با عرض پوزش از آقای رفسنجانی...

914.jpg

آقاي هاشمي رفسنجاني در جلد هفتم از سلسله كتاب هاي خاطرات خود كه اخيراً در 688صفحه و با عنوان «به سوي سرنوشت» منتشر شده است آورده اند كه حضرت امام(ره) با حذف شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر شوروي موافقت كرده و منتظر فرصت مناسب براي انجام آن بوده اند! آقاي رفسنجاني در صفحه 173اين كتاب و در نقل خاطرات خود از روز پنج شنبه 14تيرماه 1363مي نويسند؛ 

«... نماينده شوشتر هم آمد و پيشنهاد قطع شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر شوروي را مي داد. گفتم به طور اصولي تصميم گرفته ايم، امام هم موافقت كرده اند ولي منتظر فرصت هستيم.» 

با عرض پوزش از جناب آقاي هاشمي رفسنجاني كه سوابق درخشان و فداكاري هاي فراوان ايشان در راه اسلام و انقلاب بركسي پوشيده نيست، بايد گفت آنچه آقاي رفسنجاني به حضرت امام(ره) نسبت داده اند با آنچه از مجموعه مواضع اعلام شده و خط شناخته شده امام راحل(ره) برمي آيد و در دسترس همگان است همخواني ندارد. بديهي است در اين نوشته قصد آن نداريم- خداي نخواسته- جناب رفسنجاني را به «خلاف گويي» از قول امام(ره) متهم كنيم بلكه پاسخ ابهامي را مي جوئيم كه ايشان پديد آورده اند. ابهامي كه شايد پاسخ آن، خطاي آقاي هاشمي در نقل خاطرات خويش باشد كه به اعتقاد نگارنده، چنين است. 

و اما در اين باره اشاره به چند نكته ضروري است. نكاتي كه آنچه آقاي هاشمي رفسنجاني در خاطرات خود نقل كرده اند را نفي مي كند: 

1- حضرت امام(ره) در تمامي طول حيات طيبه خويش از آمريكا با عنوان «شيطان بزرگ» ياد مي فرمودند و اصرار داشتند كه «هرچه فرياد داريد بر سر آمريكا بكشيد» و بر اين باور بودند كه «همه گرفتاري هاي مسلمين زير سر آمريكاست» و... . مروري هرچند گذرا بر مواضع، سخنراني ها، پيام ها، نامه ها و دستورات و رهنمودهاي امام راحل(ره) كه تماماً موجود و در دسترس همگان است كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه آن بزرگوار، دشمني و مخالفت با آمريكا را يكي از اصلي ترين محورهاي استراتژيك نظام اسلامي دانسته و بر آن اصرار مي ورزيدند و از سوي ديگر شاهد بودند كه شعار مرگ بر آمريكا، اصلي ترين شعار مردم در تمامي تظاهرات، اجتماعات، نمازهاي جمعه و مخصوصاً در تمامي ديدارهاي مردمي با ايشان بوده است

52172438.jpg?v=1&c=ViewImages&k=2&d=17A4AD9FDB9CF193F669B259AB992A0475A94C1BBCBEDE6BB64BF48F6F3FD036

بنابراين، چگونه مي توان تصور كرد كه حضرت امام(ره) شعار مرگ بر آمريكا را به مصلحت نمي دانسته اند ولي از اعلام صريح نظر مبارك خويش خودداري ورزيده اند؟ مگر نه اين كه همواره از حضرت امام(ره) به «يك اشاره» بوده است و از مردم به «سردويدن»؟ 

2- در مقطعي از زمان اين احتمال مطرح شد كه شعار مرگ بر آمريكا مي تواند باعث آزردگي خاطر مردم آمريكا شود و بدبيني آنان نسبت به انقلاب اسلامي را در پي داشته باشد. در همان ايام حضرت امام(ره) به اين شبهه پاسخ داده و طي سخناني در جمع پاسداران مسجد حضرت ابوالفضل(ع)- صحيفه امام جلد11 صفحه 254- فرمودند: 

«اين ملتي كه الان دارند فرياد مي زنند مرگ بر آمريكا مقصودشان كارتر- رئيس جمهور وقت آمريكا- است. ملت آمريكا كه به ما كاري نكرده است. ملت آمريكا اگر بفهمد مطلب را، به حسب وجدان انساني اش با ما موافق است.» 

3- تعجب نكنيد! حضرت امام(ره) شعار مرگ بر آمريكا را يكي از دستورات رسول خدا(ص) مي دانستند... به اين نكته توجه كنيد؛ برخي از آخوندهاي دربار سعودي اعلام كرده بودند كه سردادن «شعار مرگ بر آمريكا» در مراسم برائت از مشركين غيراسلامي است و با مناسك حج سازگاري ندارد! حضرت امام(ره) با اشاره به آيه 28 سوره توبه خطاب به آنان فرمودند؛ 

«فرياد برائت از مشركان در مراسم حج يك فرياد سياسي- عبادي است كه رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم به آن امر فرمود. حال بايد به آن آخوند مزدور كه فرياد مرگ بر آمريكا و اسرائيل و شوروي را خلاف اسلام مي داند گفت؛ آيا تأسي به رسول خدا(ص) و متابعت از امر خداوند تعالي خلاف مراسم حج است؟ آيا تو و امثال تو آخوند آمريكايي فعل رسول الله(ص) و امر خداوند را تخطئه مي كنيد... و برائت و نفرين نسبت به دشمنان اسلام و محاربان با مسلمانان و ستمگران بر مسلمين را كفر مي دانيد؟». 

همانگونه كه به وضوح ديده مي شود، حضرت امام(ره) «شعار مرگ بر آمريكا» را به مفهوم اعلام بيزاري از مشركان و ستمگران تلقي كرده و آن را ضروري مي دانند، بنابراين چگونه مي توان پذيرفت كه آن بزرگوار با حذف اين شعار موافقت فرموده و منتظر فرصت مناسب براي انجام آن بوده اند؟! 

4- امام راحل ما(ره) نه فقط بر ضرورت شعار مرگ بر آمريكا تأكيد مي ورزيدند، بلكه نسبت به حركت ها و اقداماتي كه هدف آن حذف اين شعار باشد نيز به شدت نگران بوده و هشدار مي دادند. ايشان طي سخناني در ديدار با خانواده شهداي فاجعه 7تير به يكي از اجتماعات هواداران سازمان منافقين در روز عاشورا كه در آن با كف و سوت از سخنران مراسم استقبال شده بود اشاره كرده و هدف از اين حركت را به فراموشي سپردن شعار مرگ بر آمريكا دانسته بودند؛ 

«خط اين بود كه اصلاً آمريكا منسي- فراموش- بشود، يك دسته شوروي را طرح مي كردند تا آمريكا منسي بشود، يك دسته الله اكبر را كنار مي گذاشتند، سوت مي زدند و كف مي زدند آن هم روز عاشورا. خط اين بود كه اين قضيه مرگ بر آمريكا منسي بشود» -صحيفه امام(ره)، جلد15صفحه 29-

و دهها و صدها نمونه ديگر از اين دست كه در تمامي آنها حضرت امام(ره) به صراحت از ضرورت شعار مرگ بر آمريكا سخن گفته اند و... 

5- حضرت امام(ره) در وصيت نامه سياسي-الهي خويش هم از تأكيد بر ضرورت شعار مرگ بر آمريكا غفلت نفرموده اند و در بخشي از اين وصيت نامه ضمن سفارش به برپايي مراسم سوگواري حضرت سيدالشهداء عليه السلام، خطاب به سخنرانان، نوحه خوانان و مرثيه سرايان تأكيد مي فرمايند كه؛ 

«لازم است در نوحه ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناي ائمه حق عليهم السلام به طور كوبنده، فجايع و ستمگري هاي ستمگران هر عصر و مصر يادآوري شود و در اين عصر كه عصر مظلوميت جهان اسلام به دست آمريكا و شوروي و ساير وابستگان به آنان است جنايات آنان به طور كوبنده يادآوري و لعن و نفرين شود.» 

آنچه به اختصار مورد اشاره قرار گرفت و فقط اندكي از بسيارهاست كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه امام راحل(ره)، بر ضرورت شعار مرگ بر آمريكا تأكيد داشته اند، تا آنجا كه در آخرين اثر باقيمانده از خويش، يعني وصيت نامه سياسي-الهي خود نيز بر اهميت و لزوم آن اصرار ورزيده اند. 

6- و اما، ضمن احترام به جناب آقاي هاشمي رفسنجاني كه بي ترديد از استوانه هاي انقلاب هستند، يادآوري نكته اي از وصيت نامه سياسي- الهي حضرت امام(ره) درباره آنچه به ايشان نسبت مي دهند، ضروري است. امام راحل(ره) مي فرمايند؛ 

«... آنچه به من نسبت داده و يا مي شود مورد تصديق نيست، مگر آن كه صداي من يا خط من و امضاي من باشد، با تصديق كارشناسان، يا در سيماي جمهوري اسلامي چيزي گفته باشم.» 

با توجه به اين توصيه اكيد حضرت امام(ره) بديهي است آنچه آقاي هاشمي رفسنجاني در خاطرات خود ياد كرده اند قابل پذيرش نيست، چرا كه اولاً؛ با بيانات صريح حضرت امام و مواضع شناخته شده و مستند آن بزرگوار در تناقض آشكار است و ثانياً؛ آقاي هاشمي براي اثبات نظر خود، هيچيك از معيارهاي مورد اشاره در وصيت نامه سياسي-الهي حضرت امام(ره) را ارائه نكرده اند و... 

7- و بالاخره بايد به اين نتيجه منطقي رسيد كه جناب هاشمي رفسنجاني در برداشت خود از نظر حضرت امام(ره) دچار خطا شده اند و بي آن كه خود بخواهند يك نظر غيرواقعي را به امام راحل(ره) نسبت داده اند كه اين خطا، با توجه به شرايط اين روزها و نيز با توجه به دريافت روشن و مستند و تعريف شده اي كه مردم از ديدگاههاي حضرت امام(ره) دارند، قبل از آن كه براي ملت زيان آور باشد به شخصيت جناب هاشمي آسيب مي رساند و صدالبته تصحيح آن ضروري است.

 

يادداشت روز- حسین شریعتمداری – کیهان – شنبه  27/ 5/86

/ 28 نظر / 53 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پاسداران

بسم الله . محمد جواد جان .سلام . نه . هيچ مشکلی نيست. برای نمونه : خود من حتما از مبانی اعتقادی و اصل حرکت اين گروه وبلاگی حمايت می کنم . بقيه بچه ها هم مشکلشون بی خبريه .يا حق. :)

بودن

سلام دیدی ابوذر جرات نداشتی کامنت های من رو بذاری؟!

پاسداران

بسم الله . اتفاقا تو اين وانفسای سياسی ،‌ پوستين آزادی را معکوس نپوشيدن و - برای جلوگيری از خوردن انگ ترس و خودپرستی - کامنت های شما را منتشر نکردن ، خيلی قدرت و مردانگی می خواهد. والا منتشر کردن کامنت های شما عين ترس و بچگی است.

پاسداران

بسم الله . چه دندوووونايیيی ! :)) چه قندی تو دلت آب شد اخوی ۱ :) نه داداش. سرجاشه خيالت راحتتت . :)

بودن

سلام توجیه از این بهتر نمیتونستی بکنی؟! کامنت ها رو منتشر نکردن خیلی قدرت و مردانگی میخواد؟!! یا منتشر کردن اون؟ بابا بگو از شدت تعصب کوری که دارم نمیتونم بذارم و خلاص. راستی چطور منتشر کردن کامنت های من عین ترس و بچگیه؟!

پاسداران

بسم الله. همه کامنتات نه. اونايی که توش شانتاژ می کنی وهزار جوز قسم و آيه و فحش و شانتاژ و تهديد می چپونی که اگه تاييد نکنی آزاديخواه نيستی فلان نيستی فلانی ! :) اوا رو تاييد کردن عين بچگی و ترس است. :)

مهدي

بسم الله سلام. راستش ميخواستم به تعبير «استوانه‌ي انقلاب» اعتراض كنم و يه گيري بدم، اما در انتها متوجه شدم كه اين يادداشت مال شريعتمداريه نه شما! براي همين هم بي خيال شدم! يا علي

بودن

سلام دیگه منو از اون یه کم مسلمون بودنت هم نا امید کردی ابوذر.آخه پسر،وجدانا" و انصافا"،کدوم یک از کامنت های بنده توش شانتاژ،قسم،آیه،فحش() وتهدید بوده؟!!! راست و حسینیش کدومشون؟ اینا رو نوشتی که خواننده ها فکر کنن واقعا" اینطور بوده؟ آیا این تهمت نیست؟ در واقع همین روش نشون میده شانتاژ رو تو مرتکب شدی! و همون پروپاگاندایی که در پاسخ یکی از کامنت های من گفتی! تو کدومشون اسم آزادیخواه رو آوردم؟! فقط حقیقت رو گفتم که جرات نداری کامنت ها رو بذاری.چون کامنت های من نه ضد اخلاقیه و نه توهین آمیز.خودتم میدونی.اون همه کامنت هایی که به صورت نقل قول فرستادم و هیچکدومشو نذاشتی چی؟