیوز  در واکنش به افشاگری مستند کیهان، به جای پوزش از دانشجویانی که دعوت آنها برای سخنرانی را دعوت از خاتمی برای کاندیداتوری جا زده بود، سعی کرده است این سوءاستفاده رسوا را با آسمان و ریسمان کردن های دم دستی رفع و رجوع کند. مثلاً نوشته است خبر مزبور یک ماه قبل در سایت یاری نیوز چاپ شده بود و چرا کیهان یک ماه بعد به آن پرداخته است؟! که باید گفت برای این که دانشجویان یاد شده پس از اطلاع از تقلب سایت یاری نیوز بارها اعتراض خود را اعلام کرده بودند و از آنجا که هیچ پاسخ منطقی و یا اصلاحیه و پوزشی مشاهده نکردند ناچار به افشاگری مستند شده اند، بنابراین انتظار آن بوده و هست که سایت یاری نیوز درباره نفس و اصل این تقلب توضیح بدهد و از آسمان و ریسمان کردن بپرهیزد.

پی نوشت :

می دونین یاد چی افتادم ؟ یاد اون آقایی که میخواست برای کردان امضاء جمع کنه ! عجب سیاستها و روش ها یکی هستند ها ! بد نیست یکی دنبال مدار جعلی برخی ها بگرده ببینیم شباهت ها بیشتر هم میشه یا نه .


 
چه چیزی را انکار می کنید؟
ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: آمریکا ،لابی قدرت و ثروت ،روابط خارجی ،براندازی فرهنگی

چه چیزی را انکار می کنید ؟

ابوذر منتظرالقائم


چند روز پیش بوش ، در آخرین سخنرانی خود در موسسه بروکینگز ، که از موسسات حامی و مرتبط جریان سازیهای رفرمیستی در کل جهان برای اجرای سیاست براندازی بدون خشونت حکومتهای معارض آمریکا در جهان است ، مجددا بر حمایت بی قید و شرط هیئت حاکمه آمریکا از جریانات رفرمیستی در سراسر جهان،‌بخصوص رفرمیست های ایرانی  - که بی تردید در چهارچوب منافع فرامرزی آمریکا و اسرائیل گام بر می دارند - تاکید کرد.

وی در سخنرانی خود بصراحت از رفرمیست های ایرانی نام برده و امیدواری ممتد استکبار جهانی به آنها رایادآور شد. همچنین وی با تشریح مهمترین چهالشهای خود با جمهوری اسلامی ایران ، بشکلی شگفت آور ، منافع امنیتی ویژه ای را که حضور رفرمیست ها در مصادر حکومتی برای شیطان بزرگ تامین کرده بود ، در کنار مشکلاتی که حضور دولت اصولگرا در جمهوری اسلامی ایران برای وی و حکومت مطبوعش ایجاد کرده است ،‌ با دقتی ذاید الوصف بر شمرد...


 
آخر تا کی منافق بودن ؟
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ضد انقلاب ایرانی ،حسین درخشان ،لابی قدرت و ثروت ،براندازی فرهنگی

حسین درخشان ، اخیرا وبلاگی برای زمینه سازی ورود بی دردسرش به ایران ، جدا از وبلاگ اصلی اش ایجاد کرده و بهانه آن را هم فرار از فیلترینگ معرفی کرده . این درحالیست که هنوز لینک شکستن فیلترینگ در پیشانی وبلاگش حک شده .

حالا شاید برایتان جالب باشد که بدانید چه مطلبی را در آن امروز قرار داده .

مطالبی که امروز در آن قرار داده ، همان متن مزورانه و منافقانه ای است که در آن مشتی دروغ و مغالطه را در جواب من ترکیب کرد . همان متنی که قرار بود بین من و او آغاز یک گفتگوی دقیق و صریح و بی پرده باشد. اما او فقط یکبار چنین کرد و حرفهایش را چندین برابر حجم مطالب من انجا نوشت و بعد هم که جوابش را نوشتم ، هیچ واکنشی نشان نداد.

در وبلاگ جدیدش هم کامنت دانی وجود ندارد  ( جدیدا دارد - ویرایش . ) ...


 
جاسوس آمریکا ناراحت از وجود جاسوس کیهان !
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ضد انقلاب ایرانی ،آمریکا ،براندازی فرهنگی ،تحریف تاریخ

خدا رحمت کند شهید بهشتی را که فرمود ای آمریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر!

در یکی از جلسات درون گروهی اخیر نهضت آزادی که با حضور چند تن از اعضای این گروه و برای استماع نظرات یکی از اعضاء تشکیل شده بود، عضو یاد شده دکتر یزدی دبیر کل نهضت آزادی را به جاسوسی برای آمریکا متهم کرده و پیشنهاد او مبنی بر دعوت از ناظران بین المللی برای نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری را «وطن فروشی» و مقابله با استقلال ایران نامید.

به گزارش رجانیوز به نقل از کیهان،این عضو نهضت آزادی در جلسه مزبور گفت اخیراً مطلع شده است که این پیشنهاد از سوی سفیر یک سفارتخانه اروپایی به دکتر یزدی دیکته شده است.

وی در مشاجره ای که میان او و دبیر کل نهضت آزادی در گرفت خطاب به دکتر یزدی گفت؛ شما در دوران جنگ تحمیلی نیز به نفع عراق کار می کردید و نظر کیهان قابل قبول است که نهضت آزادی را ستون پنجم ارتش عراق در داخل کشور معرفی می کند، و دکتر یزدی در واکنش به اظهارات وی خطاب به او گفت؛ تو هم جاسوس کیهان هستی! و عضو یاد شده پاسخ داد: بر فرض که من جاسوس کیهان باشم، ولی پاسخ شما برای پیشنهاد دعوت از ناظران بین المللی که در عرف سیاسی «وطن فروشی» تلقی می شود چیست؟ و درباره همراهی نهضت آزادی با تبلیغات صدام علیه ایران چه توضیحی دارید؟...


 
برای رضایت چند لیبرال خود فروخته ؟!؟
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،تاریخ انقلاب ،براندازی فرهنگی ،دفاع مقدس

از متن پیام خمینی روح خدا (ره) در اسفند سال ١٣۶٧ خطاب به روحانیت :

من امروز بر این عقیده‌ام که مقتدرترین افراد در مصاف با آنهمه توطئه‌ها و خصومت‌ها و جنگ افروزی‌هایی که در جهان علیه انقلاب اسلامی است ، معلوم نبود موفقیت بیشتری از افراد موجود به دست می‌آوردند. در یک تحلیل منصفانه از حوادث انقلاب خصوصا از حوادث ده سال پس از پیروزی باید عرض کنم که انقلاب اسلامی ایران در اکثر اهداف و زمینه‌ها موفق بوده است و به یاری خداوند بزرگ در هیچ زمینه‌ای مغلوب و شکست خورده نیستیم، حتی در جنگ پیروزی از آن ملت ما گردید و دشمنان درتحمیل آنهمه خسارات چیزی به دست نیاوردند.

خانم توحید لو !

امثال شما عمدا ، یا از سر جهل ،‌به تردیک افکنی در مبانی نظری حضرت روح الله مشغولید. همان کسی که امثال شما همه خوبان جامعه را مدام از دور شدن از فکر او متهم می کنید ... 


 
س پاسخی به مطلب اخیر حسین درخشان
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ضد انقلاب ایرانی ،حسین درخشان ،استحاله از درون ،براندازی فرهنگی

بسم الله .

حسین درخشان ، در وبلاگش طی مطلبی سعی کرده است تا با استخدام ادبیاتی متفاوت از فضای عمومی وبلاگش پاسخی به دیدگاه من نسبت به خودش داده باشد. برای اینکار بخشهایی از یک مکالمه ایمیلی را که بین خودم و خودش حادث شده -  بدون آنکه آن را بشکل کامل منتقل کند یا جوابهای خودش را که منظور من را روشن تر می کند بیاورد - روی وبلاگ آورده و جوابهایی فقط به چند پاراگراف از جملات من داده . ضرورت دارد که بگویم تاریخ این گفتگوی ایمیلی که توسط خودش شروع شده بود بیش از یکماه پیش است .

من از همه مطالب عبور می کنم و فقط یک مبحث را روشن تر می کنم . زیرا وقتم بسیار کم شده و ضرورت دارد که به اختصار بنویسم .

حسین خان درخشان . قبول داری که تغییر ادبیات انقلابی به ادبیات غیر انقلابی همان چیزی است که غرب می خواهد و آیا این همان چیزی نیست که شما در حقیقت بدنبال آن هستی؟‌ اگر می گویی نیستی ،‌ بگو تا نشانه هایش را نشانت بدهم. همه درد ما همین است که امثال تو میخواهید اسلام ناب آمریکایی را جانشین اسلام ناب محمدی که خمینی به ما آموخت بکنید و این ، یعنی براندازی آرام در قالب تهاجم استراتژیک فرهنگی .

ضمنا چون گفتید که هرگز به اهلبیت علیهم السلام - توهین نکرده اید شما را به آن بخش از آرشیو وبلاگت رجوع می دهم که در آن یک هنرپیشه فاسد زن غربی را با نام بانوی دو عالم خطاب کرده ای. البته جای دیگری نیز به ساحت ربوبی و حضرت حجت ابن الحسن العسگری هم جسارت کردی. توهینت به خدا و امام عصر (عج) کجا بود؟ ‌آنجا که از طرف خدا با قریحه ء ناب ! طنز ! نوشتی که ظهور حضرت حجت بدلیل مشکل فنی ! عقب افتاده ! .

تو هنوز روی صفحه اول وبلاگت لینک شکستن فیلترینگ را حفظ کرده ای و آلودگی های فرهنگی از کنار وبلاگت می ریزد و آنوقت می گویی اسلام ناب محمدی که خمینی مروج آن بود مورد پسند تو است؟‌ چگونه کسی می تواند گول این جملات را بخورد ؟

پی نوشت :

- در وبلاگ حسین درخشان دنبال ترویج مشروبات الکلی نگردید. این که زندگی اپوزیسیون خارج از کشور است. در وبلاگ حسین درخشان رد زیر سئوال برده شدن کل انقلاب اسلامی تا ابتدای روی کار آمدن دولت آقای رفسنجانی را بیابید. براحتی در پست قبلیش - رادیو گفتگو - می توانید این را ببینید. آن تیمی که با حسین درخشان کار می کند ُ‌یا گول وی را خورده ، یا مطابق آنچه که من حدس می زنم ،‌وی را برای نفوذ به لایه های حزب اللهی آماده می کند.

- بروید و مطلب اخیر گل آراء‌حمزه ، دوست و همراه حسین درخشان در خارج از کشور را بخوانید.بخشی از آن را نقل می کنم :

...۴- حسین غربزده است و در برابر غربی ها حقارت نشون میده. البته بلده که چه جور جلوی ایرانی ها خودشو ضد موبور و اینها جلوه بده اما شخصا هنوز فکر میکنه که باید غربی تر شد تا بهتر شد. اون لهجه افتضاح انگلیسی اش هم یک نمونه خوب از این غربزده بودنه که چطور سعی میکنه با لهجه انگلیسی انگلیسی رو حرف بزنه و ژست بگیره. انگار که اگه حرفهاشو با اون لهجه بزنه، شنوندگان بیشتری در بین انگلیسی جماعت پیدا میکنه۶- حسین در آخر کار طرفدار دمکراسی و اصلاحات و ضد ولایت فقیه در ایران هستش. شما توی بلاگ های حسین رو بگردین و ببینین کجای این بلاگ ها از سیستم حکومتی ایران دفاع تئوریک کرده... ۷- جار و جنجالهای حسین مقدار زیادیش برای جلب توجه و سعود پله های ترقی سیاسی در ایرانه. حسین با اینکه مواضع سیاسی بهتری نسبت به اکثر ایرانی ها داره، اما طمع راه انداختن دم و دستگاه داخل ایران و رئیس شدن و نماینده مجلس شدن رو هم شدیدا در سر داره...

* من فقط برای بعضی ها که روزی گول این آدم را خوردند و لینک آن چلغوز ملغوزش رو گذاشتند متاسفم . خدا را شکر که همه چیز روشن شد.

* حسین درخشان تا امروز صبح ( ۵ شنبه ) هیچ جوابی نه در ایمیل و نه در وبلاگ به این مطلب کوچک نداشته است . فقط طی یک ایمیل کوتاه نوشته است که :

؛ لحن جوابت خیلی  ناجوانمردانه بود. انگار که بخاطر اینکه کسی بهت ایراد نگیره که با حسین درخشان صمیمی شدی اومدی و چهارتا لگد اضافی هم زدی. ولی خب، اصل حرفت رو من میگیرم و به اون جواب میدم. نه به لحن تفرعن آمیزت .

بنده هم جواب داده ام :

بسم الله .
من متن ایمیل ها را می تونم منتشر کنم تا مشکل لحنت حل شه . از اولین ایمیل تا حالا. خویه ؟ من تغییری تو لحنم ندادم . از ابتدا تا حالا. وبلاگم سند.

مظلوم نمایی چرا ؟ متنی که نوشته بودی متنی که مال تو باشد نبود. این لحن ، لحن عمومی وبلاگت نیست. الزاما منظورم نویسنده اش نیست. منظورم جهت گیری آن است. . پست قبلیت و پست جدیدت علیه دکتر مظفر وزیر آموزش و پرورش خاتمی که بعد از او حلقه پرورشی را از آموزش و پرورش حذف کردند تو را معرفی می کند. نه آنچه که در مورد مباحث بین من و خودت نوشتی. .
 
ضمنا :
تفرعن یعنی خود پرستی. یعنی مانند فرعون بودن !
ترکیب لفظی تفرعن آمیز بی معنا می شود
خود لفظ اول هم بی جا بود. .
یا حق.

* برای شناخت بهتر حسین درخشان همین پست جدیدش علیه دکتر مظفر کافیست.


 
پاسخی به کامنت یک خطی اخیر آقای محمدرضا زائری
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،استحاله از درون ،براندازی فرهنگی ،کشور جمهوری اسلامی ایران

آقای محمدرضا زائری ، نویسنده مطلب پر اشکال "همه دروغ می گویند.." در واکنش به سوت و کف ضد انقلاب و ضجه یاران انقلاب از جفاهای رواداشته شده در حق نظام اسلامی ، به مطلب اینجانب در خصوص "این رایس است که سخن می گوید – بخش اول " واکنش نشان داده و از پیگیری و توجه صاحب این وبلاگ به سهم ناچیز خودش تشکر کرده است.  خطاب به آقای محمد رضا زائری باید گفت :  اینجانب ، بعد از دیدن کامنت اخیر شما ، مجددا وبلاگ شما را مرور کرده و با پست توضیح مواجه شدم .  

در تعجبم از اینکه نویسنده مطلب" همه دروغ می گویند" و مطلب "ما همه مون مثل همیم " چگونه تلاش میکند تا به مخاطب بقبولاند که همین یک دفعه ، و فقط همین یک نفر ، یعنی محمدرضا زائری، خصوصا در مطلب "توضیح" و حتی با اکتفای صرفی به ظاهر آن ، راست می گوید ؟

قبل از مطالعه این مطلب ، احساسم این بود که این کامنت ، طعنه ای بیش نیست و باید بماند تا زمانی که لازم شد، نویسنده اش جوابی تام و تمام دریافت کند. اما با مرور مطلب"توضیح" در وبلاگ شما ، برایم مشخص شده که برآیند عمومی بسمت مطلب " همه دروغ می گویند" یعنی کف و سوت و هورا و "ندای زائری مبارز زائری مبارز"  آقایان و خانمهای ضرت انقلاف اپوزیسیون و نگاه متذکرانه و غمبار و خشم آلود نیروهای خودی و انقلابیان راستین، شما را به این صرافت انداخته که باید این جلوه نمایید که " نه ، واقعا مثل اینکه اشتباهی رخ داده ! "و  تلاش کرده اید ، دندان طمع اپوزیسیون را از جا بر کنید ؟  

آقای زائری!

منشاء آنچه که آن را "سوء تفاهم" تلقی کرده و با درج مطلبی با محتوای مثلاً توضیحی ، قصد رفع آن را داشته اید ، ریشه در کلمه کلمه نوشتار شما دارد. تعمق در متن مطلب همه دروغ می گویند نگاشته شده توسط شما ، مخاطب آگاه را به این صرافت می اندازد که تا چه حد دقت سیاسی و ضرافت و پیچیدگی ژورنالیستی در لابلای آن بکار رفته . قسمتهایی از این پیچیدگیها را که ناشی از تجربه رسانه ای و تبلیغاتی می دانم ، در نقد منتشره پیرامون مطلبان ، بیان کردم . بنابراین ، بجای درج یک توضیح بدون ارتباط با متن اشکالات وارده بر رویکرد رسانه ای تان، لطفا یا با درج ادبیاتی تصریحی به "خطا بودن" نگاشته شدن آن اعتراف کرده ،  یا لطفا توضیحاتی را هم درج نفرمایید که آنچه که بعنوان توضیح درج کردید ، ذره ای با آنچه که مورد اعتراض است، مرتبط نبود...


 
این رایس است که سخن می گوید ! - بخش دوم
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،آمریکا ،براندازی فرهنگی ،روابط خارجی

اینجا واشنگتن ، این رایس است که سخن می گوید ! - بخش دوم  

بخش دوم : وقتی وزارت امور خارجه آمریکا در دام گفتمان و پرسمان ایرانی گرفتار می شود ! 

در بحث مرتبط با موضوع یک گروه ویژه که جهت کنترل دقیق تمامی وبلاگ ها و وبسایتهای موثر فارسی زبان اصولگرا و غیر اصولگرا با محوریت موضوعات پیرامون آمریکا و سیاستهای آن و انتشار دیدگاههای شبهه رسمی وزارت امور خارجه آمریکا فعال است ؛ مطلب را ادامه می دهیم .  

...این وضعیت ، اصولا اینترنت را در ذهن طراحان عملیات روانی علیه ایران ، به زسانه ای طلایی در تعامل استراتژیک فکری با جمهوری اسلامی بدل نمود . این امر ، موج آن گشت تا این جریانات، گسترش هرچه سریعتر اینترنت در ایران به شکل و سیاقی خاص و از جهاتی ، کاملا نامتعارف با استانداردهای فنی و حقوقی متعارف بین المللی در پیش گیرند...

همانگونه که گفته شده ، این گروه در دفاتر رسمی دولتی آمریکا در واشنگتن مستقر بوده و با بهره گیری از امکانات رسمی دولتی و با ادبیاتی علنی ، مشغول به رصد دائمی محتوای فارسی موثر و مهم منتشره در اینترنت پیرامون آمریکا است. هرچند بقول دوستی ، این کار را در Memri  از خیلی وقت پیش انجام می داده اند. اما تفاوت کار در حرکت آفندی و تلاش برای تاثیر گذاری روی باورهای ::تک تک :: فعالان اینترنتی فارسی زبان است.  

اما این ماجرا از کجا ریشه گرفته است ؟

روشن است که وبلاگها ، بجز تاثیرات غیر مستقیمی که ممکن است گاها از رسانه های بزرگ یا سیاستمداران بگیرند ، عموما و جز در مواردی که مستقیما از سوی جریانی اجیر شده یا رسما دیدگاه یک جریان سیاسی رسمی را جار می زنند ، بیان کننده دیدگاه عمومی فعالان اینترنتی هستند. اگر در کنار این بحث ، موضوع بی اعتمادی جدی و عمومی در جهان غرب به رسانه های بزرگ سراسری و همچنین دولتمردان و سیاسیون و ضریب نفوذ معنوی بالای اینترنت در جهان – بجز جاهایی مانند ایران که اصلا فضای اینترنت توسط مردم رسما به هیچی گرفته می شود :)) ! -  و همچنین ضریب نفوذ سخت افزاری بالای اینترنت در جهان غرب و آسیای خصوصا جنوب شرقی را قرار دهیم ، خواهیم دید که رویکردهای گاها اجماعی وبلاگها می تواند تاثیرات بسیار مهمی بر افکار عمومی جهان – تاکید می کنم منهای ایران – بگذارد.  


 
این رایس است که سخن می گوید ! -بخش اول
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: آمریکا ،روابط خارجی ،تحریف تاریخ ،براندازی فرهنگی

اینجا واشنگتن ، این رایس است که سخن می گوید ! - 
بخش اول : وقتی یک دوم خردادی رسما و علنا ، سر سفره رایس می نشیند .

  همانطوری که می دونین ،‌ چند روز پیش ،‌آقای محمدرضا زائری مطلبی در وبلاگش نوشته بود که از جهت توهین و زیر سئوال بودن نظام جمهوری اسلامی - و کلا دروغگو معرفی کردن نطام اسلامی- دست تمامی رسانه های راستگرای دولت آمریکا را از پشت بسته بود.  

...این گروه ابتدائا بر روی چت روم های عربی متمرکز بوده و حالا ،‌نه تنها چت رومهای عربی و تالارهای گفتگو و وبلاگهای به این زبان ، بلکه وبلاگهای به زبان اردو و اخیرا فارسی را هم بشدت تحت نظر گرفته است...

جالب آنکه ، در سراسر این متن ،‌فقط برای تامین یک نوع بالانس مصنوعی سیاسی چارتا دونه فحش نمکی هم به رژیم گوگوری مگوری ایالات متفرقه و وقیحهه و سفاک آمریکا داده شده بود و در آنجا البته اعتراف شده بود که آمریکا در مسائل اصلی و حساس ،‌به همه جهان دروغ می گوید. اما آنچه که پس از آن اتفاق افتاد ، ‌دیدنی بود... 

گروهی بنام فرارسی دیجیتال یا Digital Outreach Team به نمایندگی از دستگاه سیاست خارجی این دولت منحوس برای آقای زائری کامنت گذاشته و با سوز و گذار ،‌ تلاش نموده بود لکه ننگ حکاکی شده بر چهره این حکومت درب و داغان را گریم کند. اما مطلب نوشته شده از سوی من - که باز نشر آن را در همین پست پایینی هم مشاهده می کنید - کاسه و کوزه دوستان این تیم را بشدت آشفته و در هم کوفته کرده ، حضرات مجبور شده اند قدم نحس خود را تا کامنت های وبلاگ من هم بیاورند. هرچند که آقای زائری هرگونه مسئولیتی در وجود و خون خود برای پاسخگویی به این کامنت ها ندیده بود. - بقول ظریفی ،‌از نگاه آقای زائری ،‌مگر حرف حساب جواب هم دارد؟ - ...


 
حسین درخشان به پرسش ها هرگز پاسخ نخواهد داد
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: حسین درخشان ،ضد انقلاب ایرانی ،براندازی فرهنگی ،لابی قدرت و ثروت

تلاش مضاعف درخشان برای مهر غیر تئوریک زدن بر کل مطالب وبلاگ من و برای فرار فله ای از پاسخگویی موردی به مطالب من ، تنها بر رشته تحصیلی فنی من استوار شده ... همه می دانند سیاسی ترین دانشکده ها دانشکده های فنی اند وتابلوترین آنها دانشکده فنی دانشگاه تهران . اما ایشان نباید از یادش برود که بخش مهمی از سیاسیون خصوصا دم خردادی مهندس اند و اتفاقا این شامل حال آدمهایی مانند بهزاد نبوی هم می شود که کارشناسی ارشدشان هم فنی است. پس صرف داشتن یک مدرک تحصیلی تئوریک مطلقا معنای تئوریسین بودن نمی دهد. 

بسم الله .

بالاخره حسین درخشان در پی تاکید من بر اینکه باید به مطالب نوشته شده توسط من طی یک پست جواب بدهد ، دست بکار نوشتن یک پست شد که نام آن را در فارسی : "چه کسانی دوست ندارند من به ایران برگردم" و به انگلیسی " Response to some rumours" ( یعنی پاسخ به برخی شایعات ) گذاشت.  

باید بگویم که :

  اولا : ادبیات عصبی و فراموش شدن خنده دار درج برخی افعال و ناقص ماندن جملات (خصوصا مانند وضعیت جمله اول ! و نحوه پاسخ به کامنت ها ) نشانگر بهم ریختگی وصف ناپذیر ایشان است. البته وقتی کسی حقی را پی گیری کند حتما و همیشه ظالم را به همین شکل بهم می ریزد.  

دوما : ایشان اصولا این مطلب را در پاسخ به تنها کسی که ننوشته اپوزیسیون مخالفش است. متن نیز بیانگر همین است. علت درج مطالبی درمورد آنها این است که ایشان می خواهد کلا تمام مخالفان خود را با یک چوب براند. معلوم نیست ایشان چگونه چنین عمل غیر ممکنی را می خواهد انجام دهد .  آنچه که نوشته یقینا در پاسخ به مطلب من بود که نوشتم تا در قالب یک پست به واکنش نپردازد از دست مخاطب وبلاگش – مانند من - آسوده نخواهد شد و خصوصا گفتم که لینک دادن های تحریف آمیز هم تاثیری در این امر ندارد و اصولا شما هم در عملکرد اپوزیسیون خصوصا در برهه حاضر چیزی در این خصوص نمی بینید که او را تا این حد آشفته کرده باشد. تمام دعوای اپوزیسیون هم با درخشان ، حقایقی است که او علیه آنها همیشه و همه حال افشا کرده و می کند. اما تنها چیزی که این وسط نیست ، انقلابی بودن درخشان است. حسین درخشان می خواهد فقط ما به ازاء کارهای قبلیش را بپردازد. فکر می کند الگوی فضلی نژاد برایش قابل بهره برداریست.  


 
سنتوری ، نمونه ی قابل مطالعهء پروژه های براندازی فرهنگی
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: استحاله از درون ،سینما و تئاتر ،براندازی فرهنگی ،ضد انقلاب ایرانی

دیشب ، فیلم سنتوری ساخته داریوش مهرجویی را که در نسخه ای کپی شده و بد کیفیت در اختیار یکی از آشنایان بود ، جسته و گریخته دیدم . به جرات می توان گفت که سنتوری برای فردی با حساسیت ها و نگاه من ، نمونه روشنی از عملیاتهای نرم فرهنگی است که زیرساختهای اعتقادی جمهوری اسلامی ایران را هدف گرفته است.  

سنتوری...پیام روشن و شفافی در دل خود داشت و آن این که برخی عناصر آلوده فرهنگی این کشور هرگز کینه خود از این انقلاب و نظام اسلامیش را فراموش نخواهند کرد و از هیچ فرصتی برای زدن زخمی به پیکر این انقلاب خودداری نمی کنند ... آیتم های سیاسی صریح مستقر شده در دیالوگهای کاملا مستقیم و شفاف بازیگران ، صرفا برای انگ سیاسی زدن به ممنوعیت آن ، در درون فیلم نهاده شده . والا این فیلم حتی با معیارهای بسیار گنگ و ابتدایی فرهنگی غرب نیز ، برای محدوده بزرگی از تماشاچیان نیز غیر قابل نمایش است

سنتوری ، جدا از آیتمهای منفی که سراسر آن را شکل گرفته و در حقیقت اصولا پیکر آن را شکل داده است ، پیام روشن و شفافی در دل خود داشت و آن این که برخی عناصر آلوده فرهنگی این کشور هرگز کینه خود از این انقلاب و نظام اسلامیش را فراموش نخواهند کرد و از هیچ فرصتی برای زدن زخمی به پیکر این انقلاب خودداری نمی کنند و البته که از ابزار در اختیار خود نیز کمال بهره را خواهند برد و در این مرحله و موضوع نیز ابزار ، هنر و صحنه سینما است.  

مقاله ای چند وقت پیش با موضوع ارتباط روشنفکران غرب زده با استکبار جهانی نوشته بودم که در شماره دوم از دوره جدید ماهناهه برداشت اول مرک تحقیقات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری به چاپ رسیده است. آنجا هم ذکر شد که در دهه هفتاد و خصوصا سالهای قبل از 1376 ، دگراندیشان غرب زده تولید کننده مبانی فکری معارض با ایدئولوژی انقلاب اسلامی با عناصر رسانه ای غیر همسو و یا معارض با انقلاب اسلامی پیوند خرده و تئوری ها و مبانی تولید شده توسط دگراندیشان ، توسط ابزارهای رسانه ای آرام آرام به خورد دستگاه هاضمه فرهنگ عمومی جامعه داده شد.


 
 
 
تبلیغ ویـژه