الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

پادکست پاسداران
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبلاگ ،it-ict ،فرهنگ بسیجی ،فناوری ایرانی

چند وقت پیش سایت www.cast.ir را پیدا کرده بودم . مقداری باهاش ور رفتم و بعد ، نا امید شدم و بزرگترین مشکلش بهم ریختن دیوریشین فایل صوتی با پلایر های آن بود. به حدی که اصولا وبلاگ صوتی خودم روی اسن سایت را بطورکل فراموش کرده بودم که پس از مواجه شدن با یک وبلاگ صوتی دیگر روی همین ، ناگهان بیاد وبلاگ صوتی خودم افتادم . کمی با دلخوری و همینجوری ، آدرسش را به آدرس وبلاگ خودم تغییر دادم و دیدم که پلایر ویندوز در آن دیده نمی شود.

بیشتر ناراحت شدم .

همینجوری از سر نا امیدی روی پلایر استاندارد فلش ، کلیک کرده و منتظر بهم ریختگی صوتی بودم ...اما...

خوب پخش می شود ! هیچ بهم ریختگی ای ندیدم ! حتی اولین پاد را که فرستاده بودم مجدد پخش کردم . خوب کار می کند.

حالا که اینطوره ، آدرسش رو مجدد می دم. www.pasdaran.cast.ir

پی نوشت :

* آقا این وبلاگ صوتی ما زیادی داره خوب کار می کنه ! همه فایل های صوتی از طریق فایرفاکس اگه بازش کنین ، در پلایر ویندوز ، اتو استارت شده اند ! همه را متوقف کنید بعد هر کدام را خواستید گوش کنید. هنوز رمزش یادم نیامده و هنوز وقت بازیابی رمز را پیدا نکرده ام و حتی فرصت تلاش برای لوگ این ندارم . فعلا شرمنده همه دوستان .


 
از بیست و پنج کیلو
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبلاگ ،دفاع مقدس ،فرهنگ بسیجی ،ما می توانیم

سلام .

یکی از وبلاگهای خیلی قدیمی بچه مذهبی دوباره فعال شده . اسمش از بیست و پنج کیلو هستش. خودش حکمت این نام گذاری رو تو وبلاگ نوشه. حتما بخونید. بی شوخی وبلاگ جالبیه و همیشه منتظر بروز رسانیش بودم که مدتی متوقف شد بود. اینم آدرسش : www.az25kilo.persianblog.ir

این خبرهای جالب و امیدوارکننده رو بخونین  :

خبر اول از بچه های ارتشه . ای ول همه طرفدار R & D ! :) اینم از بچه های ارتشه ( جهاد خودکفاییشون )

اینم خبر دوم که حاجیتون هم یه گوشه هایی ازش حضور خواهد داشت .

و این خبر هم پارتی بازی می شود : جزئیات برنامه دهساله فضایی نظام جمهوری اسلامی ایران به تصویب هیئت دولت رسید . نججار دوسست داریم نججار دوسست داریمم

اینم گذاشتم تو لیست پارتی بازی ها: آخرین اخبار از احوال امید که با سفیر 2 پرتاب شد

این عکسم یه ماجراهایی داره نمی گم. نیگاشم کنین متوجه چیزی که نمی گم نمیشین . بچزونمتون از فضولی . های های های :))

بده من . نخیر خودم می گیرمش . ول کن آقا مال خودمه . آقا ول کنین مال خودشه . آقا از اون پشت دستو ببر عقب . آقا ول کنین همتون مال خودمه ... آقا یه وضعی بود تو مصلا دیدنی ! :))

مهرداد اولی و دومی رو داد به این دو تا البته محمود گفته بود .


 
به ظالم بگوییم نجنگ. نه مظلوم !
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبلاگ ،غزه ،مقاومت اسلامی ،اسرائیل

نجنگید را بر گوش ظالم فریاد زنیم نه مظلوم

 

جنگ به جهت عواقبی که دارد عموما توسط همگان ناپسند شمرده میشود ولی جنگ پدیده ای نیست که به خواست دو طرف که دارای قوای یکسان هستند به وقوع بپیوندد. از نظر سیاسی، جنگ زمانی رخ میدهد که توازن قوای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و نظامی پیشین به هم خورده باشد و طرف قوی تر به دنبال تثبیت برتری خود بر ضعیف باشد. اصولا بین دو قدرت مساوی کمتر جنگ صورت میگیرد. جنگها نیز توسط طرف نیرومند تر آغاز میشود.

آلمان در جنگ جهانی اول و دوم برای تغییر شرایط جهان و تحمیل برتری خود جنگ را آغاز کردند.

عراق نیز با همین هدف و در شرایطی که ارتش ایران به شدت ضعیف بود، جنگ را آغاز کرد.

آمریکا نیز با همین هدف پا به سومالی و افغانستان و عراق گذاشت و همه دیدم و می بینم که پشت سرش چه بجا گذاشته است.

اسرائیل که نمونه اصلی و منحصر به فرد تاریخ بشریت در آغاز جنگ و جنایت است. گرچه حجم و  اندازه ی این جنایات نسبت به جنایات آمریکا کمتر است ولی از نظر شرایط زمانی و مکانی و طولانی بودن و در منظر افکار عمومی و انتقاد جهانی بودن، با دیگر متجاوزان متفاوت است.

در جنگ غزه نیز، سرزمینی که در آن جنگ رخ داده غزه است و کسانی که به آن هجوم آورده اند از بیرون غزه آمده اند و بلکه از کشورهای دیگر آمده اند.

جنگیدن یک حادثه است که دو طرف دارد. ولی طرف مظلوم حق جنگیدن در برابر ظالم را دارد و طرف ظالم حق جنگیدن علیه مظلوم را ندارد.

نجنگید را در گوش مظلوم نباید زمزمه کرد
باید بر گوش ظالم فریاد زد

   + مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ٧:۵۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧


 
واکنشی از سر بی واکنشی !
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبلاگ ،غزه ،حقوق بشر! ،تفاوتهای عقیدتی

یکی از مسئولان شرکت پرشین بلاگ که بنظر من در کنار خود حاج مهدی بوترابی وجودی معقول و طرف گفتگو محسوب می شد ،‌خانم اقلیما پولادزاده است - جان من حاج مهدی این تفاوت محل قرار گرفتن برخی حروف مانند پ در بخش های مختلف سی . ام . اس پرشین را حل کن دیوانه شدم ! - حالا چرا از فعل گذشته استفاده کردم ؟ آیا تصورم دگرگون شده ؟‌بله. دگرگون شده . علت چیست ؟

یک دو پست پیش به سکوت ادامه دار شیرین عبادی در محکومیت قتل عام مردم فلسطین ،‌کاربرد سلاح های هسته ای ،‌ شیمیایی و خوشه ای و ممنوعیت ورود دارو و امداد و مواد غذایی و خروج مجروحین از سرزمینهای غزه اشاره کردم و در کنار آن به سکوت این خانم در باره خبرنگار عراقی - و امروز ، البته خبرنگار فلسطینی - اشاره کردم.

حاج مهدی بوترابی در چت بمن گفت که شیرین عبادی چند روز پیش از کنده شدن تابلوی وکالت و حقوق بشر دفترش توسط جوانان بسیجی دانشگاهها ، جنایات اسرائیل را محکوم کرده ! . من با کمال تعجب ، از ایشان خواستم که خبرش را به من هم بدهند. ایشان چند دقیقه بعد در وبلاگشان متنی را از زبان شیرین عبادی نقل کردند که البته کاملا با روش و منش این خانم همسویی داشت و من هم تعجبم فروکش کرد و البته که ناراحتیم افزون شد.

شیرین عبادی حرفهایی زده بود که کاش نزده بود. مفصل این متن را نقد کردم و روی وبلاگ گذاشتم . نقدی کوچک هم ،‌زیر همان مطلب در کامنت های حاج مهدی بوترابی گذاشتم :

بسم الله . حاج مهدی سلام . موقعی که گفتید شیرین عبادی جنایات اسرائیل در کشتن زنان و کودکان و غیر نظامیان و محاصره کامل نظامی غزه و استفاده از اورانیوم غنی شده و فسفر سفید و بمب خوشه ای محکوم نموده ، بسیار تعجب کردم و از شما خواستم خبرش را بدهید. حالا که می بینم ، فهمیدم که تعجبم بجا بوده . شما خودتان این خبر را درست خواندید ؟ چه چیزی محکوم شده ؟ ::آنچه که در غزه اتفاق می افتد:: این آنچه چی هست ؟ چه کسی تخلف کرده ؟ اصلا جنایتی اتفاق افتاده ؟ تازه از سازمان ملل هم حمایت شده . ادعا شده قطعنامه های متعدی صادر شده که به آن توجه نشده ! آمریکا تابحال بیش از 50 بار قطعنامه های سازمان ملل را وتو کرده . می شود بگویید کدام قطعنامه ؟

بعد دیدم ، خانم پولاد زاده ،‌آمده و بدون توجه به متنی که شیرین عبادی نوشته ، و بدون کوچکترین توجه به محتوای نقد من ، در همان صفحه کامنت های حاج مهدی ، ‌اینگونه نوشته :‌

جالب است که این موضعگیری پیش از حمله به دفتر ایشان بوده . شاید اگر خانم عبادی هم به شکل نمادین از محل دریافتی دولتی ، می رفت یک جا می نشست با عده و روزها به غیر از ناهار و شام خوردن دسته جمعی کاری نمی کرد اینقدر بد نبود که دوستان مدعی اند .

دقت کنید. کامنت خانم پولادزاده بعد از کامنت من درج شده . ایشان نمی تواند بگوید کامنت من را نخوانده . اگر نخوانده بود پس از چه چیزی دفاع مجدد کرده بود ؟‌

من بشدت متاسف شدم .

این جواب را همانجا نوشتم :

بسم الله . برای خانم پولادزاده چقدر متاسف شدم. آن جوانان دانشجویان دانشگاههای تهران ،‌امیر کبیر ، امام صادق و شریف بودند که همگی رتبه های بالای تحصیلی داشته و یا در دانشگاههایی چنین ممتاز تحصیل می کنند و همگی ناراحت امتحانهای خود هم بودند. اما واقعا آماده اعزام بودند. غذایشان را هم بسیج داد نه دولت. خانم پولاد زاده . اینقدر سیاست زدگی که بخاطر آن جمع شدن جوانان برای  فشار به اسرائیل را تاب نیاوریم بسیار زشت است. شما ده دقیقه نشستن در همان فضایی که آنها هفت روز آنجا ماندند را تحمل نخواهید کرد . حتی اگر کسی بشما حقوقی بپردازد. حالا می فرمایید غذایشان را دولت داد ؟‌بخدا متاسفم . بخدا برایتان متاسفم . چقدر تصورم از شما دگرگون شد.

حالا ،‌دقیقا ،‌مشخص است که من چه می گویم و شیرین عبادی چه می گوید و خانم پولادزاده چه می گوید. تنها چیزی که من نگفتم این بود که نگفتم حاج مهدی یا خانم پولادزاده شخصا علیه اسرائیل ،‌یا صرفا در رثای مظلومیت کودکان غزه ،‌مطلبی نداشته اند.

حالا ببینید ایشان در کامنت های وبلاگ من چه نظری درج کرده اند :

http://pouladzadeh.persianblog.ir/post/293/ من هم متاسفم که شما هر چه را نمی بینید منکر می شوید .

یعنی چی ؟ من که از مطالعه فوری این متن ،‌متوجه چیزی نشدم . رفتم و مطلب مورد اشاره را خواندم . من تا قبل از مطالعه این کامنت حتی نمی دانستم ایشان خودش هم وبلاگ دارد. * یعنی مطلقا نه تنها نگفته بودم که ایشان سلبا یا ایجابا در مورد فلسطین موضعگیری داشته یا نداشته ،‌ اصلا نمی دانستم ایشان وبلاگ دارد !

رفتم به لینک مورد نظر و با چند خط ،‌شعر نو ،‌با مضمون دلسوزی برای یک دختر عزه ای مواجه شدم .

حالا معلوم شد که منظور این خانم این است که آقای منتظرالقائم ،‌من در دفاع از غزه ، ‌این را نوشتم. الان کاری به بررسی محتوایی ندارم . کار به بررسی حجمی هم ندارم. باید بصراحت بگویم واکنش وبلاگی حاج مهدی بوترابی یکی از پیگیر ترین واکنش ها به موضوع غزه بوده است و جای تشکر فراوان دارد.

من الان حرفم این است که تنها حرفی که من نزدم ،‌سلبا و ایجابا در مورد واکنش یا عدم واکنش شخص خانم پولادزاده به غزه بود. من فقط گفتم خانم پولادزاده که بخاطر وابستگی های سیاسی ،‌تحصن جوانان دانشجوی دانشگاههای ممتاز ایران را به تمسخر می گیرد ،‌خودش نخواهد توانست ده دقیقه در همان فضایی که این جوانان بیش نزدیک به ٧٠٠ ساعت آنجا متحصن بودند ،‌متحصن شود.

روشن است که خانم پولادزاده نه تنها جوابی به من نداد ،‌بلکه به نقد من بر خودش مهر تایید زد و کامنت ایشان در وبلاگ من فقط واکنشی از سر بی واکنشی و جوابی از سر بی جوابی است ولا غیر.

این ،‌علت تغییر نگاه من به خانم پولادزاده است.

تصحیح و پی نوشت :

١- کامنت خانم پولادزاده در وبلاگ من ،‌ناظر به کامنت من در وبلاگ خود ایشان بوده است که فراموش کرده بودم بگویم . من عین همان نظری که در مورد نظر این خانم -زیر مطلب شیرین عبادی در وبلاگ حاج مهدی - درج کردم ،‌در وبلاگ خود ایشان هم گذاردم و البته بعد از آن هم ، نوشتم که :

راستی ،‌گر تو بهتر می زنی بستان بزن . چرا در صفحات شما خبری از غزه نیست؟

علت نوشتن این مطلب است که اگر همین الان هم که موضوع عزه هر روز بحرانی تر و بحرانی تر می شود و تعداد شهدا به بالای ۵٠٠ نفر رسیده ،‌هیچ مطلبی از عزه روی صفحه اول وبلاگ ایشان نمی بینید . اما علت اینکه فکر می کردم هیچ مطلبی از سوی ایشان در مورد غزه نوشته نشده ،‌این بود که اصلا قبلا از وجود وبلاگ ایشان خبر نداشتم که از این مطلب آگاه شده باشم . حرف بسیار مهمتری هم دارم که خواهم زد. یادم باشد که بزنم حتما.

اما این خودش چه چیزی را نشان می دهد ؟‌

نشان می دهد که خانم پولادزاده مطلقا در پاسخ به نقد من به حرفهای شیرین عبادی هیچ چیزی برای گفتن نداشته و حتی در نقد من به نظر ایشان در دفاع از عبادی هم چیزی برای گفتن نداشته و هرچه گفته که آنهم چیزی نبوده این بود که گفته است کی گفته من اسرائیل را محکوم نکردم ؟‌من در وبلاگم یک پست ، در مورد دختر غزه ای ١۴ خط شعر با عرض دو کلمه تا حداکثر ٨ کلمه نوشته ام !

٢- حالا آن حرف اصلی و مهم .

خانم پولاد زاده

خوب از خانم شیرین عبادی خط گرفتید که چگونه بنویسید که نه سیخ بسوزد و نه کباب. متن احساسی چندین کلمه ای در قالب شعر روی وبلاگ شمااز نظر محتوا مطلقا تفاوتی با آنچه که شیرین عبادی گفته ندارد. در رویکرد همه شماها ،‌اصلا ظالم نامشخص است. نوع ظلمش نامشخص است. ابعاد ظلمش نامشخص است. محکوم بودن ظلم او ،‌نامشخص است. هرگونه جنبش و تحرکی از سوی شما ،‌برای جلوگیری از اقدامات او ،‌نامشخص است. هرگونه همراهی از سوی شما با کسانی که میخواهند در مقابل ظالم کاری کنند ، مفقود است.

اما در عوض ، رویکردهای فمینیستی تان شما را رها نمی کند.

در اعتراض به اینکه چرا برای سران عرب روسری فرستاده اند ،‌چند خط و با چه تعداد کلمه و با چه صراحتی و با چه جزئیاتی موشکافی کرده اید. یادتان رفته ؟ لینک بدهم ؟‌

روشن است که از روی شیرین عبادی فمینیست الگو برداری کرده اید. الان قرار است شما به چه چیزی اعتراض کنید ‌؟ به فهرست شدن حقیقت ؟‌


 
امر به معروف ، این مدلی هم هست !
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: مردم ایران ،فرهنگ ایرانی ،وبلاگ

خیلی کوتاه و جمع و جور میخوام یک وبلاگ عمیقا مثبت رو معرفی کنم . متعلق به یک خواهر ایرانی دانشجوی دکترای طراحی صنعتی است تو فرانسه .

ببینید ،‌ من این وبلاگ رو یک وبلاگ مثبت می دونم . حداقل فعلا. برید بخونید.

آدرس ؟‌ ایناها : http://www.safireiran.blogfa.com/  اسم وبلاگ سفیر است.


 
 
 
تبلیغ ویـژه