داستانهای پاسداران و فرفرستان اپوزیسیونی 1- داستان حشمتیه

دیگه اینقدر این گافهای دوستان داره زیاد میشه ، ایمیل ما از ارسالی های بچه ها داره میترکه . گفتیم یک بخش راه بندازیم به این نام همه اینها رو بگذاریم اینجا.

داستان این شماره : ماجرای حشمتیه !

١- باور می کنید با وجود اونکه چیزی بنام زندان حشمتیه الان بیش از یکساله که وجود نداره و الان یکی از واحدهای اداری نیروهای مسلح آنجا را پر کرده ، حضرات از این دم می زنند که میر خل ملنگ و میرکروبک رو خانواده را به زندان حشمتیه برده اند؟

می گی نه ؟ خودت ببین :

عمو ! کلن دیگه چیزی بنام زندان حشمتیه نداریم . الانم هرکی قرارباشه بره به ماهیت قانونی اونجا ، می فرستنش یه جای دیگه که از این آدرسی که شما دادی لا اقل پنجاه کیلومتر فاصله داره ! :) چه رو نخشه ! مشخصصصص کرده یعنی دیگه اخر دقـقققــــت !

/ 2 نظر / 66 بازدید
ماه پری

سلام دوست عزيز نوشته هايتون خيلي زيباست با اجازتون يه پست در مورد وبلاگتون نوشتم ممون ميشم يه سر بزيد و نظرتونو بهم بگيد صفحه بانوان امروز

ساناز

سلام آقا ابوذر خدا قوت: بابا تو كه ما را لينك نكردي لاقل مطلب زير رو بزار تو وبلاگت: امروز شبكه ي آمريكايي پارس به پخش اعتراضات 10 اسفند به قول خودش در تهران پرداخت و يك ويدئو كليپ موبايل از اعتراضات در تهران نشان داد.يه يك دختر جوان درحالي كه در حال عبور از پياد رو بود و با مردم حركت ميكرد شعار مرگ بر ديكتاتور را سر مي داد......او چندين بار اين شعار را تكرار ميكرد و از افرادي كه در پياد رو بودند ملتمسانه خواهش ميكرد كه تكرار كنند.......و چون مردم به او توجهي نكردند در آخر به گفتن جمله ي زير اكتفا مي كند: اه بگيد ديگه..................