بالاخره کدوم ؟

بسم الله .

خيلی خيلی داره صحنه انتخابات بازمزززه می شه ها ، نه ؟! بابا بالاخره تکليف ما رو معلوم کنيد . پس تو اين ۸ سال ، دوم خرداديها حرف اصلی شون چی بود ؟ اين که نميشه ؟ تموم حرفاتون که عوض شدنيه ! پس ميثاقی چيزی نداريد ؟ ای بابا ...!

 

تا ديروز می گفتند : در زمان هاشمی ، حوزه اقتصاد ، کاملا دولتی بود و ما تيمی خصوصی ياز ! هستيم . منهای عدم درک مفهوم خصوصی سازی دوم خردادی ،  ما که نفهميديم معنی اين حوزه دولتی چيه. چون آدمهای اقتصادی دولت خاتمی ، عمده شان همان تيم آقای هاشمی بودند.

از اين يک مورد ، بشدت دردم می گيرد که کسانی می آيند در همه زميه ها اظهار نظر می کنند که قربتا الی الشيطان ، لا اقل ۲ نفر از وزير ها و کيل های دوره قبل را نمی شناسند !

مرحوم آقای دکتر هم دارند به جواب سئوال بنده فکر می کنند !نمی فهمم . چه وقت می شود گفت سياست های اقتصادی عوض شده ؟ وقتی که وزير نيروی دولت قبل ،  بشود وزير نفت دولت بعدی !! چه تعويض نگاه اقتصادی است که تيم اقتصادی اش عوض نمی شود ؟ وقتی رئيس کل بانک مرکزی دولت قبلی ، همان رئيس کل بانک مرکزی دولت بعدی باشد؟!

نمی دانم چگونه می توان گفت حوزه سياسی دانشجويی ، دارای تغيير بوده و فضايش عوضشده  وسياست های آن متحول شده ، در حاليکه وزير فرهنگ و آموزش عالی دولت قبلی ، شد وزير فرهنگ  وآموزش عالی دولت بعدی !!

اقای نوری ، دیگه اینقدر فکر نمی کنم خجالت داشته باشه !!اگر وزير کشور دولت قبلی ، بيايد جخت بلا ، بشود وزير کشور دولت ، بعدی و کنار هم نرود الا وبلا ، مگر با استيضاح ، اونوقت چطور می شود گفت آزاديهای سياسی گروهی واحزاب در دولت جدبد تامين شد ! فضاش سياسی کشور باز شد ! احزاب وتشکلها و اصولا تحزب جان گرفتند !

ولی شايد اين سئوال عجيب تر باشد !

چطور بخودمان می گوييم در حوزه فرهنگ و مطبوعات و کتاب و سينما تغييرات اساسی حاصل شد ، در حاليکه وزير فرهنگ و ارشاد دولت قبلی يک هو ، همچين يهويی ، شد رئيس جمهور دولت بعدی !! قشنگ ترشدن ماجرا مال وقتی است که وزير ارشاد دولت بعدی ، مشاور عالی رئيس جمهور دولت قبلی باشددددد !

ما که نفهميديم ، چه فرقی ميان دولت هاشمی و خاتمی است !

دولت هاشمی تشکيل شده از يک حزب دولتی بود ، بنام کارگزاران ، دولت خاتمی هم تشکيل شده از يک حزب دولتی بنام مشارکت ! اين مال موقعی است که اصولا بيخيال شويم که مشارکت و کارگزاران ،‌همچی فرقی هم با هم ندارند به هزار ودو دليل !

اولش اينکه عمده آدمهای مشارکتی ، درون حزب کارگزاران هم بودند و همچنين بلعکس ! دومش هم اينکه کارگزاران ، يکی از ۱۳ گروه جبهه دوم خرداد بود که مشارکت حزب مثلا اصلی بود !

اين را ديگر اذيت می شويم اگر يادمان بيايد حزب ديگری که ادعای مردمسالاری می کند، همچه گنده هه اش ، وزير صنايع دولت قبلی بوده و اين حضرت والا ، همان کسی است که رفت در مجلس ايستاد و گفت : هرکدام از آقايان نمايندگان که ادعا دارند از بنده حداقل يک خودرو نگرفته اند بفرمايند ! و به عبارتی ، رانت خواری رسمی کثيف را ،‌ علنا مباح اعلام فرمودند.

جان من ، اگر يک نفر دوم خردادی با سباط در فاميلتان گير می آيد بگوييد يک تماسکی ، کامنتی ، چه می دانم جيکی چيزی بما بزند جواب ما ره بدهد ! ( بنا بر ادبيات پدر مفلوک جناب ربع پهلوی ! )

/ 41 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shanai

پس يا بايد قبول کنيم که وزرا وروسای دولت هاشمی کاملآ و به طور يکدست کارگزارانی بود که در اين صورت بايد بپذيريم که عده ای از اصولگراهای فعلی هم زمانی کارگزارانی بودند و يا بايد قبول کنيم که دولت هاشمی تشکيل شده بود از چند طيف سياسی . کارگزاران .اصولگراها ( راستی ها ) گروه موسوم به چپ که در دوره دوم نسبت به دوره اول تعداد کمتری داشتند .و سوال فرموده بوديد چرا سيستم دوم خرداد هيچ مبنای فکری ندارد و يک روز هاشمی را عامل قتلهای زنجيره ای ميداند و يک روز از کانديدا شدن او دفاع می کند ؟ حضرت والا در جواب اين سوالتون بايد بگم لطف کنيد يه سوزن به خودتون بزنيد يه جوالدوز به ديگران . همه ترستان از وجود هاشمی ( که تا دیروز هیچ مخالفتی با او نمی شد ) در صحنه بخاطر وحشت شما در از دست دادن قدرت تمام عيار است و اين مخالف روياهای شماست . مجلس و شورای نگهبان و قوه قضايه و شورای شهر همه در يد قدرت شماست و فقط در اين ميان دولت را کم داريد تا به همه امور تسلط پيدا کنيد .

shanai

جناب پاسداران به نظر من شما يا پيشگو و رمال و فال بين هستيد يا دچار توهم شديد و آمپر خيال پردازيتان شديدآ بالا زده و گرنه از بين چار کلام حرف من که به قول خودتان يک کيلو بايت بيشتر نمی شود من را محکوم به چرخيدن کعبه وار به دور هاشمی کرديد و يا حتی من را مخالف رهبری و ولايت فقيه جلوه داديد . کجای حرفهای من نشانه حمايت یا مخالفت از هاشمی يا مخالفت با رهبری بود ؟ چرا شما هميشه برای اينکه جنگ مغلوبه بشود و قيل قال راه بيندازيد همه چيز را به رهبری می چسبانيد ؟ بحث من اصلآ ربطی به رهبری داشت؟ من به خاطر اينکه توجه شما را مخصوصآ به اين مسئله جلب کنم قسمتی از شعارها را که مد نظرم بود ( با توجه به اينکه قبلآ هم در مورد شما تجربه کرده بودم) داخل پرانتز قرار دادم ولی مثل اينکه شما اونقدر مطالب را شتابزده و بی دقت مطالعه فرموديد که متوجه نشده ايد .يا شايد هم در اين مورد غرضی داريد!

shanai

من هيچ جای مطالبم ادعانکردم که هاشمی پيرو خط رهبری هست يا نيست .هدف من از طرح اين مسئله اين بود که واقعآ شعارهای که ديروز و عکس العمل های امروز نشانه چيست ؟ به قول شما در مورد خاتمی با تمام مخالفت هايی که در مورد ايشان وجود دارد در نماز جمعه به خاطر حفظ شان ريس جمهور سکوت می شود من هم قبول دارم . ولی با توجه به اين مسئله اگر در مورد هاشمی هم مخالفتهای وجود داشت می شد فقط برای حفظ شان ريس جمهور سکوت شود ولی نه تنها نشد بلکه شعارهای زیادی در حمایت از ایشان داده میشد و این نشان دهنده این است که که هاشمی خصوصآ در زمان ریاست جمهوری از طرف نماز جمعه روهای به قول شما اصول گرا کاملآ تاید شده بود مگر اینکه نماز جمعه روهارا اصولگرا ندانید و یا بدانید و اعتراف کنید که جریان اصولگرا و طرفداران سینه چاک آنها دارای تعادل و ثبات ( سباط) فکری نیستند .

shanai

بحثی که شما راجع به اعتقادات شخصی من کرديد واقعآ نشانه چه چيزی بود ؟ شما من را يک روز معتقد به اصول اسلامی می دانيد و يک روز ديگر يارب يارب گو همصدا با راديو اسراييل ! بهتر است قبل از هر کس به فکر ثبات فکری خودتان باشيد ! شما با اين تهمتهابه چه نتيجه ای می خواهيد برسيد ؟ که هر کسی مخالف نظرات شماست لا دين و لا مذهب و نوکر امريکا و اسراييل است ؟ طرح مسائل اين چنينی و زرنگی های کلاسيک از جانب شما کم کم من را به اين نتيجه می رساند که شما دانسته يا نادانسته آلت دست قرار گرفته ايد مخالف نشان دادن من و اثال من با اسلام و انقلاب و ولايت چه سودی به حال شما دارد؟ به قول دکتر شريعتی به نام اسلام و دفاع از اسلام به نام ولايت و دفاع از ولايت به حمله های تهمت آميز و استنادهای دروغ و تحريف و جعل می پردازيد به اين اميد که ما برای تبرئه خودمان برای اسباط غرض و بهتان ناقدين به دفاع و حمله متقابل بپردازيم . اما برادر من دين برای امثال من که در اين جامعه هيچ کاره ايم دکان نيست حرفه نيست محل نام و نان و مقام نيست .

shanai

دين برای امثال من يک ايمان است يک درد است يک عشق است نان و نام ومقاممان را هم بر سر دينمان می گذاريم و می گذريم و می دانيم که مصلحت اين دين نيست که امثال من را در برابر روحانيت قرار دهند اين است که هر چه به نام اسلام دشنامان دهند تهمتمان زنند چهره ما را در ميان عوام به کفر بيالايند بد ناممان کنند تمامی ايمان و اخلاص و عشق ما را به لجن کشند و در نظر خلق وارونه جلوه دهند ما در دفاع از خود لب نمی جنبانيم که حرمت اين دين در دنيای کنونی بر ما بيشتر فرض است تا حرمت خود .اين طور نقدها و ادعاهای شخصيت شناسانه ای که در مورد من داشتيد ايمان و اعتقادی را که به صداقت و حسن نيت شما داشتم کم رنگ کرد .من هيچ جای نوشته هايم نگفته ام که دعا کردن بدون در نظر گرفتن مسائل روز و بدون توجه به اوضاع و احوال زمانه پذيرفته است چون خودم را شيعه اماه سجاد می دانم .

shanai

طرح اين مسئله نه به منظور محکوم کردن دخالت مسائل سياسی در دعای عرفه بود که خودتان هم اين را خوب می دانيد و نمی دانم چرا می خواهيد مسائل را وارونه جلوه بدهيد ؟ بحث من اين بود که چطور شده در بين همچين تیپهای مسائل اينچنينی عنوان شود . اگر دوم خردادی ها به زعم شما کعبه وار به دور هاشمی می چرخند (‌البته کعبه اصولا به دور کسی نمی چرخد ) پس چرا رمی جمرات جريان اصولگرا شده هاشمی ؟ من اين مسايل را مطرح نکردم تا از هاشمی طرفداری کرده باشم .نه خير جناب . فقط اين دو رويی اصولگراها و به قولی اپورتونيسم رايج شده بين آنها من را به حيرت انداخته .

shanai

در مورد جريان ارضی بايد بگويم من هم می دانم که جناب ارضی که يک مداح (البته من ترجيح می دهم بگويم نوحه خوان چون تا حالا هيچ مدحی از ايشون در مورد ائمه (ع) نشنيدم و اگر هم چيزی بوده اونقدر کم بوده که اصلآ به چشم نمياد و در عوض خوا و ذليل جلوه دادن امام حسين و اهل بيت بوده اگر قبول نداری حماسه حسينی را بخون )بيشتر نيست و آنقدر درک و فهم سياسی ندارد که بحث در مورد او مهم جلوه کند .ولی چون از نظر من جز عوام بی تقصيرند کههميشه قربانی عوام فريبان با تقصيرند که گول زدنشان آسان و سودمند است بنا براين نشان می دهد که برای اغفال اذهان چه دست های پنهانی در کارند .

shanai

و اما بعد ادعای شما رجع به نماز جمعه قبول ندارم و هيچ وقت روی مطلبی که فرموديد صحه نمی گذارم واقعآ شما فکر می کنيد مثلآ جمعيت ميليونی که روز قدس در راهپيمای و نماز جمعه شرکت می کند فقط حضرات اصولگرا هستند نکنه يکی يکی از همه در مورد عقايدشان و سليقه سياسشون می پرسید یا باز هم دچار توهم شدید . اگر واقعآ این طور فکر می کنید باید بگم شما و امثال شما شدیدآ دچار خود بزرگ بینی حاد شده اید .بهتره تا دیر نشده به روان پزشک مراچعه کنید .حضرت آقا بايد به عرضتون برسونم که من و امثال من با همه جهت گيری ها و بی مهری های که از سوی واعظين و امامان جمعه در مورد عقايد ما می شود وقتی حرف از تحکيم پايه های نظام و آبروی انقلاب در عرصه های داخلی و خارجی پيش بيايد هم پای شما که خودتون را به تنهای ناجی وحامی انقلاب می دانيد وارد صحنه شديم و می شويم .بهتره به اطرافتون خوب نگاه کنيد .اين را ديگه ژنرالهای آمريکای هم می دونند ولی چرا شما نمی فهمید یا نمی خواهید که بفهمید .

پاسداران

بسم الله . از محتوای حرفهای جناب شنايی یک چیز بر می آيد. وی رويکردی اصولگرايانه - احتمالا - دارد اما حداقل می توان گفت که راه اصولگرايی را گم کرده است و اين دردی فراگير است. بعد از چند مرتبه تذکر در تفاوت بين اصولگرايی و راستگرايی ، مجددا در کنار کلمه اصولگرا ، لفظ راست را می بينم . راست چيزی جز کارگزاران نيست. اصوگرا چپ و راست نمی شناسد. برای او رهبری ملاک است و مثال آن همين موضوع استيضاح وزير اموزش و پرورش است. مقايسه عملکرد مجلس ششم و هفتم در احکام حومتی رهبری معظم انقلاب اسلامی روشنگرا تفاوت ميان ادعا و عمل در موضوع تقيد به حکم ولايت است. آقا يا خانم شنايی . شما من را نمی شناسيد و از روی نوشته ها قضاوت می کنيد .که اگر سيستم قضاوتتان صحيح باشد و قصدتان نيز ناسالم نباشد ، کاری صحيح است. من نيز شما را نمی شناسم و ملاک قضاوتم هم همان نوشته های شما است. جواب نوشته های شما ، نوشته من است. کل بحث شما در جواب نوشته های من کماکان پاسخ نوشته های من نيست. چون کماکان ابهامات و ريشه سئوالات در نوشته های قبلی شما پابرجاست. کما اينکه در پاسخهای بعدی هم ، پس از صرفا ذکر خود موضوع ، از پاسخ مستقيم به آن طفره رفته و حاشيه

يك عاشق سياست

اطلاعات خوبي داري استفاده كرديم .مهم نيست دولت هاشمي با خاتمي چه فرقي داره مهم راي مردمه ولي من به شخصه موافق عملكرد دولت هاشمي هستم من از روي كار هاي انجام شده قضاوت ميكنم من شهرستانيم (داهاتيم) ما قبل از هاشمي هيچ چيز نداشتيم حتي آب خوردن تميز ((نه اشتباه نكنيد آب قابل خوردن منظورم بود نه آب تصفيه شده)) كتابهاي درسي هم ارديبهشت به دست مدارس مي رسيد ولي به خوشبختانه حالا آب كه داريم هيچ دانشگاه هم داريم حتي فرود گاه هم داريم وهمه در دوره ي هاشمي بود در همه جا(روستاها) همين طور است پس بايد كفت عملكرد مهم است نه افراد نه گرو ها نه احزاب لطفا به اين حرفها بيانديشيد