نشانه های اوليه برهم خوردن توازن رسانه ای

بسم الله . <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

مطلبی در سایت موسسه برکمن (مرکز تحقیقات اجتماعی و اینترنت مدرسه حقوق دانشگاه هاروارد) درج شده بود ه در آن ، از بکارگرفته شدن تکنولوژی شرکتهای آمریکایی در سانسور شهروندان دیگر کشورها ابراز نگرانی شده بود و در آن ، برای نمونه به -موضوع پست قبلی من ، یعنی :- مسدود شدن یک وبلاگ چینی به دلیل نقض مقررات کشور چین ، اشاره شده بود.

 

سئوال خیلی ساده ای به ذهنم رسید و آن هم اینکه :

آن موقعی که تکنولوژی کشورهای بلوک غرب از جمله ژاپن ، آمریکا ، آلمان و ترکیه ، برای کشتن شهروندان ایرانی ، عراقی ، ویتنامی ، هنگ کنگی ، افغانستانی ، پانامایی ، سودانی ، ونزوئلایی ، یکصد وپنجاه کشور دیگر که آمریکا در طول دوران پس از جنگ جهانی دوم طی عملیاتهای محدود یا اشغال کامل خاک کشور آنها را به اشغال خود در آورده است و همچنین سایر شهروندان ساکن در کشورهای صرفا غیرهمسو با آمریکا بکارگیری می شود ، هیچکس ابراز نگارانی نمی کند ، چون این کار دقیقا با استانداردهای فرهنگ آمریکاایی انطباق دارد ، اما اگر یک کشور بتواند یک قول تکنولوژیکی را به رعایت قوانین کشورش مجبور سازد ، این کار ، سوء استفاده از تکنولوژی بر علیه مردم ، نام می گیرد ؟

 

هنوز موزه های دفاع مقدس ما پر است از فیوزهای بمب های شیمیایی غربی و سینه رزمندگان و مردم ما پراست از محصولات شیمیایی کارخانجات بلوک غرب.

 

آیا این کار ، سوء استفاده از تکنولوژی علیه مردم نام ندارد ؟ چرا مردم سردشت ( در مناطق کردنشین کشورمان ) فقط و فقط برای اینکه صدام بتواند قدرت تخریب گازهای غربی را امتحات کند ، اولین قربانی گازهای شیمیایی مانند خردل شدند ؟ چرا این کار از سوی غرب ، رد نشد ؟

 

چرا در طول 8 سال دفاع مقدس، یکبار کشورهای غربی از موضعگیری بنفع صدام خودداری نکردند و وقتی پیروزیهای جدی ایران شروع شد ، برای ایجاد یک آتش بس موقتی تلاش کردند تا توان و نیروی ارتش صدام را بازسازی کنند ؟ البته ما با آگاهی از تجربه جنگ شش روزه رمضان ( بین اعراب منطقه و اسرائیل ) و بازسازی ارتش اسرائیل با برقراری پل هوایی میان آمریکا و اسرائیل در زمان آتش بسی که آمریکا میانجی آن بود ، این کلک نخ نما را نخوردیم ، هرچند فشارهایی از سوی گروهکهایی مانند نهضت باصطلاح آزادی !!! برای قبول این آتش بس ها زیاد بود لیکن غرب چرا نمی تواند این موضوعات را پاسخ دهد ؟

 

من خود پاسخی بسیار صریح و شفاف به این موضوع دارم :

نمی دانم توانستید فیلمی مثل ماتریکس MATRIX ( هر سه اپیزود ) و آی لند ISLAND ( جزیره ) را خوب و دقیق ببینید و به مفاهیم درونی اش پی ببرید یا نه ؟ غرب بصراحت دارد می گوید من هیچکس را اگر متعلق به اردوگاه هیون نباشد حتی انسان نمی دانم . او یک بردهء ماشینی شبیه به انسان است. او علیه من ، یعنی انسان ، اربابش ، شوریده و باید از روی زمین پاک شود ! البته روایتی که آی لند از این موضوع می کند روایت بسیار ملایمتری است. اِ لند در درون خدو دعوایی میان بلوک اروپا و بلوک آمریکا در این جریان را مطرح می کند. اما ماتریکس یک بلوک بیشتر نمی شناسد . بلوک صهیون. آنها یا با ما هستند ویا علیه ما.

 

غرب باید بداند که مبنای تفکر او لو رفته است. باید این را بفمد. باید بداند که با کمک تمام ابزارهایی که او ساخته است ، مفاهیمی همچون صدور انقلاب ، منتشر خواهند شد. غرب باید بداند که موازنه جنگ رسانه ای درحال تغییر کردن است. البته نشانه هایی از درک حقیقت تغییر تدریجی موازنه قدرت در جنگ رسانه توسط غرب ، وجود دارد و نمونه آن همین موضوع مسدود شدن آن چینی مخالف با حکومت ، توسط مایکروسافت است. لیکن شاید در وهله ء اول ، این موضوع ، همکاری شخص بیل گیتس با چین و به قول منابع احساساتی سکولار ، شیطان ! است . درحالیکه معنای این موضوع ، شیفت پیدا کردن عملکرد غرب در مبارزه نرم با مفاهیم فرهنگی بسمت مبارزه سخت است. مایکروسافت بعنوان نماینده دموکراسی سکولار ، درحال تئوریزه کردن بیرون انداختن نویسندگان و تهیه کنندگان و منتشرکنندگان داده های اینترنتی مخالف با غرب است. او می خواهد این مبنا را جا بیاندازد که داده هایی که قوانین ملی را می شکنند باید حذف و مسدود شوند. هرچند در یک رفتار دوگانه ، سعی خواهد نمود تا طرف داده های مخل امنیت کشورهای بلوک مخالف را بگیرد . اما اگر موازنه فرهنگی بخواهد بسمت برابری یا در وضعی ناگوار تر برای آمریکا ، برتری قطب پیش برود ، یقین بدانید که کل ابزار را از سراسر دنیای مخالف جمع آوری خواهد کرد.

 

اینترنت که روزی پاسدار منافع امنیتی ، فرهنگی،  رسانه ای و سیاسی غرب در درون مرزهای مجازی کشورهای قطب مخالف بود ، امروزه آرام آرام به شکل بلای جان خود آمریکا در آمده و منافع رسانه ای او را بخطر انداخته است. رفتار آمریکا از گذشته نشان داده استک ه در مواجهه با این موضوع ، بیشتر از یک گزینه را نمی شناسد : سياست سانسور /.

/ 51 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پاسداران

بسم الله . برادرم دیار شهود . به این لینک مراجعه فرما. بیاناتی از رهبری که در خصوص موضوع خشونت و مدارا استناد کردم در این آدرس وجود دارد : http://khamenei.ir/FA/Speech/Archive.jsp - http://khamenei.ir/FA/Speech/Files/1379.pdf به متن سخنان ایشان در نمازجمعه روز ۲۶/۱/۷۹ مراجعه بفرما.

پاسداران

بسم الله . جملات رهبری مورد استناد من در این مورد : ... اسلام درباره معاشرت و اخلاق فردی پیامبر می فرماید : فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک : پیامبر را به خاطر نرمش او و بخاطر لینتش در برخورد با مردم ستایش می کند و می گوید تو غلیظ و خشن نیستی. همین قرآن در جای دیگر به پیامبر می گویذ : یا ایها النبی جاهد الکفار و المنافقین واغلظ علیهم . با کفار و منافقان با خشونت رفتار کن. همان ماده غلظ که در آیه قبلی بود. در اینجا هم هست. منتها آنجا با مومنین است در معاشرت است . در رفتار فردی است. اما این جا در اجرای قانون و اداره جامعه و ایجاد نظم است. آنجا غلظت بد است اینجا غلظت خوب است. آنجا خشونت بد است اینجا خشونت خوب است. پیامبر وارد مکه شد. و با مردمی روبرو گردید که سیزده سال او را اذیت و تکذیب و شکنجه کرده و همه سختیها را بر سر او در آورده بودند . اما به همه اینها گفت شما آزادید . از آنها انتقام نگرفت. ولی د همان سفر پیامبر عده ای را به نام ذکر می کند و گفت هرکجا اینها را یافتید بکشید . در میان آنها چهار نفر زن و چهار نفر مرد بودند. اینجا خشونت لازم بود. اما آنجا نرمش لازم بود. اسلا

دیار شهود

خدمت برادر بزرگوارم... عزیز دل! از پاسخهایتان متشکرم... حقیر هم شک ندارم که همانطور که پیر مرادمان خامنه ای عزیز فرموده، خشونت میتواند بنا به ضرورتی در جایی واجب باشد، نه صرفا از منظر مبانی دینی، که هر عقل سلیمی میپذیرد که خشونت مطلقا مضر نیست... لکن در موضع نقد و انتقاد و در حیطه علوم نظری و مباحث عقلی و نقلی، آنهم با کسانیکه اشتراکاتمان در حوزه عقیده، بسی بیش از افتراقات است، مهربانی گوهر کمیابی است که گر دست دهد، شناساندن مسیر هدایت را سهل تر کند... ما میگوییم اینکه پیامبر اکرم را رحمه للعالمین نامیده اند ناظر بر اینست که او حتی در باب استفاده از خشونت هم از منظر رحمت مینگریست(قضیه آن جنگی که پیامبر کردن و صحبت با اون اسرا که متعجبم که باید شما رو با زنجیر به بهشت ببرم!؟). مگر معتقد نیستیم که خداوند هم عذابش را برای مستحق رحمت شدن بندگان نصیبشان میکند!؟ ببینید دوست من! پیامبر در موضع اجرای عدالت و اجرای فرامین الهی در حکومت و حق الناس بمعنای عام آن، شدید و غلیظ برخورد میکردن. آنجا که منافع عامه مسلمین بخطر میفتاد. لکن در حوزه مباحثه و مناظره و با کسانی که میدانستند کافر معاند نیستند، از موضع رحمت، حتی ساع

دیار شهود

لکن اگر با این سست دینان بی هنر و بلند صدا، با دلایل عقلی و منطقی و نقلی محکم به پیش رویم و بر خلاف آنان از در تخطئه و تخریب وارد نشویم، در جامعه امروز بهتر درک میشود. بنظرم شما بیش از نقد مطالب ایشان، به بیان دیدگاههای خود بپرداز و بگذار ایشان از موضع انفعال وارد شوند. لکن اگر کسی قایل به بحث نبود و برای توهین آمد، همان نسخه آن «خوابیده» برایش کافیست... هر چند که من هرگز دوست ندارم کار بدانجا رسد... بازهم به عرض معذرت – در پایان بنده هم خیلی خوشحال میشوم که حضرتعالی رو در جایی بتونم زیارت کنم... در صورت لزوم از طریق میل با هم قرار بگذاریم- التماس دعا - یاعلی

دیار شهود

برادر عزیزم! من با خود و خدای خود پیمان بسته ام که در راه دفاع از آرمانهای اسلام و قرآن و امام و انقلاب ساکت ننشینم و از ملامت ملامتگران و قلت پویندگان این طریق نهراسم و تا روزی که مدد فرمایند چنین خواهم بود ان شاء الله، لکن بحث ما بر سر مصادیق و نحوه مواجهه با این مصادیق است که آنطور که گشت و گذاری در وبلاگ شما کردم، ملاحظه کردم گویی به وادی مقابله شخصی در افتاده اید. ما دعوای شخصی با احدی نداریم. بیایند نقدمان کنند، ما نیز نقدشان میکنیم، لکن این وادی پاسخگویی و اتهام زدنها بنظرم زیاد جالب نیست. بنده هم «توهم توطئه» را توطئه ای از جانب توطئه گران میدانم و همان جمله معروف که آن دزد فرمود!!!: بخواب گربه است...

پاسداران

بسم الله . برادر عزيزم ديار شهود. با مباحثت حول محور مهربانی گوهر کمیاب کاملا موافقم . نقد هم ندارد. اما قائل نيستم که به کسی از خودیها اتهامی زدم .من به سجاد منافق نگفتم . او می گويد تو گفتی . ولی من نگفته ام . اما او متحجر را گفته است. هم به من و هم به او که خود می دانی. اما مهم نيست. مهربانی محور من هم هست. سجاد قرار است با محمد مسيح به منزل من بيايد انشائ الله .

پاسداران

برادرم . من عليه دشمنان از باب تخطئه و تخریب وارد نشده ام . همين الان پست من در موضوع مورد بحث روی صفحه ات و حاوی استدلال و تارخشناسی. اما من چاشنی جنگ روانی را بر اعصاب آنها کار می گذارم تا شبکه عصبی ضد انقلاب رابهم بريزم و الحمد لله هم که موفق بوده ام و انشاء الله که خداوند توفيق دهد.

پاسداران

بسم الله . من ديدگاه خودم را برايش نوشتم و ايشان مطلب را بشکل ديگری پاسخ داد و بجای پاسخگويی به بحث من ، دقيقا به نقد خود من پرداخت. حرف خوبی می زنی. حرفی که منبا آن عاملم . ضمنا ايميل می زنم . يا حق

hosein

پسره ی احمق....بعد از ۶ ماه اومدم به وبلاگت سر زدم...ميبينم که هنوز تو جهالتت دست و پا ميزنی...

پاسداران

بسم الله . :)) ! بيا و ضد انقلاب از ما تعريف هم بکنه ! :))