پاک کردن دسيسه با تکذيب ، ممکن يا غير ممکن ؟!

از ساعاتی قبل از پخش اعترافات سرپلهای شبکه براندازی اجتماعی آمریکا در ایران ، تحت عنوان "به اسم دموکراسی"  ، رسانه های غربی به انکار محتویات این برنامه پخش نشده پرداختند . انکار یک برنامه پخش نشده از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران توسط جریان غرب ، - که تا آن زمان تنها بخشهایی از آن بشکل تیزرهای تبلیغاتی از صداوسیما روی آنتن رفته بود -  موجبات تعجب ناظران سیاسی و آگاهان رسانه ای را فراهم کرد. چرا که منطقا، چنین عملی نه تنها اثری در رد اظهارات منتشر نشده عناصر وابسته ایرانی نداشت ، بلکه در سیکلی کاملا آشکار ، به صحت اظهارات این عناصر ، قبل از پخش آنها ، دامن زد. زیرا رد اظهارات منتشر نشده ، صرفا در حال ممکن می شود که اظهارات مذکور از قبل برای آمریکایی ها و رسانه های آنها آشنا بوده و این امر نیز صرفا با صحت داشتن آنها ، ممکن می شود !  

5056y44.jpgبا وجود آنکه دست زدن به تکذیب صحت اطلاعات منتشره در برنامه "به اسم دموکراسی " قبل از انتشار آنها از سوی سیستم های دیپلماتیک  و رسانه ای غربی ، شاید امری عجیب و بسیار بعید بنظر می رسید و ضربه ای مهلک به اعتبار خروجیها و اظهار نظرها و موضعگیری های رسانه ها و سیاستمداران غربی وارد نمود ، لیکن انکار مجدد محتوای برنامه به اسم دموکراسی، پس از پخش این برنامه در دو روز متوالی از شبکه های تلویزیونی ج.ا.ا ، عملی سخت تر و البته شکننده تر برای غرب محسوب می شود. زیرا که مخاطب این برنامه ، با بررسی صحنه واقعیت ، با اظهارات عناصر سخنگو در برنامه ، بروشنی انطباق آنها با صحنه عمل را مشاهده می نمود و البته ، قرار گرفتن این شهود ، در کنار انکار قبل از انتشار این اطلاعات با حالتی هیستریک و عصبی ، مهر معتبری ذیل حکم محکومیت غرب ، به سرکردگی ایالات متحده و جریانات وابسته ایرانی سکولار و لائیک در داخل و خارج از کشور به  بی آبرویی و نفرت عمومی درج نمود.   

صرف بودجه برای براندازی حکومتهای غیر همسو با منافع آمریکا ، راه اندازی جلسات آشنایی و سخنرانی و جذب روشنفکران و محققان سیاسی و اجتماعی این کشورها به درون این طرحها برای اجرای این دسیسه ها به دست عوامل با هویت بومی و ملی و از درون جامعه هدف ، مطابق با الگوی انقلابات رنگین آسیا و خاورمیانه ، حمایت از جریانات سیاسی همسو با منافع آمریکا و غیر همسو با منافع ملی ، ایجاد فشار دیپلماتیک و غیر دیپلماتیک بر حکومتهای غیر آمریکایی کشورهای هدف در خصوص نحوه تعامل با گروههای وابسته آمریکایی و اموری از این دست ، واقعیات شفاف صحنه سیاسی خاورمیانه را تشکیل می دهند که البته ، مجموعه اظهارات و اطلاعات منتشره توسط برنامه مذکور نیز ، از همین اجزاء تشکیل شده بود. 

 نکته جالب در این میان ، تکذیب و موضعگیری مشترک منفی و البته رسوای حکومت آمریکا ، رسانه های مهم غربی و جریانات اپوزیسیون وابسته ایرانی به محافل قدرت در جهان غرب بود که موجبات تکمیل پازلهای ذهنی ناظران بیطرف را فراهم نمود. در این میان ، تمام تکیه منکران ، بر طرح ادعای "تحت فشار" بودن متهمان، "بالاجبار بودن طرح این نکات و افشاگریها" و موضوعات و محورهایی از این دست بود که البته صرف نظر از تهی بودن دست مدعیان ، از ارائه هرگونه مستند در ایرن رابطه ، بلحاظ تکراری و همیشگی بودن این موضعگیری در قبال تمامی اعترافات انجام شده از سوی عناصر دستگیری شده توسط نظام اسلامی از ابتدای انقلاب باشکوه اسلامی، خود به عاملی موثر در باورناپذیری هرچه بیشتر رویکرد رسانه های غربی و سیاستمداران آنها و همچنین اپوزیسیون ایرانی در رد اطلاعات منتشره تبدیل شد.   

 در این میان ، ذکر این نکته ضروریست که ،  یکی از نکته هایی که رسانه های غربی سعی در القاء آن دارند ، طرح بی ارتباط بودن موسساتی همچون "سوروس" و "ویلسن" با موضوعات سیاسی امنیتی است. برای نمونه ، شبکه فاکس نیوز، موسسه آقای جرج سوروس را موسسه ای غیرانتفاعی ،خیر ،با اهدافی عام المنفعه ،در حوزه آموزش(!) ، بهداشت و سلامت جهانی (!!) معرفی نموده و تلاش نموده است تا کدهای پیرامون این موسسه را بدون ارائه هرگونه مستند و استدلال ولو مبهم ، از ذهن مخاطب پاک نماید. اما این رسانه هیچ توضیحی در خصوص بودجه های دریافتی دائمی موسسات مذکور از کنگره آمریکا و سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا و پروژه هایی که طی آنها این بودجه ریزی ها انجام شده و ماموریتهایی که قرار است بودجه های مذکور در آنها به مصرف برسد ، نداده است ! روشن است که این رسانه همچنین ، هیچگونه توضیحی در خصوص بودجه های علنی تصویب شده توسط آمریکا و سایر کشورهای عضو ناتوی فرهنگی در حوزه ایران و نحوه مصرف آنان بشکلی که به براندازی نرم و فرهنگی ایران منجر نمی گردد (!!!) نداده است !

/ 10 نظر / 21 بازدید

خاک بر سرت با اين وب لاگ کثافتی که درست کردی.. احمق بی شعور نميبينی چطور دارند جان مردم را ميگيرند و خونشان را ميمکند اين صفاکان کسانی مثل تو هم به اسم دين گول خورده ايد بدبخت ها

علی

پاسداران ما تا وقتی که در برابر دشمن بعثی از اين خاک دفاع ميکردند نزد مردم احترام و عزت داشتند اما از روزی که در کوچه و خيابان به اسم اسلام و ارزشها زن و بچه مردم را با فحش و ناسزا و تحقير و کتک سوار ماشينهای به اصطلاح ارشاد کردند منفور مردم شدند. به چه قيمتی با ما پاسداران اينچنين کرديد . تو دهن دختر مردم زدن به خاطر ۴ تا دونه مو يا يه وجب پای برهنه چه ارزش اسلاميه؟ اسلام واقعی اينه؟ ما رفتيم جبهه تا هيچکس روزی جرات نکنه به ناموس ما تعدی بکنه . حالا هر روز تو خيابون بايد گريه و زاری و زجر خواهرامون رو ببينيم. عجب صبری خدا دارد.

پاسداران

بسم الله . دو تا کامنت را برای مطاله دوستان تاييد کردم ، که الگوهایی کاملا تکراری از جنگ روانی را تعقيب می کنند. الگوی اول ، جعل هویت مذهبی و الگوی دوم الگوی دينداری و الگوی سوم ، اعتراض به استفاده ابزاری از دين ! . بارها وبارها ، نه فقط من ، بلکه دويتان ديگر وبلاگ نويس مذهبی هم با اين تيپ جنگ روانی مواجه شده اند. تقريبا برای ما ، از فرط تکراری بودن ،‌شکلی زننده و مبتذل بخود گرفته . با اين وجود ، چند نکته مدعايی در درون اين دو را هم جواب می دهم : در پاسخ به کامنت ۱- ببينم ، چه کی جان اين مردم را گرفته جوز آنها که در رسانه های سازمان مرکزی اطلاعات و جاسوسی آمريکا يا سازمان اطلاعات نظامی انگليس يا سازمان جاسوسی اسرائيل از آنها نام برده شده ؟ می بخشيد ، ولی می شود شفاف شوی ؟ تا کی ، عين خفاش ، با نام مستعار ، يا بدون نام ، با کيلويی حرف زدن و داد بيداد چاله ميدانی براه انداختن و چاخان پاخان راديو فردا و بي بی سی و صدای اسرائيل را به خورد مردم دادن ؟ مگر اگر الان با اسم خودت بنويسی يا بصراحت رويکرد مدافعت نسبت به منافع آمريکا را هم بگويی ، مشکلی پيدا می شود ؟ چرا بصراحت نمی گويی ، من از ديده شدن مظاهر دين که يک

پاسداران

می بينيد ؟ باز هم آنچه که نوشتند مثل هميشه ربطی به متن پست من نداشت ! :))

بودن

سلام خوب به جون هم افتادین و علیه هم موضع میگیرین.جالبه،ادامه بدین ببینیم چطور میشه.

پاسداران

بسم الله . الف : بی ربط بودن کامنتت به متن من ب : خوشحال بودنت از جنگ پوشالی مورد ادعات ج: پيش فرض گرفتن صحت ادعاهای هويتی کامنت گذار اول حجت روشنی رای اين است که اصولا کامنت گذار خود تو هستی ! :)

اکبری

سخت نمی گيرم اين دو روز بودن را... كه نگاه پر مهر تو مرا بس است... در ديار خاكهای كور و سنگهای لال... سخت نمی گيرم اين دو روز بودن را ... كه برای هر حرف قرانت جانها دادی... تا من و امثال منها بياراميم اين چند ثانيه آخر را... سخت نمی گيرم اين دو روز بودن را ... كه يا ايها الذين آمنو همان بالشت آرامشی است كه گمش كرده بودم... و لا اكراه فی الدين همان سندی است كه پاره اش كرده بودند...

بودن

سلام الف: من اصلا" نخواستم که مطلبی راجع به متنت بنویسم و فقط خواستم کامنتی در مورد دعواهاتون بنویسم. ب: موضوع خوشحالی نیست،ناآگاهی طرفداران افراطی حکومته که فکر میکنن هیچ کس حق انتقاد از این حکومت رو نداره. ج:بدجوری سوتی دادی ابوذر!من یه بار کامنت تو این پست گذاشتم و همیشه هم با همین نام کامنت میذارم.

بودن

تازه اگه راست میگی همه کامنتهای من رو بذار نه چند تا در میون!

ا

کوته فکره عب افتاده مگه دست دادن با زنها چی داره؟چشاتو باز کن قرون وسطی نیست سال 2010.عقده ای حتما خودت اگه با یه زن دست بدی جنبه نداری ...