سنتوری ، نمونه ی قابل مطالعهء پروژه های براندازی فرهنگی

همانجا گفته شد که هیچ ابزاری از ابزارها و مدیوم های رسانه ای نبوده و نیست که توسط عناصر رسانه ای دشمن ، از این مسیر کنار مانده و بکارگیری نشود. شعر ، داستان، موسیقی ، تئاتر ، نقاشی ، سینما و و و همگی در خدمت این جبهه مهاجم و شبیخون زن ، قرار گرفت و ناگهان ، جامعه ایرانی ، آماج این جملات همه جانبه قرار گرفت.  

سنتوری ، بجرات می توان گفت که از ابتدا ، برای پخش نشدن ساخته شده است. نمایش صحنه مصرف و تزیرق مواد مخدر ، فحاشی های رکیک زن و شوهر به یکدیگر ، مبنا سازی برای آلودگیهای اخلاقی و اعتیاد و ارائه تصویری مطلقا سیاه از جامعه و اجتماع، آیتم هایی نیستند که کارگردان ، - آنهم فردی با این سابقه سینمایی - فکر کند با وجود آنها می تواند از هریک از دولتهای این نظام مجوزی برای پخش آنها بگیرد

 فیلم سنتوری ثابت می کند که این جریان ، هرگز آرام نمی نشیند و هرگاه که مولفه های فرهنگی انقلاب اسلامی بخواهد کمی بازشناسی شده و مجددا در جامعه نمود پیدا کند ، شدت حملات و تندی کلامش بیشتر می شود.  سنتوری ، بجرات می توان گفت که از ابتدا ، برای پخش نشدن ساخته شده است. نمایش صحنه مصرف و تزیرق مواد مخدر ، فحاشی های رکیک زن و شوهر به یکدیگر ، مبنا سازی برای آلودگیهای اخلاقی و اعتیاد و ارائه تصویری مطلقا سیاه از جامعه و اجتماع، آیتم هایی نیستند که کارگردان ، - آنهم فردی با این سابقه سینمایی - فکر کند با وجود آنها می تواند از هریک از دولتهای این نظام مجوزی برای پخش آنها بگیرد. وجود هر یکی از آیتمهای منفی موجود در این فیلم ، برای ممنوعیت نشر عمومی آن کافی بود.  به زعم اصولا این فیلم ، برای پخش در شبکه غیر مجاز ، ساخته شده است. زیرا این فیلم ها اگر با جنجال و حاشیه سازی کافی مواجه نشوند ، در فضای عدم اقبال عمومی به سینما و فیلم های سینمایی ، نمی توانند اهداف از پیش تعیین شده توسط طراحان و برنامه ریزان خود را متحقق کنند. بنظر من ، ایتم های سیاسی صریح مستقر شده در دیالوگهای کاملا مستقیم و شفاف بازیگران ، صرفا برای انگ سیاسی زدن به ممنوعیت آن ، در درون فیلم نهاده شده . والا این فیلم حتی با معیارهای بسیار گنگ و ابتدایی فرهنگی غرب نیز ، برای محدوده بزرگی از تماشاچیان نیز غیر قابل نمایش است. هرچند این ادبیات سیاسی ، در واقع ، با صراحت و شفافیتی مثال زدنی ، باطن و هدف طراح و سناریست این فیلم را بیان می کند.  

فکر نمی کنم ، فیلم سنتوری ارزشی در حد فیلمی مانند siege برای تحلیل محتوا و کد شناسی تصویری داشته باشد. تمامی آیتم های این فیلم تصریحی بوده و هر چشم بینایی ، می توانند تمامی کدهای مهاجم فرهنگی آن را مشاهده نمایند. اما آنچه که مهم است اینکه بایستی به الگوی مشترک رفتاری این فیلم و چند فیلم هم ژانر خود – از منظر سیاسی – توجه کرد. من فیلم هایی همچون مارمولک ، سنتوری ، آواز قو و امثالهم را در یک ژانر پنهان سیاسی مشترک قرار می دهم و آن، همان ژانر براندازی فرهنگی است.

/ 14 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پاسداران

بسم الله . اون از هنر هنر مند مربوطه ف‌ای هم از ادب مدافع هنر مند مربوطه ! همه چی به همه چی میاد. خب کسی که از فیلمی دفاع کنه سرتاسرش بازیگرها در حال فحاشی های شدید بهم هستند بهتر از این میشه ؟‌

پاسداران

بسم الله . به شهادت شهود الکترونیکی ،‌این امر ، همان امیر قبلی است. فقط ادبیاتش فرق کرده . به گیرنده ها دست نزنید. مصلحت امیر عوض شده .

پاسداران

حالا یکی نیست از این آفتاب پرست هفت رنگ بپرسه کجای متن ،‌اسم فیلم دیگه ای غیر همون سنتور و گیتار و تمپک اومده بود که هیچ ،‌کجای وبلاگ من ذره ای در مورد فیلم دوم اخراجی و کارت قرمزی و کارت زردی دفاعی هست ؟

سهند

با سلام من نمی دونم شما تا کی می خوان با تفکر توهم توطئه زندگی گنید ء نصیحت من به تفکر طالبانی اینه که از سرنوشت فاشیسم و کمونیسم عبرت بگیرید

عزرائیل

آخه مرتیکه عوضی بی شعور امثال تو این مملکتو به گند کشیدن

نه تو راست میگی مملکت ما گلستان ه و این اقا غلط کرده ذره ای سیاه نمایی کنه!

ابوذر منتظرالقائم - وبلاگ پاسداران

بسم الله . / نه ... فقط تو راست می گی ! فقط تو همین کامنت جنابعالو چندتا دروغ باشه خوبه ؟ 1- من دروغ میگم . 2- تو این فیلم هرچی سیاه نمایی شده باشه ،‌ خوبه چون راست گفته ! 3- تو این فیلم فقط یه ذره سیاه ! نمایی شده ! 4- کسی هست که بگه همه چی گل و بلبله ! می دونی کامنتی که نوشتی خودش سند صحت مطلب پست منه ؟

احمق جون وقتی من میگم سیاه نمایی یعنی دارم کلمه ای که تو بکار بردیو مسخره میکنم و معنیش این نیس که خودم به اون اعتقاد دارم!

ابوذر منتظرالقائم - وبلاگ پاسداران

بسم الله . حالا من که البته حتی اگر این رو فرض کنیم ، نمی بینم که جوابی به حرف من دادی ، اما این رو ببین که تو قاموس امثال شما ضرت انقلاف ها ،‌چیزی جز ::فحش :: نیست که هنگام کم آوردی مشکلتان را با آن حل کنید.

مانی

سلام با اینکه متاسفانه اکثریت جوانان ما امروز غرب زده اند (بیشتر به لحاظ فکری نه صرفا ظاهر) موافقم و متاسفانه سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامی نتیجه چندانی نداشته. به علاوه مشکل اینجاست که افراد متعهدی مثل شما نیز تعریف خیلی محدودی از غرب زاده دارند و همین که کسی ریشش را تراشید یا مثلا موسیقی راک گوش داد اسمش را می گذارند غرب زده درحالیکه به اندیشه آنها و اینکه چطور مبارزه صوری با این ظواهر غربزدگی (از لباس و مد و مو و ..) فی الواقع ابعاد فکری که به مراتب خطر ناک ترند را تشدید می کند از دیدتان غائب می ماند. شاید اگر دولت به جای این همه حساسیت روی ظاهر زنها و جوانان کمی روی ابعاد فکری و فلسفی خطرات غرب زدگی و استعمار و استثمار و کاپیتالیسم و ..به روشی کاملا به روز و جوان پسند کار می کرد هم جوانها اینقدر اسلام زده نمی شدند و هم دروغهای شبکه های خارجی و خبرنگاران مو بور را به حرفهای ج.ا و خبر نگاران ریشوی ترجیج نمی دادند.