الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

احساس مسئولیت در مقابل منافع ملی، یک الزام عقلانی!
ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادوارد اسنودن ،استعمار سایبری علیه ایران ،جاسوسی اینترنتی و مخابراتی ،فیسبوک

_________________________________________

مانده بودم براین این مطلبم چه تیتری بگذارم ...

----------------------------------------------------------

"همه ی ماجراها در مورد احضار مدیر فیسبوک" ؟ "برادر نعناکار حقیقت تلخ است" ؟ "بهتر است کمی واقع بین باشیم" ؟

کلنجار نتیجه داد و جمله ای از گفتگوی تلفنی دیروز خود با برادر نعناکار را بعنوان تیتر انتخاب کردم .

چند روز پیش، -این برادر خنده رو و مهربان من که عکسش را این کنار می بینید، بله، آقای محمد جعفر نعناکار که در حوزه حقوق بین الملل مدرک کارشناسی ارشد دارد-، در یک مصاحبه با وبلاگ نیوز اظهارات قابل تاملی را مطرح کرد که پاسخگوئی به آنها  لازم می نمود.

ایشان در گفتگو با وبلاگ نیوز، ادعا کرد که ا ز نظر ایشان روال صحیح آن است که "به‌جای شکایت از یک دادستانی و رسانه‌ای کردن آن -که طبیعتاً هیچ آورده‌ای برای ما جز تمسخر و هیاهو ندارد- بهتر است با تشکیل یک گروه از حقوقدانان، به این موضوع با مستندات قانونی رسیدگی کنیم تا فرصت‌های این‌چنینی بیش از این به سخره گرفته نشود. آن‌وقت است که می‌شود امیدوار بود وقتی خبر «احضار مدیر فیس‌بوک به یکی از دادگاه‌های کشور» منتشر شود، به‌جای خندیدن به یک شخص و یک گروه و یک نظام، مطالبه جدی‌مان این شود که نماینده فیس‌بوک یا هر شبکه اجتماعی دیگر، به ایران بیاید و علاوه بر پاسخگویی به تهدیدهایی که این نوع شبکه‌ها برای ما دارند، فرصت‌های این پدیده‌ها را برای ما «کمی زلال‌تر» کنند."

اینگونه که مستقیماً از متن گفتگوی ایشان بر می آید، پرونده - و به تعبیر آقای نعناکار، شکایت(!) شروع شده از "یک دادستانی" که شاید همه بدانند منظور کدام دادستانی و کدام دادسرا است، هیچ آورده ای برای ما جز تمسخر و هیاهو ندارد.

از ایشان به خاطر این نظرشان متعجب و آرزده هستم . چون برای من مشخص نشد این هیاهو و تمسخر مورد ادعای ایشان چه زمانی، کجا، توسط چه کسی و خصوصا "با کدام بهانه" صورت گرفته است.

باید دید ایشان به رسیدگی قضائی به اتهامات و جرائم احتمالی مدیر فیسبوک در ایران به دیده ی یک امر مسخره می نگرد، یا صرفا آنچه که از نظر ایشان مسخره است، احضار انجام نشده ی این مدیر شبکه به ایران است؟

اگر مسئله، احضار انجام نشده ی مدیر فیسبوک به ایران است که باید به آقای نعناکار گفت، از ابتدا بر مسیر اخبار کذب به موضعگیری پرداخته اند. زیرا همانطور  که دادستانی شیراز گفته است؛ تاکنون کسی زاکربرگ را خصوصاً "احضـار" یا علیه وی "اعلام جرم" نکرده ، و اگر ایشان مدعی هستند معاون فناوری های نوین و رسانه های دیجیتال قرارگاه فضای مجازی سازمان بسیج مستضعفین یعنی آقای روح الله مومن نسب چنین ادعایی کرده، ضمن تقبیح چنین ادعایی، باید گفت که بازهم این امر صحت ندارد و ایشان نیز چنین خبری به کسی در جایی نداده است.

روح الله مومن نسب نیز -در مطلبی که در مشرق نیوز بازتاب داشت- به دقت تشریح کرده است که: "دو روز پیش یک خبرگزاری ایرانی، بخشی از مصاحبه اردیبهشت‌ماه حقیر با خبرگزاری دانشجو را –که بماند چرا الآن به آن پرداخته است- با تیتر مجعول «قاضی ایرانی، مدیر فیسبوک را احضار کرد!» منتشر کرد و طبق معمول بلافاصله همین تیتر بر روی صفحات اول رسانه‌های خبرپراکنی غربی ازجمله شبکه سلطنتی انگلستان (BBC) قرار گرفت. کلمه «احضار» شاه‌کلید خبر منتشرشده در تمام رسانه‌های داخلی و خارجی است؛ کلمه‌ای که هرگز از جانب بنده ادا نشده است، در حالی که پیش و پس‌ازاین گفتگو، برخی مسئولین مربوطه موضوع فیلترینگ اینستاگرام و واتس اپ به دستور یکی از مقامات قضایی استان فارس و دلایل صدور این حکم را اعلام کرده بودند. در آن مصاحبه نیز پرسیده شد که رفع فیلتر این نرم‌افزارها در چه صورتی انجام خواهد شد که عرض کردم قانونا مدیر صهیونیست شرکت فیس بوک یا وکیل قانونی آن باید برای دفاع از خود و جبران مافات به دادگستری این استان مراجعه کند و این امر در همه جهان مرسوم است. کما اینکه پیش‌ازاین نیز دادگاه‌هایی در کشورهای مختلف به جرائم همین شرکت رسیدگی کرده‌اند و حتی مدیر این شرکت را تحت تعقیب قضایی قرار داده‌اند. "

پس مشخص شد که تا این لحظه نه کسی احضار و اعلام جرم کرده و نه کسی از آن خبر داده - هرچند شاید بعدا انجام شود ! -  بلکه شاید منبع کسانی که چنین ادعایی را مطرح کرده اند، صرفا رسانه های بیگانه ای است که به یک خبر غلط از ایسنا استناد می کنند. خبری که گفته می شود حتا خود ایسنا هم زیاد نتوانست آن را روی خروجی خود نگهدارد و آن را فورا پاک کرد و الان هرچقدر هم که تلاش کنید، حتا لاشه ی خبری که مورد استناد رسانه های بیگانه و ضد انقلاب قرار گرفته است را نمی یابید (اصلاحیه :  پیدایش کردم . ایناها ! پس چرا می گفتند از روی خروجی حذف شده ؟ همه اش دروغ اندر دروغ اندر دروغ ؟!  ) 

جالب آنکه ایسنا در خبر خود، به گفتگوی برادر مومن نسب با خبرگزاری بسیج دانشجویی استناد کرده است، در حالیکه بسیج دانشجوئی گفتگوی خود را هنوز روی خروجی خود حفظ کرده و آن را حذف نکرده و مطابق آنچه که روح الله می گوید، خبری از ادعای احضار زاکربرگ توسط دادستانی شیراز توسط وی در آن وجود ندارد. آیا هدف تخریب روح الله مومن نسب است، یا سرکوب هرگونه اراده ی احتمالی برای تعقیب این صهیونیستهای نحس و نجس؟ و اینکه چه کسی و چرا بدنبال این خبرسازی مجعول و موج سازی بوده، موضوع بحث ما قرار خواهد گرفت انشاء الله .

با این حساب روشن شد پس کسی زاکربرگ را فعلا احضار و اعلام جرم نکرده و کسی هم چنین احضار غیرواقعی را رسانه ای نکرده است. روح الله مومن نسب این ادعا را مطرح نکرده و آنچه که تکذیب شده، ادعای ایسنا است، نه اظهارات روح الله مومن نسب.

این ایسنا است که به دروغگویی متهم می شود و البته هرکسی که ادعا کند روح الله مومن نسب چنین حرفی را زده، چون وظیفه ی بررسی و مطالعه قبل از ادعا به دوش خودش است، او هم دروغ گفته.

اگر کسی از خبری مجعول ناراحت است، اولا باید یقه رسانه های بیگانه را بچسبند - که با کمال تعجب و حیرت نمی چسبند و هرگز! ، معاذالله ! چنین نمی کنند! و فقط بلدند خودی را به بی تدبیری و بی سوادی و هزینه تراشی برای نظام و خوراک درست کردن برای رسانه های بیگانه و فراهم کردن ابزار خندیدن و تمسخر به نطام و سیل و زلزله بی سیستان وبلوچستان و رودبار و منجیل و تورم و گرانی و آلودگی هوای دیروز در تهران و و و و متهم کنند !  -و بعد هم در لایه بعدی به ایسنا به خاطر این سهو -خوشبینانه و  احتمالی !- و بی سلیقگی محض در تیتر زدن !  گیر بدهند !  نه کسی که چنین ادعایی حتا از او نقل قول هم نشده !

با مرور متن مطلبی که از آقای نعناکار در وبلاگ نیوز مندرج است مشخص می شود نه تنها ایشان وقوع شکایت و احضار در دادستانی شیراز را فرض صحیح تلقی کرده اند، بلکه پس از فرض و واقع تلقی کردن اصل وقوع شکایت ، از رسانه ای شدن آن ، خبر داده ، حالا علیه این بقول ایشان شکایت و سپس رسانه ای شدن، موضع گرفته و باب گله و شکایت را باز می کنند که با زبان حال ، "آقا چرا شکایت می کنید و بعد هم رسانه ای می کنید که به ما بخندند (؟!!) " 

اگر کمترین شکی داریم که کسی که این ادعا را مطرح می کند آقای نعناکار است و نه اقای مومن نسب، بدنیست جملات ایشان را دوباره کلمه به کلمه با حوصله و دقت بخوانیم. ایشان در وبلاگ نیوز می گوید :

"به‌جای شکایت از یک دادستانی و رسانه‌ای کردن آن -که طبیعتاً هیچ آورده‌ای برای ما جز تمسخر و هیاهو ندارد- بهتر است با تشکیل یک گروه از حقوقدانان، به این موضوع با مستندات قانونی رسیدگی کنیم و ..."

ایشان پس از اینکه آمده و  خبر از یک شکایت از یک دادستانی -علیه مدیر فیسبوک- و رسانه شدن آن شکایت می دهد، بیکار ننشسته و برای این شکایت و رسانه ای شدن آن، به تعبیر خودش یک جایگزین معرفی کرده که از نظر ایشان کار بهتری است که به جای آن کار باید انجام می شده و جلوی خندیدن به ما را می توانسته بگیرد !می دانیم که جایگزین را برای شیئی موجود معرفی می کنند نه برای عدم . جایگزین تولید کردن آقای نعناکار، به تنهایی اثبات ادعای "موجود بودن آن شکایت کذایی" است که با تصریح قلمی خود ایشان هم همراه شده !

از اقای نعناکار می پرسم که اگر این طرح این ادعا موجب خنده و تمسخر دیگران را فراهم آورده - که البته ما که ندیدیم ! - و ایشان هم انشاء الله از این امر ناراضی است، چرا ایشان این ادعای غیر واقعی را اصلا خودش هم مطرح کرده است ؟

آیا ایشان با استناد به ادعای دروغ رسانه های دروغگو و فریبکار ودغل بیگانه چنین می گوید و این مسئله را پیش فرض انتقادات خود کرده ؟ که اگر چنین است، کار بسیار بسیار اشتباهی کرده و به جای آنکه به رسانه های بیگانه بی اعتماد باشد و اخبار آنها را در داخل کشور هم بررسی عمیق کند، به راحتی با خبر مجعول و کذب بیگانه  - که البته با تحلیل و تفسیرهای عمیق و کاملا غیر احساسی ! همراه بود - وارد موضعگیری علیه این اقدام ادعایی خودش و برخی رسانه های داخلی به نقل از رسانه های بیگانه - یعنی همین شکایت از سوی دادستانی - و ارائه نسخه های جایگزین این شکایت ! شده.

در حالیکه بدنبود به دنبال تحقیق در مورد اصل خبر مورد ادعای رسانه های دغلباز خارجی می افتاد و ضمن کذب خواندن ادعای رسانه های بیگانه و تقبیح این تیترسازیهای پایگاههای داخلی، هرگونه نیاز به تکذیب دادسرای شیراز را مرتفع می کرد، و بعد هم در ادامه بر ضرورت تعقیب آقای زاکربرگ به دلائل متعدد تاکید می کرد نه اینکه موضوعی را مرتکب شود که خودش چند روز بعد در صفحه سایت شخصی خودش آن را مذموم شمارده: 

ایشان در سایت شخصی اش که به وبلاگ بیشتر شبیه است می نویسد :

"خبری در پیشخوان بعضی از رسانه‌ها منتشر گردید تحت عنوان “احضار مارک زاکربرگ مدیر شبکه اجتماعی فیسبوک به دادگاه شیراز” که بلافاصله با اقدام به موقع، هوشمندانه و مسئولانه روابط عمومی‌دادگستری استان فارس این خبر پراکنی خنثی گردید"

آخه آقای نعناکار، عزیز من، برادر من، جان من، شما هم جزو کسانی که "این ادعا" را مطرح کرد هستید که ! الان شما دارید مطالب چه کسی را خبرپراکنی ای می دانید که با اقدام هوشمندانه ی دادسرای شیراز خنثی شده ؟ ما چگونه مطمئن شویم، شما که بعد از موضعگیری مورخ چهارشنبه 07 خرداد 1393   دادسرای شیراز،  بازهم در خبر مورخ ۹۳/۰۳/۸ - ۱۰:۱۲ ق.ظ وبلاگ نیوز و وبلاگ خودتان - یعنی فردای آن روز - بازهم مدعی انجام این شکایت -و البته بد و غلط بودن آن- هستید، از چنین خبرپراکنی ای به اندازه کافی ناراحت بوده، آن را غلط می دانید ؟!

به نظر می رسد، "افرادی" دو سه تا عذرخواهی به "افرادی" -که آنها را متهم به فراهم کردن زمینه خندیدن و "تهیه خوراک برای رسانه‌های معاند و ضد انقلاب" نموده بودند- بدهکارند !

بگذریــــم!

**********

اما حالا سئوال اصلی اینجاست، اگر در مسیر پرونده های قضائی که در دادستانی شیراز مفتوح است، واقعا نیازی به شکایت از زاکربرگ وجود داشته باشد، این کار، همانگونه که آقای نعناکار تفسیر می کنند، یک امر مسخره و موجب زیرسئوال رفتن نظام و انقلاب و دین و دنیا ! است یا اینکه اگر در شکل صحیح آن صورت بگیرد، از منطق و پشتوانه عقلی و منطقی برخوردار و کاملا ممکن و بلکه گاه لازم ؟

از اظهارات آقای نعناکار آنچنان که بر می آید این مشخص می گردد که ایشان اصلا روی موضوع احضار که پایه ی این جنجال سازیهاست تمرکز ندارند بلکه ایشان اصل شکایت از زاکربرگ و اعلام جرم علیه وی را امری مسخره معرفی می کنند.این منصرف از آن است که ببینیم دادسرای شیراز کسی را فعلا و در حال حاضر اعلام جرم و احضار کرده یا نکرده . بحث در مورد امکان و ضرورت است نه در مورد وقوع و یا عدم وقوع. این یک مطالعه موضوعی است نه مصداقی. زیرا دادسرای شیراز فعلا چنین نکرده . اما می خواهیم ببینیم اگر می کرد، آنچنان که آقای نعناکار ادعا کرد، این شکایت از یک دادسرا و به قول ایشان آن رسانه ای کردن ، یک کار اشتباه است، یا یک کار درست؟

و در تکمیل پرسش ، می پرسیم که: آقای نعناکار! دادسرای شیراز "ممکن و منطقی بودن احضار و اعلام جرم را زیر سئوال برد"؟ یا فقط گفت "تاکنون چنین نکرده ایم"؟

بگذارید جواب این قسمت پرسش را جلوجلو از داخل متن اطلاعیه دادسرای شیراز بی دخل و تصرف نقل قول کنیم :

آدرس متن اطلاعیه اینجاست : http://www.dadfars.ir/Default.aspx?tabid=2507&articleType=ArticleView&articleId=84974 و این هم تصویرش :

واضح است که دادسرا دارد فقط می گوید تا حالا این کار را نکرده ایم !

حالا باز اظهارات آقای نعناکار را بخوانیم... : "به‌جای شکایت از یک دادستانی و رسانه‌ای کردن آن -که طبیعتاً هیچ آورده‌ای برای ما جز تمسخر و هیاهو ندارد-...فرصت‌های این‌چنینی بیش از این به سخره گرفته نشود...به‌جای خندیدن به یک شخص و یک گروه و یک نظام".

هرچند این آقای نعناکار است که مخاطب همه ی بخشهای اظهارات دادستان است و دادستان به جای آقای مومن نسب، دارد به ایشان تذکر می دهد که به نقل از مراجع غیر رسمی حرف نزنید و ادعا نکنید که در حال حاضر شکایتی صورت گرفته، اما بازهم همین دادستان از قرارداشتن پرونده در مسیر ابتدایی تحقیقات و در حال تکمیل بودن آن خبر می دهد، یعنی آنچه که بعدا صورت خواهد گرفت نیز اصلا مشخص نیست. چه آنکه در متن همین اطلاعیه می خوانیم که دادستانی می گوید حکم قضائی در رابطه با شناسایی کاربران مجرم را صادر کرده است و آقای نعناکار هم می دانند که اگر آقای زاکربرگ از اجرای این دستور قضائی سرباز زند مخاطب پیگیری و عقوبتهای قضائی می شوند. این هم همان دستوری که اقای نعناکار می داند، بدیهی است باید ابتدائا توسط خود مدیر سرویس صورت بگیرد تا دیگرانی مانند پلیس فتا و امثال ذلک و باید مدیر سرویس به دستور قضائی پاسخ گو باشد. اینجا مسئولیت مجرم و مدیر سرویس با هم مربوط می شود و اگر مدیر سرویس از ارائه پاسخ به مقام قضائی خودداری کند، ضمن محکومیت به مقاومت در مقابل دستور قضائی و عدم اجرای آن، عقلا و منطقاً متهم به همکاری با مجرم و تلاش برای متواری کردن آن و فراری دادن وی از مجازات می گردد.

این درحالیست که آقای نعناکار با پوشش به سخره گرفتن احضار مورد ادعای خودشان، کل امکان شکایت از زاکربرگ بواسطه اقدامات کاربران را مورد تمسخر قرار می دهند. جالب آنکه در پاسخهایی که ذیل مطلب وبلاگ نیوز به  نام ایشان مندرج است، علاوه بر متن خبر، بازهم اصل امکان رسیدگی به جرائم زاکربرگ در رابطه با جرائم کاربران را مورد رد و انکار قرار می دهند. روشن است که اگر حمایت زاکربرگ از مجرمان و کاربران روشن و مشخص شود، حتما او مستحق تعقیب قضائی است، چه آنکه بارها در مستندات مود در فضای رسانه ای، همکاری زاکربرگ با جریانات مخالف منافع ملی ایران مانند سازمان جاسوسی NSA ، خصوصا علیه امنیت ملی ایران اثبات و نشر یافته است و زاکربرگ بخاطر اقدامات اختصاصی خودش هم می تواند تحت تعقیب قرار گیرد.

ایشان با ادعای عدم مسئولیت محض مدیر یک سرویس کاربر محور در قبال محتوای مندرجات تولید شده توسط کاربران این ادعا را طرح می کنند. درحالیکه اصولا کسی زاکربرگ را در این امر "مجرم" اصلی نمی داند، بلکه او به خاطر وظائفی که در جایگاه "مدیر سرویس" در این موضوع بر عهده دارد، باید پاسخگو باشد.

 

بازهم، بگــــذریم!

****

 

حالا می خواهم به سئوال اساسی خودم از آقای نعناکار بپردازم. 

جناب آقای نعناکار،

آن تمسخر و هیاهویی که شما از آن خبر دادید کجاست ؟

چرا کسی آن را ندیده؟ مستندات شما کجاست؟

فکر نمی کنم منظور شما از تمسخرو هیاهو، همان کاری باشد که شما و دوستان خودتان انجام دادید. باید باور کنم قطعا منظور شما همان اقدامی است که رسانه های بیگانه انجام داده اند و شما از اینکه افرادی ( که آیا معلوم نشد برخی از آنها چه کسانی هستند؟! ) زمینه ی مسخره شدن کشور ما و هیاهو علیه ایران را فراهم کرده اند نالانید.

اما برادر مهربان و خنده رو، ما که در رسانه های بیگانه و حتا ضد انقلاب خارج از کشور هم تاکنون "اثری" از تمسخر ندیدیم . هرچه دیدیم، واکنشهایی بشدت جدی، دقیق، موشکافانه و ارزیابی کننده از ابعاد احتمالی این "احضار" است. کجاست آن مسخره شدن نظام توسط بیگانه ؟ کجاست آن هیاهو برای هیچ ؟

البته بدون تریدید بارها از کلام شما و برخی دیگر خواندیم که این اقدام موجب مسخره شدن نظام و فلان فرد و مجموعه شده! اما جز شما کسی را در حال مسخره کردن نیافتیم . حالا چرا شما در حال مسخره کردن هستید ؟ چیز مسخره ای در میان هست؟ بگوئید ما هم بدانیم تا با هم بخندیم!

آنچنان که مردم انتظار دارند، برهم زدن اقتدار پوشالی دشمن، کاری است دقیقا در چهارچوب منافع ملی و اگر حتا صرفا در یک احضار منجر به استخفاف و تحقیر عاقلانه ی آنها هم خلاصه و محدود شود، دور از تدبیر و منفعت نیست. حال اینکه شما و دوستان به چه چیزی و چرا می خندید، باید از خودتان پرسید. فعلا که دستگاه قضائی احضاری صورت نداده . اما پرونده هایی در دست رسیدگی در دو شعبه ویژه جرائم رایانه ای در شیراز دارد که می تواند به هر اقدام قضائی محتملی منجر شود . حالا اگر دستگاه قضایی بعدا چنین کند، شما دستگاه قضایی را به ارتکاب اعمالی که منافع ملی را بر باد داده و ما را مسخر ی خاص و عام کرده و موجب تمسخر خودی شده ، متهم خواهید کرد؟!

اینجانب در نظراتی - که در پاسخ به نظرات مندرج بنام خودتان در وبلاگ نیوز پای مصاحبه خودتان درج شد- بطور جزء به جزء به شما یادآوری کردم که نه ایراد اتهام به آقای زاکربرگ کاملا ممکن و منطقی است بلکه احضار وی هم در صورتی که بهرشکل، بنا بر نظر مقام محترم قضائی  بعداً لازم شود، هرگز از خلاء یا ابهام حقوقی برخوردار نیست. اما متاسفانه، دیدم که با گذشت مدتی زیاد از درج جوابها، شما پاسخی برای این اظهارات من درج نکردید، بلکه حتی از عذرخواهی و تصحیح مطلب خود دوری کردید و صرفا در مطلبی که اخیراً منتشر کردید، با کمی تغییر بی سر و صدای برخی مسائل و مطالب، بر مواضع اصلی خود در مسخره بودن چنین شکایت و احضار احتمالی، پافشاری کردید !

به شما و دوستانی که مثل شما در چنین کارهایی تبحر پیدا کرده اند گوشزد می کنم، بدون تردید هیچ کجا از گفتگوهای مناظره گونه با امثال حضرتعالی نه تنها پرهیز نداریم و نه تها استقبال می کنیم، بلکه تلاشی جدی برای انجام آنها صورت خواهیم داد و هرچقدر شما و دوستانتان پس از طرح اظهار نظرهایی ناهمطراز با منفعت و سود ملی، از گفتگو فراری باشید، ما شما را در گفتگو خواهیم یافت و شما نیز فایده ای جز هدر رفت آبرو و حیثیت بواسطه ی این فرار از گفتگو - البته با ظاهری شیک و اتوکشیده مثل: "وقت ندارم، مبانی من با شما مشترک نیست، خلط مبحث شده، ادبیات شما قشنگ نیست، مدرک تحصیلی شما حقوق نیست، شما کارشناس این حوزه نیستید و الخ "- نخواهید برد.

پس نوشت :

1- این نکته، نکته تامل برانگیزی است. نام آقای محمد جعفر نعناکار و آقای شایان شلیله در فهرست مسئولین یک موسسه کارآفرینی به چشم می خورد. شایان شلیله که معرف حضور هست؟

2- با عنوان وبلاگ نیوز کامنتی ذیل این مطلب گذاشته شده که محتوای مهمی دارد. جوابش را هم دادم . بخوانید بد نیست.

3- در وبلاگ نیوز کسی کامنت گذاشته و به اشاره به چیزی که آقای نعناکار و شایان شلیله مخفی نکرده اند ( یعنی همکاری شان ) و علنی است و مطلقا حریم خصوصی محسوب نمی شود، به عنوان افشای حریم خصوصی معترض شده. جالب است که بعد هم نوشته من از شلیله چیزی پیدا نکردم ! روزگاری شده ها! خب اگه کار بدی کرده اند که همکاری کرده اند بگویید. اگر کار خوبی کرده اند بگویید. چرا دنبال این هستید کسی نگوید پادشاه لخت است؟ ما که به حریم خصوصی کسی کار نداشتیم ، نکند دنبال این هستید علنا هر کاری کردید کسی چیزی نگوید از ترس این ادبیات خشن و زشت ؟ بد تروریسهتایی هستند برخی ها با این زبان زهردار و ضد حقشان.


 
از ژاکت اختصاصی فیسبوک چه می دانید؟
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: رژیم اشغالگر قدس ،جاسوسی ،فیسبوک ،ادوارد اسنودن

حدوداً چهار سال پیش مارک زوکربرگ - مالک و مدیر فیسبوک - در جریان یک گفتگوی حضوری، ژاکتی را که همیشه بر تن دارد و جز در مواردی معدود، آن را بر تن نداشته، از تن خود در آورد. در این ماجرا، یک اتفاق جالب رخ داد و آن اینکه طرحی که درون این ژاکت نقش بسته است، در دید عموم قرار گرفت.

http://photos.allthingsd.com/D8/speakers/mark-zuckerberg/i-F2cwv6h/0/L/d8-20100602-171007-07269-L.jpg

مارک زوکربرگ یهودی که دوبار - سال 2008 و سال 2010 - در اجلاس جی هشت شرکت کرده بود، در نشستی در سال 2010 در حضور بینندگان، نمادهای داخلی ژاکت خود را که تاکنون کسی از وجود آنها با خبر نبود، در وضعیتی غیرمعتدل به دید عمومی در آورد :

C|Net :

At last week's D8 conference, Facebook CEO Mark Zuckerberg became so visibly uncomfortable under the bright lights that he removed his hoodie revealing a " secret Facebook logo " on the inside.

نمادی که آن روز در داخل ژاکت مرازک روکربرگ مشخص شد را به شکل مجزا می توانیم در شکل زیر مشاهده کنیم :

http://cnet4.cbsistatic.com/hub/i/2010/06/07/8b4bfc92-f0fb-11e2-8c7c-d4ae52e62bcc/a4e6d771cdb5de02c16e9dd8e71004e8/facebookinsignia_270x270.jpg

نکته اول - رنگ :

به رنگ بندی دقت کنید. این رنگ بندی از یکسو رنگ بندی اصلی فیسبوک است که مارک زاکربرگ هرگز آن را تغییر نمی دهد، و از سوی دیگر، بشدت با پرچم جریانی که او به آن معتقد است هم رنگ است. کدام پرچم ؟

File:Tattered Israeli flag in Jerusalem by David Shankbone.jpg

در مورد مذهب یهودی زوکربرگ -Mark Elliot Zuckerberg- که ابهامی وجود ندارد. هرچند تلاش شده تا وی بی دین (بی خدا) معرفی گردد، لیکن قرارگرفتن نام وی در صدر فهرست موثرترین صهیونیستهای جهان در جرزلم پست، هرگونه ابهامی را برطرف می کند. جالب آنکه لینک روزنامه جرزلم پست، در همان صفحه ویکی پدیایی موجود است که او را ضمن اعتراف به تولد از خانواده ای یهودی ، در خلاصه گیری اش، بی دین معرفی کرده !

Zuckerberg was raised Jewish and had his bar mitzvah when he turned 13.[18] Afterwards, he became an atheist.[19][20][21]

جالب آنکه صفحه ویکی پدای فارسی مربوط به وی، او را با دینی جدید بنام "یهودی بی دین" معرفی می کند.

نکته دوم - طرح :

دو راه بیشتر وجود ندارد. یا باید تکرار مکرر نماد ستاره داوود ( با رمز هندسی چرخش دو مثلث متساوی الاضلاح با تغییر فاز 45 درجه در یکدیگر ) را تفسیری سیاسی نمود، یا اینکه صرفاً به تفسیری مذهبی قناعت نمود.

تفسیر مذهبی : این تفسیر البته از سوی افرادی مطرح می شود که می خواهند بین یهودی بودن و صهیونیست بودن تفاوت قائل شوند که ما هم البته این تفاوت را قائلیم . اما البته همین ستاره ی داوود نقش بسته بر پرچم رژیم صهیونیستی نیز از سوی طراحان آن تفسیری مذهبی می شود. اینجا، باید از زاکربرگ پرسید، علت تاکید تو بر نماد مذهبی یهودیان و رنگ مورد علاقه آنان، در حالیکه تو به مذاهب موجود بی اعتنا بوده و خود را یک بی خدا -atheist- تفسیر می کنی، چیست. البته جرزلم پست نیز هنگامی که او را بعنوان یکی از عناصر رده برتر صهیونیست دنیا معرفی می کند، هنگام کاربرد لفظ Jew قاعدتا مدعی برداشت مذهبی است، تا سیاسی. زیرا صهیونیزم بین الملل مدعی نمایندگی مذهب یهود در سراسر جهان است و هرگز ادعایی بیرون از این را مطرح نخواهد کرد.

تفسیر سیاسی : بدون شک حقیقت، این تفسیر است. زاکربرگ باید علت سفر مداوم مسئولان سیاسی رژیم صهیونیستی به مقر کار خودش، و همچنین سفرهای دائم خودش به سرزمینهای اشغالی را، در حالیکه مدعی است او یک بی خدا و بی دین است، توضیح دهد. اگر او دینی ندارد، نمی تواند مدعی تفسیر مذهبی شود و اگر تفسیر مذهبی را رد می کند، باید به تفسیر سیاسی اعتراف کند.ضمن آنکه بنیامین نتانیاهو نیز در فهرست جرزلم پست قرار دارد و راه را بر هرگونه تفسیر سکولار از مفهوم یهودی بودن را می بندد و حتما تفسیر مورد استفاده تفسیری سیاسی از لفظ دین یهود است.

نتیجه گیری : لوگوی سری افشا شده در سال 2010 نشان می دهد زوکربرگ در تلاش است تا در افق 2010 ، با اسباب بازی خطرناک خودش، تمامی جریانات رسانه ای (گفتگوها، صداها، مدیاها و ... )، تمامی شبکه افراد و تمامی پلتفرم ها را در درون فیسبوک جذب کند تا صهیونیزم را که در کره ی خاکی محاط است، بر آن محیط نماید ! همانگونه که در طرح می بینید، با تزریق سه عنصرPlatforms ، Stream ،Graph به درون ستاره ی داوود آبی رنگ مرکز طرح ، آن را برای گسترش اضلاع خود و تبدیل شدن به ستاره آبی رنگی فراتر از محیط آبی رنگ بیرونی ، و محیط بر آن ، تقویت کند و این کار را از طریق شعار اجرایی خود که در حاشیه ی دایره ی جهان نقش بسته است صورت می دهد : ماموریت ما این است. ایجاد کردن دنیایی باز و متصل. Making the world Open and connected.

حالا سئوال : زاکربرگ تا کنون ژاکت فیسبوک دارای این نماد در درون را به چه کسانی هدیه داده است؟ به عبارتی چه کسان دیگری با مارک در این طرح وحشتناک همکاری خواهند کرد ؟

با هم تصاویر برخی از این افراد را می بینیم :

http://static5.businessinsider.com/image/4dde1ad7cadcbb7d2f0e0000-610-/nicolas-sarkozy-mark-zuckerberg-facebook-hoodie-eg8.jpg

http://www.pehub.com/wp-content/uploads/zuckerberg-and-obama_hoodie_rtr2lg9o_reuters-jim-young_webpic.jpg

و باز می پرسم : نمادهای دراین این لباس،
تفاسیری مذهبی دارند، یا سیاسی؟


 
فیسبوک خیابان است!؟
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: فیسبوک ،جاسوسی اینترنتی و مخابراتی ،براندازی فرهنگی ،لابی قدرت و ثروت

می گویند :

فیسبوک مثل خیابان است. در خیابان باید مواظب جیبمان باشیم .دست فرزندمان را محکم بگیریم. وسائلمان را جا نگذاریم . چون در خیابان دزد هم هست و مردم عادی هم هستند. چرا به خاطر این دزدها خیابان را می بندید ! کجا به خاطر دزدها خیابان می بندند !؟

جواب :

1- این ادعا را باید آنان جواب دهند که مدعی هستند مشکل فیسبوک فقط عناصر مجرم درون آن است! ما چنین ادعایی نکردیم. آنان که چنان ادعا کردند، فیسبوک را مانند خیابان تصویر کردند. من چنین تصویری را دقیق نمی دانم.

2- تفاوتهای فیسبوک و خیابان فراوان است. در و دیوار خیابان و جاده اش دست ندارند و دائم انگشتشان درون جیبهای شما برای دزدی نیست.

اما اگر فرض هم کنیم که فیسبوک خیابان است، این وضعیت ها را مرور کنید :

3- در خیابانی که جرم و جنایتی رخ می دهد، اتفاقا خیابان را می بندند تا به خوبی صحنه را بررسی و علت و مجرم را بیابند. اگر علت، خود خیابان باشد، مثلا در یک حادثه ی رانندگی، خیابان را اصلاح می کنند. اگر خیابان اصلاح ناپذیر باشد چه ؟ کلا این مسیر را عوض می کنند. با کوبیدن چند مانع میله ای وسط خیابان، رفت و آمد مثلا خودرویی یا موتوری در آن را منع می کنند!

4- اگر خیابانی بود که در آن تعداد بزه کاران و مجرمان زیاد بود و شهروندان دائما در آن در معرض تعرض بودند، هیچ شهروندی خودش هم به آن خیابان مگر مجبور شود، نخواهد رفت. مگر آنکه عقلش، ایرادی یافته یا خود جزو دار و دسته مجرمین باشد!

5- اگر خیابانی بود که کنترل کردن آن و برخورد با مجرمین در آن، بلحاظ ساختار خیابان بسیار مشکل بوده چه ؟ مشخص است . از تردد مردم به داخل آن خیابان جلوگیری می کنند و اگر کسی به آنجا تردد کند او را مجازات هم می کنند و برای تردد به آنجا محدودیتهای قانونی وضع می کنند و اگر کسی در آنجا برایش حادثه ای اتفاق افتاد، مسئولیت آن را بر عهده ی خودش می گذارند !

فکر نمی کنم برای دفاع از فیس بوک بی محتوا تر از این حرفی تا بحال مطرح شده باشد!


 
فیسبوک، گوگل، زاکربرگ، اسنودن و سیا در سخنرانی دانش آموزی
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: فیسبوک ،گوگل ،لابی قدرت و ثروت ،استکبار جهانی


 
 
 
تبلیغ ویـژه