ماکیاولی ، حسین درخشان و پس مانده تاکتیک های وزارت اطلاعات دوم خردادی

بسم الله .  

بعد از مدتها ، ضروری دیدم اعتراض خودم را با صدای بلند اعلام کنم . اعتراضی که در مورد یک آدم آلوده است. بعد از مدتها ، مروری به وبلاگ حسین درخشان انداختم . البته نه مستقیم . بلکه از متن یک وبلاگ هم تیپی او ، کارم به بحث مسابقه وبلاگ نویسی رادیو صدای آلمان ( دویچه وله ) و از آنجا به حسین درخشان کشید.  

گفته بودم که درخشان ، داور بخش فارسی این مسابقه است. خیلی مشروح ، رویکرد این مسابقه را روشن کرده بودم . امروز دیدم که اگر بعضی سکولاریست های حزب اللهی تقلبی – هم از حیث حزب اللهی بودن ، هم از حیث دست دوم و جعلی بودن در سکولاریزم ! - ( که دوست دارند ، کماکان نامشان و چهره شان در فهرست انسانهای دارای هویت مذهبی باقی بماند تا بتوانند از این راه ، کنار سفره ای بنشینند که مومنان حزب اللهی آن را برای خود نان دانی نمی کنند و از سوی دیگر ، با گرفتن ژست روشنفکری و متفاوت !! فکر کردن ، خود را جزو جریان ناسالم وبلاگ نویسی هم قرار دهند ) آنقدر کور باطن و بیمار دل شده اند که نمی فهمند یا اینقدر آلوده و رطب خورده شده اند که فقط انکار می کنند اما می دانند که اهداف برگزاری مسابقه مذکور ، صرفا اهدافی مغایر با مصالح جامعه اسلامی ما و صد درصد منطبق و منعکس کننده خواست دولتهای فرامرزی است ، اما لا اقل وبلاگ نویسهای سکولار اصل ! بصراحت این مسابقه را می شناسند .

مهم ترین هایشان ، عضویت در مسابقه مذکور را اینقدر برای خود فحش تلقی می کنند که با وجود آنکه مسئولان مسابقه، برخی از آنها را به زور در لیست حفظ می کنند و انصراف خود فرد را هم دوزار نمی شنوند ، آنها بصراحت از این مسابقه ، برائت می جویند. آنوقت ، آقای باصطلاح حزب اللهی ، با یک تپه ریش ، همه جا کامنت می گذارد و پست می نویسد و آفلاین می گذارد که چه ؟ که از جامعه وبلاگ نویس مسلمان یا خنثی ، کلیکی گدایی کند برای چنین مجموعه گند و متعفی که تهیه کنندگانش ، از بوی مردار آن ، بینی خود را می گیرند .  

اما این زیاد مهم نبود. برود به جهنم ، انکسی که آنقدر ایمان ندارد که در راه خدا ، از سرزنش ها نترسد و ایمان خود را ( اگر دارد ) در مشت بگیرد و دلش رابه خدا بسپرد و یا علی بگوید و محتاج سفره کفر نشود.  

مشکل من ؛ مشکل من چیز خیلی مهمتری است !

من اصلا نمی توانم هیچ جوری این وزارت اطلاعات خودمان را درک کنم !

اگر دوران دوم خداد بود ، چرا .

 

آنموقع ، دوم خرداد ، ماهیت و شاکله وجودی وزارت اطلاعات بود. وزارت اطلاعات آقای خاتمی ، متهم اصلی بسیاری از ضعف های فرهنگی کشور و جولان دادن بی دینان و آلودگان است. یکی عین این درخشان ، عنر عنر می آید ایران و با هماهنگی همان وزارت فخیمه سناریویی کاملا بی آبرو طراحی میکنند تا مگر اینکه از کنار آن ، رایی برای رفیق خاتمی جور کنند. چه جوری ؟ با دستگیری درخشان توسط دستگاه قضایی، تا بتوان سروصدایی علیه حاکمیت فقاهتی و نهادهای مربوطه بپا کرد . زندگی در تاروپود جنجال و غوغاسازی و غوغا نوشی و غوغانوشانی ، همین است. این ، همان شبکه عنکبوتی است که حاج حسین شریعتمداری افشا کرد. درخشان ، الت دست ترین بدبخت فضای وب است. چرا ؟ این را خودش بهتر می داند. بگذریم . از این پاراگراف خودتان را بیرون بکشید وبیایید پاراگراف پایین !

اما الان ، یک ذره ، به اندازه یک ذره درک نمی کنم . چرا ؟ چون ماکیاولی ، سرطان لاعلاج دوم خردادیها و وزارت اطلاعاتی های آقای هاشمی  خاتمی بود. این آقایان ، نه حتی لا اقل بخاطر خدا و مصلحت کشور و انقلاب و حرفهایی از این دست ، بلکه بخاطر مصالح خودشان و بقول رهبر معظم انقلاب ، قبیله شان ، هرکاری می کردند ، می کنند و خواهند کرد. اما مگر قرار است این تز بیمار ، در دوران دولت احمدی نژاد هم در چهارچوب و بدنه وزارت اطلاعات باقی بماند ؟

 

رک و صریح بگویم ، چرا وزارت اطلاعات از آدم کثیف و نهیفی مثل درخشان ، که برای اثبات بی ربط بودنش به ج.ا.ا ، حاضر است قبیح ترین توهین ها را به رهبر معظم انقلاب اسلامی بکند ( و این ساده ترین کار ممکن است ) ، توسط واجا به کار گرفته می شود ؟ برادر عزیز  و محترم ، کارشناس محترم ، برو دوباره ، با عینک صداقت وایمان ( داری هنوز ؟ گم نکرده باشی اش ) به مطالب درخشان نگاه کن ! به ریش من و تو می خندد ! فحشش را می دهد و بقول قرآن کریم ، واذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم ، انما نحن مستهزئون !

 

بنده ء خوب خدا !

 

اگر حفظ و حراست از مرزهای این کشور ، محتاج دسمتالی شده ترین انسانهای امثال درخشان بود که دین خدا اینگونه از ورای چهارده قرن ، بدست من و تو نمی رسید !

ولش کن این دستمال کاغذی مچاله شدهء شاباک و موساد را. مال بد بیخ ریش صاحابش ! آدم دوزرفه ء اسرائیل را ، بگذار در غربت و دلتنگی ( که ویژگی مشترک و جدی همه عناصر این تیپ است ) بمیرد و به آلودگی اخلاقی وسیگار و مسکر برای سرکوب میل خودش به وطن –  ِ نداری ! – پناه ببرد که سرنوشتش ، برای آرام کردن و تادیب یک گله ء کامل اپوزیسیون بی هویت ایرانی ، کافی است که با بریدن از نور خدا ، به کجا و چه چیزی پناه برده اند. بگذار بماند و بچرد و آنگاه که علوفه اش هم تمام شد ، خب بمیرد و در همان غربتکده ، بدنش کرم بگذارد. چون آنجا ، فقط مگر اینکه ساختار اجتماعی ، جنازه اش را جمع کند که انسانی به انسانی آنجا رحم نخواهد کرد.

 

از ابزار آلوده ، نمی توان انتظار تقویت نور را داشت. باید شست دست را ، از دست زدن به توده ، آلودگی نجسی همچون درخشان . ولش کنید که بمیرد این بدبخت را که در تعریف هویت انسان هم می ماند ، وای بحال جمع کردن تناقضاتش برای رفقای اپوزیسیون بدبخت ! معروف است که باشد. برای آن ، راه دیگری بیاب که راه حلش ، گفتن صادقانه به زبان همان آنگلوساکسونهایی است که او ، از آنها هم بریده . این چه مسیری است که پیش گرفته اید و رها نمی کنید ؟ از کسی بهره می برید که چون استدلالی برای رد ارتباطش با شما ندارد ، محتاج توهین به رهبر انقلاب می شود؟ مدام مصلحت حکومتی ، چنین اجازه ای را به من و تو می دهد ؟ بگو تا بطلانش را بتو ثابت کنم . مگر نمی بینی ، اینقدر لو و سوخت رفته ، که کارش به فحش اخلاقی کشیده ؟ کار کردن با این آدم که دیگر معنا ندارد !  

ولی بچه ها ، بین خودمان بماند ! واقعا ضد انقلاب نمی داند که آیا واقعا دشمن جمهوری اسلامی است یاعنصر دستگاه اطلاعاتی ایران ! از فکر کردن به این موضوع اینقدر خنده در دلم جمع می شود که نمی دانم چگونه آن را فریاد کنم ! وقتی که آخرین حربه اینها برای اثبات –مثلا- بی ارتباطی شان با واجا ، می شود فحش دادن به رهبری ، می توانی مفلوکی و فرتوتی و ضعف ذاتی ای که سیستم اپوزیسیون ایرانی را فرا گرفته و استخوانهایشان را پوک کرده ، درک کنی. از این یک جنبه ، خدایی دم بچه های واجا گرم.:)

 

/ 17 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

به حق که راست گفتی. کاش می‌توانستیم فرج جده امام زمان را ببینیم.

be to che

miduni az in dari warihayi ke migi hamishe khandam migire aslan be man che ke toba derakhshano x wa y moshkel dari faghat to 1 bar ba khodetfekr kardi bedune inke nokar wa mokhlese 1 nafar bashi zendei koni na june man fekr kardi bedune inkenokar khameneyibashi ya mokhlesesh be inke azad bashi khodet har jur dust dari fekro zendegi koni wa yek nafar behet nage unja ghalat bud unja dorost bud man nemidunam to chi kare hasti wa koja bozorgh shodi wa cheghadr tahsilat dari wali har zamani yek ensan bozorg ke mishe bayad ruye paye khodehs wayse wa esteghlal dashte bashe na inke ta yeki sut zad bodoe donbalesh age din dari baraye khodet dari be ma che be digaran che negahesh darto delet wa bahash keyf kon chera hala inghadr narahat mishi ke yeki be rahbar fosh mide bezar bede be to ke nadade injast ke adam mifahme ke hamishe agha bala sar mikhahi waragna marde hesabi unwgaht ino uno maskhare mikonin ke mokhlese amrikan hamatun yejurin ke akheuna mokhlese yeki dige to ham yek jure dige.....

محسن شیراوند

در مورد حسين درخشان که هيچی نمی گويم که هر چه به سرش می آيد حق اش است و حقا که حتی نتوانست از آن همه استعدادش بهره بگيرد و بيشتر از خودش چهره منفوری درست کرده که به زحمت چند نفر را در وب می توانيد پيدا کنيد که از اين بنده خدا حمايت کند.

خُسن آقا

این دیگه چه نوع چس ناله‌ای ست که می‌کنی: سکولاریست های حزب اللهی تقلبی شما حزب اللهی ها هنوز قادر نیستید مف دماغ تان را پاک کنید، یا در بهترین حالت با پشت دست تان آنرا پاک می‌کنید! حالا سر همان امام چلاق تان قسم، دست از سر وآژه های بالای دیپلم بردارید. این دیگه چه نوع چس ناله ای هست!؟ شما همان نوحه خانی هم از سرتان زیادی می‌کند چه برسد به بررسی وبلاگ نویسان سکولار یا به قول خودت سکولاریتسی. جایگاه در پیش امام چلاق شما حداقل از تو بالا تر است اگر نبود پول به او نمی‌داد برود کانادا برایش جاسوسی کند و هر از گاهی هم یک شکری بخورد تا بلکه رد گم کند. تازه این هم یک نوع همکاری است بین شما حزب الله داخل نشین و اون حزب اللهی خارجه نشین وگرنه او از کجا می دانست تو چه نوشته‌ای تا لینک بدهد. حتما برایش میل فرستادی تا لینک بده و به قول خودت چندتایی هیت هم تو گدایی کرده باشی. نان قرض دادن حزب اللهی به حزب اللهی که مساله جدیدی نیست که! هست؟

صبا

بنام و ياد خدا دوست عزيز مطالب جالبي را عنوان كرديد ولي اين مطالب با ارزش را با فحاشي چنان آلوده كرديد كه ديگر نمي شود از آن دفاع كرد.دوست عزيز شما با عنوان پاسداران سخن مي گويئد يعني پاسداران ما اينگونه هستند ؟شما بعنوان دفاع از رهبري سخن گفتيد آيا رهبر هم با اين ادبيات سخن مي گويد؟ امثال حسين درخشان در خارج از كشور بسر مي برند و در حال و هواي ديگري هستند و بخاطر همين، محيط روي آنها تاثير گذاشته و شايد اينگونه واكنشها از وي و امثال او يك امر طبيعي باشد او با فحش دادن بجز كم ارزش كردن خودش چيزي از بزرگان ما كم نمي كند بهتر بود تحليل خودتان را كه واقعا تحليل خوبي بود بود بدون استفاده از ادبيات زشت مي نوشتيد و آنوقت مي ديديد كه اثر آن چند برابر بود و شايد هم برخورد معقول با روش درخشان باعث تامل و تعقل وي شده و دست از اينگونه حركات بجه گانه برداشته و از استعداد خود براي ارتقائ هموطنان خود استفاده كند

ش

معلوم هست پس چی گفتی اول می گی چرا ازش استفاده می کنن و گیر می دی بشون و متلک بارشون می کنی آخر کار می گی دمشون گرم. تو هم ماکیاولیستی اونم از نوع ... این یه جمله ات هم محشر بود که اسلام بعد از ۱۴۰۰ سال بدست شما رسیده باید ازش حراست کنید. بیچاره اسلامی که نیاز به شما داشته باشد از درک مصلحت خودتون عاجزید چه برسه به اسلام. راست گفتن که اسلام مظلومه!

امير

ابوذر منتظرالقائم ... دمت گرم! من نميشناسمت اصلاً! تا حالا هم نيامدم اينجا که بخونم حرفات رو ... اما اين مطالبي رو که نوشتي مخصوصا از اين پسرک كاملا قبول دارم. ذيل نامه: اين به معني تاييد کردن مطالب ديگرت نيست.

کوروش

با درود.شما میشه یک توضیحی بدین که به چه حقی نیروی انتظامی حق داره که به جشن خصوصی مردم حمله بکند و به جرم شادی کردن انها را دستگیر کند؟!اصلا به کسی چه ربطی دارد که در خانه خود چکار می کنند.این اسلام همیشه زوری بوده است از اول تا الان.

زیبولون

خیلی خندم میگیره این چیزها رو میخونم. نه فکر کنی که نوشته ی تو، بلکه به این خندم میگیره که تو و همفکرانت اینقدر حسین درخشان رو جدی میگیرید که دستی دستی خدا شده. ضمنا نشون میده که نگارش درخشان چه نفوذی داره که این همه آدم رو به تقلا میندازه. دمش گرم واقعا. اگه رهبر مسلمین جهان با داشتن این همه پول نفت و رادیو و تلوزیون و ماهواره و روزنامه یک درصد استعداد درخشان رو داشت الان واقعا برای خودش عددی شده بود.

يه ايرانی

من کاری به حسين يا هر شخص ديگه ای ندارم اما مطمئنم مردم خيلی از تو و امثال تو دلشون خوونه دلت به نور خدا خوش باشه عیبی هم نداره اما دست از آزار بردارید جمع کنیذ بساط دین ودین داری رو و ببریدش گوشه ی خونه هاتون. بزارید این ایران بدبخت یه ذره روی آرامش رو ببینه .