تقارن صلح و آلزایمر و دفاع ، یعنی تکرار تاریخ !

خواندن مطلب اول ، نشان می داد که احتمالا نویسنده سعی کرده است بدون ایجاد سروصدای اضافی ، از بحث انگیزترین بخشهای موضع خود ، براحتی با سکوت و عدم تکرار عبور کند و تیترش هم بیانگر همان است. هرچند در تیتر مطلب دوم ، حیله ای نهفته است که فریادی به بلندای یک پست وبلاگی را طلب می کند. اما این حیله ، در جای جای مطلب اول و دوم به وفور بکار رفته بود و آن ، چیزی نیست جز ایجاد ترکیبات سیاسی لفظی ، با کمک لفظ "اگر" .

بعد از خواندن مطلب دوم ، بسراغ مطلب اصلی وی رفتم و البته تا نیمه ء کار ، متوجه کل ماجرای اصلی شدم . اما تلاش کردم و تا انتها رفتم و وا اسفا که ، کلامی را که می شود در سه خط بگوییم ، از ترس بار مسئولیت ، زیر خروارها اگر و اما و شاید پنهان کنیم ! . و در انتها در یافتم که این مطاوله ، آسیب ها و حیله هایی در دل داشته که شیخ نجمی هم آنها را ندیده و باید که بازگو شود.

اولین مطلب ، تقریبا در تکرار کلام همه معتقدین به ارزشهای دفاع مقدس است . این کلام را باید سر سر امثال این خانم و آن غضنفر پلخمونی خارج نشین فراری فریاد کرد که جنگ ، نام عمومی و عامیانه حقیقتی است که نام آن ::دفاع مقدس:: است. مگر آنکه ابتدای زاویه دید شما بیرون از خاک ایران باشد که آنگاه ، بشما حق می دهم آن را جنگ بنامید.

جهاد دفاعی ، وظیفه ای شرعی است و پرهیز از آن ، نه تنها عدم انجام تکلیف ، بلکه حرام است . بروشنی جمهوری اسلامی در آوان پیروزی شکوهمند خود ، مورد هجمه ای بزرگ ، با برنامه ریزی ، چراغ سبز و حمایت همه جانبه کسانی قرار گرفت که همین امروز نیز جنگ افروزانی دیگر ، در شمال مرزهای ایران را برنامه ریزی ، هدایت و حمایت می کنند  و البته که در هر حادثه ای ، فقط منافع خود را می طلبند. وای به حال آنکه حادثه را خود زاییده باشند. بر این اساس ، روشن است که انجام تکلیف ، آنهم تا شهادت ، مقدس است و هفته دفاع مقدس ، هفته ایست که در آن، بر هرچه مردانگی و رشادت و شهادت ، در راه انجام تکلیف است ، درود می فرستیم و آنچه کردیم را به خود و دشمنان همیشگی و قسم خورده ، یادآور می شویم و گذشته و حال خود را به مقایسه می نشینیم . پس ، بروشنی ، دفاع مقدس ، مقدس است چرا که در آن ، دو سر انجام تکلیف و حرکت بسمت احدی الحسنیین ، نهفته است.

بر این اساس ، هفته دفاع مقدس ، هفته بزرگداشت آغاز انجام تکلیف است ، تکلیفی سخت ، با گرفتن جان در کف و نثار بهترین جانها و صبر بر مصائب ، به امر نایب ولی خدا و چشم داشتن ، فقط به یاری او ، که در این دفاع 10 ساله - نه هشتساله – از چندین کشور فقط اسیر گرفته شد، بگذریم از هدایت عملیاتی و اطلاعاتی و تجهیزات اعطایی و پولهای ارسالی و حمایتهای سیاسی و تبلیغاتی و روانی ، که باعث می شود ، رد بسیاری بیشتر را در میان آن معرکه بیابی که فیوز بمب شیمیایی از آن ور دنیا می آمد و تانکش از آن یکی طرف ! جزیره شان را در اختیارش گذاشتند در آن پایین و سلاحشان را برایش فرستادند از آن بالا ! از آن گوشه برایش موشک مخصوص فرستادند و از آن گوشه برایش تصاویر ماهواره ای ! دیده بودی، چهارگوشهء این دنیای پر تضاد ، بتواند در موضوعی ، بدین زیبایی متحد القول و متنق العمل شود ؟

پس خانم محترم ! هفته دفاع مقدس ، آغاز دفاع ما بود ، در مقابل جنگ دشمن . حالا شما کجایی هستید؟ ایرانی ، یا خارجی ؟ ایرانیهای تکلیف محور  و مردم این دیار،  در این هفته ، دفاع خود را جشن هم می گیرند . اما نه جشن با جاز و رقص و شراب. بلکه با ندای جنجره و جلسات شب خاطره و یاد یاران رشید عامل به تکلیف ، که به بزم اشک و باور بدل می شود. هرچند ای بسا این گونه مجالس که با قراردادهای میلیونی ، کنتراتی ، به آدمهایی با همین طرز فکر ، برای اجرا وانهاده شد که با راک و جاز و طبل - و بقول مادرم ، دامبالی دوسَک ! - ، آن را برگزار کردند ! از نظر شما ، جشن عمل به تکلیف ، بد است ؟ چرا صریح نمی گویید ؟

اگر ، و فقط اگر ، برای کسی ، از دفاع ، کسی حتی کلمه ای ،  نگفته که در خاطرش ، محور ذهنش باشد، اگر و فقط اگر ، برای کسی ، از رشادت و پیروزی و شهامت و عطر شهادت و شوق وصال در اثر عمل به تکلیف و رضایت پرودگار چیزی نگفته اند و اگر و فقط اگر ، کسی از دفاع مقدس ، فقط جنگ دشمن را می بیند و در ذهن و قلمش، اثری از دفاع خودی ، در مقابل جنگ دشمن نمانده ، بد نیست ، صریح باشد. بگوید. تا برایش بگویند. نه آنکه همه را چون خود پندارد و پندارهای خود را بر دیگران بار کند.

برای کسی که ، زمانی به قافلهء شناخت این ماجرای بزرگ پیوسته ، که هم طیفان فکری او ، در حال تخطئه شیرمردان آن روزگارند و کل آن را یک بازی و حداکثر یک بازی خوردن می نامند و شهادت رزمندگان را صرفا مرگی آنهم بی دلیل ناشی از برنامه ریزی غلط ! معرفی می کنند !  ، و زمانی به این قافله پیوسته که هر رزمنده ای ، موجی است و پس در نتیجه ، دیوانه ! و رزمنده خوب ، شهید است. چون آنها صدایش را نمی شنوند تا از افکار و عقاید دینی ای و الهی اش دفاع کند و فریاد بزند که : "بخدا  به امر رهبرم ، امامم ، روحم ، جانم ، خمینی عزیز که جانم فدایش است ، به میدان رفتم و نه به خاطر مشتی خاک و هرآنچه غیر اوست" ، که این جان شیرین ، فقط به بهای عمل به تکلیف می ارزد نه متری خاک تا کیلومتر و هکتار و بزرگتر یا کوچکتر ، و جنازه شهیدی که فقط مشتی استخوان و خاک است ، اگر به دانشگاه بیاید و یا در مسیر دید بندگان خدا بیاید ، یا آلودگی بهداشتی دارد ، یا سوء استفاده سیاسی؟!؟! و معلوم نیست استفاده سیاسی از جنازه شهید کدام است که سوء استفاده اش کدام باشد و باید آنان که زیر جنازه شهید اند کتک زد و بر تابوت شهید کوفت ، تا به دانشگاه نیاید و بعد هم ادعای کتک خوردن کرد ، برای کسی که آنزمان به دفاع مقدس نگریسته که به مصلحت سیاست جدا شده از دین ، چنین تصمیم گرفته اند که آن را به زیر سئوال ببرند ، همانگونه که زمانی که همین دفاع در جریان بود ، هم طیفان ایشان در گروهک غیر قانونی معروف به نهضت منحله باصطلاح آزادی ، چنان بر طبل مخالفت بر این دفاع جانانه کوبیدند که بیانیه ء منتشره در تهران آنان ، در دست طارق العزیز وزیر امور خارجه صدام در سازمان ملل ، سندی علیه ملت ایران و رزمندگان شهادت طلبش شد ، بر چنین کسی ، بر کسی که در فضایی مسموم به دفاع نگاه کرده و ذهنش یارای دیدن تصویر دفاع را نداشته ، بر چنین کسی ، چه حرجی ؟

بر چنین کسی ، که وقتی زیر و رو می کنی و وامیکاوی ، می بینی که دردش ، همان درد بسیاری دیگر از همین طیف است و آن ، سهمیه دانشگاه ! و می گوید که هر آنکه که این سهمیه را در کار برد ، ناحق برد ! بر کسی که نمی فهمد ، نام آبازمانده ؟ مگه اوتوبوس چپ کرده ؟ یعنی چی بازمانده؟نان که از دفاع بازگشتند ، یا جانباز است و یا آزاده و یا رزمنده ، نه بازمانده . مگر اتوبوس چپ کرده ، یا سیل و زلزله آمده که بازماندگی در کار باشد. مگر آنکه بگوییم از قافله ء عشق و جهاد ، که البته این ترکیب لفظی ، در چهارچوب ذهنی که ::جنگ:: زده است ، نه ::دفاع:: کرده ، نمی گنجد.

کسی که ، از کل رزمندگان و جانبازان و آزادگان ، فقط دستش به آنکس رسیده که به خاطر حق کشی های آنان که دفاع مقدس را جنگی بیش نمی دانند و البته می گویند ، بروید اجرتان را از همان بگیرید که به دستور او به میدان رفتید ! کنار خیابان بوده – یا نبوده – و اما اگر یکی از همین رزمنده ها که او می گوید، استاد دانشگاه شد ، معلم شد ، مدیر شد ، قاضی شد و یا رئیس جمهور ، باید که تا کمر ، زیر تهمت و فحش سوء استفاده از دفاع مقدس برود و نکند که فرهنگ دفاع مقدس را از میدان تاریخی دفاع مقدس بیرون بکشد که آنگاه ، پمبه می کند هرآنچه که رشته اند ، از باب حلیت حرامهای خدا و حرمت حلالهای خدا ! و نکند که یادمان برود که آنان که رزمندگان را تحقیر کردند و خوار خواستند و ذلیل آرزو کردند ، همانهایی اند که دفاع مقدس را حرکتی حیوانی نامیده و دامان خود را منزه و وارسته از میدان دفاع از ملت ایران اعلام کردند !

این خانم ، فکر می کند در خطا نیست ؟ آنهنگام که مستندات سالگرد ده سال – نه هشت سال – دفاع مقدس را از پنجره ء تنگ تلویزیون می بیند و فکر می کند که جشن رقص و پایکوبی شروع تجاوز و جنگ است ! و بعد می گوید ، شروع جنگ جشن ندارد !

چگونه این مفالطه ء آشکار ، شکل گرفته ؟ آیا غیر از این است که در بهترین حالت ، می توان گفت که ذهن گوینده ء این کلام ، انباشته از ترس و ضعف و ذبونی و فرار و مخفی شدن و جیغ و فریاد و دمپایی های در حال چرخ خوردن در هوا  و شیشه های چسب خورده و آزیر است ، تا صحنه های اعزام و رزمندگان در حال حرکت به اطاعت از امر ولی ، و با هدایت مادران و پدران و همسران و خواهران عاشقشان ، و صحنه های شهادت ، برای او صحنه مرگ و میر است و نه صحنه حیات و جاودانگی ، که خداوند فرمود آنها که در راه خدا شهید شدند را مرده نپندارید ، و یا صحنه های مواج از شادی و شعف ناشی از پیروزی ها و فتوحات دفاعی و شیرینی کام ملت بپاس تدبیر مدیران دفاعی و رشادت مدافعان حریم الهی ؟ ای عجبا که با عینک دودی ، میخواهید تصویر رنگی هم ببینید!! بیایید و عینگ های پر از دوده را از چشم بر دارید ، زدن عینک رنگی پیش کش  که آنهم تکرنگ است و فرقی با دود و دوده ندارد !

کسی که نداند ، بداند که این تاریخ ،‌زمان شروع دفاع است که عزیز است ، نه جنگ .

کسی که نداند ، پیروزی ما ، در انجام کامل دفاع ، با محکومیت متجاوز حاصل شد و این تفکر همه رزمندگان است و آنقدر گوینده و فاکری بدین سان را نبیند ، که بگوید " اگر هستند کسانی... "  ، کسی که نبیند آنچه که امروز ، خذلان و شکست و فضاحت برای دشمنان ملت انقلابی ایران اسلامی پدید آمده از سایه قبول همان قطعنامه بظاهر تلخ است و نداند که اگر آن صلح امام (ره) نبود ، اقتدار ملی امروزه نیز در کار نبود ، و آنقدر نبیند و نداند که بگوید  "اگر اعتقادی هست ..." با چنین کسی ، چندبار باید گفت که :"ما ، آغاز دفاع را ، صد البته ، که جشن می گیریم و در این روز بخاطر می آوریم که این عمل به تکلیف بود که منجر شد صدای ما در عالم شنیده شود و منجر به حفظ خاک و مرز و استقلال و هرآنچه که داشتیم شد"  . با چنین کسی ، چند بار باید گفت که :" مهمترین دست آورد دفاع مقدس ، فرهنگ دفاع مقدس است که چون جوهره آن را عمل به تکلیف ، با اشاره ولی الهی ، بدون چشم داشت قطعی دنیوی تشکیل می دهد ، قطعا فرهنگی مقدس است"  ، و البته این همان است که همفکران شما آن را متهم به "فرهنگ قتل" می کنند و می پسندند که ریشه ء ان از جان ملت ما به در آید .

و در نهایت ، پیرامون پی نوشت :

ربط آلزایمر ، به هفته دفاع مقدس ، همین فراموشی عجیبی است که بی شباهت به آلزایمر نیست و گریبان جریانی را گرفته است. جریانی که کارنامه عمل خود در دوران دهسال  - نه هشتسال-  دفاع مقدس را به خوردکن ها انداخته . جریانی که یادش رفته چه کرده . جریانی که نمی داند قبله امروز آمال و آرزوهایش ، مرکز تئوریزه کردن این حمله و وجوب دفاع ملت ما شده . جریانی که چنان در آلزایمر فروخفته، که نمی بیند طراحان امروز جایزه صلح نوبل همان پشت پرده نشینان آدمکشیهای یهود و مسیح در تمام جهان هستند و اگر دیدی که دشنه ای در دست مسلمانی به سینه مسلمانی فرو رفت حتما دنبال مارک MADE IN USA کنار دسته ء آن بگرد.  ربظش این است که به بهانه آزادی خواهی ، حکومتی ریشه گرفته از کودتایی رنگی، با هجوم نظامی و با سر نیزه به کشوری حمله کند و اگر دفاعی مقتدر ببیند، فریاد وا آزادیا سر دهد. ولو که مدافع هم ، لیبرال مسلکی مسیحی باشد ! تقارن آزایمر و صلح و هفته دفاع مقدس ، یعنی تکرار تاریخ . یعنی اینکه صلح نوبل را نخست وزیر اسرائیل ببرد یا وکیل مدافع بهائیان در ایران ! یعنی آلزایمر تاریخی .

پی نوشت :  آن حیله ء اگر ها و اما ها را که گفتم . حالا می توانید بهتر در تیتر مطلب دوم ، بیابید. دقت کنید. اگر. اگر. اگر. در متن هم می توانید آن را تعقیب کنید.

/ 16 نظر / 89 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابوذر منتظرالقائم - وبلاگ پاسداران

بسم الله . خانم توحید لو . سلام علیکم. اولا: دوستی میان یک مرد متاهل شیعه ، با یک زن ایرانی یحتمل شیعه ،‌معنا ندارد. ثانیا: از همان ابتدای پست من ،‌باید کاملا مشخص می بود که هر دو پست را خوانده ام . ثالثا : شا که آنهمه مغلطه در وبلاگت کردی ، برایت کاری ندارد چند کلمه ای هم بمن تهمت قضاوت بدون سند بکنی. راستی مگر من حرفهایم مستند به وبلاگ چه کسی جز خود شماست؟

ابوذر منتظرالقائم - وبلاگ پاسداران

ضمنا : تشکر لازم نیست. منتی بر شما نخواهد بود چون فقط ادای تکلیفی بود در مقابل دفاع مقدس. دفاعی که بقلم شما بقتل رسیده بود و مانند شهیدی منتظر بود تا کسی اسلحه اش را بر دوش کشد.

عباسحسیننژاد

خوب نوشتی برادر! ما از جنگمان که پشیمان نیستیم! بگذار آنهایی که پشیمانند پشیمان باشند و از این پشیمانی...

محمد الیاس

ابوذر جان! باید ریشه یابی کرد که این قلم ها چرا امروز جنگ را مورد هجوم قرار می دهند. شاید دلیل اش این باشد که فهمیده اند جنگ ستون مستحکم خیمه انقلاب است و یادآوری جنگ بازتولید کننده ارزش های ماست پس تصمیم گرفته اند برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی به این ستون لگد بزنند

احمد نجمی

برادر ابوذر سلام و طاعات قبول.خداراشکر در این غریبستان ما را که چه عرض کنم شهدا را یاری رساندید.متاسفانه حمله به واقعیتهای دفاع مقدس با عبارات"نقد علمی" و "نگاه عقل گرایانه" دستمایه جماعتی شده است که سعی می کنند خود را از قافله روشنفکری عقب نگذارند.هنوز بخشهای زیادی از واقعیتهای جنگ نهفته مانده است.مظلومیتمان..قدرتمان و صدها واقعیت دیگری که باعث می شود دستمایه این افراد شود.خب طبیعی است با خط کشی های مرسوم دنیا نمی ود واقعیتهای جنگ ما را فهمید.به خاطر همان مدام مطظق و ذهن این افارد کم می اورد...موفق باشید

هدی

سلام راستش نمی دونم چی بگم ! گیج شدم ! شما خیلی ناراحت شدین و خوب احساساتتون جریحه دار شده . اتفاقا نکات مفید و کامل زیادی هم در متنتون اوردین . اما ببخشین یک مقدار این روش پرونده سازی برای دیگران که تیکه تیکه جملاتشون رو بیاریم و به قضاوت بکشونمشون درست نیست . خطرناکه برای اخرت آدم . یک موقع دیدین در وسط این حرفا تهمتی بر زبانتون جاری شد که نمی خواستین . خانم توحید لو هم خواهر مسلمان شما و هم فکرانتونه چطور برای مسلمونای همه جا دل می سوزونین اما پای خواهر و برادرای هم خون و هم زبونتون که می رسه این قدر سخت می گیرید . این روش شیعه نیست برادر من . بیاید یک مقدار مهربان تر باشیم نسبت به هم . تا یک نفر یک حرفی زد یا حتی حرف های زیادی زد ! زود وصلش نکنیم به اینجا و اونجا بترسیم از زبانی که تخم نفاق و دشمنی رو در بین ما می کاره . اگر این همه مسلمون با هم وحودت داشتند که الان وضعمون این نبود . بترسیم از تفرقه . جهاد امروز ما حفظ وحدته . خواهش می کنم یک مقدار به هم مهربان تر و با گذشت تر باشیم نسبت به همدگه .

محمد

سلام دليل بزرگ كردن خانم توحيدلو چيه اينقدر تو وبلاگها ازش نقد كرديد كه ناخودآگاه بزرگ شد اصلا ارزشش رو نداره كه ازش بحث كنيد محمد مهدوي سردبير سولدوز

محمد

سلام دليل بزرگ كردن خانم توحيدلو چيه اينقدر تو وبلاگها ازش نقد كرديد كه ناخودآگاه بزرگ شد اصلا ارزشش رو نداره كه ازش بحث كنيد محمد مهدوي سردبير سولدوز

مجتبی‌ حجت الاسلامی

سلام بیشتر از سی‌ سال پیش خونهای ملت ما درخت استقلال ، ازادی ، جمهوری اسلامی را میوه دا ر کرد ولی‌ متاسفانه رهبران ما غصهٔ پول چینی‌ ها و معاملات با اینها را میخورند و یا اینکه غصهٔ. این فلسطینیها و یا بدتر از همه حزب الهی ها را میخورند . هرکس ریش داره با یک اسلحه ادعای اسلامی بودن میکنه . من هزار با ر برای جمهوری اسلامی حقیقی‌ جان میدهم ولی‌ حاضر نیستم یک قطره خون برای این اسلام خراب کنها بدهم . امیدوارم این رهبران ما در روز سال گرد انقلاب فریاد االله و اکبر های مردم را دلیل بر اغتشاشگری تعبیر نکنند همین الله و اکبر های مردم بود که رهبران ما را بر کار گزا شت . بنده سی‌ سال پیش در مدرسهٔ طلاب قم درس خواندم و دو سال و نیم زندان شاه بودم . الله و اکبر