مثلا می خواهند جريانسازی کنند ،‌عليه خودشان جريان ساخته می شود !‌

اگر یادتان باشد ، مدتها قبل در مطلبی به تجزیه و تحلیل وضعیت تحرکات سیاسی گروه سایتهای پرشین بلاگ پرداختم. در این مطلب ، بر ارتباطات قطعی میان بوترابی و ابطحی و سایر جریانات سیاسی ویژه و حتی فمینیست های مشارکتی نیز اشاره ای شده بود. 

چند روزی است که خبر دستگیری مهدی بوترابی – که بر خلاف ادعای برخی دوستانش فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته تاریخ است و نه حائز مدرک دکتری ! – منتشر شده است. برخی علت دستگیری او را به ربوده شدن آقای عسگری تاجر ایرانی و مقام سابق نظامی در ترکیه مرتبط می دانند. برخی دیگر نیز پرونده های مفاسد اقتصادی او را عامل دستگیری وی بیان می کنند. گروهی دیگر ، مشکلات امنیتی سایتهای اینترنتی وی را عامل این بازداشت می دانند و برخی دیگر نیز مسائلی بغایت جدی تر در حوزه امنیت ملی مطرح می کنند که گاها در حوزه پرونده هسته ای نیز وارد می شود. 

بارها به بسیاری از دوستان گفتم ، با وجود اینکه متن وبلاگ خود بنده مشحون از نکات منفی عملکرد این جریان است ، لیکن تا زمانی که قوهء قضائیه یا نهاد بازداشت کننده و بررسی کننده اتهامات وی ، رسما اعلما نظر نکند ، من به شخصه هیچ نظری در خصوص نوع اتهامات ایشان ندارم .خصوصا اینکه بر اساس مقررات نظام اسلامی ، متهم تا وقتی به دادگاه نرفته و جرمش اثبات نشود ، صرفا "متهم" است و ممکن است تبرئه هم بشود. پس از نظر من ، اعلما نظر قطعی نهادهای امنیتی و قضایی ملاک است. نه اظهار نظرهای شفاهی پراکنده . 

اما چیزی که در این حیص و بیص افشا شد ، فریاد وا وبلاگا و وا آزایای همان جریاناتی بود که در مطلب تحلیلی گذشته ، از ارتباط قطعی وعلنی آن با این آقا مطلب نوشته بودم . 

محمد علی ابطحی ، همان فردی است که همانگونه که در مطلب قبلی نیز گفتم ، عامل ارتباط جوانان گروه اولیه پرشبن بلاگ با بوترابی بوده است. البته ابطحی بسیار تلاش نمود تا با واکنش رسمی نشان ندادن به مطلب مذکور از فشار بیشتر به خود و بوترابی برسر افشای لابی سیاسی پشت عملکرد منفی پرشین بلاگ بکاهد ، اما امروز که بازداشت بوترابی برای وی ، به عنوان زنگ خطری برای منافع مالی وسیاسی اش در پرشین بلاگ بصدا در آمده ، از او بعنوان "دکتربوترابی" و "رزمنده " نام می برد. 

عجیب نیست ؟ 

کجا سراغ دارید که امثال این آقا ، در دعوایی میان جمعی بسیجی و رزمنده و جانباز با هم قبیله ای های خودشان ، برای جهاد و شهادت و جبهه و دفاع ، ارزشی قائل باشند ؟ اما مثل همیشه و همانطور که بارها گفتم، وقتی که چیز دیگری برای گفتن ندارند، از دین و ارزشهایش علیه دین وارزشها سود می برند و می خواهند تا با چاقوی جبهه و جهاد ، سر انقلاب اسلامی را ببرند. 

آقای بوترابی کسی است که تا به ایشان از سوی امثال بنده فشار نیامد ، حاضر نبود حتی شهادت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در سایتش تسلیت بگوید اما برای هشتم مارس روز زنان در دنیا روی صفحه اول وبسایتش خبر تبریک درج می کرد ! آقای بوترابی کسی است که حتی منایبتهای ملی را هم به رسمیت نمی شناخت اما وقتی به او علامت تخت جمشید نصب شده روی سردر پرشین بلاگ را تذکر دادم و کمی هم فشار استدلالی چاشنی اش شد ، مجبور شد تا برای مناسبت های ملی و مذهبی هم تره خورد کند ! آقای بوترابی همان کسی است که تا با خطر فیلتر شدن و برخورد قانونی از طریق دستگاه قضایی مواجه نشد ، خودش اقدام به پاکسازی وبلاگهای آلوده مستهجن و مبتذل و آنتی فیلتر نکرد. بگذریم که برای حفظ ظاهر البته گاها وبلاگهای غیر همسو با منافعش را می بست . 

نخیر آقا ! 

شما که عنصر اصلی "گروه سرمایه گذاران " پشت پرده پرشین بلاگ بودید که بوترابی به نمایندگی از آنها با جوانان پرشین بلاگ قرار گذاشت ، لطفا از این عناوین استفاده نکنید. البته برای من روشن است که شما مختان منجمد تر از آن است که این تذکر همیشگی بچه مسلمانها توی کله تان برود. اما این را هم بدانید که بیش از حد این رفتار ، نخ نما و کپک زده است. شما نگران وبلاگ و وبلاگ نویسی نیستید. اعتراف کنید که شما نگران حدود 60 میلیون تومان سرمایه گذاری اولیه و سود سرشاری هستید که از طریق پرشین بلاگ به جیب شما از ناحیه این شراکت واریز می شد. پس بدانید که این ادای دردمندی و آه و ناله و فغان برای آزادی وادبیات و وبلاگ نویسی ، ماسک مسخره ای است که اتفاقا کش آن هم در رفته و فقط نیمی از چهره تان را می پوشاند ! 

البته این موضوع هم مثل موضوعات دیگر باعث شد تا پرده دیگری از سناریوی تزویر و فریب افکار عمومی برملا شود. مطالب اخیر مندرج در وبلاگ آقای ابطحی و اظهارات فخرالسادات محتشمی پور که ارتباطات همگی آنها با بوترابی در آن مطلب بررسی شده بود ، امروز مهر تاییدی شد بر پیشانی مطلب این وبلاگ در وابستگی های عمیق سیاسی و اقتصادی و تبلیغتی بین گروههای سیاسی جریان غیر ارزشگرا ، با این سایت و سرویس وبلاگ نویسی و نشانه ای بود از اغراض سیاسی پشت پرده مدیران این سرویس اینترنتی .

نشد قربتا الی الله حتی یک بار ، یک مجرمی ، کسی ، چیزی را از این جریان سیاسی بگیرند و رفقای فریاد وا اسلاما و وا آزادیا سر ندهند. حتی خود ابطحی هم که بخاطر آلودگی های کمر شکن اخلاقی اش ، توسط خود خاتمی کنار زده شد ، کنار رفتنش را به بهانه های سیاسی مرتبط نمود ! از آن شهرام جزایری و کرباسچی دزد بگیر و برو تا جاعلان نظرسنجی و فروشندگان اطلاعات محرمانه نظام اسلامی به بیگانه مانند عباس عبدی و حسینعلی قاضیان و بهروز گرانپایه و بیا تا همین موسویان و حضرت بوترابی. اگر مصداقی خلاف این بود ، خیلی متشکر می شوم یاد ما هم بیاندازید!

/ 60 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سپاهی ها که تو سنگشونو به سينه می زنی دخترهای مجاهدين خاق رو دستگير می کردن اول بهشون تجاوز می کردن بعد بازجوئی می کردن .يکيش همين اکبر گنجی ببين خدا چه بلائی سرش آورد تو زندان رژيم منحوس خمينی که حالا فرار کرده رفته تو دامن آمريکا تو هم بالاخره کونتو به باد می دی از ما گفتن همين سپاه پاسداران يه روز می گيرن می کننت.

کيرم تو اون سپاهی که تو عاشقشی برو خوار مادرتو جمع کن که دارن میدن تو حاليت نيست

حاج حميد

ميلاد حضرت زينب (س) مبارك باد ختم قرآن کریم هدیـه به روح ملکـوتـی شاعر شوریده حال حاج محمد رضا آقاسی

علی(آدمکها)

اللهم عجل لوليک الفرج...سلام حاجی.خوبی؟کامنتمو عمومی نکنيد بهتره.خلاصه اينکه غرفه ی خوبی داشتيد و ما هم از همسايگی هفته يی با شما خرسند شديم.ضمن ارزوی موفقيت....التماس دعا(مشاوربلاگ)

علی(آدمکها)

http://i19.tinypic.com/4ort37m.jpg http://i18.tinypic.com/4m1u6fo.jpg http://i18.tinypic.com/6g9yqki.jpg درگيری وبلاگ نويسان مبارز با شبکه قرانی در اخرين روز نمايشگاه رسانه ها تبديل به رينگ خونين کرد

دلنامه (محمد مجيدی)

بسم الله سلام .. ممنون که اون آيه را بر روی وبلاگم تصحيح کرديد. وبلاگ فوق العاده ارزشی داريد ... با اجازه لينک کردم علی علی والسلام

پاسداران

بسم الله . جناب شاهد . حرفهای نامربوط ؟ نامربوط به چی ؟ اونوقت اگه اينا که من نوشتم نامربوطه اينی که شما نوشتی چيه ؟

پاسداران

بسم الله . جناب مهدی جعلی ./ فعلا که سنگ طالبان را آمريکائيانی همچون شما به سينه می زنند. آمريکا خود طالبان را علم کردو خود هم مجبور شد فتيله اش را پايين بياورد. چون می خواست او را نماد ايدئولوژی اصولگرايانه در عالم اسلام کند و بعد هم جمع کند و بگويد اين بنيادگرا بود و حالاديگر چون او نيست پست بنيادگرايی ديگر نيست. اما شما برای اينکه کمی حالت خوب شود و از بی ربط نويسی واقعی کمی دست برداری کمی بياد آور که دشمنان جمهوری اسلامی يکايک حذف شده اند و می شوند. آن هم به دست دوستان خودشان . صدام را ببين . بن لادن را ببين . ملا عمر را ببين . کمی هم انديشه کن. جمهوری اسلامی دشمن تو نيست. مگر آنکه تو او را دشمن بپنداری. يا حق.

پاسداران

بسم الله . آقای هادی سليمانی. با سلام . اميدوارم حال تمام کسانی که معتقد به ::ممکن بودن عدول از آرمانهای نظری رهبری و در عين حال عدالتخواه ماندن :: هستند از ديدن وبلاگ من بد شود.