کمی برای گمراهان بی خبر.

بسم الله . <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

کمي براي گمراهان بي خبر.

 

اولين هنري که دشمن سعي در بخرج دادن آن در حق جوانان ايران اسلامي دارد ، قطع نمودن آنان از تعلق و سوق پيدا کردن به مطالعه ء تاريخ خصوصا تاريخ معاصر است. تاريخ ، سراسر مملو از ظلم اجنبي به ايراني بوده است وايراني هرگاه با پيام دين همراهي نموده اين ظلم را چشيده است.

 

دومين هنري که استکبار خود پرست ، در حق جوانان ما بکار مي برد ، بازنويسي تاريخ بزبان خود است و اينگونه است که استحمار و بردگي ملتها ، استعمار نام مي گيرد و تاريخ نگاران مستقل مجبور مي شوند تا اين لفظ کاملا جا افتاده را تعبيري کاملا نا متناسب با مفهوم آن کنند. يعني استعمار که لفظي بمعناي اشتغال به عمران و آباداني است به معناي تخريب و غارت منابع مادي ومعنوي ملتها بکار گرفته شود و اينگونه است که براي ايران ، ايرانيکا مي نويسند بر وزن برتانيکا و متولي نوشتن تاريخ ايران خانداني مي شوند که خود عامل استعمار ملت ايران طي نيم قرن قبل از انقلاب 57 بوسيله انگليس و آمريکا بوده اند و هربار ، هر يک از پادشاهان اين سلسه هاي ظالم و جبار ، با اجراي عملياتي کثيف و ناجوانمردانه توسط يکي از اين استعمار گران برسرکار آمده است. رضا با کودتاي سيد ضياء تباه ! طبايي ( سيد ضياء طباطبايي عامل انگليس ) و محمد رضا با کودتاي زاهدي ( ارتشبد زاهدي عامل آمريکا )  مي شود .

 

اين نتيجه ء غارت کردن ثروت ملتها و استعمار ( عمران و آبادانی ! ) ناميدن اين غارت و چپاول ، توسط غارتگران – بخوانيد استعمار!گران ديروز و آزادی! خواهان امروز– است .

 

چندروز پيش داشتم کامنت هاي حاوي فحش هاي روي شکمي و با محتواي زير شکمي را که از ضد انقلاب دريافت کرده بوديم مي خواندم و پاک مي کردم که ديدم شهيد سيد حسن آيت ، فرزند محمد رضا را با مظفر بقايي فرزند ميرزا شهاب يکجا مي نويسند. حال اينکه چگونه دچار اين بيماري انحرافي تاريخي شده اند شايد به همان سادگي باشد که دچار انحرافات اخلاقي و جنسي مي شوند اين خود حديثي مفصل دارد که شايد براي وقتي ديگر...

 

مختصري از شهيد دکتر سيد حسن آيت

شهيد دکتر سيد حسن آيت ، فرزند محمد رضا از نوادگان مرحوم اقا سيد علي مجتهد در سوم تيرماه سال1317 شمسي در نجف آباد اصفهان پا به عرصهء وجود نهاد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در نجف آباد و اصفهان ادامه داد و در سال 1337 شمسي از دانشسراي عالي تربيت معلم تهران در رشته ادبيات فارسي کارشناسي گرفت . در سالهاي 1340تا 1345 به اخذ فوق ليسانس جامعه شناسي و ليسانس حقوق نائل آمد . وي همچنين تحصيلات حوزوي نيز داشت که بنا بر قول برخي منابع تا سطح خارج فقه واصول ادامه پيدا کرده بود. شهيد دکتر آيت قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57 ، به کار تدريس در دبيرستان و دانشگاه اشتغال داشت و پس از پيروزي انقلاب علاوه بر تدريس در دانشگاه ، ابتدا به نمايندگي مردم اصفهان در مجلس خبرگان و سپس به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي از طراف مردم تهران ، ري و شميرانات انتخاب شد . وي قبل از انقلاب در مبارزات مقاومت ملي شرکت داشت و پس از کودتاي 28 مردد ( کودتاي ارتشبد ازهاري ) به مبارزه خود در خط آيت الله کاشاني ادامه داد و بعدها بکمک دوستان خود يک سازمان مخفي تشکيل داد که منتهي به نفوذ در اترش و موسسات حساس دولتي گرديد . دکتر آيت که از اعضاء شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي بود سرانجام در صبح روز جهاردهم مردادماه سال 60 در اوج ترورهاي فرزندان ملت بدست منافقين خلق در حالي که از خانه اش خارج مي شد هدف ترور سازمان مجاهدبن ( منافقين ) قرار گرفت وبشهادت رسيد.

 

حال چگونه اين مرد ، توسط ناآگاهان و يا مغرضان با عناصري مانند مظفر بقايي همراه نام برده مي شود موضوعي بسيار جذاب و مهم است. بدنيست به تفاوتهاي اين دو فرد نگاهي دقيقتر بياندازيم . اين کار را مي توان با مراجعه با سوابق مظفر بقايي انجام داد.

 

مختصري از مظفر بقايي

دکتر مظفر بقايي در سال 1291 هجري شمسي در کرمان متولد شد . پدرش ميرزا شهاب از رجال عصر مشروطه بود. مظفر پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و متوسطه به دارالفنون رفت و پس از پايان رساندن دارالفنون راهي پاريس شد و در رشتهء فلسفه در دانشگاه سوربون (همان دانشگاهي که دکتر شريعتي در آن تحصيل کرده بود ) تحصيل کرد.  وي در سال 1317 به ايران بازگشت و پس از خدمت نظام و با آغاز جنگ جهاني دوم در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران به تدريس مشغول شد . وي در سال 1323 شمسي رياست اداره فرهنگ کرمان را به عهده گرفت و با تشکيل حزب دمکرات توسط قوام السلطه به وي پيوست . بقايي در دوره ء پانزدهم مجلس شوراي ملي به مجلس راه يافت و وارد صحنهء سياست گرديد. وي در صحنه مبارزات ملي شدن صنعت نفت از ياران مصدق بود و در تشکيل جبهه ملي نقش فعال داشت . پس از مدتي وي بهمراه جمعي از انشعابيون حزب توده و خليل مکي ، حزب زحمتکشان را راه اندازي مي کند . وي طي سالهاي 1324 تا 1334 از جمله بازيگران معروف بازار سياست و چهره هاي مشکوک و وابسته به دربار پهلوي بود که سعي در گسترش اختلاف در ميان رهبران نهضت ملي شدن صنعت نفت را داشت و در اين راه نهايت خيانت به نهضت را از خود بروز داد. او در سال 1328 به اتهام توسئه عليه ارتش دستگير اما در همان سال آزاد شد و در دوره ء شانزدهم مجلس ملي نيز به مجلس راه يافت  . وي طي کودتاي 28 مرداد 1332 با ارتشبد ظاهري کنار آمد . ابتدا طي يک صحنه سازي بنا بر مصاحلي دستگير و به زاهدان تبعيد شد ولي در آذر 1334 به تهران بازگشت . 

 

 وي از مدافعان دائمي سياستهاي آمريکا در ايران و از مرتبطين فعال سفارت آمريکا در تهران بود بنا بر اسناد مکشوفه از سفارت آمريکا ، وي در سال 1339 از سوي لژ فراماسونري نيز مورد حمايت بوده است. وي پس از حزب بي رونق زحمتکشان حزب بي رونق ديگري بنام زحمتکشان را تاسيس نمود و اين حزب نيز تاثير و خاصيتي در مسير انقلاب اسلامي و مبارزات ملت مسلمان ايران نداشت. پس از انقلاب اسلامي ، وي هميشه سعي داشت در صف روحانيت حاضر شده و به تشتت و اختلافات دست يازد لسکن با هوشياري مردم و روحانيون ، توطئه هاي وي ناکام مي ماند. از جمله ، وي با طرح شعار "اجراي قانون اساسي حفظ ميراث مشروطيت و حفظ ميرات مملکت است "سعي در شکستن صفوف مبارزان عليه سلطنت پهلوي را داشت که چون وي فاقد هرگونه پايگاه سياسي واجتماعي در جامعه بود اين اقدام وي اثري نبحسيد. وي در سال 1359 ، دستگير و روانه ء زندان شد و با سپردن تعهد نسبت به عدم خروج از کشور آزاد گرديد .وي در سال 56 اقدام به عزيمت به آمريکا نموده و با مراکز سياسي در آنجا به مذاکره پرداخت که پس از بازگشت به کرمان ، دستگير و زنداني شد . در بازرسي از منزل وي ، مقادر زيادي اسناد بهمراه حجم زيادي اشياء و نشريات غيرمشروع از وي بدست آمد اما بدليل کهولت سن و بيماري ، آزاد و در بيمارستان بستري گرديد . وي يک ماه پس از آزادي ، در 26 آبان سال 66 بدليل عود بيماري سفليس درگذشت.

/ 65 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پاسداران

بسم الله . راست مه گه . نوشته بود روز خوار. من اشتباه ديدم .

پاسداران

بسم الله . خب الحمد لله هم من اشتباه کرده بودم و هم ايشان هم رسما اعتراف کرد که قانونا کسی که در ملاء عام و در انظار عمومی اقدام به روزه خواری و فعل حرام کند محکوم می شود. فقط هم روزه خواری نیست. ارتکاب به هر حرامی بشکل علنی مجازات دارد . خب اينکه خيلی روشن اشت. يک چيز جديدی بگو خودمان ندانيم ! :))

پاسداران

بسم الله . در مورد کشورها ، بله خب من رفتم ديدم اسم انگليس و چند تا کشور عربی و اينها را آورده بودم . خب شما فرمایشی داشتی ؟ :)) همين ؟ :)) جوابت را که قبلا رفته ای در اين موضوع ! :))

پاسداران

بسم الله . در مورد توهين زشتی هم که نوشته ای و اينجا خواهد بود تا همه ببيند ، چند تا نکته . الف : من گفتم مواظب باشيد دچار نشويد که محکوم شويد. حالا اگر تو احساس کردی رسما دارم خطابت می کنم اين به کسی چه ! :)) ب : وقتی کسی صفتی را در مورد خودش قبول کند ربطی ندارد که در مورد ديگران چه تهمتی را می زند . گيرم تو قبول کردی که اهل خلافی ! اين چه ربطی دارد به تهمت تو به ديگران ؟ :)) ج: اگر تو رسما اعتقاد داری اهل حرامی هستی ، خب باش . حتما هستی . چه می دانيم ان الانسان علی نفسه بصيره . آدم اگر در مرود خودش خبری بدهد قابل قبول است. اما اگر در مورد ديگران خبری بدهد چه ربطی دارد به خبری که در مورد خودش داده ؟! :))

پاسداران

بسم الله . خوب است قبول داری جنگ را غربی ها براه انداختند و برنامه آنها بود . صدرحمت به تو . خب . نظرت چيست ؟ ناموس و کشور را دو دستی تسليم می کرديم . دفاع کرديم وبسيار خوب هم دفاع کرديم و کشورهايی که برنامه فتح ۳ روزه تهران را برای صدام حسين ترسيم کرده بودند ۸ ساله هم نتوانستند برنامه خودشان را پياده کنند. . جهت استحضار چند تا موضوع را هم خوب توی گوشت فرو کن. اين بازدارندگی دفاعی ج.ا.ا که آمريکا بعد از اينهمه عربده کشی جرات ترکاندن يک ترقه لب مرز را ندارد و اگر غلطی هم بکند می گويد اشتباهی بوده، از برکت همان دفاع جانانه و مردانه اس.ت اين ديدگاهت راببر تو جامعه تا ببين چند تا ايرانی با نظر تو موافق است و جمعا چند موافق پيدا می کنی. يا اينکهع يک سيل جمعيت دنبالت راه می افتند موهای سرت رادانه دانه بکنند. از وصيت نامه شهدا ء حضور آگاهانه و با انتخاب در جبهه می بارد. بنا بر اين خانواده های شهدا خيلی دوست دارند دايناسورهای منقرض شده ای ميانند تو را که از پس بيش از ۱۰ سال نه صلح و نه جنگ ، يادشان افتاده با کمک فاصله گرفتن مردم از آن تاريخ ، تاريخ را تحريف کنند ببيند که چه شکلی هستيد. تا ديروز فقط در شبنامه ها بودي

پاسداران

بسم الله . کامنت تو بدليل توهين مستقيم به پاک می شود ولی محتوايش اين بود که ادعا کرده بودی فکر اينکه استکبار جهانی با ايران دشمن است يک پارانوياي سياسی است. اولا برو يادبگير که پارانويا يعنی خود بزرگ بينی روانی سياسی. اون که شما می گی تئوری ای است بنام تئوری توهم توطئه . اين از اين . اما نگفتی اگر اعتقاد به مخالفت استکبار با ايران مثلا پارانويا است پس چرا خودت هم گفتی که ::اتفاقا هم هست؟! اين پارانويا ! به کی برگشت ؟! در ضمن کسی پارانويا است که مهم نباشد و خود را مهم فرض کند. ربطی هم به دشمن انگاری حقيقی يا کاذب هم ندارد. اما رهبری که اگر نبود صدبار تا بحال اين کشور در دهان آمريکا وانگليس خورد شده بود ! کی پارانوياست ؟ تو يا آنها که ابراز مخالفت با آنها می کنی :)) تو مخالف باشی يا نباشی ج.ا.ا کار خودش را می کند. :))

پاسداران

بسم الله . کامنت تو بدليل توهين مستقيم به پاک می شود ولی محتوايش اين بود که ادعا کرده بودی فکر اينکه استکبار جهانی با ايران دشمن است يک پارانوياي سياسی است. اولا برو يادبگير که پارانويا يعنی خود بزرگ بينی روانی سياسی. اون که شما می گی تئوری ای است بنام تئوری توهم توطئه . اين از اين . اما نگفتی اگر اعتقاد به مخالفت استکبار با ايران مثلا پارانويا است پس چرا خودت هم گفتی که ::اتفاقا هم هست؟! اين پارانويا ! به کی برگشت ؟! در ضمن کسی پارانويا است که مهم نباشد و خود را مهم فرض کند. ربطی هم به دشمن انگاری حقيقی يا کاذب هم ندارد. اما رهبری که اگر نبود صدبار تا بحال اين کشور در دهان آمريکا وانگليس خورد شده بود ! کی پارانوياست ؟ تو يا آنها که ابراز مخالفت با آنها می کنی :)) تو مخالف باشی يا نباشی ج.ا.ا کار خودش را می کند. :)) ماجرا جایی قشنگ می شود که می آیی کمی ادبیات مذهبی بکار ببری اما حواست پرت شد که گوینده این ادبیات مذهبی دقیقا خود تو هستی وآدم که خودش را مسخره نمی کند ! :)) یک بار هم آمدی دنبال من راه بیفتی و بتوانی واقعا یک جوری این دست افتادگی شدیدتان توسط من را جبران کنی کاری نکردی جز ضایع کردن خودت ! :)) این

پاسداران

بسم الله. بله. کاملا با تو موافقم که خواننده می تواند فرق فحش نويسی را با بحث با محتوا می فهمد. يک نقطه تفاهم جدی ! :)) از اينکه متلک های من آزارت داده عذر می خواهم اما مواظب باش اينبار صفات لايق خانوادگی ضرت انقلاف را به دين و ديانت و اسلام واسلاميت نبندی ! :)) و اما در مورد خنئه بچه دبستانی ! صد البته متلک های من به ضد انقلاب و سوتی های مکرر شما حتی بچه دبستانی را هم می خنداند :)) اين اشراف تو به حقيقت خيلی جالب شد ! :))

پاسداران

بسم الله . بين کامنت نويسنده: محمدرضا.س سه شنبه، 25 مرداد 1384، ساعت 21:32 و کامنت سه شنبه، 25 مرداد 1384، ساعت 21:34 بیشتر از ۲ دقیقه فاصله نیست. اما بین اولین جواب من به این کامنت ها یعنی کامنت پاسداران پنجشنبه، 27 مرداد 1384، ساعت 9:15 که اولین کامنت ها را از او پاک کردم بیش از دو روز فاصله است. چطور هنوز کامنت ها را پاک نکرده تعجب می کند :)) ژسر یک چیزی جدیدی بگو . چرا تعجب کردی ؟! من که همیشه کامنت های تو را پا ک می کنم . چرا و چطور هم ندارد. اتفاق خاصی نیفتاد .مثل همیشه تویش فحش بود :)) چطور یادت رفت من تو این وبلاگ کامنت های ضرت انقلافی را می پاکم ؟ :))

پاسداران

بسم الله . با درج این متن ، جناب محمدرضا :::تلویحا :: از توهنی ره به روستایی های کشور کرده عذر خواهی می کند و به زبان بی زبانی دارد زور می زند بگوید منظورم این نبود که روستایی بودن بد است ! خب مگه مجبوری اول بد بنویسی بعد هم اینجوری عذرخواهی کنی :‌::: درمورد رييس جمهور منتخب رهبری هم بايد بگويم٬ روستازادگان انسانهای شريفی هستند که البته مثل هرکس ديگری از جمله آخوندها٬ خوب و بد هم دارند. ::: و در ادامه نوشته : اما روستازاده تيرخلاص زنی که در جمهوری اسلامی به او مدرک دکترا بدهند٬ :::: يعنی هر کاری بکنی لابوذرخان ، من در مقابل افکار عمومی خودم را تبرئه می کنم اما باز خودت می دانی که سر موضع قبلی ام هستم . انگار نه انگار که چند خط پيش روستازادگی را باعث توهين نمی دانست. ضرت انقلاف ايران جمع اضداد :)) البته اين کامنت ایشان هم حتما پاک می شود اما احتمالا ايشاتن دوباره تعجب خواهد کرد و از من خواه پرسيد چی شد پاک کردم :)) ناراحتی می شوی پسرم ؟ عادت فحاشی را ترک کن ! هرچند که ترک عادت برایت موجب مرگ است ! :)) :))