معجون تلخ مغالطه و دروغ در راديو زمانه !

 

...حال این سئوال اینجا خودنمایی می کند که آیا اگر خود دستگاه قضایی به میدان آمده و اقدام به برخورد با مجرمان و متخلفان از قوانین نمایند ، مشکل آقای جامی حل خواهد شد ؟..

مهدی جامی اخیرا در مقاله ای در یک سایت اینترنتی که منابع مالی آن و تصمیم گیران و هدایت کنندگان پشت پرده آن همگی بیگانه هستند ، دست به تولید معجونی سخت تلخ و غیرقابل هضم ، از ترکیب مغالطه و دروغپردازی زده است که گندزدایی و پالایش و زهرزدایی آن را لازم دیدم . این ها همه در حالیست که رویکرد بی.بی.سی و امثال عناصری همچون مهدی جامی در میان اپوزیسیون رسانه ای به پوزیتیویست منطقی مشهور هستند و تلاش می کنند تا چهره ای منطق محور و عقل مدار را از خود طراحی و به نمایش بگذارند. 

مقاله مذکور ، با گذشت 5 روز از آغاز تلاش نیروی انتظامی در ارتقاء شاخصه های امنیت اجتماعی تهیه شده است و سعی دارد تا متنی گزنده با محتوایی منطقی را به نمایش بگذارد . اما ... 

جامی در مقاله اخیرش بنام "مبارزه با بدحجابی، کاريکاتوری از مبارزه انقلابی " ادعا کرده است که   

من هرگز نفهميده ام که چگونه پليس يک کشور می تواند در مقابل انبوهی از مردم آن کشور بايستد و خطا نکرده باشد. چه چيزی به پليس حق می دهد که قاضی رفتار مردم باشد؟ آيا اين قدرت نظامی اوست که چنين حقی به او می دهد؟ آيا هر کسی که صاحب قدرت شد می تواند خواسته خود را به ديگران تحميل کند و ديگران را بر اساس آن بسنجد و داوری کند و به اجبار به راهی ببرد که می خواهد؟ 

1t.jpgباید به آقای جامی و رفقای او در دستگاه سیاست خارجی دولت همیشه مرموز انگلیس گفت  طرح ادعای ایستادن پلیس در مقابل مردم در موضوع مورد اشاره شما ، بجای آنکه جریان سازی علیه نیروی انتظامی باشد ، بیشتر ماهیت توهینی علیه عموم جامعه ایران دارد. البته از سیستم خبری ای که هرگز به جمعیت دهها میلیونی راهپیمایان 22 بهمن در سراسر کشور اعتراف ننموده و در بزرگترین اعتراف ، قائل به شرکت دهها هزار نفر از مردم در این راهپیمایی ها می شود، انتظاری نیست که انبوهی از مردم ایران را معتقد به استانداردها و تیپ زندگی و بقول غربی ها Life Style غربی معرفی کرده و آنگاه پلیس را در تقابل با این توهم بزرگ خود معرفی کند ! اما با وجود این واقعیت تکراری، باید به یاد داشته باشند که پلیس نه در مقام قاضی ، بلکه در مقام مجری اوامر قاضی و حاکم شرع ، به میدان آمده و در حال اجرای یک قانون رسمی کشور تحت نظارت دستگاه قضایی است. اما این سئوال اینجا خودنمایی می کند که آیا اگر خود دستگاه قضایی به میدان آمده و اقدام به برخورد با مجرمان و متخلفان از قوانین نمایند ، مشکل آقای جامی حل خواهد شد ؟  

...از سیستم خبری ای که هرگز به جمعیت دهها میلیونی راهپیمایان 22 بهمن در سراسر کشور اعتراف ننموده و در بزرگترین اعتراف ، قائل به شرکت دهها هزار نفر از مردم در این راهپیمایی ها می شود ، انتظاری نیست که انبوهی از مردم ایران را معتقد به استانداردها و تیپ زندگی و بقول غربی ها Life Style غربی معرفی کرده و آنگاه پلیس را در تقابل با این توهم بزرگ خود معرفی کند !...

همانطور که مشاهده می شود ، آقای جامی مدعی است که پلیس ، به صرف آنکه "قدرت" دارد ، در حال تحمیل خواسته خود به دیگران است. البته اگر منظور آقای جامی این است که "خواستهء پلیس" ، "اجرای قانون" و تضمین با قدرت اجرای آن است ، باید به نیروی انتظامی تبریکی مجدد گفت که این بار ، بی.بی.سی نشینان را نیز به اعتراف به عملکرد قانون مدار خود وادار کرده است. اما فکر نمی کنم منظور صحیح دیگری قابل برداشت از این جمله باشد .زیرا آنچه که پلیس در حال حاضر در سایه قدرت و تضمینات ذاتی "قانون" و البته "منطق سلیس و صحیح" خویش به انجام می رساند ، چیزی جز تصریحات قانون رسمی کشور نیست. روشن است که خواست مردم نیز از پلیس ج.ا.ا، "خواست خود پلیس " ، یعنی اجرای با قدرت قانون ج.ا.ا است و از پلیس ، چیزی جز این انتظار نمی رود. این ، وظیفه ذاتی پلیس است که تخطی ناپذیر است.  

ahmadi.jpgآنچنان که در جملات بالا دیدید ، جامی مدعی شده است که پلیس در حال سنجیدن "دیگران" بر اساس "خواست خود" است ! در باب مفهوم خواست پلیس جملات بالا کفایت می کند. بدین لحاظ اگر پلیس در حال سنجیدن دیگران با ملاک قانون است ، نه تنها دست او را باید بوسید بلکه از او ، استمرار و امتداد این امر را نیز باید مطالبه نمود. مشکل آقای جامی در اینجا چیست ؟ آقای جامی – حداقل علنا ً - نمی تواند مدعی باشد که خواستار جایگزین شدن "معیار قانونی" پلیس ، با "معیارهای رادیو بی.بی.سی و Life Stile انگلیسی " است!  البته آقای جامی در ادامه نیز مدعی شده است که پلیس در حال داوری بر اساس "قانون" ( یعنی همان خواست پلیس ! ) بین مردم است. معلوم نیست آیا از نظر ایشان ، پلیس ایران یا دیگر کشور ها کاری غیر از این باید انجام بدهند؟ آیا اگر پلیسی در کشوری میان مردم با ملاک و معیار قانون مطبوع آن کشور قضاوت کرد ، خطا کرده یا اینکه اگر عملی غیر از آن از او سرزد باید مورد مواخذه قرار گیرد ؟ همچنین هنگامی که جامی مدعی شده است که پلیس کسی را به "اجبار" به راه قانون فرا می خواند نیز ، باید پلیس ایران را تشویق کرد که بیگانگان و بیگانه پرستان نیز به تلاش قانونی پلیس برای به راه قانون راندن قانون شکنان اعتراف کرده اند !  

جامی ، در بخش دیگری از معجون تلخ و بیماریزای فکری خویش ، می گوید :  

کمتر ناظر منصفی است که اوضاع ايران را در مبارزات فصلی اش با مردم کوچه و خيابان مضحک نبيند. زيرا برخورد با مردم کوچه و خيابان بدترين چهره ای است که می توان از پليس يک حکومت ديد. پليس در وهله اول حافظ مردم است و امنيت ايشان و در خدمت آنها. معنای برخورد با مردم چه می تواند باشد جز آنکه گروهی از نخبگان مذهبی و سياسی به هر دليلی نظر خود را بر نظر مردم مقدم می دارند و می کوشند با ابزار قهريه ای که دارند آن نظر را بر مردم بار کنند؟ ... 

...اگر پلیسی در کشوری میان مردم با ملاک و معیار قانون مطبوع آن کشور قضاوت کرد ، خطا کرده یا اینکه اگر عملی غیر از آن از او سرزد باید مورد مواخذه قرار گیرد ؟ همچنین هنگامی که جامی مدعی شده است که پلیس کسی را به "اجبار" به راه قانون فرا می خواند نیز ، باید پلیس ایران را تشویق کرد که بیگانگان و بیگانه پرستان نیز به تلاش قانونی پلیس برای به راه قانون راندن قانون شکنان اعتراف کرده اند !...

بیماری مشترک تمامی بی.بی.سی چرخان ها ، در پاراگراف مذکور ، بشدت خودنمایی می کند و آن ، انکار خواست حقیقی مردم ایران و تبلیغ خواست انگلیسی بجای خواست مردم است ! آقای جامی ، این بار بشکلی عجیب ، به طرفیت از سوی 163 نفری که در طول سه روز از اجرای طرح افزایش امنیت اجتماعی، مورد بازخواست قانونی قرار گرفته اند ، حقوق بیش از 8 میلیون ایرانی ساکن در تهران به جان آمده از آلودگیها و هرزگی های اجتماعی را که در هر صنف و گروه و تیپ و ایدئولوژی قرار دارند را صرفا به جرم آنکه با استانداردهای فرهنگ کنسرو شده برای صادرات - اما گندیده و کپک زده و سمی غربی -موافق نیستند انکار کرده و به زیر پا می گذارد و 150 نفر مجرم را که در کنار 13 مزاحم ناموس مردم ، از سوی پلیس با حکم و اجرای قانون ، گوشمالی شده اند را مردم نامیده و چیزی در حدود هفت میلیون و نهصد و نود و نه هزار و هشتصد ایرانی دیگر ساکن تهران را "مردم" ندانسته است و مدعی شده که پلیس در کوچه و خیابان در حال مبارزه با مردم است ! اگر ایران جمعیتی 163 نفری دارد ؛ چگونه بی.بی.سی تظاهراتهای تهران را دهها هزار نفری می داند ؟ اینجاست که اگر پلیس با عمل به وظیفه قانونی خویش که خواست خود او نیز هست ، امنیت 163 مجرم اجتماعی را به خطر انداخت ، از نظر بی.بی.سی و مهدی جامی ، امنیت "مردم" را به مخاطره انداخته و با آنها برخورد کرده و حتی نطرات نخبگان مذهبی و سیاسی نیز نمی تواند بی.بی.سی را از حمایت از این مردم صد و شصت و سه نفری باز دارد !  

بدنیست با هم گوشه دیگری از افاضات آقای مهدی جامی را مرور کنیم ! جامی در ادامه گفته است :  

هيچ حکومتی نمی تواند خود را در مقامی ببيند که بتواند با مردم عادی در خيابان به مثابه مجرم رفتار کند و آنچه را ايشان در حيطه رفتار شخصی خود می پسندند جزو مفاسد به حساب بياورد. حتی اگر بدحجابی و بالاتر از آن بی حجابی مفسده باشد ... 

12_8602020578_L600.jpgالبته از بیگانه پرستان ایرانی مشغول به خدمت(!) در دستگاه رسمی دیپلماسی رسانه ای دولت کارگری انگلیس که مشهور است از صدر تا ذیل آن ، به همان "بالاتر از بی حجابی" مورد اشاره آقای جامی که چه عرض شود ، بالاتر از جرمی که در شرع اسلام نامش زنا است ، مرتکب اند و اخیراً هم حضور این قماش آدم (؟!) در ارتش فخیمه سلطنتی انگلیس هم قانونی ، و ازدواجشان هم توسط کلیسا (!!) ی انگلیس محترم شمارده شده و رسما زن و شوهر (؟!) یا زن و زن (؟!) و مرد و مرد (!!) اعلام می شوند ، چه جای تعجب از نوشتن چنین جملاتی و فشاندن چنین درهای گرانبهایی ! اما به این جناب نویسنده باید یادآوری کرد که حتی دولت های مورد علاقه ایشان مانند دولت انگلیس ، فرانسه و آلمان هم حجاب را برای انسانها ، از امور شخصی به حساب نمی آورند و آن را یک امر اجتماعی و سیاسی می دانند و حتی چندسالیست در کشوری مانند فرانسه که مدعیست که مهد لیبرالیطم اخلاقی و فلسفی وسیاسی است ، مجرم دانستن انسان محجبه پیش کش ، حق تحصیل عناصر محجبه را برسمیت نمی شناسند و بهانه شان هم این است که "در راه لیبرالیزم شهید داده اند ! " البته گذشته از آن ، باید از آقای جامی پرسید ، الگوی مورد پیشنهاد ایشان در بلوک لیبرال سکولار جهان کجاست ؟ آیا انگلیس که در آن ، بیشترین تعداد دوربینها ، رسما برای منظور کنترل مردم نصب شده و یا آمریکا که مخفیانه و علنا در آن تمامی تحرکات خصوصی و عمومی مردم به بهانه مبارزه با تروریزم کنترل می شود ؟ یا آلمان که در آن یک نماینده مجلس ، حجاب زنان را مانند نشان صلیب شکسته می داند و اخیرا شرکتهای مخابراتی موظف شده اند کلیه مکالمات و ارتباطات سایبرنتیک و مخابراتی شهروندان را بدون دستور قاضی حداقل به مدت ششماه نگهداری کنند ، یا فرانسه که در آن بجای پاسخ به نیازهای فقرا ، آنان را به کتک می گیرند و با شورشهای خیابانی و به آتش کشیده شده دهها هزار خودروی مدل بالا مواجه می شوند ؟ بدنیست ایشان بگوید منظورش کدام الگوی برتر است ؟ بدنست ما هم بدانیم !  

در بخشی دیگر از این درفشانی ها ! می خوانیم :  

حتی از نگاه مذهبی نيز رفتار پليس و مرشدان سياستگذار پليس غيرموجه است. هيچ دينی بر اکراه و اجبار استوار نمی شود.. 

معلوم نیست مرجع ارزیابی نگاه دینی و ارزیابی عملکرد پلیس از نگاه آقای جامی چه بوده است ! بروشنی دیدیم که ایشان قانون را ملاک و معیار ارزیابی عملکردها نمی پسندد ! ایشان به روشنی با پرسیدن در مورد دین از متخصص امور دینی یعنی مراجع تقلید نیز موافقتی ندارد ! والا نظر مراجع تقلید در خصوص موضوع بسیار روشن است. پس باید پرسید ملاک و معیار ارزیابی عملکرد پلیس در نگاه بی.بی.سی و آقای جامی چیست ؟ نظر شخصی آقای جامی ؟ ! آقای جامی باید جواب دهد که چرا این بار با اعمال شدن نظر شخصی افراد در خصوص دیگران موافق شده و به خود چنین اجازه ای را داده که بر اساس نگاه شخصی و سلیقه فردی خود ، عمل پلیس را در تناسب با معیارهای دینی بسنجد ! آنهم سنجشی که نتیجه آن با سنجش مراجع تقلید کاملا متفاوت است !  

مغالطه تلخ دیگری در جملات مهدی جامی اینگونه شکل گرفته است که :  

غيرمشروع بودن حجاب اجباری به اندازه غيرمشروع بودن نماز اجباری است... 

البته کسی که از قطع بودن ارتباط میان این حضرات مدعی فکر روشن و زندگی انتلگتوئلی با مراجع تقلید و متخصصان علوم دینی با خبر باشد ، از چنین ادعای خنده داری تعجب نخواهد کرد. زیرا می داند که با این حساب ، وی اصلا تفاوتهای بین نماز و حجاب را نمی فهمد و نمی گیرد که حجاب جزء احکام اجتماعی انسان است که در حوزه خصوصی تعریف نشده و وی نخواهد توانست وجوه اجتماعی حکم حجاب و وجوه خصوصی حکم نماز را دریابد . چرا که اصولا در غرب ، امنیت روانی و اجتماعی و روحی ، به هیچ وجه تعریف نشده و جزو حقوق پایمال شده انسان غربی است !  بیگمان ، این مغالطه نیز از همان خود محور شدن امثال جامی نشـات گرفته است.

.

آقای جامی !

آنهنگام که در بی.بی.سی یعنی خبرگزاری رسمی وزارت امورخارجه حکومتی که نام قبلی وزارت امورخارجه اش وزارت مستعمرات بوده است ، کمر به خدمت بستی باید می دانستی که این درخدمت پادشاهی بریطانیای کبیر بودنت مصداق این شعر ناب ایرانی است که : بگذار ، تا صبح دولتت بدمد ،‌کین هنوز از نتایج سحر است.

پي نوشت :

.

- رادیو زمانه هم نظارت پیش از انتشار را بر کامنت هایش گذاشت ! :) جناب رادیو خارجی کم آورده !

- جهت حضراتی که با سرویس دربستی از رادیو دوره زمونه میان این پست رو می خونن یک پست افتخاری نوشتم همین جدید برید بخونید فیض و حال ببرید صلوات بفرستید برای اموات کاتب ! :)

/ 29 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جلال

آی کيو! راديو زمانه برای هلند! تو که مثلا افشاگری می کنه کمی دقت کن که آمار درست بدی اقلا!!!!! در ضمن اگر مواظب جای خاصی باشيد چشمتون رو هم درويش کنيد مشکلی پيش نمياد!

علی علی اکبري

با تقدیم گرمترین سلامها هر جا که اين عليرضا لينک بکنه ناچارا ما به آنجا بايد سر بزينم مطالب اين وب بسيار بيدار کننده است. اما نتايج آنرا نمی‌توانم پيش بينی کنم اميد که باعث بيداری و فهم بهتر دين گردد ما برايتان بهترين آرزوها که همانا موفقيت و حرکت در راه اوست داريم يا حق.

علیرضا

سلام.همین ابتدا بگم که من نه شما و نه جامی رو نمی شناسم.صرفا میخواهم نظر شخصی خودم را به عنوان خواننده بی طرف بگویم.من هم مقاله شما و هم مقاله جامی را خواندم و به نظرم مقاله او را بدون عصبانیت و تندخویی ای دیدم که درمقاله شما جاری است و صد البته بهتر از من می دانید که این ادبیات(به کارگیری عباراتی چون «معجون تلخ و بیماریزای فکری خویش»و امثالم)در نقد دیدگاه یک شخص حتی اگر با او و نظرش مخالف باشیم و محکوم کردن شخص و نه نوشته اش به کلماتی اینچنینی از منطق به دور است و تنها آسیبش به خود نویسنده متن می رسد تا کسی که در متن نقد شده.از طرف دیگر متن شما را درمقابل متن جامی بسیار پیچیده،عصبی،طویل،یک سویه،شیفته وار نسبت به موضوعی که از آن دفاع میکنید(یعنی پلیس)و پر از بدبینی،سیاه نمایی،و لحن آن را لحنی تحکمی،امری و از این دست یافتم.نکته حاکم بر نقد شما دفاع چندین و چندباره شما از مفهوم «مردم»ا ست و از مردم چنان سخن می گویید که انگار در دل آنها هستید و از نهانی ترین افکارشان واقفید. وگویی آمار دقیق از مردم و افکار و عقاید آنها دارید.

سگ پا سوخته

بعد ازسي سال روزگار هنوز هم درس نگرفتين والله خيلی رودارين راستی اين ابوذر خان بايد بشه رييس مرکزامار ايران با اين امارهای دقيقش واقعن حيفشه تومملکتی که دو تا وزيرش امار يکسانی حتی از جمعيت کشور ندارند ابوذر خان نوبرشه

فاطر

یک سووال! ببینید من کاملا اعتقاد دارم که در این مورد که بخش قابل توجهی از مردم از روی اعتقاد یا هر چیز دیگر جزو انواع همیشه در صحنه و حزب الله و خدا جو و غیره هستند. و اگر نه این شعبده هزاره سوم اینقدر رای نمی آورد. اما یک پیشنهاد دارم! چرا بخش غیر خدا جو این ملت رو نمی ریزید بیرون!؟ از کشور اخراجشون کنید و راهت بشید از دستتون! البته کاملا راحت نمی توننین بشین چون خیلی سریع بیماری های مصری و گند و کثافتی که شما امت شهید و میت پرور به وجود میارید یا از هستی ساقطتون خواهد کرد یا تهاجم یک قدرت بیگانه ایران رو ویران و تبدیل به عراق به توان 10 خواهد کرد. که البته برای شما باکی نیست. چون با اقتدا به مولا حسین خودتونو منفجر میکنید و یک چند تا آمریکایی رو به درک و خودتونو یک مشت آدم بی گناه رو به بهشت میفرستین! زهی خیال باطل! عمو جون تو باید دین و ایمونتو تو جایی سفت تر از چشم نظر بازت ببندی که یا یک نظر به اندام یک زن دینتو از کف ندی! به هم کیشانت هم بگو اینو! یکم هم خوش خدمتی کن و کمکی درس بخون که اگه گذاشتنت چند صباحی بیا اروپا بلکه از شر این عینک دودی و نظر بازی زیر عینکیت در بیای!

علی

سلام ای اباذر اين همه گفتی و نوشتی در ثنای اهل انتظام و نيروی انتظامي و حمايت از طرح مبارزه با خيلی چيزها کاش کمی هم بنويسی از بساط منقل برادران اهل دل٬از دود و دم وامانده ای که تا چند کوچه آنطرفتر همه را نشئه خود می کند،از رابطه های آنچنانی حضرات مداح و ثناگو که چون به خلوت ميروند آن کار ديگر ميکنند يا از خريد لباسهای چند ميليون تومانی ساخت Gucci و Zara و Ann Summers توسط خانمها و دختران حضرات٬ کاش می پرسيدی از کجا می آورند. کاش ........ و باز هم ای کاش. کاش پیدا میکردی صاحبان شرکتهای چند میلیون دلاری را در دبی و لندن و قلب شیطان بزرگ !!!! کاش نامی هم از آن روحانی میبردی که وقتی هنگام زنا با دختر ۱۴ ساله گرفتار شد گفت صیغه کرده ام و تازه بعد از مجازات شد آدمی مثل بقیه مردم. کاش از بساط تریاک فلان امام جمعه گزارش مینوشتی تا نگوییم یک طرفه میروی. کاش از معلمانی هم مینوشتی که بخاطر طلب حقوق حقه به زندان رفتند. کاش و ای کاش و ای کاش ......

پاسداران

بسم الله . الان اينجا دوسه تا کامنت هست ، مثلا در مخالفت با متن پست ،‌بدون حداقلی ترين ارتباط با متن ، ‌اما حاوی تند ترين توهين ها و ادعاهای بی سند و مدرک ، که بيش از ربع قرن ،‌دائم در حال شنيدن آنها از حضرات هستيم . مسخره بودن و پوچی انها ، باعث می شود دست آدم به سمت تاييد انتشار آنها برود . اما اينجا تريبون فحاشی نيست. عوضی آمده ای. برگرد. بازار خودفروشان زانسوی ديگر است.

حسین غفاری

پيش از شما بسان شما بيشمارها با تار عنکبوت نوشتند روی باد؛کين دولت خجسته ی جاويد زنده باد متاسفم که هنوز افرادي مثل شمااينطور خودخواهانه فکر می کنند و جای همه تصميم می گيرند.

نيما

مشام آزار است اين بوی زننده ی افکار خام شما!

مونا

بازم مثل هميشه عالي