الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

راه‌اندازی شبکه‌ی KHAMENEI.IR در نرم‌افزار تلفن‌همراه بیسفون
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ فروردین ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: حضرت امام خامنه ای ،مبارزه با استعمار سایبری ،ما عاشق مبارزه با اسرائیل هستیم ،مرگ بر اسرائیل
 


به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی :

کانال رسمی پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در شبکه‌ی اجتماعی تلفن همراه "بیسفون" راه‌اندازی شد. کاربران این شبکه‌ می‌توانند از این پس آخرین بیانات، پیام‌ها و رویدادهای مرتبط با رهبر انقلاب را از این حساب دنبال نمایند.

همچنین جملات رهبر انقلاب درباره مناسبت‌های انقلابی، مذهبی و مسائل روز و نیز آخرین تولیدات KHAMENEI.IR شامل کلیپ‌‌های صوتی و تصویری، اینفوگرافیک، نمودار درختی، یادداشت‌ها و گفتگوی‌های برگزیده و... برای دارندگان نرم افزار بیسفون که این حساب کاربری را دنبال کرده‌اند، ارسال خواهد شد.


 
فرهنگ و صف‌آرایی فرهنگی در مقابل دشمن
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،براندازی فرهنگی ،فرهنگ بسیجی ،حضرت امام خامنه ای

 

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی:

فرهنگ و  صف‌آرایی فرهنگی در مقابل دشمن آن چیزی است که بنده هم اگر در راه آن کشته شدم، احساس می‌کنم که در راه خدا کشته شده‌ام.

هرکس در این راه کشته شود، در راه خدا کشته شده و هرکس در این راه، زحمتی متحمّل شود، در راه خدا متحمّل شده است.

مسأله، مسأله‌ی کوچکی نیست... نقش فرهنگ به نظر من یک نقش تعیین کننده و اساسی است و ما امروز مورد تهاجم هستیم.

۱۳۷۸/۹/۲۳

 

___________________________________________________________________

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم
 
از این‌که دوستان عزیز و اعضای این شورای محترم، صرف وقت می‌کنند و این جلسات تشکیل می‌شود، خیلی متشکّرم و همان‌طور که آقای «خاتمی» فرمودند، در مواردی تصمیمات خوبی هم گرفته می‌شود، اگر چه که ایرادها و اعتراضها و نقدهایی هم بر مجموعه‌ی کار شورا وارد است.

این ایرادهایی که من اشاره کردم، قبل از آن‌که از ناحیه‌ی افرادی از بیرون این شورای عالی متوجّه این شورای پربرکت و مفید شود، از سوی بعضی از افراد خود این شورا وارد می‌شود. در طول این یک سال گذشته - یعنی از جلسه‌ی قبلی که ما خدمت آقایان بودیم و مطالبی راجع به فرهنگ و مسأله‌ی دانشگاهها و تدیّن و امثال آن عرض کردم تاکنون - چند نفر از اعضای محترم این شورا و مرتبطین به آنها نامه‌هایی به من نوشتند و تذکّراتی دادند که مضمون همه‌ی آنها گله‌ی این عزیزان و بزرگواران از پیشرفت کار شوراست...

ما باید مقوله‌ی فرهنگ را از نو ارزیابی کنیم.من به ذهنم این‌طور می‌رسد که ما در نظام جمهوری اسلامی، مقوله‌ی فرهنگ را قدری دست کم گرفته‌ایم. به نظر من تأثیر فرهنگ، هم به‌عنوان یک عامل اصلی و تعیین کننده در رفتارهای فردی و اجتماعی کشور و امّتمان، هم به‌عنوان یک حامل برای تأثیرات و اثرگذاریهای سیاسی - گرایشهای سیاسی - مغفولٌ‌عنه قرار گرفته و آن‌چنان که باید و شاید نیست. حرفهایی زده می‌شود، چیزهایی می‌گوییم، بنده خودم مطالبی را زیاد تکرار می‌کنم؛ لیکن در مقام عمل می‌بینیم که بهای آن‌چنانی داده نمی‌شود...

هرجا که من تعبیر فرهنگ را به‌کار می‌برم، مرادم آن معنای عام فرهنگ است؛ یعنی آن ذهنیتهای حاکم بر وجود انسان که رفتارهای او را به سمتی هدایت می‌کند...

الان ما در کشوری قرار داریم و نظامی هستیم که به ایستادگی مردم، به تواناییهای فکری، به عزم راسخ و به تأثیرناپذیری مردم از دشمن خودشان احتیاج داریم. چه کسی بایستی این مسؤولیت را انجام دهد؟ چه کسی بایستی به مردم تفهیم کند که دشمن کیست و دشمنیِ او چگونه است و امروز نیاز این کشور به چیست؟ چه کسی بایستی دین را که مایه‌ی سرفرازی و ایستادگی ملت و مایه‌ی فداکاری انسانها و تسلیم نشدن آنها در مقابل جاذبه‌های گوناگون - جاذبه‌های مادّی - است، به مردم، به نسل جوان، به دانشجو و به آدمهای جامعه، منتقل کند و بدهد؟آیا درست است ما منتظر بنشینیم که آیا حوزه‌ی علمیه و روحانیت، با همان روشهای قدیمی و با همان جلسات سخنرانی و اینها این کارها را انجام دهند؛ یا نه، ما که امروز دولت اسلامی و نظام جمهوری اسلامی هستیم - مسؤولیتی بر عهده گرفته‌ایم و به‌عنوان رجال دین و مسؤولین دینی هستیم؛ چه آنهایی که معمّم هستند، چه آنهایی که معمّم نیستند و همه‌ی کسانی‌که در نظام، مسؤولیتی قبول کرده‌اند، در واقع مسؤولیت قبول کرده‌اند که نظام اسلامی را در این کشور، پایدار و مستقر کنند و به تکامل برسانند؟

خوب؛ غیر از ما چه کسی مسؤول است که مردم را اگر متزلزلند، تبدیل به انسانهای مقاوم کند؛ اگر دچار تردیدند، تردید آنها را برطرف کند؛ اگر در باورهای آنها اختلالی وجود دارد، باورهای صحیح و قوی را به آنها بدهد؛ اگر در مقابل اهداف و مسؤولیتهای دشمن، دچار تردید و شک و تزلزل هستند، این شک و تردید را برطرف و آنها را عازم و مصمّم کند، تا این مردم از آن حقّی که امروز پرچم آن را این کشور به‌دست گرفته است، جانانه دفاع کنند؟ چه کسی مسؤول این است که مردم را به این سمت بکشاند؟ غیر از ما، غیر از مسؤولین، بخصوص مسؤولین امور فرهنگی کشور و از جمله همین شورای عالی انقلاب فرهنگی که برای همین مقصود هم به‌وجود آمده است؟!

... گزارشی از صحبتهای سالهای گذشته که در خدمت شما آقایان مدیران و خواهرمان داشتیم، آورده بودند؛ من نگاه کردم، دیدم سال گذشته هم تقریباً شبیه همین صحبتها را کرده‌ام و برروی این مسأله تأکید نموده‌ام که ما باید تلاش کنیم که تدیّن در جامعه، غلبه پیدا کند و مردم به سمت تدیّن حرکت کنند.

...امروز یک نظام و دولت به این عظمت - با امکانات به این فراوانی که در اختیار ماست - باید این مردم را مثل سیل به سمت اسلام، به سمت اهداف و مبانی اسلامی پیش ببرد. اگر ما عازم باشیم و تصمیم داشته باشیم، چه چیزی می‌تواند جلومان را در این میدان سد کند؟

...من حقیقتاً از بعضی بخشهای دولتی گله دارم و گله‌ی خودم را گفته‌ام... این غلط و خطرناک است که ما ناگهان احساس کنیم آرایش ما به‌وسیله‌ی نیروهای دشمن به هم خورده و ما خودمان همدیگر را نمی‌شناسیم؛ مثل میدان جنگ! شما ناگهان نگاه کنید، ببینید به‌جای این‌که نیروی شما در مقابل دشمن سنگر بگیرد و خاکریز درست کند، خاکریزهایش تا دل دشمن رفته و خاکریز دشمن هم تا دل شماست و قاطی هستید! احیاناً شما در مقابل بعضی از خودیها خاکریز زده‌اید! این انسان را نگران می‌کند. من امروز از این نگرانم.

وزارت ارشاد نمی‌آید اعلان کند که من می‌خواهم «سینمای اسلامی» درست کنم! مگر ما از چه خجالت می‌کشیم؟! یک روز در این دنیا کسانی بودند که از گفتن «بسم‌اللَّه» و از بردن نام اسلام، خجالت می‌کشیدند؛ ما آمدیم اسلام را در دنیا سکّه‌ی رایج و نرخ شاه‌عبّاسی کردیم. حالا خجالت بکشیم از این‌که بگوییم سینما و تئاتر اسلامی می‌خواهیم؟! چرا اعلان نمی‌کنند؟ صریحاً بگویند که ما می‌خواهیم سینمایمان را اسلامی کنیم. «سینمای اسلامی» یعنی چه؟ یعنی ما می‌خواهیم محتوای این تکنیک، این قالب و این هنر را که از دیگران گرفته‌ایم - مثل خیلی چیزهای دیگر - اسلامی کنیم. ما می‌خواهیم از قالب این، هرچه را که با اسلام منافات دارد، حذف کنیم. چه مانعی دارد این گفته شود؟!

شما که همه شاهد و ناظر بودید؛ دیدید که مردم چطور حرکت کردند! چه قیامی، چه ایستادگی و چه از خود گذشتگی‌ای کردند و این نظام را به‌وجود آوردند! این ملت، مسلمانند. اگر من و شما اسلام را نخواهیم، از اسلام خجالت بکشیم و این مردم بدانند، واللَّه تأمّل نمی‌کنند در این‌که ما را مثل هسته‌ی خرما از دهانشان در آورند و کناری پرتاب کنند!..

من از وزارت ارشاد توقّع دارم. البته آقای «مهاجرانی» - ظاهراً - نیستند و خودشان را راحت کردند از این‌که بیایند و حرفهای ما را بشنوند! به‌هرحال، فرق نمی‌کند؛ چه ایشان باشند، چه نباشند، من اعتراضم این است - این اعتراض را بارها هم گفته‌ام، الان هم در جمع شما می‌گویم - وزارت ارشاد در این دو سالی که ایشان در رأس این کار هستند، هیچ کار اسلامی به‌عنوان اسلامی ارائه نداد!..

من خودم در مورد صدا و سیما، کمتر هفته‌ای است که اعتراضی و اوقات تلخی‌ای نداشته باشم و پیغام تندی ندهم؛ اما صدا و سیما کارهای زیادی را به‌عنوان کار اسلامی انجام داده، برنامه‌های اسلامی و برنامه‌های هنری اسلامی درست کرده و برنامه‌های گزارشی و علمی داشته است. اگر اشتباه و خطا و تخلّف دارد، از آن طرف هم تلاش و کار دارد...

الان مرتّب در این سالنهای وابسته به وزارت ارشاد، نمایش و تئاترهایی اجرا می‌شود؛ بعضیهایش صددرصد ضدّ دین و ضدّ انقلاب است! کسانی رفتند، دیدند و آمدند به من گزارش دادند. خوب؛ حالا اگر در کنار دو، سه نمونه تئاتر از این گونه نمونه‌ها، پنج شش نمونه هم به ما نشان می‌دادند که ما این تئاتر را به‌وجود آوردیم، یا این فیلم را اجرا کردیم که مبلّغ اسلام است، من هیچ اعتراضی نمی‌کردم...

بنده همیشه اهل رمان خواندن بودم؛ امروز هم با رمان بی‌ارتباط نیستم و از دنیای رمان خبر دارم که چه خبر است. امروز فاسدترین رمانها منتشر می‌شود! البته این سه چهار ماه اخیر، تا حدودی توقّف شد - ظاهراً به‌خاطر همین حملات مجلس و اعتراضهای این طرف و آن طرف، این کار انجام شد - خوب؛ وزارت ارشاد، دست‌اندرکار چند کتاب رمان شده و پول و امکانات به افرادی که آماده هستند، داده است - مسلّم هم داریم - که بنشینند و یک رمان انقلابی، یا چند رمان راجع به جنگ بنویسند؟ چند تا از این کارها کردند؟! این سؤال ماست دیگر. مگر وظیفه‌ی وزارت ارشاد، غیر از این است؟! وزارت ارشاد اسلامی برای این است که اسلام را ترویج کند. البته این اعتراض را به سازمان تبلیغات هم دارم؛ منتها با آن ابعاد ضعیفتری از لحاظ امکانات و اینها که سازمان تبلیغات نسبت به وزارت ارشاد دارد...

جریانی در محیط دانشگاه درصدد این است که عناصر مؤمن و انقلابی دانشگاه را در انزوا و فشار قرار دهد؛ شما نباید بگذارید. اسم آن جریان فشار دهنده، هرچه می‌خواهد باشد؛ ولو اسم انجمن اسلامی! بعضی از این انجمنهای اسلامی، نه این‌که اسلامی نیستند، اصلاً فاسدند! بعضی از آنها ضدّ اسلامند! شما نمی‌توانید از این نوع انجمن اسلامی دفاع و حمایت کنید؛ اصلاً چنین چیزی امکان ندارد - نه از بودجه‌ی دولت، نه از امکانات دولت، نه از وزارتی که این نظام اسلامی به شما داده است...

...ما بایستی مسائل تهاجم فرهنگی را از لحاظ علمی و اصولی دنبال کنیم. البته آن زمانی که من مطرح کردم، بعضیها حمل کردند بر انگیزه‌های سیاسی؛ ولی بیننا و بین اللَّه، هیچ انگیزه‌ای غیر از انگیزه‌ی الهی وجود نداشت. هیچ انگیزه‌ی سیاسی نبود؛ حقیقت قضیه بود.

... آن روزها - سالهای هفتادویک و هفتادودو - می‌دیدم که چه مسائلی را وارد فرهنگ جامعه می‌کنند! شروعش آن‌جا بود؛ شروع توطئه بود. من آن‌جا مسأله‌ی تهاجم فرهنگی را مطرح کردم؛ البته الان ابعاد وسیعترش در جامعه آشکار شده است. واقعاً ما الان مورد تهاجمیم...

من قاطع می‌گویم. بنده، بی‌اطّلاع از قانون اساسی نیستم، این‌جا برابر قانون است؛ چون امام این را تأکید و تصویب کرده و آنچه را که امام و رهبری تصویب کند و قرار دهد، طبق قانون اساسی، مُرّ قانون است و هیچ مشکلی ندارد. اگر در قانون اساسی و در مفهوم این معانی هم شبهه‌ای هست، از شورای نگهبان سؤال کنید؛ قطعاً همین را پاسخ خواهند داد...

آقایانی که مجریان کارهای فرهنگی هستند، مصوّبات این‌جا را مصوّبات قانونی و الزامی بدانند. این طور نباشد که هر وقت دلشان خواست، بر طبق آن رفتار کنند و هر وقت دلشان نمی‌خواهد، رفتار نکنند. فرض بفرمایید اعضای این شورا در جلسات متعدّدی نشستند و سیاستهای فرهنگی را تصویب کردند که سیاستهای فرهنگی خوبی هم بود، بعد - مثلاً - در مجمع تشخیص برود و آن‌جا هیچ مورد توجه قرار نگیرد. این درست نیست. این‌جا یک مرکز اساسی و مهمّی است؛ این‌جا برای کار فرهنگی، قطعاً بر مجمع تشخیص، اولویّت دارد. حدّاقل این‌که اصولاً این‌جا برای کار فرهنگی تشکیل شده است، ولی آن‌جا مجموعه‌ای است که مشاورین رهبری هستند. این‌جا منصوبین رهبری هستند که باید بنشینند و راجع به مسائل و سیاستهای فرهنگی بحث کنند و وقتی آن بحث را به مجمع تشخیص می‌فرستند، آن‌جا هم باید با نظر اعتبار به اینها نگاه کند. نمی‌گویم هرچه که این‌جا گفته بودند، عیناً باید در مجمع تشخیص، تصویب می‌شد؛ مجمع تشخیص هم در این تصمیم حق دارد، ولی باید با چشم اعتبار نگاه و توجّه می‌شد که این کار نشد. البته بعد از آن در دفتر ما مقداری جبران شد و آن سیاستهای فرهنگی که این‌جا مشاهده شده بود، در سیاستهای کلّی نظام برای برنامه‌ی سوم مندرج گردید.


 
درب منزل خدا، هوا خیلی خوب است
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: کشور جمهوری اسلامی ایران ،فرهنگ بسیجی ،حضرت امام خامنه ای ،تاریخ انقلاب

 

http://www.koogana.ir/uploads/newsimage/1371356226122142167113042218224601618219210469216152.jpg

خب، بچه ها، ماه رمضان هم اومده دیگه. تبریک بگم به همه، بیاین بریم تو این ماه ، یکمی آدمای بهتری بشیم . برای مابقی عمرمون یه پله بالاتر بریم.

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1392/4/30/1347066_578.jpg

آقا عجب روزه عجیبی بود. واقعا تو این گرما خدا قوت میگم به هرکسی که روزه گرفت. انصافا تجربه ی اینجوری از روزه نداشتم. بدن من خیلی زیر فشار قرار گرفت. و ، این که مخالفت با نفس خودم رو حس می کردم، و ریاضت روزه رو حس می کردم خیلی جالب بود. تو اوج فشار رزه، یه هو مثلا ساعت 5 عصر اینها متوجه این فشار ضد نفس شدم. اینقدر زیبا بودکه نگو، دوزاریم افتاد که روزه چقدر می تونه به من کمک کنه. من تو زندگیم همین الان روزه رو لازم داشتم . خداجان تشکر. جیلیز ویلیز نفس دراومد.

این رو که بگذریم ،

ولی خدایی، چقدر خدا دوستون داشت بچه جانبازا،

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26802/B/13930407_2826802.jpg

روزه ی اول ماه مبارک ، پیش آقا بودید

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26802/B/13930407_0426802.jpg

خوشبحالتون. چقدر گریه کرم. کاش جای شما بودم. خوشبحالتون بخدا. خدا خیلی دوستون داشته . ولی خب جانبازا رفته بودن دیدار جانباز . خوش بحالتون.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26802/B/13930407_0726802.jpg

نوش جونتون این همه مبارزه و جهاد در راه خدا و این همه حقیقتا جان بازی، معلومه که ولی خدا دوستتون داره، معلومه که با بودن میون شماها خوشحاله، معلومه که باهاش خوش میگذرونین، یه لحظه یاد حسی افتادم که شهدا در کنار امام شهدا و سیدالشهدا (علیه السلام) دارن. مطمئنم همینجوریه به صف میشن بعدشم می ریزن دور امامشون. خوشبحالشون.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26802/B/13930407_0926802.jpg

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26802/B/13930407_2226802.jpg

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26802/B/13930407_2326802.jpg

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26802/B/13930407_2926802.jpg

چند روز پیش که داشتم به این گروهک داعش که البته تو عراق اصل ماجرا نیست و بیشتر بعثیا با بقیه تکفیری ها رفیق شدن اونجا رو دارن بهم می ریزن فکر می کردم، پیش خودم گفتم یعنی میشه خدایا، یکی از این داعشیا یا همه شون بریزن سر من، بعد از یه نبرد سنگینی که باهاشون بکنم، خوب با تن و بدن مجروح ، با خونی که از سر و بدنم برود، تازه بیفتند به جانم و آنچه که بلدند شکنجه ام کنند، یا اینکه با هر قصاوتی که در روحشان توانستند جور کنند، بیایند و با دستان سیاهشان مرا به شهادت برسانند، چقدر خوب است خدایا، اگر بپذیری اینگونه من باشم ، که بعد ، در عالم ماورا، بدو بدو بروم سراغ ارباب آقا اباالفضل، بعد از عرض ارادت و عشق ، یه جواز دیدار با آقام امام حسین رو بگیرم و بعد از عرض ارادت و عشق، یه جواز دیدار آقام امیرالمومنین علی علیه السلام رو بگیرم و بعد هم با جواز خود آقا امیرالمومنین برم دیدار آقا رسول الله و بعد هم با جواز آقا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، به محضر باریتعالی شررفیاب شم.

به یکی از رفقا گفتم ، خندید و گفت : خوبه ، توقعت پایینه :)) مگه ما چیکار کردیم در راه خدا جز یه انجام وظیفه ، من توقعم اینه که ما همینی که بپذیرن پایان زندگیمون یه مهری بخوره که ای ، آره، این آقا، عمرش با شهادت در راه خدا تموم شد، جونش رو تو جبهه داد برای خدا ، ای، باشه، همینم بسمه!

خوشبحال معرفتش ، ولی چه کنم ، من یکم پرتوقعم ، آرزوهای بلند دارم، آرزو بر جوانان که عیب نیست که.

ولی من وای نمیستم فقط اونجاهایی که حرم داره بشم مدافع حرم، من هرجایی که منافع حرم به خطر بیفته مدافع منافع حرم هستم . میخاد عراق باشه میخاد سوریه میخاد ایران تو بگیر اصلا میخاد افغانستان . من پایه ی رزمم. بگین کجا بیایم بیایم.

من با تخصصم آمدم . همه ی سواد و توانم رو میذارم . هرکاری بگن می کنم. حالا تو بگو کفش رزمنده ها رو واکس بزن، یا بگو فلان کار تخصصی رو انجام بده ، یا بگو به تفنگدار ساده یه رزمنده ساده باش. ای خدا. ما رو هم ببرن جبهه. ای خدا.

هی دعا که دارم می کنم یه گوشه ی ذهنم تصویر دیدار جانبازا با اریالا رو دارم یه گوشه ذهنم تصویر دیدار شهدا با سیدالشهدا.

خدایا، میخام تو این ماه رمضان از لباس گناه دربیام لباس تقوا بپوشم. دلم میخاد بهترباشم از قبل.

بچه ها حواستون باشه، روز اول ماه، یه غسل داره برای بیرون آمدن از گناهان ، یه زیارت آقا امیرالمومنین توش هست و وارد شده و شروع کردن قرائت قرآن . بریم ببینیم از تو این ماه رمضان آیا خدا توفیق بندگی بدهد ، چقدر خوش بگذرانیم در سرزمین رحمت خدا. خودش میگه بیاین خودش درا رو باز کرده . پس واس چی وایسادیم ؟ گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟

 


 
دوربین ها را خاموش کنید و خبرنگار ها نباشند!
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: عطا مهاجرانی ،حسین مظفر ،حضرت امام خامنه ای ،براندازی فرهنگی

در وبلاگ وحید خواندم  :

بخش دوازدهم کتاب «شاهد عینی»، گفتگو با حسین مظفر-صفحه ۲۹۳

اول شهریور و کار دولت آقای خاتمی شروع شد. روز دوم کار دولت، حضرت آقا ملاقات دادند و خدمت ایشان رفتیم، در آنجا ایشان یک سری رهنمودهای عمومی را دادند. نمی دانم حضرت آقا راضی هستند که این جمله را بگویم یا نه، شما هم با احتیاط مطرح کنید. به نظرم جمله بدی نیست و پیش بینی های خیلی خوب حضرت آقا را می رساند. ایشان فرمودند که «دوربین ها را خاموش کنید و خبرنگار ها نباشند، چون با شما حرف خصوصی دارم».


بخش دوازدهم کتاب «شاهد عینی»، گفتگو با حسین مظفر-صفحه ۳۱۱

آقای مهاجرانی من شما را خوب می شناسم!

همه منتظر ماندیم که حضرت آقا چه می خواهند بفرمایند. یک مرتبه فرمودند: «آقای مهاجرانی! من شما را خوب می شناسم، دیدگاه هایتان را هم می شناسم و به آنها نقد هم دارم. نمی خواستم مقابل آقای خاتمی ایستادگی کنم و نگذازم شما را وزیر کند، اما با توجه به شناختی که از شما و دیدگاه هایتان دارم، نمی خواهم در کارهایتان کاری کنید که ضد انقلاب خوشحال شود».

یکمرتبه همه حیرت کردند، چون آقای مهاجرانی به عنوان یک نیروی فرهنگی مطرح بود و ماهیتش آشکار نشده بود که اینقدر به فضاحت بیفتد که از ملک عبدالله پول بگیرد. انسان واقعاً چقدر افت می کند و به حضیض ذلت می افتد. بعد یک مرتبه فرمودند: «دوست دارم موضع گیری هایتان مثل آقای مظفر باشد که وقتی صحبت می کند، روح و جان آدم از ارزش های صحبت های ایشان لبریز می شود. می خواهم مثل ایشان باشید».



 
مانتوی زرد و چشمان پر اشک
ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: فرهنگ شهادت ،فرهنگ بسیجی ،حضرت امام خامنه ای ،مردم ایران

دختر جوانی بود با مانتوی زرد که چادری هم بر سر داشت، اما معلوم بود چادری نیست، شاید برای احترام چادر سرش کرده بود. از همین راهروی اول رفت سراغ خواهران پاسدار، به التماس که برود پیش آقا. چند خانم جاافتاده هم پشت سرش بودند و سفارشش را می‌کردند. نزدیک بود اشکش سرازیر شود، خواهرها گفتند حالا صبر کن، آخر بازدید شاید.

و این خانم سر هر بریدگی و راهرویی که می‌گذاشتند کسی بایستد و آقا را در حال عبور ببیند ـ حدود 5 مورد ـ ایستاد و با اشتیاق عبور آقا را دید.

ایستگاه مانده به آخر بود، دیگر داشت جان می‌داد. یکی از خواهران پاسدار آمد دستش را گرفت و سه قدم برد جلوتر از جمعیت ایستاده. آقا که خواستند از نشر نی به نشر امیرکبیر بروند، یک‌دفعه این دو خانم نیست شدند.

یک دقیقه بعد، با صورت خیس و چشمان سرخ و بدن لرزان برگشت. چفیه‌ای را سفت به سینه‌اش چسبانده بود. به هر زنی می‌رسید، با بغض تعریف می‌کرد که رفته و... و چفیه را جلو می‌آورد تا ببوسند. تحفه‌ای داشت که می‌خواست عالم از آن بهره ببرند.


 
هیکل بادی‌بیلدینگ و موسیخ سیخی، عاشق روبوسی با سید علی خامنه ای
ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: حضرت امام خامنه ای ،فرهنگ بسیجی ،فرهنگ شهادت ،مردم ایران

پسری با موهای سیخ و هیکل بادی‌بیلدینگ، غرفه‌دار یکی از غرفه‌های تجاری (حافظ و آشپزی و لاغری و ...) بود. تا آخر، سر همۀ گذرها ایستاد و آقا را دید. وقتی فهمید که آقا به راهروی آنها نمی‌آیند، خیلی پَکر شد.

 

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26464/B/13930231_15726464.jpg

 

 

دیگر فرصت داشت تمام می‌شد. رفت خودش را زد به آب و آتش که برود جلو، محافظ نگذاشت. سرش را برد جلو، دم گوش محافظ چیزی گفت. محافظ خیره نگاهش کرد، گفت یک چیزی گفتی که دهانم را بستی. بیا همین‌جا. پشت سر عکاس‌ها ایستاد. آقا که خواستند رد شوند دستش را برد بالا و با صدای بلند گفت: آقا بگذارید بیام ..

محافظ تقریبا بغلش کرد تا ببرد عقب. صدایش بریده شد، اما دستش هنوز بالا و پایین می‌رفت. صدا به آقا رسیده بود، آمدند بردندش. ما که ندیدیم، اما احتمالاً دست حضرت خورشید را بوسید.

وقتی برمی‌گشت تلوتلو می‌خورد؛ مست مست. رسید به رفیقش، بغضش ترکید و رفت داخل غرفه.

سر آخرین راهرو که ایستاده بود آقا را ببیند، همان محافظ دیدش، ما را رها کرد و رفت سراغش، مرتب آن پسر را قلقلک می‌داد و عقب می‌برد، می‌گفت، کار خودت را کردی؟ رفتند یک گوشه‌ای با هم گپ زدند.


 
جای درد سیلی، بوسه ای شکوفه زد
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: حضرت امام خامنه ای ،فرهنگ بسیجی ،فرهنگ شهادت ،اهلبیت پیامبر (ص)

http://www.omidvaentezar.ir/Files/248/Image/General/1391/10/2/51a6a22ca78544fea242b40b19f86451.jpg

یکی از محافظان رهبری خاطره ای از سیلی خوردن خود در یکی از سخنرانیهای مقام معظم رهبری را نقل می کند.

در ملاقات عمومی حضرت آقا ، جمعیت فشرده ای در حسینه نشسته بودند و به صحبتهای ایشان گوش می دادند. من جلوی جمعیت، بین آقا و صف اول ایستاده بودم. آن روز بین سخنرانی حضرت آقا بارها نگاهم به پیرمرد لاغراندامی افتاد که شبکلاه سبزی به سر و شال سبزی هم به کمر داشت.

پیرمرد تا سخنرانی حضرت آقا به اتمام رسید، بلندشد و به سمت من خیز برداشت و با صدای بلند گفت : "میخوام دست آقا رو ببوسم" . امان نداد و خواست تا به سمت حضرت آقا برود که راه را بر او بستم . سید پیر عصبی شد و تند گفت : "اوهووووی، چیه؟! میخوام آقا رو از نزدیک زیارت کنم. مثل اینکه ما از یک جد هستیم ها" . صورت پیرمرد همچون دریا متلاطم و طوفانی شده بود. کم کم داشت از کوره در می رفت که شنیدم حضرت آقا از پشت سر من فرمودند "اشکال نداره، بذار سید تشریف بیاره جلو" .

من نفهمیدم حضرت آقا چطور میان آن همه جمعیت متوجه پیرمرد شد. خود را کنار کشیدم و راه آقا سید را باز کردم.

http://img.tebyan.net/big/1388/02/139351174025023318417062116184892341688093.jpg

پیرمرد نگاهی به من انداخت و بعد، انگار که پشت حریف قدرتمندی را به خاک رسانده باشد، با عجله به سمت حضرت آقا براه افتاد. پشت سرش با فاصله کمی حرکت کردم . سید هنوز دو سه قدم برنداشته بود که پایش به پشت گلیم حسینیه گیر کرد و زمین خورد. من خم شدم تا اور را از زمین بلند کنم اما او برگشت و مقابل دیدگان حضرت آقا و جمعیت، یک سیلی محکم به گوش من خواباند و گفت : "به من پشت پا می زنی؟!" 

سیلی آقاسید مانند برق 220 ولت مرا در جا خشک کرد. در شوک سیلی بودم که حضرت آقا را مقابل خود دیدم. به خود که آمدم، حضرت آقا دستشان را به پشت سر من گذاردند و جای سیلی پیرمرد روی صورت من را بوسیدند و فرمودند : "سوء تفاهم شده، به خاطر جدش فاطمه زهرا ببخش!" درد سیلی سنگین سید، همانجا خوب شد و من بعد از سالها، هنوز، جای بوسه گرم حضرت آقا را روی صورت خود حس می کنم .


 
خانم چرخنده مورد حمایت کاربران شبکه های اجتماعی داخلی
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: حضرت امام خامنه ای ،مردم ایران ،الهام چرخنده ،فرهنگ ایرانی

اگر درصد هم بگیریم در مورد میزان موافقت و مخالفتهای رخ داده در مورد اقدام و رفتار مثبت خانم الهام چرخنده در حمایت از آرمان و عقیده مذهبی خودش، باید بگیم ارتفاع مخالفتها به نصف یک درصد هم نمی رسد.

شبکه های اجتماعب داخلی پر است از حمایت از ایشان . برای نمونه :

مهمترین شبکه اجتماعی ویدئویی کشور یعنی آپارات ، پر شده از کامنت های حمایت آمیز مخاطبین . البته هستند بعضی افرادی ( زیر یک درصد ) که ادبیات زننده ای را انتخاب کرده اند که باعث می شود ضمن آنکه آدم بر اقدامش محکم تر شود، از فساد طرف مقابل هم مطمئن تر شود.

ویدئو و واکنش ها را با هم می بینیم:


 
حاشا که اهل کوفه باشیم
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مردم ایران ،حضرت امام خامنه ای ،سخنرانی ،حرم رضوی (ع)


 
من هم حسین فهمیده هستم
ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مردم ایران ،حضرت امام خامنه ای ،سخنرانی ،حرم رضوی (ع)


 
حاشیه ای از سخنرانی امام خامنه ای در حرم رضوی (ع)
ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مردم ایران ،حضرت امام خامنه ای ،سخنرانی ،حرم رضوی (ع)


 
دو پیروزی و دو شکست در سناریوی مشایی
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ انقلاب ،کشور جمهوری اسلامی ایران ،حضرت امام خامنه ای ،فرهنگ ظلم ستیزی

دو پیروزی برای اصولگرایان در ماجرای مشایی

 

اگر یاد دوستان باشد و البته در صفحه اول وبلاگ هم فعلا دیده می شود ، در ماجرای آقای مشایی مطلبی نوشتم به نام سناریویی بنام مشایی. این هم مطلب پایانی و در ادامه همان است. در این بحث به این نکته اشاره می کنم که بنظر می رسد در جریان ماجرای ختم به خیر شده ی آقای اسفندیار رحیم مشایی ، جریان حق طلب اصولگرا ، دو پیروزی را بدست آورد و دو خسارت بزرگ به جریان ضد ولایت فقیه وارد گشت.

 

این پیروزی ها از آن حیث شکل گرفت که مایه ی شکل دهنده ی دو جریان مخالف و موافق احمدی نژاد برای چندمین بار روشن و اثبات شد.


 
سرتان می شکند !
ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تاریخ انقلاب ،ضد انقلاب ایرانی ،تحریف تاریخ ،حضرت امام خامنه ای

در دوران مبارزات طولانى در آن سال‌هاى اختناق- که شماها در دنیاى مخصوص آخوندى و طلبگى ماها نبودید- یکى از کارهایى که معمول بود، این بود که روحانیون مبارز را به بى‌سوادى رمى کنند؛ در صورتى که این‌ها از خیلى از آن‌ها با سوادتر بودند! ما در مشهد مسجدى به نام مسجد کرامت داشتیم که اجتماع عظیمى از جوانان و نوجوانان در آن‌جا گرد مى‌آمدند. من یک‌وقت در آن‌جا در خلال صحبت، به یکى از این حرف‌هایى که درباره‌ى ما گفته شده بود، اشاره مى‌کردم، این شعر- که ظاهراً متعلق به میرزا حبیب است- به زبانم آمد:


زین علم که رسمى است پى بحث و جدل نیز
افزون ز تو چندین ورق باطله داریم

بعد گفتم اگر نوشته‌هاى علمى و نوشته‌هاى فقه و اصولی‌ام را به سر هر کدامتان بزنم، سرتان مى‌شکند؛ این‌قدر زیاد است!

دیدار با جمعی از هنرمندان ١٣٧٠/٩/۴

لینک مطالعه زندگی نامه مقام معظم رهبری

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله)

 

- نزدیک به سی سال گذشت...

- سجده ی شکر

- ماجرای بیمارستان امام رضا(ع) و ماجرای تحصن

- زندان قزل قلعه

- بنی اسرائیل را از قرآن سانسور کنید !

- تور نامرئی شاه !

- ویژه ها ...

- ترور...

- بشکست اگر دل من...

- بهترین سرانجام

- خرمشهر در آتش ...

ادامه مطلب را هم حتما بخونین... در مورد امام حسن علیه السلام...


 
برادر هنیه ، پرچم عزت را به اهتزاز در آوردید !
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: اسرائیل ،غزه ،حضرت امام خامنه ای ،حماس

پیام رهبر معظم انقلاب به آقای اسماعیل هنیّه نخست وزیر دولت قانونی حماس :

رهبر معظم انقلاب اسلامی ،‌روز بیستم دفاع جانانه رزمندگان و مردم مظلوم غزه ، پیام مهمی را خطاب به اسماعیل هنیه نخست وزیر دولت قانونی حماس صادر کردند . متن این پیام به این شرح است :


 
تپش قلب اسلام در باریکه غزه
ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: آمریکا ،اسرائیل ،غزه ،حضرت امام خامنه ای

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه به دست صهیونیستهای جنایتکار، ضمن محکوم کردن شدید همدستی ننگین دولت جنایتکار بوش با صهیونیستها، سکوت و بی اعتنایی سازمانهای جهانی و برخی دولتهای عربی را زمینه ساز این جنایات خواندند و با اعلام روز دوشنبه (فردا) به عنوان عزای عمومی همه مجاهدان فلسطینی، ملتهای مسلمان و آزادیخواه، علما، روشنفکران و رسانه های جهان اسلام را به ادای مسئولیت بسیار سنگین خود در مقابله با جنایات صهیونیزم خونخوار فراخواندند.

متن پیام به این شرح است:


 
خمینی (ره) آن را گفت و خامنه ای ( حفظه الله ) این را .
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،تاریخ انقلاب ،دفاع مقدس ،حضرت امام خامنه ای

حضرت آیت‏الله خامنه‏اى رهبر معظم انقلاب اسلامى به منظور گرامیداشت شهیدان گرانقدر انقلاب اسلامى و جنگ تحمیلى و همزمان با روز تجلیل از شهدا و ایثارگران دفاع مقدس پیامى صادر فرمودند.

متن پیام به این شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم


نام مبارک شهیدان و نامگذاری یک‌‏روز از هفته دفاع مقدس به یاد پرخاطره آنان ، حامل مضمونی بزرگ است . این کار نمادین بدین معنی است که هیچ ملتی بدون فداکاری قادر نخواهد بود از هویت و عزت و ناموس ملی خود و از ارزش‌‏ها و باورها و حقوق خود دفاع کند .

گریز از عرصه‌‏هائی که زورگویان و مستکبران جهان بر ملت‌‏های آزاده تحمیل می‌‏کنند، سرانجامی جز تحقیرشدن و آنگاه گرفتارشدن در چنبره ستم و تجاوز انسان نخواهد داشت . 

این درس را ملت رشید و بیدار ما به همه آموخت و در تاریخ ماندگار ساخت .

امروز جهاد پرشکوه فلسطینان مظلوم که با دست خالی ، صهیونیست‌‏های خشن و سنگدل و تا دندان مسلح را عاجز و بیمناک کرده‌‏اند ، ادامه همان درس جاودانه است و پا در گل ماندن نیروهای اشغالگر در عراق ، حاصل این سرمشق کارآموز است در آن مرز و بوم .

شهیدان ، گوهر تابناک بر پیشانی دفاع مقدس‌‏اند و از این رو است که هر دل آگاه و وجدان پاکی ، تکریم و سپاس آنان را بر خود فرض میشمرد و هر آرزومند سربلندی پرچم اسلام و هر مومن به بشارت‌‏های قرآن، بر آنان درود می‌‏فرستد .

پروردگارا ؛ بهترین سلام و رحمت خود را بر آنان نثار فرما و آنان را با برترین بندگانت محشور کن .
سیدعلی خامنه‌‏ای


 
 
 
تبلیغ ویـژه