پوست خربزه ای که زیر پای خود انداختند !

162435.jpgشاید یکی از مسائلی که توجه خیلی ها را در این یکی دو هفته اخیر به خودش جلب کرد ، موضوع برگزاری آزمون غیر متمرکز ضن خدمت فرهنگیان در شهرستان کرج بود که با سئوالاتی غیر متعارف - که با در کنارقرار گرفتن مجموعه ای از آنها ماهیت توهین آمیز به خود گرفت – برگزار شده بود.

من خوب صبر کردم تا جریانات مختلف به اندازه کافی در خصوص این موضوع سروصدای کافی را براه بیاندازند و رویکرد خود را نشان بدهند. در طی این یکی دو هفته ، این موضوع ، به آینه تمام قدی ، برای ارزیابی شکل و ماهیت انتقاد منتقدان در موضوعات مختلف بدل شد . با ارزیابی رفتار معترضان به طرح این سوالات ، بروشنی می توان به الگوی ثابتی از رفتار ایشان در انتقاد و حمله های تخریبی علیه دولت وچگونگی و چرایی دسترسی پیدا کرد.

 بررسیها شان می دهد ، طراحی سئوالات از متن کتاب فقهی سنن النبی انجام شده بود که مباحث جزیی و ریز آداب و سنن مربوط به سیره پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) طی ان به بررسی گذاشته شده است. لیکن طراحی این گونه سئوالات از متن این کتاب ، بسیار محل پرسش و انتقاد داشت. من تصور می کنم طراح ، با تصور آنکه با استناد به منبع علمی آن، می تواند از زیر بار توبیخ و انتقاد فرار کند دست به این کار زده است. والا ، تصور امکان عدم شناسایی ، محال بنظر می رسد . با این حساب ، طراح با درنظر گرفتن این احتمال کمرنگ ، یا با دست زدن به یک انتحار کامل ، این اقدام را صورت داده است.

 اما چیز جالبی که در این ماجرا اتفاق افتاد اینکه ، جریاناتی که درصدد استحاله فرهنگی نظام از مفاهیم و محتوای فرهنگی و دینی بودند ، جریاناتی که حتی"راهپیمایی علیه خدا" را در مطبوعات خود تئوریزه کردند و حتی برخی سایتهای اینترنتی که دارای آرشیوی مملو از تصاویر مبتذل یا مستهجن هستند، با پوشش اطلاع رسانی و انتقاد از توهین به مبانی دینی ! به انتشار متن این سئوالات برای حمله هرچه بیشتر به دولت دست زند. برخی نیز در مقایسه ماجرای نشریه دانشجویی موج که در آن یک نشریه دانشجویی به ساحت مقدس حضرت ولی عصر(عج) جسارت کرده بود ، قصد مقایسه رفتار اصولگرایان در این موضوع و آن موضوع و تحریک آنان به واکنش های تند علیه دولت نهم را داشتند .

این موضوع ، فریاد هر مسلمان منصفی را برخواهد آورد . زیرا کسانی امروز ، سینه خویش را در این موضوع چاک کرده فریاد وا اسلاما سر می دهند که کارنامه حزب و گروه و هم طیفان آنان در دست زدن به اینگونه مسائل سیاه است. جالب آنجا است که هنگام رخداد اینگونه حوادث ، تشکیلات حزبی  ودولتی مربوطه نه تنها هیچگونه اقدامی در تعقیب و مجازات مرتکب صورت نمی داد ، بلکه به دفاع ضمنی و تلویحی و گاها تصریحی از مرتکب هم دست زده  ومخالفان و منتقدان را ، بسته به موضوع مورد نقد که گاها سینما ، هنر ، ادبیات ، تاریخ و فلسفه یا موضوع دیگری بود ، مخالف با اصل موضوع - مثلا هنر ! - معرفی می کرد.

 8_8409010426_L600.jpgاین رفتار همیشگی احزاب دولت ساخته و خود دولتهای قبلی – که گاها مرتکبان متخلف در موضوعات مختلف را در صورت برکنار شدن از مسئولیتی بدلیل تخلف ، بنا بر سیاست آقای رفسنجانی به مسئولیت مهمتری می گذاردند – هیچ شباهتی با رفتار در پیش گرفته شده در موضوع حاضر ندارد.

وزارتخانه مربوطه ضمن عزل و برخورد با متخلفان یا مسئولان ذیربط و معرفی عامل اصلی طراحی سئوالات - که کارمند قدیمی آموزش و پرورش کرج بوده است – به دستگاههای قضایی و امنیتی کشور از وقوع این حادثه نیز عذرخواهی کرده و درصدد پیگیری کامل موضوع برآمد. این رفتار ، هیچگاه از سوی عناصر جوساز در زمان وقوع این حوادث در زمان مسئولیت داشتن ، سابقه ندارد. جالب آنجا است ، اولین گروهی که خود را سینه چاک موضوع کرده و فریاد وا اسلاما سر می دهد یک گروهک منتسب به معلمان است که اهداف سیاسی و امنیتی مغایر با منافع کشور را تحت لوای مطالبان فرهنگیان تعقیب می نماید .

 جالب آنجا است ، اگر در دولتهای قبلی ، کسی به اعتراضاتی در این حدود و شدت و ادبیات دست می زد ، قطها با وی برخورد قانونی تندی از سوی دولت صورت گرفته و مطبوعات همسو با دولت و حزب مورد انتقاد ، منتقدین را به زیر باد تند حمله و فحاشی خود گرفته و برچسبهایی همچون تحجر و مخالفت با هنر و هنرمند را نثار وی می کردند. اما این بار ، این یکی از نمونه های تاریخی چرایی و چگونگی مخالفت با دولت نهم و واکنش دولت نهم به موضوع شد. 

/ 35 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پاسداران

در جواب روزنامه نويس : سلام . درحقيقت ، سئوال اصلی همين است که پرسيدی.

مجاهد فی سبيل الله

سلام عليکم.. ياده جريان آغاجری و سکوت خيلی از اين آقايونی که الان معترضن افتادم.. بگذريم.. راستی زنان آزادند. تنها يک استثناء وجود دارد: آنها نمی توانند زن باشند..!! التماس دعا. يازهرا(س)./

دانشطلب

سلام پسر خوب! پوست خربزه رو بی خیال شو از شلوغ کردن معلمها خبر داری ؟ |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||| مطلب جدید ما: اعتراض، ناشی گری و هیچ! ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

حامد

به نام خدا با سلام می خواستم جثارتا عرض کنم اگه مايل بوديد تبادل لينک کنيم هرچند وبلاگ من قوت وب شما نيست ولی تو يه چيز فکر کنم مشترک باشيم اونم اينکه شايد هر دومون ان شاء الله واقعا : (درويش علی کيش باشيم)

بوجار

، فقط یه سوال کوچولو جناب عقل کل ، اگه تو دولتهایی قبلی هم یه همچین اتفاقی افتاده بود شما باز همین افاضات رو از خودتون ارائه میدادید؟؟؟؟ مگه این آموزش پرورش دولت نهم صاحب نداره که قبل از اینکه سوالات تکثیر بشه یه نگاهی هر چند گذرا به سوالات بکنن و ببین تو این وزارت خونه داره چی میگذره ؟؟؟؟؟؟

پاسداران

بسم الله . نــــــــــــــــــــــــــــــــــــه... واقعا کف زدن هم داره ! واعا که خانم خيلی عقل کلی ! از وبلاگت معلومه ! همين عقل کلی کلی کار دستت داده ! والا متن پست برات کافی بود ! والا می فهميدی که ماجرا در اداره آموزش و پرورش کرج رخ داده نه ستاد وزارتخانه در تهران . راستی ! جانبازی که در حوزه فرهنگ هم مسئولیتی دارد می گفت زمانی که خاتمی وزير ارشاد هاشمی بود با اصرار و تلاش فراوان ، از او وقت ملاقاتی گرفتم و يکی از چند کتابی را که جديدا در وزارتخانه اش مجوز گرفته بود با خودم بردم و صفحه ای از آن را به او نشان دادم و گفتم بی زحمت بخوان . خواند. گفتم جرات داری بدهی دختر و پسر خودت بخوانند ؟ گفت من خبر نداشتم ! گفتم : معاونت مطبوعاتی و تشکيلاتش طبقه پايين هستند ! از چی خبر نداری ؟ از طبقه پايين ساختمانی که در آن مسئولی ؟ يک چيز ديگر را هم بگويم که کم مرتتتتبتری بزنی ! ری شهری زمانی که زن مهدی هاشمی معدوم ( ‌برادر مسئول دفتر منتظری و قاتل مرحوم شمس آبادی و فرزندانش ، همان کسی که به ساواک محل اختفای برخی مهمترين شهدای انقلاب اسلامی مانند اندرزگو را لو می داد ) وقتي ادعا کرد که در زندان وزارت اطلاعات وقت او را

بوجار

برای اينکه دلت نشکنه يه وقت بيشتر هم ميتونم کف بزنم ها ، تعارف نکن بگو . ولی نه لازم نیست بگی ، چون دیگه حوصله سر زدن به وبلاگت و دیدن کامنتهات رو ندارم .

پاسداران

بسم الله . بچه ها ، جوابش را خوانديد ؟ حالا همه با هم برای اين خانم عشق کف زدن ، ‌يک کف مرتتتتتب ! :)) و در جواب خود این خانم عقل کل ! :)) : فکر نمی کردم اينقدر دقیق وبلاگم تحت نظر باشد ! :)) نه خانم ! این ما نیستیم که عاشق کن زدن باشیم . این شمایی که برای دوست ودشمن کف می زنی ! :) ما هم دیدیم خیلی دنبال بهانه برا کف زدن می گردی ، گفتیم چند تا بهانه بدهیم برای خودت ، کف که هیچ ، سوت هم بزنی. اما لطفا از آن کارهایی که در ادامه ، در همایشها و میتینگ ها و جمع ها و محافل عمومی و خصوصا خصوصی تان می کنید اینجا راه نیانداز که کمیته میاو ! :))

مجيد رستمی

من نمی دونم اگه دانمارکی ها رفتن سفارت ما رو آتيش زدن يا زبو.نم لال عکس محمود رو آتش زدن ما چی کار کنيم....ما عذز خواهی دانمارک پذيرفتيم

پاسداران

بسم الله . حضرت مجيد خان . برای اينکه به اندازه کافی بسوزی ،‌کامنتت را تاييد نمی کنم . اما متن کامنتت را نقل می کنم . بچه ها این آقا که اسم وبلاگش خر ۳۰۰۵ است اين را نوشته :::من نمی دونم اگه دانمارکی ها رفتن سفارت ما رو آتيش زدن يا زبو.نم لال عکس محمود رو آتش زدن ما چی کار کنيم....ما عذز خواهی دانمارک پذيرفتيم::: يکی نیست بگه گودرز کامنت تو را چه ارتباط به شقایق پست من ؟