فرزند حوزه ، شاگرد دانشگاه

بسم الله .

دکتر علی لاریجانی متولد سـال 1336 , فرزند مرجع بزرگوار تقلید مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا هاشم آملی از علماء برجسته حوزه های علمیه نجف و قم می باشد . ایشان همچنین داماد استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری است . دکتر لاریجانی در سال 1358 در رشته ریاضیات و علوم کامپیوتر در مقطع لیسانس از دانشگاه صنعتی شریف با رتبه اول فارغ التحصیل شد . سپس به پیشنهاد و توصیه استاد شهید مرتضی مطهری تغییر رشته داد و فوق لیسانس و دکترای خود را در رشته فلسفه غرب از دانشگاه تهران اخذ نمود . ...

دکتر لاریجانی در سال 1358 در رشته ریاضیات و علوم کامپیوتر در مقطع لیسانس از دانشگاه صنعتی شریف با رتبه اول فارغ التحصیل شد .  سپس به پیشنهاد و توصیه استاد شهید مرتضی مطهری تغییر رشته داد و فوق لیسانس و دکترای خود را در رشته فلسفه غرب از دانشگاه تهران اخذ نمود . وی هم اکنون استاد و عضو هیئت امناء چندین دانشگاه و مرکز پژوهشی است. دکتر علی لاریجانی در زمینه های مختلف دارای تالیفات علمی است که از جمله آن 3 کتاب در زمینه فلسفه کانت و 15 مقاله پژوهشی در موضوعات مختلف علمی است .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دکتر علی لاریجانی قبل از انقلاب در مبارزات اسلامی ملت ایران حضور فعال و موثر داشت و پس از پیروزی انقلاب سلامی نیز دارای مسئولیت های مهم و کلیدی بوده است .وی بعد از پیروزی انقلاب به

و توصیه استاد شهید مرتضی مطهریو با توجه به اهمیت و حساسیت رسانه صدا وسیما به این سازمان رفت و بعنوان مدیر کل برون مرزی و دفتر مرکزی خبر سازمان صدا وسیما انجام وظیفه نمود. دکتر علی لاریجانی سپًس مسئولیت خطیر ریاست سازمان صدا وسیما را طی سالهای 60 و 61 عهده دار شد . دکتر علی لاریجانی در این مقطع که همزمان با دوران دفاع مقدس و درگیریهای سیاسی داخلی نیروهای انقلاب با جریانات انحرافی مانند بنی صدر , منافقین و .... بود , به خوبی از عهده اداره این رسانه مهم بر آمد بطوری که صدا وسیما درآن مقطع نقش بسیار محوری و تعیین کننده در توفیق نیروهای انقلاب داشت .

لاریجانی طی سالهای 61 تا 70 در سمت های : معاونت وزارت کارو امور اجتماعی, معاون وزارت پست و تلگراف و تلفن , معاونت وزارت سپاه و جانشین ستاد کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام وظیفه نمود وخدمات شایانی را بویژه در عرصه دفاع مقدس انجام داد.

دکتر علی لاریجانی در سال 1370 بعنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به مجلس شورای اسلامی معرفی و با رای بالا به این سمت انتخاب گردید و تا سال 1372 در این وزارتخانه خدمت کرد. وی سپس در سال 1373 بنا به حکم مقام معظم رهبری ( مدظله العالی ) بعنوان ریئس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و تا سال 1383 به مدت ده سال مدیریت این سازمان را به عهده داشت .

دکتر علی لاریجانی  در دوره ده ساله ریاست سازمان صدا و سیما تحولات شگرفی را در این سازمان ایجاد کرد . در دوره مدیریت دکتر علی لاریجانی  سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران  که در سال 1373 تنها دو شبکه تلویزیونی و7 ساعته و 2 شبکه رادیویی داشت , دارای 7 شبکه تلویزیونی و 8 شیکه رادیویی ملی و سراسری , 30 شبکه رادیویی استانی و 24 شبکه تلویزیونی استانی شد .

دکتر علی لاریجانی  همچنین چندین شبکه بین المللی از جمله شبکه های جام جم 1 و 2 و 3 را برای ایرانیان خارج از کشور و شبکه های متعدد برون مرزی از جمله شبمه سحرو نیز شبکه بین المللی العالم را برای جهان اسلام بنیان گذاشت .

/ 23 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پاسداران

بسم الله . اين گزارش واره از زندگی دکتر لاريجانی برای بچه های اصولگرا و معتقد است. آنها که اصولگرا نيستند همان بهتر که بروندو معين بخورند و معين بياشامند. هيچ قصدی برای توضيح بيشتر برای ضد انقلاب در کار نيست. هر چيز جزيی اي را لازم نيست توضيح دهم . هرچه می خواهيد در ادامه بدانيد به صفحه خود دکتر برويد.

پاسداران

بی سر جان اين ::ما:: يعنی کيا ؟ مگه تو چند نفری ؟ لطفا از طرف خودت حرف بزن . ضمنا می خواهی يک افشاگری دقيق بشنوی ؟ تو اصلا به جناب هاشمی رای نمی دهی. دروغ بزرگ و دم خروس ؟ :))

shanai

پاسداران جان .از جوابهاي شما به من مي شه 3 جور نتيجه گيري كرد . نتيجه اول اينكه : نيروهاي به قول شما حزب الهي (البته بماند كه تعريف هر دوي ما از حزب الله يك چيزه ولي افرادي كه شما اونها رو به عنوان حزب الهي قبول داريد و افرادي كه من اونها رو حزب الهي مي دونم خيلي جاها باهم متفاوتند .) در زمان رياست جمهوري هاشمي آنقدر در سيستم اجرايي كشور نفوذ و قدرت داشتند كه بتونند وزير مورد نظر خودشون رو به هاشمي و تيم سياستگذار دولت او يعني ( به قول شما كارگزاران ) تحميل كنند . پس با اين اوصاف نيروهاي اصولگرا در اين دوره خيلي قدرتمند تر و مسلط تر بر دولت و قوه مجريه كشور بودند تا كارگزاراني ها چرا كه توانسته بودند وزارتخانه هاي مهم و كليدي مثل وزارت ارشاد وزارت امور خارجه وزارت نفت وزارت كشور .... رو از چنگ كارگزاراني ها خارج كنند .در اين صورت قضيه برعكس مي شه ! يعني تيم سياستگذار اصولگراها بودند و اقليت دولت كارگزاران و اين با صحبتهاي قبلي شما هم تناقض داره.

shanai

نتيجه دوم خيلي شسته رفته تر از اين حرفهاست : اصولگراهاي فعلي يا همون راست هاي قديم ( باز نگو كه كارگزاران و راست يكيه كه در اين صورت با عرض شرمندگي لطفا يه تعريف كوتاه از تاريخچه و بيوگرافي حضرات راستي به من بده ) و كارگزاراني ها بدون هيچ جنگ و جدلي و با مسالمت كامل و با اتفاق نظر نسبي خوش و خرم در كنار هم دولت رو اداره مي كردند و حسابي به قول معروف به هم نون قرض مي دادند . نتيجه گيري سوم رو مي گذارم به عهده شما !

shanai

در مورد تابلو و دور زدن ممنوع منظورم خيلي روشن بود !!! آدمهايي مثل لاريجاني كه يه روز از هاشمي سردار سازندگي مي سازه و يه روز هاشمي رو خيلي راحت دور مي زنه و به رقابت با اوبدون رودربايستي اعتراف مي كنه يا شايد هم افتخار مي كنه !در اآينده هم مي تونه خيلي راحت تر از اين خلايق ديگه رو هم دور بزنه ! به همين راحتي به همين خوشمزگي !!!

پاسداران

بسم الله . شنايی جان . سلام عليکم . من اصلاغ قائل نيستم که اگر بحث شما در اين بخش جزيی حتی اگر به وفاق هم نرسد خيلی نگران کننده باسد. اين تفاوت سيقه ی بسيار مبارکی اس.ت خدا هم - چون انشاءالله نيت ها خير است - ان شاء الله برکت می دهد . اما بگويم خوب برادرجان . اينها سه گزينه عمومی منطقی بودند که می شود در ديدگاه شما از حرف من برداشت کرد . اما من می گويم برداشتهای چهارم و پمجمی هم وجود دارند. البته عرض کنم که تفاوتهايی حای در مقدم و تالی شما با آنچه که من فکر می کنم در دوره آقای هاشمی رخداد ، وجود دارد. عرض شدو خوب خود شما هم که در دوره آقای هاشمی در کشور بوده ايد و ارزيابی من اين است که سنی داشته يد که بتوانيد الان آن فا را برای خودتان تحليل کنيد. فکر می کنم خودتان قبول داريد که هيچ يک از اين سه گزينه با واقعيت آن دوره انطباق قطعی ندارند . ما بايد قبول کنيم که تحليل شرايط سياسی ايران به روش ديالکتيکی و يا يک روش مکانيکی خشک ممکن نيست و عموما تاريخ سياسی ايران و رفتار سياسی ملت ايران در قوالب متعارف ارزابی سياسی نمی گنجد. در بين مردم و بخش بزرگی از مسئولين ، عناوین دسته بندی های سياسی برخلاف بخش کوچکی از سیاسیو

shanai

پاسداران جان ! يعني بحث تعطيل ديگه !!! با اينكه هنوز حرف و حديث زياد بود با اين حال هر جور راحتي ! به هر حال وبلاگ خودت و اختيارش رو داري .ولي من معناي اين مصلحت رو نفهميدم كه به خاطر هم فكري در حوزه اصولگرايي!! با من بود يا نزديكي فصل انتخابات ؟؟؟ به هر حال اميدوارم اين دعاي دكتر شريعتي هيچوقت از ياد من و شما نره كه : خدايا ! مرا از اين فاجعه پليد مصلحت پرستي كه چون همه كس گير شده ، وقاحتش ازياد رفته و بيماري شده است كه از فرط عموميتش ، هر كس از آن سالم مانده باشد بيمار مي نمايد مصون بدار تا : به رعايت مصلحت ، حقيقت را ذبح شزعي نكتم .خدايا ! مگذار كه ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پيامبر مرا با كسبه دين با حمله تعصب و عمله ارتجاع هماواز كند . كه آزادي ام اسير پسند عوام گردد . كه دينم در پس وجهه ديني ام دفن گردد . كه عوام زدگي مرا مقلد تقليد كنندگانم سازد كه آنچه حق مي دانم بخاطر آنچه بد مي دانند كتمان كنم .

پاسداران

بسم الله . شنايی عزيز. بحث تعطيل نيست. دم انتخابات بازارش خيلی پر رونق هم می شود. اما در مخم فرو کرده ام و در دلم هم نشسته که امسال سال وفاق و همبستگی خودی ها است. يعنی اگر بحث بر سر مبانی باشد بحث بشدت اجرا می شود و در مباحث جزيی ، سعی می کنم پرهيز شود. خصوصا که مسئله وارد حوزه سليقه شود. خوب نمی خواهم بزور کسی را به کانديدای خودم معتقد کنم . اين دعای آقای شريعتی هم کليت خوبی دارد با اين تفاوت که مصلحت يعنی شناسايی صلاح و خير. اين هيچ چيز بدی نيست اما مصلحت انديش شدن بمعنای اينکه کسی بجای اينکه بفکر مصلحت اسلام و مصلحت مسلمين باشد بفکر مصلحت خود و اطرافش باشد. و مگرغير از اين است که رسول خدا وعلی عليه السلام بزرگترين مصلحت انديشان برای اسلام و مسمانان بودند ؟ تعرف مصلحت و مصلحت انديشی بايد روشن شود. در تعرف اسلامی اش واجب می شودو در تعريف غير اسلامی اش حرام . امام حسين قيام را مصلحت ديد - مصلحتی حتی بزرگتر از حفظ جان امام معصوم (ع) - و امام حسن صلح را مصلحت ديد - مصلحتی بزرگتر از آبروی اجتماعی امام معصوم (ع) . امام خمينی هم دفاع را مصلحت ديد مصلحتی بزرگتر از صلح در برابر کشوری خونخوار که با کشوری غير آماده

shanai

جناب پاسداران . تمام فرمايشات شما متين و قابل قبول . فقط يك نكته را عرض كنم كه : كاري كه امام حسن و امام حسين (ع) انجام دادند فراتر از يك مصلحت بود بلكه يك مسئوليت بود .مسئوليتي كه از آگاهي و ايمان پديد مي آيد نه از قدرت و امكان و هر كس كه بيشتر آگاه است بيشتر مسئول است و از حسن و حسين (ع) آگاه تر كيست ؟ مسئوليتي كه به عهده حسين بود در برابر از بين رفتن حقيقت ،از بين رفتن حق مردم و وسيله شدن عزيزترين فرهنگ و ايمان مردم به دست پليد ترين دشمنان مردم به او مسئوليت مبارزه و مقاومت را مي دهد . تمامي فلسفه رستاخيز حسين (ع) همين نه به مصلحت است . همانند نه اي كه علي (ع) در شوراي عمر در پاسخ عبدالرحمن گفت ..... از تصميم شما هم در مورد حفظ همبستگي و وحدت ميان دوستداران انقلاب در حوزه فعاليت خود واقعا خوشحال هستم ولي اي كاش ما هميشه منتظر نامگذاري سالها نمي مانديم . به هر حال اميدوارم همه كساني كه نسبت به انقلاب احساس دين مي كنند با يك بينش عميق و شناخت صحيح دوستان و دشمنان واقعي و بدور از هر خودخواهي وفاق و همبستگي را سرلوحه تمام اهداف و اعمال خود قرار دهند .

پاسداران

بسم الله . شنايی جان . متشکر.