سخنی ديگر ،‌ با شرق

اشك چه كساني درآمد؟

3.png

انتظار مي رفت روزنامه شرق ضمن ابراز ندامت از خطاي بزرگ خود از مردم ايران، لبنان و همه ملت هاي مسلمان درگير با رژيم صهيونيستي عذرخواهي كند اما ...

روز پنج شنبه 29/4/85 در ستون نكته كيهان برخي از مواضع روزنامه شرق در جريان جنگ لبنان مورد انتقاد قرار گرفته و انتظار مي رفت اين چند نمونه كه اندكي از بسيارها بود همكاران شرقي را به خود آورد. اما، «خود خطا بود آنچه مي پنداشتيم» و...

از جمله نمونه هاي مورد انتقاد تيتر اول روزنامه شرق بود با عنوان «اسرائيل وارد خاك لبنان شد» كه در اين باره آمده بود اين تيتر دروغ «درحالي انتخاب شده كه اولا؛ هيچيك از خبرگزاري ها به آن اشاره اي نداشته اند، ثانيا؛ رژيم اشغالگر قدس علي رغم تلاش فراوان براي ورود به خاك لبنان، به ناكامي خود اعتراف كرده است، ثالثا -كه مهمتر از دو مورد قبلي است- در متن خبر شرق نيز ناكامي ارتش اسرائيل در ورود به خاك لبنان تصريح شده است» و يادآوري شده بود درباره انتخاب اين تيتر دروغ، تنها مي توان گفت كه «آرزوي اسرائيل تيتر اول شرق شده است».

در بخش ديگري از نكته كيهان آمده بود؛

«روز 28 تيرماه درحالي كه تمامي منابع خبري از به هم ريختگي اسرائيل در پي مقاومت جانانه حزب الله و شليك موشك هاي رعد به حيفا و اعلام حالت فوق العاده در تل آويو خبر مي دادند و از تظاهرات عظيم و گسترده اي كه در تمامي شهرهاي بزرگ جهان اسلام به حمايت از حزب الله برپا شده بود و از جمله تظاهرات عظيم و گسترده مردم تهران گزارش مي فرستادند، تيتر اول شرق با چاپ يك عكس بزرگ 3ستوني و با ارتفاع نيم صفحه اي به فرونشستن زمين در ميدان امام خميني(ره) اختصاص يافته بود. ..«توپخانه فروريخت»... و دريغ از يك تيتر يك ستوني و يا يك سوتيتر ناقابل درباره تظاهرات عظيم روز گذشته تهران و ساير شهرهاي بزرگ جهان اسلام...»

در جوابيه از روزنامه شرق به عنوان يك روزنامه مستقل! ياد شده كه معلوم نيست منظورشان استقلال از چيست؟ استقلال از ملت؟... قبول است، استقلال از نظام اسلامي. اين هم قبول است. ولي ناهمخواني با قدرت هاي بزرگ خارجي قابل ترديد است

همانگونه كه ملاحظه مي شود انتقادات كيهان، مستند و خالي از ابهام بود و انتظار مي رفت روزنامه شرق ضمن ابراز ندامت از خطاي بزرگ خود از مردم ايران، لبنان و همه ملت هاي مسلمان درگير با رژيم صهيونيستي عذرخواهي كند ولي روزنامه شرق طي يادداشتي در شماره روز شنبه 31/4/85 تلاش كرد موضوع را -به زعم خود- دور بزند و با پيش كشيدن مسائل ديگر كه به برخي از آنها خواهيم پرداخت، از پاسخ طفره برود.

در يادداشت شرق نكات زير به چشم مي خورد؛

1- روزنامه شرق انتقاد منطقي و مستند كيهان را بي پاسخ گذاشته و كمترين اشاره اي به آن نكرده است كه اين خود نشانه درستي انتقاد كيهان است، چرا كه وقتي يك يادداشت در پاسخ به انتقاد كيهان نوشته مي شود حداقل انتظار آن است كه به انتقادها پاسخ داده شود وگرنه منظور از نوشتن آن چه مي تواند باشد؟شرق كه از يك سو قادر به نفي همخواني خود با تبليغات رژيم صهيونيستي نبوده و از سوي ديگر اعتراف به اين همخواني را رسواكننده مي داند، براي رد گم كردن به گونه اي ناشيانه از شگردهاي زرد ژورناليستي بهره گرفته كه عذر بدتر از گناه است. بخوانيد؛

2- شرق مي نويسد «يك هفته از هجوم اسرائيل به لبنان مي گذرد. در طول اين هفته از شش تيتر يك روزنامه شرق، چهار تيتر به حملات دولت صهيونيست اختصاص يافته و پنج سرمقاله روزنامه به اين موضوع پرداخته است و...»

سؤال اين نبوده و نيست كه چند تيتر و سرمقاله شرق به اين موضوع اختصاص يافته، بلكه سؤال اين است كه جهت گيري تيترها و مضمون و مفاد سرمقاله ها چه بوده است؟ وگرنه -و تا اندازه اي بلاتشبيه!- تيتر اول، سرمقاله ها و اكثر مطالب تمامي روزنامه هاي رژيم اشغالگر قدس هم

روزنامه شرق در جوابيه خود براي فرار از اصل ماجرا مي نويسد؛ «به ياد مي آورم كه خالد مشعل در ايران، تنها با شرق و روزنامه همشهري گفت وگوي اختصاصي انجام داد» و اين هم يك دروغ شاخدار ديگر است. چرا كه اولا؛ خالد مشعل يك هفته قبل از مصاحبه با شرق، مصاحبه اي اختصاصي و طولاني با كيهان داشت و تقريبا در تمامي سفرهاي خود به ايران، سري هم به كيهان مي زند و معلوم نيست روزنامه شرق با چه هدفي دروغ به اين بزرگي را كه به آساني قابل كشف است، بافته است؟!

به همين موضوع اختصاص داشته، اما با كدام جهت گيري؟! مثلا، ترديدي نيست كه تيتر «اسرائيل وارد خاك لبنان شد»! درباره حمله اسرائيل به لبنان است ولي كجاي اين تيتر «دروغ» به نفع اسرائيل نيست و كجاي آن به نفع مردم مظلوم لبنان است؟!و يا سرمقاله آقاي... كه خود به دريافت كمك مالي از آمريكا براي به چالش كشيدن نظام اسلامي در مطبوعات اعتراف دارد و اسناد آن نيز منتشر شده است درباره جنگ اخير نوشته شده ولي آيا مضمون آن در حمايت از مردم مظلوم لبنان و فلسطين است؟ و اساساً از اينگونه افراد مي توان چنين انتظاري داشت؟!

3- شرق در همين زمينه با افتخار مي نويسد؛ «مزيت شرق اعتماد نخبگان و فعالان مدني به آن است كه سبب مي شود بهمن كشاورز، رئيس كانون وكلا اعتراض خود را به اسرائيل از تريبون شرق بيان كند»! اما حرف آقاي بهمن كشاورز -نخبه موردنظر شرق- در سرمقاله يادشده چيست؟ ايشان ابتدا از علاقه شديد خود به يهوديان سخن  ميگويد و از سخن يهوديان به عنوان «بهترين نصيحت»! ياد مي فرمايند، تا آنجا كه با افتخار مي نويسد پدربزرگش در يزد چماقدار حامي يهوديان بوده است و...

خب! تا اينجاي سرمقاله اين نخبه شرقي كه قربان صدقه رفتن يهوديان است و البته فكر نكنيد كه ميان يهوديان و صهيونيست ها تفاوت چنداني قائل است. ايشان بارها تاكيد مي كند كه بسياري از همان دوستان يهودي او هم اكنون ساكن اسرائيل -شما بخوانيد فلسطين اشغالي- هستند و... اما بعد از اين همه تعريف و تمجيد از يهوديان اسرائيلي چه مي فرمايند؟ خودتان سرمقاله ايشان را بخوانيد و قضاوت كنيد. ايشان در يك كلمه مي نويسد؛ چرا اسرائيل به جاي قلع و قمع و قتل عام نيروي حزب الله، پل ها و ساختمان هاي لبنان را هدف قرار داده است؟! شما را به خدا، سرمقاله اين آقاي نخبه روزنامه شرق! در حمايت از اسرائيل نيست؟!... و آيا خنده دار نيست كه روزنامه شرق در پاسخ به انتقاد كيهان، از سرمقاله ايشان به عنوان شاهكار يك نخبه! در مقابله با اسرائيل ياد مي كند؟! به راستي كه اين روزنامه شرق «عجب نخبه پرور است»؟!

به مصاحبه خالد مشعل با شرق مراجعه بفرمائيد؛ مصاحبه گر شرق پي درپي اصرار مي ورزد كه حماس بايد شرايط كار سياسي را بپذيرد و از مقاومت مسلحانه دست بردارد و در مقابل، خالد مشعل همواره بر ضرورت مقاومت مسلحانه تاكيد ورزيده و مي گويد تمام موفقيت هاي حماس، محصول مقاومت بوده و اسرائيل زبان ديگر -بخوانيد زباني كه شرق توصيه مي كند- را نمي فهمد. 

4- شرق در جوابيه خود از گزارش ها و مقالات كارشناسانه درباره جنگ اخير ياد مي كند كه با توجه به چند نمونه فوق مي توان فهميد اين گزارش ها- نظير ورود اسرائيل به خاك لبنان- و اين سرمقاله ها -نظير سرمقاله آقاي بهمن كشاورز- تا چه اندازه كارشناسانه است. و عجيب آن كه كيهان را به گزارش هاي غيركارشناسانه متهم مي كند و اين درحالي است كه گزارش هاي كيهان مبتني بر اطلاعات بسيار دقيق از صحنه نبرد است كه تقريبا در دسترس هيچ رسانه ديگري در داخل ايران نيست تا آنجا كه بسياري از گزارش ها و تحليل هاي خبري كيهان بلافاصله بعد از انتشار از سوي خبرگزاري هاي بزرگ به عنوان اخباري كه در ساير رسانه ها نيست، مخابره مي شود البته آنها به اقتضاي خوي امپرياليستي خود، آن را تحريف هم مي كنند.

5- روزنامه شرق در جوابيه خود براي فرار از اصل ماجرا مي نويسد؛ «به ياد مي آورم كه خالد مشعل در ايران، تنها با شرق و روزنامه همشهري گفت وگوي اختصاصي انجام داد» و اين هم يك دروغ شاخدار ديگر است. چرا كه اولا؛ خالد مشعل يك هفته قبل از مصاحبه با شرق، مصاحبه اي اختصاصي و طولاني با كيهان داشت و تقريبا در تمامي سفرهاي خود به ايران، سري هم به كيهان مي زند و معلوم نيست روزنامه شرق با چه هدفي دروغ به اين بزرگي را كه به آساني قابل كشف است، بافته است؟! ثانيا؛ به مصاحبه خالد مشعل با شرق مراجعه بفرمائيد؛ مصاحبه گر شرق پي درپي اصرار مي ورزد كه حماس بايد شرايط كار سياسي را بپذيرد و از مقاومت مسلحانه دست بردارد و در مقابل، خالد مشعل همواره بر ضرورت مقاومت مسلحانه تاكيد ورزيده و مي گويد تمام موفقيت هاي حماس، محصول مقاومت بوده و اسرائيل زبان ديگر -بخوانيد زباني كه شرق توصيه مي كند- را نمي فهمد.

حالا خودتان قضاوت بفرمائيد كه آنچه شرق در مصاحبه با خالد مشعل از او مي خواهد با خواست اسرائيل از حماس چه تفاوتي دارد؟... و آيا شرق مي تواند با افتخار از اين مصاحبه به عنوان حمايت از مردم فلسطين ياد كند؟! جل الخالق!

6- شرق به تيتر كيهان با عنوان «اشك اسرائيل درآمد» انتقاد كرده و آن را تيتر ورزشي ناميده است كه بايد گفت؛

اولا؛ تيتر بايد واقعيت ملموس را نشان دهد حالا اگر به زعم شرق اين تيتر ورزشي باشد چه عيبي دارد؟

ثانيا؛ همان تيتر كيهان در تمامي تظاهرات سراسري ايران عليه اسرائيل، روي دست مردم بود. البته ممكن است شرق برخلاف ادعاي ظاهري، رويكرد گسترده مردم به تيتر كيهان را «پوپوليستي»! بداند كه اين نيز نمونه ديگري از صداقت شرق است! و ضمنا بايد يادآوري كرد كه همين -به قول شرق- پوپوليست ها انقلاب كرده اند، پوزه آمريكا و اسرائيل را به خاك ماليده اند... و نخبگان مورد نظر شرق كه چه عرض كنيم؟!

ثالثا؛ روزنامه شرق در انتقاد به تيتر كيهان تنها نيست. چرا كه همان شب راديو اسرائيل هم مانند شرق از تيتر كيهان «اشكش درآمده» و به كيهان بد و بيراه مي گفت.

و اما رابعاً؛ اگرچه قصد افشاي اين نكته را نداشتيم ولي چاره اي جز بيان آن نيست كه تيتر «اسرائيل وارد خاك لبنان شد» دقيقاً تيتر روز قبل روزنامه اسرائيلي «يديعوت آحارنوت» بود كه فرداي آن روز به ناچار خبر را بگونه اي تكذيب كرد و البته شرق هنوز اين جسارت را ندارد!

7- شرق در همان شماره كه به خيال خود به كيهان جواب داده است علاوه بر سرمقاله بهمن كشاورز كه به آن اشاره شد در صفحه 6 روزنامه خود نيز مقاله اي از «رابين رايت» با عنوان «تا اعماق ذهن حزب الله» چاپ كرده كه سراسر لاطائلات و اهانت به حزب الله است. بخوانيد و قضاوت كنيد.

اگرچه قصد افشاي اين نكته را نداشتيم ولي چاره اي جز بيان آن نيست كه تيتر «اسرائيل وارد خاك لبنان شد» روزنامه شرق ، دقيقاً تيتر روز قبل روزنامه اسرائيلي «يديعوت آحارنوت» بود كه فرداي آن روز به ناچار خبر را بگونه اي تكذيب كرد و البته شرق هنوز اين جسارت را ندارد!

8- اين نكته نيز گفتني است در همه جاي دنيا - صرفنظر از تفاوت فرهنگ ها - افراد نخبه به كساني گفته مي شود كه ويژگي مثبت و ارزشمند برجسته اي داشته باشند ولي ظاهراً از نگاه روزنامه شرق هر كس عليه نظام نق زده باشد، نخبه تلقي مي شود! و مهم نيست كه ميزان سواد، تحصيلات، درك اجتماعي، اثرگذاري مثبت فرهنگي و... او چه باشد؟! شرق از افرادي به عنوان نخبه ياد مي كند كه به لحاظ سطح دانش، ميزان تحصيلات، اثرگذاري اجتماعي و... با منتقدان خود حتي قابل مقايسه هم نيستند و شايد در آينده اي نه چند دور در اين باره فصل ويژه اي بگشاييم.

9- در جوابيه از روزنامه شرق به عنوان يك روزنامه مستقل! ياد شده كه معلوم نيست منظورشان استقلال از چيست؟ استقلال از ملت؟... قبول است، استقلال از نظام اسلامي. اين هم قبول است. ولي ناهمخواني با قدرت هاي بزرگ خارجي قابل ترديد است و در اين باره و منابع مالي شرق گفتني هاي مستند و غيرقابل انكاري هست كه در فرصتي ديگر به آن خواهيم پرداخت.

/ 24 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فهرست کاريکاتورهای بوش

سلام وبلاگ فوق العاده زيبايی داری به شما به خاطر اين ذوق و سليقه تبريک ميگويم وبلاگ من هم بد نيست قابل تحمله اگه وقت کردی سر بزن و پيغامت را برايم بگذار

دوستدار

بسم الله. برادر ابوذر، خداييش از پاسخ شما بسيار متعجب و ناراحت شدم. اگر لازم باشد شماره تلفن خدمت شما خواهم داد و اسم و مشخصات و محل خدمت خودم را عرض خواهم کرد تا اين گونه شامل لطف شما نشوم که «چگونه فردي با هويت كامنت گذار حاضر كه سعي در طراحي چهره اي مثبت از خود دارد جايگاه دو مدافع (يعني صدام و حزب الله لبنان ) را محملي براي مقايسه و يكي كردن ماهيت و شكل عمل آنها نموده است‌؟» خدا را شکر! که هويت کامنت گذار بنده حقير بر خودش آشکار شد و متوجه شدم داشتم از صدام ملعون دفاع می کردم! برادر به راستی کامنت بنده حمايت از صدام داشت؟ گفتم دوستی از دوستان (که نگفتم چه مشکلات عقيدتی و فکری داشته) به دليل شور حسينی، احساس می کرده که هرگز پای نظاميان پليد و نجس آمريکايی خاک مقدس کربلای معلی را آلوده نخواهد کرد. اين اعتقاد (درست يا غلطش را کار نداريم) به معنی دفاع از صدام است؟! فقط يک سوآل: تقوا چه می‌شود؟ بنده ديگر مزاحم شما و وبلاگ زيبايتان نخواهم شد؛ ان‌شاءالله موفق باشيد. در اين ماه پربرکت و ماههای آينده از همه برادران عزيز التماس دعا دارم.

در ضمن در مورد آن برادر بريده که داستانش را باور نکرديد، اميدوارم خداوند ايمان هيچ يک از ما را نيازمايد و به تزلزل دچار نکند. اتفاقاً، آدمهای مغرور و از خود متشکر که ايمان خود را خيلی محکم می‌دانند ممکن است با سر به زمين بخورند. خود خدا در قرآن در مورد مؤمنين در روز احد می‌فرمايد «اذ زاغت الابصار و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا، هنالک ابتلی المؤمنون و زلزلوا زلزالا شديدا» ديده‌ها از ترس خيره شد و جانها به گلو رسيد و به خدا آن گمانهای ناروا را می‌برديد، آنجا بود که مؤمنان مورد آزمايش قرار گرفتند و به تزلزل و اضطرابی سخت دچار شدند (آيات 10 و 11 سوره مبارکه احزاب)توجه بفرماييد بر خلاف ادعای شما، قرآن صريحاً می‌فرمايد «مؤمنان به آزمايش مبتلا شدند و ايمانشان لرزيد» و نمی‌گويد از اول مؤمن نبودند! باز هم شما را به تقوا توصيه می‌کنم، و عرض کنم که به شدت بنده را با اتهاماتی که به بنده زديد نظير دروغگويی و نعل وارونه زدن و دفاع از صدام آزرديد و متأسفانه فعلاً در خودم توانايی آن را نمی‌يابم که اين از اين اهانتها بگذرم. ان‌شاءالله خدا بين حقير و حضرتعالی داوری خواهد کرد. (اين کامنت هم منتشر نشود)

دوستدار

بيا اخوی اين هم ايميل بنده: ( بنا به درخواست ایشان سانسور شد ) به دليل پيشگيری از اسپم و ايميل ناخواسته در هيچ کامنتی ايميل نمی‌گذارم و شما هم لطف کنيد اين کامنت را منتشر نکنيد. در مورد حرفهايی که زده‌ايد و بی‌دقتی‌هايی که در خواندن نظر حقير داشته‌ايد باز هم حرف هست که فقط يکی را در اين مجال عرض می‌کنم: هر کس با ابتدائيات احکام حکومتی اسلام آشنا باشد می‌داند که حتی کافر اهل ذمه هم «تحت‌الحمايه»ی حکومت اسلامی است چه رسد به کسانی که شهادتين گفته‌اند اما بالاخره انحراف يا نفاقی در آنان هست. اگر به مثال بيابان خشک دقت می‌کرديد منظور حقير را بهتر درمی‌يافتيد: ممکن است بر سر يک بيابان خشک و بی‌حاصل و بی‌ارزش از هر جهت جنگيد و از آن دفاع کرد تا حريم حکومت اسلامی حفظ شود. افکار عمومی هم همين گونه‌اند، و در جنگ روانی حتی بايد روی افرادی که منحرف هستند سرمايه‌گذاری کرد. به صورت اسلامی، مقوله «مؤلفة بينهم» از همين قبيل است.

پاسداران

در ضمن در مورد آن برادر بريده که داستانش را باور نکرديد، اميدوارم خداوند ايمان هيچ يک از ما را نيازمايد و به تزلزل دچار نکند. اتفاقاً، آدمهای مغرور و از خود متشکر که ايمان خود را خيلی محکم می‌دانند ممکن است با سر به زمين بخورند. خود خدا در قرآن در مورد مؤمنين در روز احد می‌فرمايد «اذ زاغت الابصار و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا، هنالک ابتلی المؤمنون و زلزلوا زلزالا شديدا» ديده‌ها از ترس خيره شد و جانها به گلو رسيد و به خدا آن گمانهای ناروا را می‌برديد، آنجا بود که مؤمنان مورد آزمايش قرار گرفتند و به تزلزل و اضطرابی سخت دچار شدند (آيات 10 و 11 سوره مبارکه احزاب)توجه بفرماييد بر خلاف ادعای شما، قرآن صريحاً می‌فرمايد «مؤمنان به آزمايش مبتلا شدند و ايمانشان لرزيد» و نمی‌گويد از اول مؤمن نبودند! باز هم شما را به تقوا توصيه می‌کنم، و عرض کنم که به شدت بنده را با اتهاماتی که به بنده زديد نظير دروغگويی و نعل وارونه زدن و دفاع از صدام آزرديد و متأسفانه فعلاً در خودم توانايی آن را نمی‌يابم که اين از اين اهانتها بگذرم. ان‌شاءالله خدا بين حقير و حضرتعالی داوری خواهد کرد. (اين کامنت هم منتشر نشود)

پاسداران

بسم الله . جناب آقای دوستدار. ۱- شا عادت داريد هيچ چيز را درست نمی خوانيد. الف: سرمقاله جناب آقای شريعتمداری ب: يادداشت اول بنده ج : يادداشت دوم بنده . چون اگر اين آخری را بر خلاف قبلی ها درست خوانده باشيد می بينيد که منظور از يکی کردن وضعیت صدام و حزب الله نه دفاع از صدام بلکه دقيقا برعکس ، تضعيف حزب الله ، است. بله. مباحث شما در جهت يکی کردن وضعیت حزب الله و شبيه کردن وضعيت او به وضعيت صدام موثر بود و نه در دفاع از صدام . جملات من معنای مد نظر شما را نمی دهد. اما جملات شما معنای مورداشاره بنده را دارد. ۲-اگر محمل اينگونه بقول بنده ::ناراحت نويسی:: فقط همين بود که روشن شد. من به شما تهمتی نزده بودم . ۳- حرفهای شما در مورد ماهيت آن نوجوان ، دقيقا مطابق حرف من بود. روشن است که کسی که خصوصياتی که الان ذکر کرديد دارد از اول هم به اسلام درست وارد نشده . در مورد کاربرد لفظ مومنون در قرا» هم هرکس با ابتداييات تفسير وترجمه قرآن آشنا باشد می داند که خداوند متعال در کاربرد لفظ مومنون ، تعميم دادن به عموم را مد نظر دارد و خصیصين و اهل ايمان مد نظر من و شما را با الفاظ خاص برجسته کرده است. تا جايی که لفظ مومنون به عموم

لاله

با سلام. اول از همه تشکر از بلاگتون - اولين بار است که به اين سايت می آيم. می خواستم چند نکته که به اين موضوع ربطی ندارد ولی در مورد اسرائيل و صهويونيست است بگم. عقيده صهيونيستی تنها شامل يهوديان نمی شود: در آمريکا گروهی از مسيحيان عقيده مذهبی دارند که بايد منطقه اشغالی و بيشتر از آن کاملا يهودی نشين شود تا حضرت مسيح بيايد. به همين دليل آنها سرسخت از اسرائيل حمايت می کنند و از اينکه اسرائيل از مناطق اشغالی خارج شود عصبانی می شوند. به عنوان مثال همسر کلینتون - رئیس جمهور یشین آمریکا- یکی از صهیونیستهای سرسخت غیر یهودی است. البته فکر نکنم صهیونیست بودن این خانم علت مذهبی داشته باشد. به علاوه تمام افرادی که به اسرائيل مهاجرت می کنند صهيونيست نيستند: خيلی از آنها از مناطق جنگ زده می آيند و يهودی می شوند تا به اسرائيل مهاجرت کنند و از جنگ وگرسنگی فرار کنند. اسرائيل ترس اين را دارد که جمعيتش کم شود. اميدوارم که نکته های مفيدی بوده باشند.

عليرضا

با سلام. حالا که ديگر دولت دست از سر روزنامه های واقع گرا برداسته و آزادی عمل به اين حددددد را در اختيار آنان قرارر داده حالا شما بياييد و هی چوب لای چرخ اين بنده های خدا بگذاريد تا نتوانند عرض وارد مملکت کنند و چرخ اقتصادی اين مملکت را راه بياندازند. شما ها اصلا چشم ديدن هيچ نخبه ی اقتصادی را نداريد و بس. در ضمن در مورد تيتر: خوب آقا تيتر دروغ باز تيتر است ولی قبول کنيد تيتر ورزشی اصلا تيتر نيست نمی دانم شايد عنوان باشد ولی باز تيتر که نيست. تيتر بايد تيتر باشد حالا چه فرقی می کند تيتر دروغ يا تیتر راست باشد. و اما در مورد راديو اسراييل و روزنامه ی اسراييلی: ببينيد که اين روزنامه شرق چقدر بين المللی است که با رسانه های جهان اينقدر در تقابل نزديک سير می کند. ای ول روزنامه ی بين المللی.

پاسداران

بسم الله. فقط کامنت اين کامنت عليرضا !‌ ايشان مثلا از شرق حمايت کرده ! ببين عليرضا جان . فقط مواظب باش شرقی نويس ها از اين کامنتت که بايد با زر نوشتش خبر دار نشوند که چه گلی به سرشان زدی ! :)) تو جدا فکر کردی داری از شرق با این نکته های گهربارت حمایت می کنی ؟ بابا خسته نباشی ! :))‌

عليرضا

خانم لاله. شما که اطلاعاتی در زمينه ی يهوديان و صهيونيست نداريد چرا نظر می ديد. هيچ کس نمی تواند يهودی شود مگر آنکه يهودی بدنيا آيد. يهوديان هيچ کس را در بين خود راه نمی دهند.