الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

شبکه تلویزیونی افق
ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: فرهنگ بسیجی ،مقاومت اسلامی ،صداوسیما ،هنر دینی

بیست و دومین شبکه دیجیتال کشور شبکه تلویزیونی افق است که از تیزر در حال پخش آن می توان متوجه شد حتما برای نسل جوان شبکه ای بسیار جذاب خواهد بود. هرچند محتوای این شبکه به لحاظ رویکردهای فرهنگی و مذهبی اش مورد استقبال عمومی جامعه قرار خواهد گرفت.

مدیرکل روابط عمومی صدا و سیما روز جمعه در گفت و گو با خبرنگار رادیو و تلویزیون ایرنا با اعلام این مطلب اظهار داشت: صدا و سیما برای راه اندازی شبکه های جدید تخصصی برنامه ریزی کرده که به مرور همراه با بسترسازی و فراهم ساختن امکانات فنی راه اندازی می شود.

وی با بیان اینکه شبکه افق نیز پس از راه اندازی شبکه دیجیتالی نسیم در دستور کار سازمان قرار گرفته است، گفت: این شبکه به منظور پرداختن به اصول و ارزش های فرهنگی ایرانی، اسلامی، مبانی دینی و موضوعات دفاع مقدس تاسیس و به عنوان بیست و دومین شبکه دیجیتال صدا و سیما به روی آنتن خواهد رفت.

 

به برادر احسان محمدحسنی در سازمان رسانه ای اوج و همه همکارانشان تبریک گفته و و توفیق ایشان در این سنگر خطیر را از خداوند متعال خواهانم


 
پدیدۀ "چادری بد حجاب" چیست؟
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،صداوسیما ،استحاله از درون ،براندازی فرهنگی

مسئله ای بسیار نگران کننده و بیمارگونه در پوشش برخی خانم های چادری و اهل حجاب به چشم می خورد که ضرورت داشت تا در مورد آن یک موضعگیری رسانه ای انجام شود.

وقتی فلسفۀ حجاب درست برای افراد مختلف تبیین نشود، با رفتارهایی مواجه می شویم که به اسم رعایت حجاب و پوشش تناقضاتی را با اصل و فلسفه و اجزاء حکم حجاب دارد.

فلسفۀ حجاب، دور کردن ذهن و اندیشۀ زن و مرد از نگاه و توجه جنسیتی به نامحرم است. واضح است که اسلام، که دین مدیریت و راهنمائی بشر برای زندگی سعادتمند و توجه کامل یه همه ابعاد وجودی او است، مخالف بی توجهی و حذف یک یا برخی از ویژگیهای ذاتی وی مانند کشش و غریزه جنسی است، بلکه هدف اسلام، قراردادن این حس و ویژگی در مسیر صحیحی است که از ابتدا برای آن در وجود انسان نهاده شده است.

براین اساس، اسلام هرگز مخالف برخورداری انسان از این حس، یا مخالف برقراری روابطی حساب شده میان زن و مرد نیست و از سوی دیگر اسلام خود مشوق امر ازدواج و تامین بهینه نیاز جنسی انسانها است. برای نمونه اسلام جوازهای مشخصی را برای مرد و زن در امر ازدواج برای اطلاع یافتن بیشتر از ویژگیهای جسمانی و ظاهری طرفین قرارداده و برخی نگاهها که بین زن و مرد تا قبل از ازدواج حرام قطعی است، برای امر ازدواج، تجویز می شود.

تردید نکنید که این لباس را هم به اسم چادر به فروش می رسانند !

 

اما رواج یافتن خودنمائی ها و جستجوگریهای جنسی و توجه به آراستگیها و زیبائیهای مادی و جسمی بین زن و مرد در محیط بیرون از خانواده، امری است که جوامع انسانی را در سراشیبیهای انحطاط قرارداده و اسلام با شناختی کامل و همه جانبه نسبت به ابعاد و ماهیت این وضعیت و تاثیری که وجود و یا عدم وجود حجاب به شکل متقابل بر جامعه و فرد دارد، سیاستهایی اجتماعی و فردی را در این رابطه مشخص کرده است.

 

استغفرالله ربی و اتوب الیه !
شاهکارهای طراحان مد اسلامی!!

 

سیاست اسلام در رابطه با موضوع حجاب بر دو پایه اساسی "ستر کامل " و "عدم تبرج" مستقر است و هرآنچه که این دو اصل را خدشه دار نماید نفی می کند. اصل ستر، بر ضرورت پوشانیده شدن بدن از نامحرم تاکید دارد و طی آن انسان مکلف بایستی همه نواحی بدن که دیدن آن بر نامحرم حرام است را از دید او دور نموده و "بپوشاند" . اما آیا صرف پوشاندن بدن و قراردادن مانعی بین دیدگان بیننده و موضوع اصلی می تواند بعنوان عامل کاهنده ی تحریکات و توجهات عمل نماید ؟ یا اینکه در صورت عدم رعایت برخی نکات دیگر، می تواند بعنوان عاملی در جلب دیدگان و تمرکز توجهات جنسیتی درآید؟

 

نمایش موی سر و آرایش کردن ، علت انتخاب به عنوان
بانوی محجبه ودریافت گل؟!

 

روشن است که اگر عامل بازدارنده ، به شکل یک عامل تشدیدکننده مورد استفاه قرار گیرد، هرگز کارکردی در راستای امر حجاب نخواهد داشت. استفاده از پوششهایی که حجم بدن را نمایش داده و چهارچوب و ویژگیهای کلی بدن مخاطب را در دید نامحرم قرار می دهد، به همین دلیل بصراحت برای فرد مکلف ممنوع می باشد.

 

یک بانوی چادری !!!

 

دقت کامل در این زاویه ، ضرورت و منطق اصل و حکم دوم اسلام در امر حجاب را روشن می کند و آن ، تبرج است. تبرج ، یعنی در دید قرارگرفتن و شاخص شدن و مورد توجه قرار گرفتن. یعنی فرد مرتکب اقدامی شود که منجر به قرار گرفتن خودش در دید عمومی گردد. مانند فردی که از یک برج بالا رفتن  وخود را بواسطه ی آن برج در اوج توجه و نگاه مخاطبین قرارداده و خود را بدست خود شاخص نماید.

 

این همه تبرج ، برای خنثی کردن "کمی" رنگ مشکی !؟
بکراند تصویر اگر روشن بود معلوم میشد مشکی چقدر در اقلیت است

 

بواسطه ی ضرورت پرهیز از تبرج، پوشیدن البسه تنگ و چسبان برای زن و مرد در محیط عمومی منع شده است و با درک منطق عمیق حکم دوری از تبرج از فلسفه ی حجاب مشخص می گردد که ارتکاب چه اقداماتی در طراحی لباس بعنوان حجاب با فلسفه ی حجاب متناقض است.

درحالیکه در پوشش بانوان محجبه، رنگ تیره و مشکی بعنوان پایه و اصلی ترین فاکتور مخالفت با تبرج انتخاب می شود، استفاده از البسه و روسری های رنگی به شکلی که از زیر چادر خارج شده و در دید عموم قرار گیرد، خصوصا استفاده از رنگهایی که بیشترین تضاد با رنگ مشکی را ایجاد می کنند - مانند رنگهای روشنی همچون زرد و سفید - نشان از تضاد، دوگانگی و ضعف منطق و نا آشنایی فرد با منطق حجاب و حرکت وی در خلاف جهت ضرورت و حقیقت حجاب اسلامی است.

 

حجاب و چادر فقط برای پشت سر است ؟

 

استفاده از آرایش توام با استفاده از چادر، بیرون قراردادن موی سر از چادر، استفاده از البسه های جدیدی که به اسم چادر رواج یافته اند و کمترین شباهتهایی با چادر دارند و نقائصی حیرت آور در تامین حجاب داشته و به وضوح از یک مانتو حتا از پوشیدگی کمتری برخوردارند و برای مثال، در محدوده سرآستین ، کوتاهتر از حد حجاب طراحی شده و یا در آن ناحیه گیپور دوزی شده اند -که با شکل توری خود  ، ساتر نیست - از جمله مصادیق آن است.

 

تنها تفاوت این لباسها با البسه های کاملا زننده آن است
که موی سر مدل بیرون نیست !! النگو هم استفاده کرده اند چیزی کم نباشد!

 

و مسئله دیگری که بر اسای منطق ضرورت دوری از تبرج درک آن کاملا روشن است، دوری فرد مسلمان از رفتارهایی است که با فلسفه و منطق حجاب منافات دارد. رفتارهای جلب توجه کننده میان زن و مرد نامحرم، مانند خنده های بلند زنان در محیط حضور نامحرم، رفتارها و اقدامات مخالف متانت و آرامش مانند شوخی های فیزیکی یا کلامی با نامحرم یا در دید نامحرم، ارتباط گیری های مستقیم با نامحرم و بگو بخندها و برقراری گفتگوهای بیرون از چهارچوب سلامت اخلاقی مورد توصیه اسلام از نمونه های آن است .

 

این است حجاب اسلامی؟!!

 

تمامی آنچه که بعنوان مصادیق رفتارهای متعارض با فلسفه و منطق پوشش در اسلام گفته شد میوه های زقوم بی توجهی به اصل تبرج است و منجر به شکل گیری رفتارهای بیرون از قاعده ی اخلاقی و توصیه های عمیق و حساب شده ی اسلامی در مورد روابط زن و مرد است که گاه منجر به بروز پدیده ای بنام چادری بد حجاب می گردد.

 

این الگوی فاسد از پوشش، از مدلهای ترکیه ای
به فرهنگ محجبه ها سرایت پیدا کرد
.
فقط پوست بدن و موی سر پوشیده مانده !

 

متاسفانه بسیاری از شخصیت های حقوقی کشورمان نیز به این موضوع بی توجهند و از جمله آن می توان به حضور برخی خانم های به اصطلاح چادری با رفتار و حجاب نامناسب در صداوسیما و رفتارهای نامناسب آنها با مخاطبین روی آنتن اشاره کرد که از ضعف آنان در پوشش شروع شده و تا رفتارهای بیرون از متانت مورد نظر اسلام گسترش می یابد. همچنین تولید وتبلیغ دائمی البسه های مختلفی با اسامی جعلی مانند چادر خلیجی چادر کویتی چادر قجری چادر ... چادر ... ، با فلسفه ای بیماریزا به نام حجاب زیبا ! و حجاب جذاب !! که همگی نقائصی جدی در هم ستر و هم در موضوع تبرج داشته و دارند و با تیپ ها و تبلیغاتی خلاف شرع نیز به مخاطبان عرضه می گردند از نمونه های این بی توجهی نهادهای حقوقی استک ه تبعات سنگین آن در تخریب فرهنگ پوشش اسلامی چادر در جامعه در حال مشاهده است و هرچه سریعتر باید برای جلوگیری از آن اقدمات موثر را سامان داد.


 
پونه ،‌ دستت به احمدرضا برسه ،‌ ضرغامی بیچاره میشه !
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،استحاله از درون ،جریان دوم خرداد ،صداوسیما

بسمه تعالی

 

منتظر می نشینم و نگاه می کنم...

 

فقط اگر این دخترسابقا دزد فقیر سریال تلویزیونی رستگاران ، اقدام بقتل فرد بیمار را کامل کند ، دیگر من به هیچ خروجی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران توجه نخواهم کرد. این فیلم ، تا همین جا هم ، هرچه تحقیر و آلودگی بود به خورد جامعه تنگ دست تر اجتماع ما داده . ای خدا که چقدر یک نفر می تواند خطرناک باشد !


 
بی بی سی ساقط در گرداب
ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: صداوسیما ،ضد انقلاب ایرانی ،براندازی فرهنگی ،لابی قدرت و ثروت

بی.بی.سی هم در گرداب گرفتار شد.

حالا ادامه اش را بخوانید تا بدانید ماجرا چیست.

در این ایام نوروز ، دو سه روز پیش به دفتر یکی از دوستان خوبم در صداوسیما سر زدم . دائما در فعالیت بود و خانه شان نتوانستم گیرش بیارم و در نتیجه به محل کارش رفتم . جدا از این که کار همیشگی ما چانه زدن در مورد صداوسیما است ، و کار او توجیه کردن و کار من ایراد گرفتن ، این بار حرفهایی زد که برایم بسیار جالب بود...

وقتی اشاره به بحث تبلیغات پرحجم اعصاب خردکن لابلای برنامه ها کردم و از تبلیغ چیپس و پفک نمکی تا بانک فلان و بهمان گلایه شد ، چند چیز را برای من گفت . اشاره خوبی به بودجه مورد نیاز واقعی صداوسیما و بودجه در اختیار آن کرد و اینکه اخیراً مجلس برای درآمدهای صداوسیما از تبلیغات هم ، ردیف بودجه ای تعریف کرده و آن را جزو بودجه این سازمان لحاظ می کند ! و به این لحاظ ، قسمتی از بار بودجه سالانه ای که حکومت باید به صداوسیما بپردازد ، بعنوان یک تکلیف قانونی بر دوش خود صداوسیما قرار می گیرد وصداوسیما در حقیقت بر اساس قانون مجلس ششم تاکنون ، موظف به کسب درآمد ! از محل تبلیغات شده است !...


 
صداوسیما ، ناتوان ، حتی در بیان شفاهی تاریخ !
ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،صداوسیما ،تاریخ انقلاب ،حضرت امام خمینی(ره)

نمی دونم اسمش چی بود . اما یکی از این برنامه های تلویزیونی مربوط به دهه فجر انقلاب اسلامی بود. صحنه ای دیدم که ناراحت شدم . کنار همه ناراحتی های دیگر از صداوسیما . این هم یکی روی بقیه .

من خودم ، از تلویزیون ، دیده بودم صحنه ای را که امام امت (قدس سره الشریف ) برای ملت حاضر در جماران دو خاطره را تعریف کرد. اولی از مرحوم مدرس ، هنگامی که به خواف تبعید و زندانی بود و بعد از آن ، عوامل رضا پالانی موسوم به پهلوی ، پدر همین محمدرضای پالانی او را به شهادت رساندند ، و بعد هم خاطره ای از خود تعریف کرد ، در محل زندانش هنگامی که رئیس ساواک پیش او آمده بود .

آن ماجرا را با دقت گوش کردم و فحوای ماجرا در دل و جانم ماند. بارها با نقل قول آن ماجرا از لسان امام امت ، بحثم را غنا داده بودم و عبرتی را یادآوری. اما همین چند روز پیش در این برنامه ، دیدم که صداوسیما حتی عاجز است تا یک خاطره از امام را بازسازی کند ! اینها حتی نمی توانند به اندازه خود حضرت امام و کلام شیوایش ، در بیان تاریخ ، و خاطره گویی ، موثر و مفید باشند.

در صحنه ای از این فیلم ، آن رئیس نظامی ساواک ، به امام امت ، از پنجره خودرو ، صفات و مشخصات سیاست از نگاه یک ایرانی شاهدوست !!  و البته امنیتی وابسته به دربار را توضیح می دهد و می گوید که خلاصه آنکه سیاست یعنی پدرسوختگی و این سیاست را امام باید به آنها بسپرد و امام هم در یک جمله به او در همان حال نشسته و بی شکل ، می گوید : "البته در این سیاست که شما گفتید ما از اول هم دخیل نبودیم " .

چنان این صحنه کلیدی ، که می توانست محور و مغز و مخ جریان حرکت این مجموعه تصویری باشد ، بی رنگ و بو و حس و محتوا به تصویر کشیده شد ، که تاسفی عمیق ، تا استخوانم پیچید. حال ، برایتان روایت امام از آن ماجرا را توصیف می کنم تا دست بردن در تاریخ و تغییر شکل آن توسط صداوسیما را که به قیمت گرفته شدن تمام جان مایه این صحنه است را بدانید و بفهمید که حتی به این قیمت و فقط برای آنکه صحنه با داستان حضرات جور بیاید ، چگونه ماجرایی شگرفت ، بی خاصیت شده است. البته نقل جملات از سوی من حتما با قید نقل به مضمون همراه است.

امام ره در جماران این دو خاطره را برای مردم تعریف می کنند. خاطره اول مربوط به مرحوم شهید آیت الله سید حسن مدرس است که شعار انطباق سیاست و دیانت او در تاریخ این کشور حکاکی شده . روزی ، زندان بان این روحانی بزرگ ، که یک قزاق منصوب به زندانی بانی ، از سوی رضا پالانی موسوم به پهلوی بود ، به محل زندانی او می رود و به او می گوید :

قزاق : ببینم مگر تو "اهل علم" نیستی ؟ 
شهید مدرس : چرا .
قزاق : پس چرا در سیاست دخالت می کنی ؟ برو و به درس و بحثت برس . برای چه در سیاست دخالت می کنی ؟
شهید مدرس : می دونی چیه ؟ خیلی خری !

در این جا مردم در جماران ، بشدت می خندند. امام (قدس سره الشریف ) بعنوان حاشیه می فرماید : می دانید آن "خیلی خری" انجا یعنی چی ؟ یعنی حکم اعدام .

 قزاق : چرا ؟
شهید مدرس : اگر من دخالت نکنم پس چه کسی دخالت کند ؟

و در ادامه ، امام رحمت الله علیه ، می گوید که خود هم خاطره ای در همین حدود دارد. می فرماید آن موقع که در می خواستند ایشان را تبعید کنند ، روزی رئیس ساواک ایران با حالتی گریان و نالان خود را به درون محل زندان انداخته و با گریه و آه و ناله فراوان به امام می گوید که امام (ره) وی را به گناه انداخته است !

امام تقریبا با حالتی مثل تمسخر می گوید : آقای – اگر اشتباه نکنم ، - نصیری ، چرا گریه می کنی ؟ چه شده ؟

رئیس ساواک در همان حال تباکی ، می گوید : ای آقا ، من مقلد شما هستم ، من نوکر شما هستم، من خاک پای شما هستم ، شما رفتی و در سیاست دخالت کردی ، من را مجبور کردید شما را به زندان بیاندازم ، من گناه کردم و شما مرا مجبور کردید ! و در ادامه می گوید : آقاجان ، سیاست یعنی کلک ، سیاست یعنی حقه ، سیاست یعنی دروغ ، سیاست یعنی پی پدر مادری و خلاصه یعنی پدرسوختگی. سیاست را به ما سیاستمداران بسپارید .

امام می فرماید با خنده گفتم : آقای – احتمالا. تردید از من است – نصیری . نگران نباشید. این سیاست که گفتید، مال شما ! ما از اول هم در این سیاستی که گفتید دخالت نداشتیم !

به روح امام و یاران پر صلابتش صلوت می فرستیم و از خداوند متعال توفیق ادامه راه آنان را خواستاریم .


 
 
 
تبلیغ ویـژه