الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

دو ثانیه دیگر کتفم را از جا می کند
ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تاریخ انقلاب ،ضد انقلاب ایرانی ،حسین درخشان ،لابی قدرت و ثروت

خوب.

حالا که جناب کچل کبیر به کشور آمده و کسی هم حال برخورد با وی را ندارد ،‌به این ذهنیت افتاده ام که شاید واقعا آن پشت مشت ها ، یک حال اساسی از او گرفته اند که حالا می تواند ول بگردد.

آمد نمایشگاه و آوردنش بسمت من . من را بهش معرفی کردند. چنان شوکه و ذوق زده و شاید هیجان زده شد که وقتی با من دست داد از بس محکم و تند تند بالا و پایین می کرد که اگر چند ثانیه بیشتر دست من در دستش بود کتف من را از جا می کند.

واقعا این آقا چی دارد ؟ من یک کلمه از حرفهایم برنگشته ام . اما وقتی حضوری می بینمش ،‌بیشتر تعجب می کنم که آدمی به این تهی دستی ،‌ چرا اینقدر تلاش می کند که دیده شود؟

این دیده شدن چیست که او اینقدر آن را دوست دارد ؟

به او و امثالش می گویم ، شماها که هیچی . شرّی به بزرگی ابراهیم یزدی دبیرکل گروهک منحله نهضت باصطلاح آزادی هم ایران آمد و نتوانست به برکت خون شهدا هیچ غلطی برای دشمن خدا انجام بدهد. حالا شماها شرّی کوچکتر باشید یا بزرگتر ، معیارهای خداوند متعال دوگانه نیست...


 
آخر تا کی منافق بودن ؟
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ضد انقلاب ایرانی ،حسین درخشان ،لابی قدرت و ثروت ،براندازی فرهنگی

حسین درخشان ، اخیرا وبلاگی برای زمینه سازی ورود بی دردسرش به ایران ، جدا از وبلاگ اصلی اش ایجاد کرده و بهانه آن را هم فرار از فیلترینگ معرفی کرده . این درحالیست که هنوز لینک شکستن فیلترینگ در پیشانی وبلاگش حک شده .

حالا شاید برایتان جالب باشد که بدانید چه مطلبی را در آن امروز قرار داده .

مطالبی که امروز در آن قرار داده ، همان متن مزورانه و منافقانه ای است که در آن مشتی دروغ و مغالطه را در جواب من ترکیب کرد . همان متنی که قرار بود بین من و او آغاز یک گفتگوی دقیق و صریح و بی پرده باشد. اما او فقط یکبار چنین کرد و حرفهایش را چندین برابر حجم مطالب من انجا نوشت و بعد هم که جوابش را نوشتم ، هیچ واکنشی نشان نداد.

در وبلاگ جدیدش هم کامنت دانی وجود ندارد  ( جدیدا دارد - ویرایش . ) ...


 
س پاسخی به مطلب اخیر حسین درخشان
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ضد انقلاب ایرانی ،حسین درخشان ،استحاله از درون ،براندازی فرهنگی

بسم الله .

حسین درخشان ، در وبلاگش طی مطلبی سعی کرده است تا با استخدام ادبیاتی متفاوت از فضای عمومی وبلاگش پاسخی به دیدگاه من نسبت به خودش داده باشد. برای اینکار بخشهایی از یک مکالمه ایمیلی را که بین خودم و خودش حادث شده -  بدون آنکه آن را بشکل کامل منتقل کند یا جوابهای خودش را که منظور من را روشن تر می کند بیاورد - روی وبلاگ آورده و جوابهایی فقط به چند پاراگراف از جملات من داده . ضرورت دارد که بگویم تاریخ این گفتگوی ایمیلی که توسط خودش شروع شده بود بیش از یکماه پیش است .

من از همه مطالب عبور می کنم و فقط یک مبحث را روشن تر می کنم . زیرا وقتم بسیار کم شده و ضرورت دارد که به اختصار بنویسم .

حسین خان درخشان . قبول داری که تغییر ادبیات انقلابی به ادبیات غیر انقلابی همان چیزی است که غرب می خواهد و آیا این همان چیزی نیست که شما در حقیقت بدنبال آن هستی؟‌ اگر می گویی نیستی ،‌ بگو تا نشانه هایش را نشانت بدهم. همه درد ما همین است که امثال تو میخواهید اسلام ناب آمریکایی را جانشین اسلام ناب محمدی که خمینی به ما آموخت بکنید و این ، یعنی براندازی آرام در قالب تهاجم استراتژیک فرهنگی .

ضمنا چون گفتید که هرگز به اهلبیت علیهم السلام - توهین نکرده اید شما را به آن بخش از آرشیو وبلاگت رجوع می دهم که در آن یک هنرپیشه فاسد زن غربی را با نام بانوی دو عالم خطاب کرده ای. البته جای دیگری نیز به ساحت ربوبی و حضرت حجت ابن الحسن العسگری هم جسارت کردی. توهینت به خدا و امام عصر (عج) کجا بود؟ ‌آنجا که از طرف خدا با قریحه ء ناب ! طنز ! نوشتی که ظهور حضرت حجت بدلیل مشکل فنی ! عقب افتاده ! .

تو هنوز روی صفحه اول وبلاگت لینک شکستن فیلترینگ را حفظ کرده ای و آلودگی های فرهنگی از کنار وبلاگت می ریزد و آنوقت می گویی اسلام ناب محمدی که خمینی مروج آن بود مورد پسند تو است؟‌ چگونه کسی می تواند گول این جملات را بخورد ؟

پی نوشت :

- در وبلاگ حسین درخشان دنبال ترویج مشروبات الکلی نگردید. این که زندگی اپوزیسیون خارج از کشور است. در وبلاگ حسین درخشان رد زیر سئوال برده شدن کل انقلاب اسلامی تا ابتدای روی کار آمدن دولت آقای رفسنجانی را بیابید. براحتی در پست قبلیش - رادیو گفتگو - می توانید این را ببینید. آن تیمی که با حسین درخشان کار می کند ُ‌یا گول وی را خورده ، یا مطابق آنچه که من حدس می زنم ،‌وی را برای نفوذ به لایه های حزب اللهی آماده می کند.

- بروید و مطلب اخیر گل آراء‌حمزه ، دوست و همراه حسین درخشان در خارج از کشور را بخوانید.بخشی از آن را نقل می کنم :

...۴- حسین غربزده است و در برابر غربی ها حقارت نشون میده. البته بلده که چه جور جلوی ایرانی ها خودشو ضد موبور و اینها جلوه بده اما شخصا هنوز فکر میکنه که باید غربی تر شد تا بهتر شد. اون لهجه افتضاح انگلیسی اش هم یک نمونه خوب از این غربزده بودنه که چطور سعی میکنه با لهجه انگلیسی انگلیسی رو حرف بزنه و ژست بگیره. انگار که اگه حرفهاشو با اون لهجه بزنه، شنوندگان بیشتری در بین انگلیسی جماعت پیدا میکنه۶- حسین در آخر کار طرفدار دمکراسی و اصلاحات و ضد ولایت فقیه در ایران هستش. شما توی بلاگ های حسین رو بگردین و ببینین کجای این بلاگ ها از سیستم حکومتی ایران دفاع تئوریک کرده... ۷- جار و جنجالهای حسین مقدار زیادیش برای جلب توجه و سعود پله های ترقی سیاسی در ایرانه. حسین با اینکه مواضع سیاسی بهتری نسبت به اکثر ایرانی ها داره، اما طمع راه انداختن دم و دستگاه داخل ایران و رئیس شدن و نماینده مجلس شدن رو هم شدیدا در سر داره...

* من فقط برای بعضی ها که روزی گول این آدم را خوردند و لینک آن چلغوز ملغوزش رو گذاشتند متاسفم . خدا را شکر که همه چیز روشن شد.

* حسین درخشان تا امروز صبح ( ۵ شنبه ) هیچ جوابی نه در ایمیل و نه در وبلاگ به این مطلب کوچک نداشته است . فقط طی یک ایمیل کوتاه نوشته است که :

؛ لحن جوابت خیلی  ناجوانمردانه بود. انگار که بخاطر اینکه کسی بهت ایراد نگیره که با حسین درخشان صمیمی شدی اومدی و چهارتا لگد اضافی هم زدی. ولی خب، اصل حرفت رو من میگیرم و به اون جواب میدم. نه به لحن تفرعن آمیزت .

بنده هم جواب داده ام :

بسم الله .
من متن ایمیل ها را می تونم منتشر کنم تا مشکل لحنت حل شه . از اولین ایمیل تا حالا. خویه ؟ من تغییری تو لحنم ندادم . از ابتدا تا حالا. وبلاگم سند.

مظلوم نمایی چرا ؟ متنی که نوشته بودی متنی که مال تو باشد نبود. این لحن ، لحن عمومی وبلاگت نیست. الزاما منظورم نویسنده اش نیست. منظورم جهت گیری آن است. . پست قبلیت و پست جدیدت علیه دکتر مظفر وزیر آموزش و پرورش خاتمی که بعد از او حلقه پرورشی را از آموزش و پرورش حذف کردند تو را معرفی می کند. نه آنچه که در مورد مباحث بین من و خودت نوشتی. .
 
ضمنا :
تفرعن یعنی خود پرستی. یعنی مانند فرعون بودن !
ترکیب لفظی تفرعن آمیز بی معنا می شود
خود لفظ اول هم بی جا بود. .
یا حق.

* برای شناخت بهتر حسین درخشان همین پست جدیدش علیه دکتر مظفر کافیست.


 
حسین درخشان به پرسش ها هرگز پاسخ نخواهد داد
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: حسین درخشان ،ضد انقلاب ایرانی ،براندازی فرهنگی ،لابی قدرت و ثروت

تلاش مضاعف درخشان برای مهر غیر تئوریک زدن بر کل مطالب وبلاگ من و برای فرار فله ای از پاسخگویی موردی به مطالب من ، تنها بر رشته تحصیلی فنی من استوار شده ... همه می دانند سیاسی ترین دانشکده ها دانشکده های فنی اند وتابلوترین آنها دانشکده فنی دانشگاه تهران . اما ایشان نباید از یادش برود که بخش مهمی از سیاسیون خصوصا دم خردادی مهندس اند و اتفاقا این شامل حال آدمهایی مانند بهزاد نبوی هم می شود که کارشناسی ارشدشان هم فنی است. پس صرف داشتن یک مدرک تحصیلی تئوریک مطلقا معنای تئوریسین بودن نمی دهد. 

بسم الله .

بالاخره حسین درخشان در پی تاکید من بر اینکه باید به مطالب نوشته شده توسط من طی یک پست جواب بدهد ، دست بکار نوشتن یک پست شد که نام آن را در فارسی : "چه کسانی دوست ندارند من به ایران برگردم" و به انگلیسی " Response to some rumours" ( یعنی پاسخ به برخی شایعات ) گذاشت.  

باید بگویم که :

  اولا : ادبیات عصبی و فراموش شدن خنده دار درج برخی افعال و ناقص ماندن جملات (خصوصا مانند وضعیت جمله اول ! و نحوه پاسخ به کامنت ها ) نشانگر بهم ریختگی وصف ناپذیر ایشان است. البته وقتی کسی حقی را پی گیری کند حتما و همیشه ظالم را به همین شکل بهم می ریزد.  

دوما : ایشان اصولا این مطلب را در پاسخ به تنها کسی که ننوشته اپوزیسیون مخالفش است. متن نیز بیانگر همین است. علت درج مطالبی درمورد آنها این است که ایشان می خواهد کلا تمام مخالفان خود را با یک چوب براند. معلوم نیست ایشان چگونه چنین عمل غیر ممکنی را می خواهد انجام دهد .  آنچه که نوشته یقینا در پاسخ به مطلب من بود که نوشتم تا در قالب یک پست به واکنش نپردازد از دست مخاطب وبلاگش – مانند من - آسوده نخواهد شد و خصوصا گفتم که لینک دادن های تحریف آمیز هم تاثیری در این امر ندارد و اصولا شما هم در عملکرد اپوزیسیون خصوصا در برهه حاضر چیزی در این خصوص نمی بینید که او را تا این حد آشفته کرده باشد. تمام دعوای اپوزیسیون هم با درخشان ، حقایقی است که او علیه آنها همیشه و همه حال افشا کرده و می کند. اما تنها چیزی که این وسط نیست ، انقلابی بودن درخشان است. حسین درخشان می خواهد فقط ما به ازاء کارهای قبلیش را بپردازد. فکر می کند الگوی فضلی نژاد برایش قابل بهره برداریست.  


 
کارآمدی منطق مستدل در تحلیل رفتار عناصر سیاسی + کامنت گل آرا حمزه
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: دادابیس ،حسین درخشان ،ضد انقلاب ایرانی ،استحاله از درون

بسم الله .

توی کامنت ها قاعدتا قابل مشاهده است که آقای گل آرا حمزه، مالک وبلاگ دادابیس که اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم مهمترین مدافع حسین درخشان در میان عناصر خارج نشین است - کامنتی برایم نوشته و در دفاع از درخشان گفته است که : 

درباره حسین اشتباه میکنید. حسین الان به مدت دو سال هستت که مواضع سیاسی خودشو تصحیح کرده و با اصلاح طلبها مشکلات اساسی داره. مسئله حسین چیز دیگریه. اشکال حسین وابستگی بیش از حد او به فلسفه و علوم اجتماعی غربیه و نقش خودشو به عنوان یه روشنفکر ایرانی اشاعه علوم اجتماعی و انسانی غرب در ایران میدونه. این مشکل الان مسئله اصلی جنبش عدالت طلبی مردم نیست و حسین تا زمانی که خارج از کشوره برای انقلاب و عدالتخواهی موثر میتونه باشه. البته اگر شماها بتونین این مسئله رو درک کنین و با او کار کنید.

 


 
خاموشی توپخانه لینک درخشان و یک سند از وبلاگ خودش در براندازی نرم
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ضد انقلاب ایرانی ،حسین درخشان ،استحاله از درون ،لابی قدرت و ثروت

بسم الله .  بهرحال برای خود حسین درخشان هم کامنت کردم که وقتی مطمئن می شوم دیگر دقیقا هیچ جوابی برای گفتن ندارد که می بینم از لینک دادن به من هم دست برداشته و روش سانسور کامل برا بر گزیده است. البته این را خودم در پست قبلی به او تذکر داده بودم که اینجوری نمی تواند حقیقت را سانسور یا جعل کند. چون منبع اصلی کماکان در دسترس مراجعه کننده قرار دارد.  مثل اینکه به توصیح ام می خواهد عمل کند.

چه بچه حرف گوش کنی ! :)   

اما برگردیم به اصل بحث...


 
خلاصه صورتحساب مسافر انتخاباتی
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ضد انقلاب ایرانی ،حسین درخشان ،لابی قدرت و ثروت ،استحاله از درون

بسم الله .
سعی می کنم جمع بندی نسبتا جامع و خلاصه ای از ماجرای تلاش اخیر درخشان برای بازگشت به ایران ، بدون برخورد و درگیری را ارائه دهم.

نکته اول : بارها مشاهده کرده ام که وقتی حسین درخشان میخواهد کاری بکند مدتی قبل از آن ، برای آن زمینه چینی می کند.

نکته دوم : حسین درخشان ، هنوز نقشی ویژه در جریان رسانه ای ناتوی فرهنگی برعهده دارد و تاکنون در خصوص بیش از حدود ۴۰ سایت اینترنتی که مستقیما و شخصا آن ها را مدیریت می کند چیز زیادی منتشر نکرده .

نکته سوم : بنا بر اطلاعاتی که برخی از دوستان البته اپوزیسیون ( هویت محفوظ ) خارج از کشور بمن دادند و البته که با واقعیاتی که در صحنه ایران نیز قابل مشاهده بود ، حسین درخشان دقیقا با هماهنگی لابی کارگزاران و مشارکت در لندن در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری سال ۸۴ به تهران آمده بود.

نکته چهارم : وی به افشای نقش و عملکرد خود در روزنامه کیهان بشدت معترض بوده و با آن شدیدا واکنش نشان می دهد. شاید جای این پرسش باشد که در صورتیکه اصولا طیف مخاطب کیهان جامعه اصولگرا است ، حساسیت حسین درخشان ناشی از چیست ؟‌ جواب به این پرسش در همین مطلب داده خواهد شد.


 
لابی قدرت و ثروت ، در تهران ، حامی مسافر انتخاباتی
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: حسین درخشان ،ضد انقلاب ایرانی ،لابی قدرت و ثروت

بسم الله.  

کاش معنا و مفهوم لینک قبلی که حسین درخشان بامن داده بود را همه فهمیده باشند. 

حسین درخشان در حقیقت نوشت : ؛؛من را جدی نگیرید؛؛  اما این را نوشت برای اینکه همه آن را اینگونه بخواند : ؛؛مطالب ابوذر در مورد من را جدی نگیرید؛؛

اگر در هماهنگ بودن حسین درخشان با لایه هایی از عناصر شاغل از مشاغل حساس این کشور - که همانطور که گفتم صد البته با نظام و انقلاب و مبانیش همسویی ندارند و البته حتما عناصر منافق صفت و عمیقا خطرناک هستند- ذره ای شک داشتم- که نداشتم - ، با دیدن همین مطلبی که در وبلاگش دیده ام، دیگر ذره ای شک باقی نمانده .


 
حیوونکی ضرت انقلاف ...آخی...
ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: حسین درخشان ،ضد انقلاب ایرانی ،فضلی نژاد ،استحاله از درون

بسم الله .  خیلی جالب بود :)  اینقدر تهنا تهنا خندیدم ! :))صاف خورده تو هدف  :)) من وبلاگم را حدود ساعت یک بامداد روز نهم اسفند (دیروز – 28 فوریه ) بروز کردم و حسین خان کچل ، نتوانست بی تفاوت باشد و اجازه بدهد که این چیزی که نوشتم همچی خیلی بی حاشیه در فضای وبلاگ منتشر شود و خیلی فوری ، درست امروز 10 اسفند ( 29 فوریه ) به آن واکنش نشان داد.  خیلی باحال بود . :)) خب وقتی آدم درست بفهمه که باید کجا را بزنه ، خب هدف دردش می گیره کج کج می ره دیگه :) 

حالا یک چیز جالب این وسط. برخی حضرات اپوزیسیون که هیچ عاشق چشم و ابروی نظام اسلامی هم نیستند تاکید دارند که ایشون – و فضلی نژاد – هیچ مهم نیستند ! این دیگه خیلی با حال تر کرد. چقدر تنهایی خندیدم به این بازی . جا همه خالی . :) یادمه نهضت آزادی اینا هم اسناد لانه جاسوسی که منتشر شده بود همینو می گفتن . چیز . این فکر کنم قطب زاده اینا هم همینو می گفتن . می گفتن اینا کار آمریکاس میخوان نیروهای انقلابی رو بدنام کنن ، اهمیت ندین . :)) ! . اونجا بود همه فهمیدن آقای داش ابرام خان یزتی (!) دارای تابعیت دوگانه آمریکایی و ایرانی بوده ! :))


 
حسین درخشان ، مسافر انتخاباتها
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: حسین درخشان ،فضلی نژاد ،انتخابات ،ضد انقلاب ایرانی

بسم الله .  

ای حسین شهید! 
ز آبروی تو آبرو مند شدم 
 از سایه ء لطف توست ، آبادی من . 

یادم نمی رود ، درست در زمانی که فاصله زیادی با انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم نداشتیم ، از روی فحوای کلام حسین درخشان و بشکلی کاملا جدی ، احساس کرده بودم که وی ، قصد دارد که به کشور وارد شود.  

یکبار ، در وبلاگش ، مثلا برای تست کردن فضای عمومی ، گفت که تهران است. و بعد آن را انکار کرد. برای انکارش هم اول یک عکس و بعد هم یک فیلم چند ثانیه ای از همان صحنه را نشان داد که مثلا در یکی از خیابانهای تورنتوی کانادا – احتمالا- یک روزنامه را دستش گرفته که نشان دهد الان ایران نیست.  در حالیکه جعلی بودن آن تصویر کاملا محرز بود. بله . او واقعا همان موقع تهران بود.

دوستانش زیر آن فیلم به صراحت نوشته بودند که آن تصویر ، یک جعل البته تقریبا با دقت بود. هرچند خودم هم همین را می دیدم . برایم محرز بود که حسین درخشانی که دستورالعمل های مخالفت های احمقانه یا هوشیارانه علیه نظام اسلامی را از طریق اینترنت به فضای عمومی وب فارسی اعلام می کند ، الان تهران است. بعد از فاصله زمانی بسیار کوتاهی ، یکی از وبلاگ نویس ها تصاویری از درخشان را منتشر کرد که نشاان می داد وی در تجمع زنانه روبروی درب جنوبی دانشگاه تهران هم حضور داشته است.  


 
 
 
تبلیغ ویـژه