الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political weblog About Islamic Revolution Reguards

پونه ،‌ دستت به احمدرضا برسه ،‌ ضرغامی بیچاره میشه !
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸  

بسمه تعالی

 

منتظر می نشینم و نگاه می کنم...

 

فقط اگر این دخترسابقا دزد فقیر سریال تلویزیونی رستگاران ، اقدام بقتل فرد بیمار را کامل کند ، دیگر من به هیچ خروجی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران توجه نخواهم کرد. این فیلم ، تا همین جا هم ، هرچه تحقیر و آلودگی بود به خورد جامعه تنگ دست تر اجتماع ما داده . ای خدا که چقدر یک نفر می تواند خطرناک باشد !


کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،کلمات کلیدی: استحاله از درون ،کلمات کلیدی: جریان دوم خرداد ،کلمات کلیدی: صداوسیما
 
بی بی سی ساقط در گرداب
ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸  

بی.بی.سی هم در گرداب گرفتار شد.

حالا ادامه اش را بخوانید تا بدانید ماجرا چیست.

در این ایام نوروز ، دو سه روز پیش به دفتر یکی از دوستان خوبم در صداوسیما سر زدم . دائما در فعالیت بود و خانه شان نتوانستم گیرش بیارم و در نتیجه به محل کارش رفتم . جدا از این که کار همیشگی ما چانه زدن در مورد صداوسیما است ، و کار او توجیه کردن و کار من ایراد گرفتن ، این بار حرفهایی زد که برایم بسیار جالب بود...

وقتی اشاره به بحث تبلیغات پرحجم اعصاب خردکن لابلای برنامه ها کردم و از تبلیغ چیپس و پفک نمکی تا بانک فلان و بهمان گلایه شد ، چند چیز را برای من گفت . اشاره خوبی به بودجه مورد نیاز واقعی صداوسیما و بودجه در اختیار آن کرد و اینکه اخیراً مجلس برای درآمدهای صداوسیما از تبلیغات هم ، ردیف بودجه ای تعریف کرده و آن را جزو بودجه این سازمان لحاظ می کند ! و به این لحاظ ، قسمتی از بار بودجه سالانه ای که حکومت باید به صداوسیما بپردازد ، بعنوان یک تکلیف قانونی بر دوش خود صداوسیما قرار می گیرد وصداوسیما در حقیقت بر اساس قانون مجلس ششم تاکنون ، موظف به کسب درآمد ! از محل تبلیغات شده است !...


کلمات کلیدی: صداوسیما ،کلمات کلیدی: ضد انقلاب ایرانی ،کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت
 
صداوسیما ، ناتوان ، حتی در بیان شفاهی تاریخ !
ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ بهمن ۱۳۸٦  

نمی دونم اسمش چی بود . اما یکی از این برنامه های تلویزیونی مربوط به دهه فجر انقلاب اسلامی بود. صحنه ای دیدم که ناراحت شدم . کنار همه ناراحتی های دیگر از صداوسیما . این هم یکی روی بقیه .

من خودم ، از تلویزیون ، دیده بودم صحنه ای را که امام امت (قدس سره الشریف ) برای ملت حاضر در جماران دو خاطره را تعریف کرد. اولی از مرحوم مدرس ، هنگامی که به خواف تبعید و زندانی بود و بعد از آن ، عوامل رضا پالانی موسوم به پهلوی ، پدر همین محمدرضای پالانی او را به شهادت رساندند ، و بعد هم خاطره ای از خود تعریف کرد ، در محل زندانش هنگامی که رئیس ساواک پیش او آمده بود .

آن ماجرا را با دقت گوش کردم و فحوای ماجرا در دل و جانم ماند. بارها با نقل قول آن ماجرا از لسان امام امت ، بحثم را غنا داده بودم و عبرتی را یادآوری. اما همین چند روز پیش در این برنامه ، دیدم که صداوسیما حتی عاجز است تا یک خاطره از امام را بازسازی کند ! اینها حتی نمی توانند به اندازه خود حضرت امام و کلام شیوایش ، در بیان تاریخ ، و خاطره گویی ، موثر و مفید باشند.

در صحنه ای از این فیلم ، آن رئیس نظامی ساواک ، به امام امت ، از پنجره خودرو ، صفات و مشخصات سیاست از نگاه یک ایرانی شاهدوست !!  و البته امنیتی وابسته به دربار را توضیح می دهد و می گوید که خلاصه آنکه سیاست یعنی پدرسوختگی و این سیاست را امام باید به آنها بسپرد و امام هم در یک جمله به او در همان حال نشسته و بی شکل ، می گوید : "البته در این سیاست که شما گفتید ما از اول هم دخیل نبودیم " .

چنان این صحنه کلیدی ، که می توانست محور و مغز و مخ جریان حرکت این مجموعه تصویری باشد ، بی رنگ و بو و حس و محتوا به تصویر کشیده شد ، که تاسفی عمیق ، تا استخوانم پیچید. حال ، برایتان روایت امام از آن ماجرا را توصیف می کنم تا دست بردن در تاریخ و تغییر شکل آن توسط صداوسیما را که به قیمت گرفته شدن تمام جان مایه این صحنه است را بدانید و بفهمید که حتی به این قیمت و فقط برای آنکه صحنه با داستان حضرات جور بیاید ، چگونه ماجرایی شگرفت ، بی خاصیت شده است. البته نقل جملات از سوی من حتما با قید نقل به مضمون همراه است.

امام ره در جماران این دو خاطره را برای مردم تعریف می کنند. خاطره اول مربوط به مرحوم شهید آیت الله سید حسن مدرس است که شعار انطباق سیاست و دیانت او در تاریخ این کشور حکاکی شده . روزی ، زندان بان این روحانی بزرگ ، که یک قزاق منصوب به زندانی بانی ، از سوی رضا پالانی موسوم به پهلوی بود ، به محل زندانی او می رود و به او می گوید :

قزاق : ببینم مگر تو "اهل علم" نیستی ؟ 
شهید مدرس : چرا .
قزاق : پس چرا در سیاست دخالت می کنی ؟ برو و به درس و بحثت برس . برای چه در سیاست دخالت می کنی ؟
شهید مدرس : می دونی چیه ؟ خیلی خری !

در این جا مردم در جماران ، بشدت می خندند. امام (قدس سره الشریف ) بعنوان حاشیه می فرماید : می دانید آن "خیلی خری" انجا یعنی چی ؟ یعنی حکم اعدام .

 قزاق : چرا ؟
شهید مدرس : اگر من دخالت نکنم پس چه کسی دخالت کند ؟

و در ادامه ، امام رحمت الله علیه ، می گوید که خود هم خاطره ای در همین حدود دارد. می فرماید آن موقع که در می خواستند ایشان را تبعید کنند ، روزی رئیس ساواک ایران با حالتی گریان و نالان خود را به درون محل زندان انداخته و با گریه و آه و ناله فراوان به امام می گوید که امام (ره) وی را به گناه انداخته است !

امام تقریبا با حالتی مثل تمسخر می گوید : آقای – اگر اشتباه نکنم ، - نصیری ، چرا گریه می کنی ؟ چه شده ؟

رئیس ساواک در همان حال تباکی ، می گوید : ای آقا ، من مقلد شما هستم ، من نوکر شما هستم، من خاک پای شما هستم ، شما رفتی و در سیاست دخالت کردی ، من را مجبور کردید شما را به زندان بیاندازم ، من گناه کردم و شما مرا مجبور کردید ! و در ادامه می گوید : آقاجان ، سیاست یعنی کلک ، سیاست یعنی حقه ، سیاست یعنی دروغ ، سیاست یعنی پی پدر مادری و خلاصه یعنی پدرسوختگی. سیاست را به ما سیاستمداران بسپارید .

امام می فرماید با خنده گفتم : آقای – احتمالا. تردید از من است – نصیری . نگران نباشید. این سیاست که گفتید، مال شما ! ما از اول هم در این سیاستی که گفتید دخالت نداشتیم !

به روح امام و یاران پر صلابتش صلوت می فرستیم و از خداوند متعال توفیق ادامه راه آنان را خواستاریم .


کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،کلمات کلیدی: صداوسیما ،کلمات کلیدی: تاریخ انقلاب ،کلمات کلیدی: حضرت امام خمینی(ره)