پاسخی به کامنت یک خطی اخیر آقای محمدرضا زائری

هرچند که در سراسر ظاهر متن یادداشت "توضیح" مخاطب عمومی ، شما را صرفا در حال زدن به نعل ، می یابد و فکر می کند که واقعا شما در حال تبری جستن از دشمن این انقلابید ، لیکن این مخطاب ژرف بین است که می تواند لایه های کلامی و سیاسی موجود در متن شما را یافته و بکاود.  

موضوعی ، نگاه منتقدانه امثال اینجانب را تند و تیز تر می کند و آن ، وجود و ظهور مجدد برخی ظرافت ها و پیچیدگی های کلامی است که مجددا همان نگاههای منتقدانه قبلی را بسمتتان تیز می کند. وقتی به روح مشترک دو مطلب "همه دروغ می گویند " و "توضیح" نگاه می کنم ، مطمئن می شوم که نیت نوشته شدن آن، نه تصحیح خطایی غیر عمدی ، یا جلوگیری از شکل گیری یک سوء تفاهم ناخواسته ، بلکه صرفا ، تامین یک حاشیه امنیتی ، برای جلوگیری از خطری احتمالی در قبال افشای عملکرد منفی است. جالب آنکه در همین تلاش نیز ، مجددا قلم نویسنده ، زاویه خود را با صداقت نشان داده و از لحاظ نمودن پیچیدگی ها و عدم روراستی و کماکان رودربایستی کردن با شعور مخاطب ، دست برنداشته است.  

در تعجبم از اینکه نویسنده مطلب" همه دروغ می گویند " و مطلب "ما همه مون مثل همیم " چگونه تلاش می کند تا به مخاطب بقبولاند که همین یک دفعه ، و فقط همین یک نفر ، یعنی محمدرضا زائری ، خصوصا در مطلب "توضیح" و حتی با اکتفای صرفی به ظاهر آن ، راست می گوید ؟ مگر نگفتید که همه دروغ می گوییم و همه هم مثل همیم ؟ حالا چطور شد که این بار "شما" – ارائه کننده تزی چنین نوین و مترقی ، که بنا بر ادعای مالکش ، فقط برای حفظ اسلام و مسلمین ابداع ! شده -  مدعی شده که تنها مثال نقیض تز گهربارش ، خودش است ؟  

آنان که همچو شما در سلک و لباس روحانیت ، به جنگ حضور پررنگ مدیر دینی در عرصه سیاسی می روند ، خواه ناخواه، نمی توانند بیان سکولاریست های شلوارکی و کش شلواری همچون صادق زیبا کلام را در این عمل خود بکار برند و مانند آنها ، با بی پروایی هرچه تمامتر دم از تلاششان برای تعویض نگاه حاکم در رفتارهای اجتماعی ، از نگاه دینی ، به نگاه لیبرالیستی، بزنند

ای آقا. کاش در همان حد موضوع باقی می ماند و بنده هم نظر به این دیدگاه - که لاجرم این تز نویسنده ، لااقل در مورد خودش معتبر است – می خواستم از کنار آن کامنت یک خطی بگذرم و حداکثر در ذهنم این بود که در جواب آن کامنت ، بنویسم : من هم به سهم ناچیز خودم از شما خواهش و تمنا دارم ، شما را بخدا و بخاطر خدا ، شما یک نفر ، اختصاصا و انحصاراً در مورد حفظ این ممکلت دچار احساس تکلیف نشوید. اما وقتی می بینم ، علیرضا زائری در کمال تیز هوشی و البته لایه مندی ، اپوزیسیون شدن را شأن افرادی "حقیر" چون خود نمی داند و آن را مقامی رفیع می پندارد که در ظرفیت عناصری چون او که "عددی" نیستند نمی گنجد و خود را "ذره ای" می داند که در دریای پر عظمت ! اپوزیسیون ، به حساب ناید و می نویسد که برای اپوزیسیون شدن "خیلی افراد مهم تر و مشهور تر از من توی صف ایستاده اند و حالا حالا ها نوبت  من نمی شود !" !!! ، یا اینکه می بینم تنها مشکل اپوزیسیون بودن را مقطعی بودن توجه اربابان بیرونی می داند و بدون تعرض به ذات رویکرد اپوزیسیونی می نویسد که عیب اپوزیسیون بودن این است که اپوزیسیونها بجز مشاهیرشان "بعد از مدتی که تاریخ مصرفشان تمام شد سر از آوارگی در آوردند " و در این امر ، موکدا می آورد که " اگر از مشاهیر ]اپوزیسیون[ بگذرم حداقل در نمونه هایی از جوانتر هایی  چون ]...[  که تقریبا آنها را  می شناختم  این تجربه را شاهد بودم" و البته می نالد که وقتی می توان این تجربه  واستعداد در خالی بندی را در داخل مرزها با کیاست به زر تبدیل نمود ؛ چرا باید این استعدادها به هدر برود و "استعداد و توانمندیها" به هدر برود ؟ واقعا آفرین ، که این مضرات اپوزیسیون شدن ، چه خوب در مقابل چشمان شما بود و به ما حالی کرد که آب و نان ، یکجا در تهران است نه در نیویورک و لندن و آخن و تورنتو ! هرچند که هرچند وقت یکبار ، هوایی باید عوض کرد :) ،‌آنگاه است که نمی توانم ساکت بنشینم و فقط نظاره گر باشم . 

571097.jpeg

آقای زائری !

آنروزکه در مقام یک روحانی ، در جلسه باصطلاح نقد فیلم مارمولک در دانشکده فنس دانشگاه تهران ، مقابل دیدگان من ، تنها کاری که نشد ، نقد بود و تقریبا هرچه بر وزن تفعیل بود ، مانند تبلیغ و تکریم و تشجیع و امثال ذالک برای فیلم و کارگردان زرنگ و مارمولکش رخ داد و شماهم مستند بوکالت مجهول السند خود از تمام روحانیت و به نمایندگی از آنها ، از توقیف این فیلم ، از دانشجویان کمونیست حاضر در جلسه که منتظر نمایش فیلم  وبرگزاری یک جلسه مفصل کف و سوت بودند ، عذرخواهی کردید ، روحم هم از حکمت اینهمه خوش خدمتی پرحجم و غیر عادی بر خبر بود و امروز است که هنگامی که به قلم خود ، ریشه آن را – آنهنگام که اعتراف به همکاری در تولید این فیلم کردید – بیان می کنید ، متوجه آن تعظیم تا به کمر الفاظتان در پیشگاه آن کارگردان می شوم. بگذریم از جناب داماد شهید آوینی که حتی به اندازه داریوش ارجمند مضمون شناس نبود که لا اقل مثل او که از خطه هنرمندان است – نقل به مضمون - بگوید "مارمولک اثر هنری نیست. یک فیلم سفارشی سیاسی است " ! بگذریم که چه کف و سوتی از حضار ترگل و ورگل حاضر در جلسه نوش جان کردید هنگامی که آن عذرخواهی عریض و طویل را نثار آن جمع خودمانی و گرم و صمیمی !! دختر و پسر دانشجوی اپوزیسون نمودید. این ، به حکم همان است که خداوند متعال در کتاب شریفش فرمود براستی که انسان خود خودیت خود را افشا می کند و رازها را بر ملا می سازد .  

خداوند وجود نورانی آن امام راحل (ره) را سیراب از کوثر نو کناد که در خاطره ای از خود و ریس ساواک – نقل به مضمون - فرمود رئیس ساواک مدعی بود مقلد من است و فردی مقدس مانند من باید که به امر دین بپردازد و از دخالت در سیاست که مشحون از دزدی و کلک و نامردی است بپرهیزد که من نیز به او گفتم ، این سیاستی که شما گفتی ، مال شما. ما از اول هم در آن دخالتی نداشتیم .

جناب زائری !

آنان که همچو شما در سلک و لباس روحانیت ، به جنگ حضور پررنگ مدیر دینی در عرصه سیاسی می روند ، خواه ناخواه ، نمی توانند بیان سکولاریست های شلوارکی و کش شلواری همچون صادق زیبا کلام را در این عمل خود بکاربرند و مانند آنها با بی پروایی هرچه تمامتر دم از تلاششان برای تعویض نگاه حاکم در رفتارهای اجتماعی ، از نگاه دینی، به نگاه لیبرالیستی ، بزنند. هرچند که کشف این حقیقت مشترک تفکر تمام سکولاریستها در مخاطبان صاحب بصیرت ، کاری بس عادیست. اما آنچه که امثال شما در حجیت عمل بی توجیه خود بکار می برند ؛ همان است که اینجا گفتید و آن ، چیزی نیست جز آنکه ادعا کنند "بخاطر حفظ حرمت و شان خود دین ، میگوییم در سیاست دخالت نکند."

خداوند وجود نورانی آن امام راحل (ره) را سیراب از کوثر نو کناد که در خاطره ای از خود و ریس ساواک – نقل مضمون - فرمود رئیس ساواک مدعی بود مقلد من است و فردی مقدس مانند من باید که به امر دین بپردازد و از دخالت در سیاست که مشحون از دزدی و کلک و نامردی است بپرهیزد که من نیز به او گفتم ، این سیاستی که شما گفتی ، مال شما. ما از اول هم در آن دخالتی نداشتیم .  

از آقای زائری باید پرسید ، چه فرقیست میان کسی که مدعیست نمی تواند درک کند که چرا برای وجودی چون امام راحل (قدس الله نفسه الزکیه) باید محلی و نشانی و جایگاهی برای جمع عشاق و ارادتمدان و اصولا انسانهای جویای نور ، فراهم آورد ، و کسی که با ساخت همین گونه بقعات برای اهلبیت مخاطلفت می کرد ! نه . اشتباه نکنید ، الان در این جمله ، نگاهم به سلفی گری و وهابیت نبود. نگاهم به آنها بود که دقیقا مدعی اعتقاد و محبت به آن امام معصوم (ع) و اصرارشان برای حفظ اسلام هستند و البته که گاها لباس عباسیون را بر تن دارند. می دانید دیگر. لباس عباسیون و نسبشان به اهلبیت در میان سیاسیون معاصرشان از همه نزدیکتر است ! والا ، وقتی درب موتورخانه مغز همان حضرات را هم باز کنی ، چیزی جز گرمخانه ای مشتعل از آتش سیاست ماکیاولیستی و هوشمندانه ، یافت نمی کنی.بگذریم که با گذشت تاریخ ، این ماکیاول بود از کاز روی دست امثال حضرات نوشت !

آقای مطبوعاتی محترم !

بمن بگویید ، وقتی کسی مدعیست "...اگر اختلافی هم هست تفاوت در فهم راه و شیوه است نه در اصل ماجرا..." مگر نه اینکه با زبان لفاظی و سیاست ورزی ، در حال تجویز پلورالیزم و تکثرگرایی حداکثری معرفتی است ؟ خوب ، جناب آقا ، بفرمایید ببینم ، مگر این پلورالیزم معرفتی که بدان دچارید ، مرزی هم دارد که حکم کنیم کارشما به اختلاف در "اصل ماجرا" بخاطر تقاوت – حتما از نظر شما ممدوح - در فهم راه نکشیده ؟  بگذاریم و بگذریم از این همه سیاست و آرتیست بازی.  

تریبونهای روبروی آقای سخنگوی را ببینید. عکساس را پیدا کنید مال کجا بوده . ببینید من عکس را از سرور کجا دارم می آورم !به به ! آفرین .شاید کسی نداند ( یعنی آیا کسی هست که نداند ؟ ) ؛ اما امثال من که با عملکرد شما در همان خانه روزنامه نگاران آشنایی داشتم که می دانم ، آنچه که بعنوان مقالات انقلابی، ضمیمه پست توضیحی خود کرده اید ، ذره ای با یادداشتهایتان در همین وبلاگ تفاوت نمی کند. کاش آرشیو آنها را هم علنی کنید تا دوستان را فیض افزایید و سور را رنگین کند !  یا شاید کسی نداند ( و واقعا شاید خیلی ها ندانند ) که خیلـــــــــــــــی ، این نگفتن از "دوران زندان" ، بخاطر عشق به چشم و ابروی زندانبان و قاضی و جمهوری اسلامی نیست و می توان گفت ، نذر کردن روغن ریخته ، بپای امامزاده است. والا ، مثلا قرار است چند صفحه و کدام بخش ها از اعترافات و کشفیات و حقایق پنهان در پس پرده در مورد آن ماجرا را بیان کنید که حتی لا اقل کمی آنوری ها را لا اقل قلقلک  دهد ؟ آقا شما لطفا به خودتان زیاد زحمت ندهید. اگر لازم و ضروری دیدید  ، فقط اشاره ای بر سر منابر جدید و قدیمی بکنید ، نظام خودش همه چیز را علنی و "فاش" خواهد گفت. مانده ام که نظام به چه کسی بگوید اگر این نذری شما را نخواهد چه کسی را باید ببیند ؟ یک امیر فرشاد ، کمتر یا بیشتر ، فرقی هم مگر می کند ؟  

راستی ، نگفتید چرا جوابی دقیق به آن اخمخ مخ پلاستیکی که از وزارت امور خارجه آمریکا برایتان مطلب می گذارد ندادید و البته توامان ، کامنتش را - بدون هرگونه جرح و تعدیل - منتشر کردید ؟

/ 9 نظر / 75 بازدید
مسعود

من اصلا معتقدم محمدرضا زائری و حسین درخشان و ابراهیم نبوی یک ائتلاف پنهانی تشکیل داده اند تا چهره بین المللی شما را در عرصه بین الملل افشا کنند. و این حرف ها هم دعواهای زرگری آقایان است. حتی ممکن است این سه نفر یک نفر باشند در سه لباس متفاوت که برای تخریب چهره مشعشع و پرآوازه جنابعالی مستقیما در جلسه شبانه رایس، بوش، عمه شارون و مادرزن اولمرت برنامه ریزی شده اند. ابوذر جان یک کم تلاش کنی می توانی به خوبی از این توطئه شوم پرده برداری کنی و یک افشا گری حسابی راه بیندازی. با توجه به سوابق وبلاگ نویسی ات، من این توانایی را به راحتی در تو می بینم!

مسعود

از شوخی گذشته، پسر جان چرا نمی خواهی یک بار هم که شده از این افکار متوهمت بیرون بیایی و دنیا را آن گونه که هست (نه آن گونه که در ذهن توست) ببینی؟ اگر بالای پنجاه سال داشتی، می گفتم در خفقان بزرگ شده ای و گریزی نیست؛ اما تو که جوان و تحصیلکرده هستی چرا مدام به دنبال اعتراف گیری و محکوم کردن و نسبت دادن جرم و مسائلی از این قبیل هستی؟ محمدرضا زائری هر که هست خود را از اپوزوسیون جدا کرده(یا حداقل این گونه نوشته)؛ حالا با پیدا کردن چند تا عکس و مقاله و رجوع به آرشیو ذهن متوهمت، تلاش کن تا وی را یک جوری به اپوزوسیون بچسبانی! منتظرم تا ببینم که سند همکاری پنهانی وی با پنتاگون و موساد را رو می کنی!

ابوذر منتظرالقائم - پاسداران

بسم الله . شما سینمایی ها چرا فکر می کنین از همه همه چی رو بیشتر حالیتونه ؟ خصوصا تو سیاست که برای همه عالم تعیین تکلیف می کنین ؟ اونهم معمولا با همین ادبیات توهین آمیز و زشت. انگار استدلال کردن رو اصلا بلد نیستید. شماهم ، لازم نیست حقیقت رو آگراندیسمانش کنی که زشت و مضحک و کاریکاتوری بشه . همین حقیقت رو در همون ابعاد خودش قبول کن مابقیش پیش کش. شما با این توهم :عدم توظئه ات " خدا رو شکر کاره ای تو مملک نیستی والا سربازارو از مرز هم جمع می کردی. من تو متنم یه مموعه از استدلال و کد آوردم اگه مردی رد کن . البته این که زائری لا اقل در کلام هم اپوزیسیون رو رد کرده خیلی خوبه . اما باید علت این رد کردن صوری رو پیدا کرد. وصل بودن به جوهره انقلاب یا ترس از قطع شدن نان ! به نبگاهی هم به تیپ سیاسی نویسیت بکن. اینقدر پرتی ،‌که حسین درخشان و نبوی و این آقا رو تو یک طیف کردی :)) . تازه ، کی به چهره مشعشع ما گیر داده ؟ کو ؟ حواست کجاست‌؟ خوابی ؟ برو بخواب پا رایانه ننشین که بیشتر سوتی سوار کنی . اون عکس و مقاله ای که گفتی کو ؟ اون عکسایی که زدم نمک رو آشه .

ابوذر منتظرالقائم - پاسداران

حالا شماها بمن بگین ،‌چرا همیشه این باصطلاح توهم ما ،‌با واقعیت های صحنه جهان جوره ،‌اما شماها هم همیشه میگین توهمه !توهمه! ؟ . چرا شماها این همه همه چی رو ایشالا گربس می بینین؟ اونموقع که همه چی از دست رفت بیدار میشین ؟ هرچند امیدی نیست خصوصا با توجه به سوابق درخشان سینمایی جماعت در درک ضرورتها. اعتراف گیری هم ، نه بد است به ذات و نه خوب. هرچند که ما پلیس نیستیم . اما اگه پلیس دنبال اعتراف گیری نباشه خیلی مسخره میشه . اما اعتراف به حقیقت هم چیز خوبیه ها . تا بحال استغفار کردی از گناهات ؟

موسی

من که یک کلمه از حرفاتو نفهمیدم.! قبلانا بهتر می نوشتی.

موسوي

سلام ‹‹ ايران بعد از احمدي نژاد ›› مطلب جديد وبلاگ حامي مي باشد از نظرات مفيد شما بهره مند مي شوم .

امین

آقای زائری در پست اخیرش با عنوان "توضیح" به همه توضیح داد . هم به شما هم به آمریکایی مخ پلاستیکی . قشنگ آمد افکارش را و تولیدات گذشته اش را لیست کرد . توضیح از این بهتر ؟ جوابی از این دقیق تر ؟ خاتمی نماد این نوع افرادی است که لباس روحانی بر تن دارند و منش ضد آن . این آقای زائری هم با این کار ها نمونه ی همان افراد است. این افراد همچنان سعی میکنند خود را دینی نشان دهند . عجب. چه دین جدیدی

در جلسات موسسه سرچشمه هم خیلی مطابق خواسته مخاطب حرف می زندوبعضی اصول فقهی دین مثل حجاب راعلنامی کوبدتازه احیاء شب قدرهم میگیردعجیب است اینقدرترکتازی واستفاده انحصاری ازبیت المال؟