فقط چند صد هزارتا !؟! :))

بسم الله .

سبز بنويسيم امروز را که روز سبز شدن در قلب تاريکی و زمستان است.

مثل هميشه.
رو که نيست ...
خداييش چی فکر می کنند ؟ ...
لجبازی می کنند عين نينی ها !...
يعنی واقعا کور بودند ؟ ...
بابا برف زياد بوده نتونسته اند ببينند درست !
اما يعنی خداييش ، حتی تو برف هم فرق ميليون ، با هزار ، معلوم نيست
؟!!

ولش کن بابا ! حللا مگه چيه ؟ کار هميشه شونه ! ياسين می خوانی برايشان ؟ :)) مگه چی گفته اند حالا ؟
هيچی...همون قضه هميشگی . توی‌يک خبر فرعی ، جمعيت فقط هزار تا ، جون شما حداکثر ۲ هزارتا ( يعنی هزاران !) ، چونه نزن از ۳ هزار بيشتر را نداره ! تازهو اونهم فقط در تهران !!! اونهم فقط تو ميدون آزادی ، نه حتی خيابان آزادی ! اونهم با تحريک ! اونهم تحريک کی؟ دولت ! حکومت هم نه ، دولت ! جالبه . نه ؟ فقط حال کن پررويی را !!!

نه‌ه ه !
آرره ه ه !

بجون تو ! خودت ببين !

 

B.B.C درست بعد از تيتر ، اين را نوشته : دولت مردم را ترغيب کرده بود که برای نشان دادن حمايت خود از برنامه هسته ای کشور و در مقابله با فشارهای تحت رهبری آمريکا در اين راهپيمايی شرکت کنند //حال می کنی نامردی را ؟ يعنی خودمان شعور نداشتيم برويم . خاتمی گفت بيايم ما هم اومديم ! آقا هرکی را خاتمی دعوت کرده بود بياد بما هم خبر بدهد . همه ما را انقلاب اسلامی دعوت کرده بود بيچاره .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت اول :
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

همين الان ديدم ! خبر بی.بی.سی تغيير کرده . برويد و ببينيد : هزاران را تغيير داده به دهها هزار ! يعنی که یعنی ! دلمان را خوش کنيم که چند ده هزار نفر بوده ايم ! ديگه همين مونده بی.بی.سی بما بگه چند نفر بوده ايم ! بی.بی. سياه لندنی چشماش آب‌مرواريد آورده ، يا زبونش لال شده ! خدا کورهای دنيا را شفا بدهد که فرق ميليون و هزار را نمی توانند بفهمند ! بابا واسه کی خبر می فرستيد ! ما که خودمون بوديم ، ديديم چه خبره ! عجبــــا!

تو تمام صفحه ايران بی.بی.سی پر بود از جنگ روانی منفی منفی . فقط اگر خدا قوب کند يک خبر فوتبالی از ايران زده بود. همه اش .سيه سياه. يعنی که چی ؟ يعنی بابا . خودمم می دونم همه تون بوديد. اما بجان من باور کنيد تو مملکتون شما همه جا خرابه . چرا اومديد ! :(

توی صفحات جهان انگليسي اش اصلا انگار هيچ خبری نيفتاده . خبر مردن چند تا خروس هست . اما از راهپيمايی های ميليونی مردم ايرنا که اصلا تو دنيا هيچ وقت نمونه نداشته خبری نيست. اصلا مگه خود ايران تو دنيا نمونه داره که راهپيمايی های تکراری باشه .

تو صفحه جهان فارسی ، خبر سيمرغ بلورين را زده . اما راهپيمايی را کرده عنوان فرعی . نميری از حسادت !

تو صفحه فارسی ايران ، همه ماجرا را بسته به دولت . گفتم که . اونهم حداکثر جون شما ۵۰ هزار نفر ! - البته خبر را عوض کرده خيلی فوری. يعنی که ببخشيد .خبرنگاران ما گفتند اين بار خيیلی زياد بوديد . رسيديد به دهها هزار !!! جالبه که عکسی را هم انداخته که توش هم به اسرائيل مردم فحش داده اند هم آمريکا . اما اصلا اصلا هيشکس سرتاسر راهپيمايی به انگليس هيچچی نگفت جان شما . از ابتدا تا انتهای راهپيمايی شعار مرگ بر آمريکا مرگ بر انگليس مرگ بر اسرائيل نبود بجان شما . :))


فقط دهها هزار !
(يکی ديگرشان گفته بود صدها هزار )
بنده ‌خدا نمی ‌دونه چند صدهزار ، فقط ‌آمار استاديوم آزادی موقع ‌بازی استقلال پيروزی است !! :))

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت دوم :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از وقتی در مورد تلاش مشارکت و حسين کچل در مورد تبليغ و مطرح کردن هاشمی نوشتم ، پسرم حسين کچل بدجوری ضد هاشمی شده :)) . در صفحه اش الان شايد ۵ تا عنوان ضد هاشمی ربط دار وبی ربط پيدا کنيد. :)) از اول هم که گفتم . اينها هاشمی را هم نمی خواهند . فقط دنبال مطرح شدن شديد او هستند. آقای هاشمی هم بايد مواظب پوست خربزه ای که اين مشارکتی ها می خواهند زير پايش بگذارند باشد. سلام گرگ بی طمع نيست.

ضمنا حسين درخشان آن روی مشارکتی ای خفنش را هم نشان داد. توپ دارد ضايع بازی ای را که سر تبليغ هاشمی و رد کردن کامل حضور مشارکتی ها در انتخابات بپا کرده صاف مالی می کند. الحمد لله گنده گويی هم که حرفه مشارکتی ها است . می گويد : ... بلکه نشان از تحولی بزرگ در شیوه‌ی مبارزه‌ی انتخاباتی می‌دهد که هرگز در ایران بعد از انقلاب سابقه نداشته است.//خالی که کنتور نمی اندازه . دين هم که نداری . آزاد مرد هم که نيستی . مردم سواری هم حدی داره . اگر شرف نداري لا اقل مردم سواری نکن. خيلی مردم را - بلا نسبت - خر حساب می کنند اينها . اما اصلا کيه بگه چرا . ببند بالام جان . ببند . :)) //

ولی ببينيد چه اعتراف عجيب و جديدی رسما حسين درخشان به بی اعتباری فعاليت های رسانه ای خودشان - يعنی مشارکت - می کند : ... یک روزنامه‌ی زیرگیوتین با چند هزار تيراژ و یک وب‌سایت با چند صد بیننده در روز، نمی‌تواند نقش رسانه‌ی مشارکت را بازی کند . //تا ديروز تيراژتان ميليونی‌ه ! بود ! چی شد يه هو چند هزار تا ! :)) // يک گنده گويی ديگر از حسين درخشان . بخوانيدو حالش را ببريد که در گنده گويی مرز نمی شناسند : ...تقریبا تمام استفاده‌کنندگان ایمیل در ایران جزو گروه رای‌دهنگان بالقوه‌ی مشارکت هستند //گرفتين چی شد ؟ ايميل داشتن يعنی مشارکتی بودن :)) //

عجب غصه ای ننه درخشان برای وضعيت رسانه ای خيط و درام مشارکت می خورد :))

حسين برو که همينجور دنبالت دارم ميام دادا !
:))

/ 47 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

چون نظرم رو در اون مورد خواسته بوديد گفتم... اما بعد اگر ملتی اسلام رو به عنوان نحوه حکومت داريشون انتخاب کردند ... حالا بحث به قبول يا عدم ولايت فقيه ميرسه ... (درست ميگم؟) ... البته من اينکاره نيستم ولی تا جايی که اطلاعاتم اجازه ميده نظريه ولايت فقيه عمري کمتر از ۲۰۰ سال داره ... و هنوز هم بين علما اختلاف هست بر سر اون ... ولی چون نظر شخصی ام رو خواسته بوديد اون رو هم ميگم... من کتاب ولايت فقيه امام (ره)‌ رو نخوندم و برای همين به جزئياتی که در اون هست واقف نيستم ... ولی به طور کلی با اين نظريه مشکلی ندارم... البته تحت شرايطی که الان ميگم ...

...

خوب منطقی هست که حالا که قرار هست اسلام حاکم بشه يه نفر فقيه که واقف بر اسلام هست حاکم باشه ... (البته باز هم روی اينک اين شخص بايد «يک» نفر باشه يا نه بحث هست... ولی من باز هم با اين قضيه مشکلی ندارم) ... جايی که من باهاش مشکل دارم اينه که امکان این وجود داشته باشه که حلقه انتخاب اين فقيه طوری باشه که مردم ازش خارج بشن ونقششون تبديل به يک نقش تشريفاتی بشه ...

...

ببين سيستم حکومت بايد طوری باشه که اگر احيانا جايی در سيستم اشتباهی پيش اومد (خدای نکرده)‌ بشه بدون انقلاب و جنگ و تظاهرات و خونريزی که اتلاف سرمايه های جامعه رو به دنبال داره اون اشتباه رو اصلاح کرد... برای همين يک جا لازمه تا مردم به طور جدی نقشی مهم بر عهده داشته باشند تا بتونن اگر اشتباهی کردند يا به نحوی اشتباهی پيش اومد اونرو اصلاح کنند... برای اينکه اين اتفاق بيفته بايد يک عامل خيلی مهم وجود داشته باشه ... نبايد يک فرد يا گروه وجود داشته باشند که قدرتشون از اکثريت مردم (نميگم ۵۰ درصد ... بگو مثلا ۷۰درصد )‌ بيشتر باشه ... يعنی يک جايی بايد در اين سيستم وجود داشته باشه که اگر مثلا ۷۰ درصد مردم اراده کردند کاری رو بکنند هيچ کسی نتونه مخالفشون عمل کنه ...

...

برای اينکه حرفم رو بهتر متوجه بشی... اشکالی که الان در سيستم حکومتی ما به نظر من وجود داره رو بهت ميگم... ببين الان فرض کن خدای نکرده اشتباهی پيش اومد و يک نفر که ولی فقيه شده بود نظرش مخالف با اکثريت بالايی از مردم بود (حالا حتی بگو ۹۰ درصد)‌... اين شخص شش تن از اعضای شورای نگهبان رو مستقيم از افرادی انتخاب میکنه که مثل خودش (مخالف نظر مردم) فکر ميکنند ( از اون ۱۰ درصد باقی جامعه)‌ بالتبع حقوقدانان شورای نگهبان هم که قراره انتخاب بشن بايد مستقيم يا غير مستقيم از فيلتر اون ۶ نفر رد بشن... حالا اون ۶ نفر ميتونن باز فقط کسايی رو رد صلاحيت کنن که از اون ۱۰ درصد مخالف باشند... اينکه کم و بيش کل شورای نگهبان از اون ۱۰ درصد ميشن... حالا تمام کسايی که بايد انتخاب بشن بايد از اين فيلتر رد بشن... اعم از مجلس خبرگان ... يا نمايندگان مجلس و ... و ... و... آخر اين سيستم اين ميشه که اون ۱۰ درصد کل حکومت رو در اختيار ميگيرن و اون ۹۰ درصد هم هيچ غلطی نميتونن بکنن...

...

ببخشيد که انقدر طولانی شد... ولی اگر فقط جواب سوالاتو با بله و نه ميگفتم منظورم روشن نميشد.. در پايان هم از شما التماس دعای «خير»‌ دارم مخصوصا در اين ايام که اگر خدا توفيق بده آدم بهش نزديک ميشه... والسلام عليکم...

...

همين مثال ميتونه فقط از يک اختلاف نظر بالاتر باشه... (بگم اینا همش مثاله ... دوباره برداشت بد نکنی )‌فرض کن که اصلا يه آدم خوبی که بهترين آدمهای زمان هم بود ... شد ولی فقيه ... شيطان اين شخص رو فريفت و دنيا دوست شد و ... مثلا شد معاويه (کم نبودند آدمهای بزرگی که فريفته شدند و ... نمونه اش صدر اسلام...) همين قضيه ميتونه با همون داستانی که بهت گفتم ميتونه تکرار بشه ... تا جايی که معاويه ميشه حاکم... قدرتو در دست ميگيره و در مساجد به علی (ع)‌دشنام ميده و مخالفانشو که (مثل ابوذر)‌ در حال آشکار کردن حقايق هستند رو تبعيد ميکنه و نتيجه اين ميشه که يزيد آخرش ميشه حاکم و امام حسين (ع)‌شهيد ... اينه که هر جا ديده بشه که صدای مخالفانی که دست به «عمل» به مخالفت نميزنند و فقط دارن نظر «مخالف »‌ميدند خفه ميشه ... رسانه های اطلاعاتی بسته ميشه ... مخالفان چه روحانی چه استاد دانشگاه چه مرجع تقليد ... همه دستشون بسته ميشه و صداشونو کسی نميشنوه ... بايد احساس خطر کرد... حتی اگه به نظرمون همه کارهامون درست باشه...

پاسداران

بسم الله. اولا از اينکه باب بحث باز شد متشکر. برای اينکه پاسخ بدهم فکر می کنم بهتر است از پست استفاده کنم . و ضمنا تذکر می دهم کاش از سه نقطه گی در می امدی. و کاش همان جواب را با بلهو نخير می دادی. چون من هنوز پاسخ بحثهای قبلی را نداده به بحثهای ديگری دامن زدی. پس بهتر است تا مدت زيادی فعلا فقط بشنوی. چون زيادی گفتي و کمتر شنيدی. اما نتیجه حرفهایت : روشن است که به وايت مطلقه فقيه نه می گويی و به دموکراسی غربی بله. مابقی بحث بر اين اساس پيش خواهد رفت. بحثهای ديگر شما بيشتر حاشيه روی بود. می توانستی بصراحت همين بحث را بگويی و هيچ اتفاقی هم نمی افتاد. همين می شد که الان شد.

...

سلام... علت سه نقطه بودن همان مشکلی است که گفتم...و در جامعه ما وجود دارد... اگر عقيده ات را بيان کنی ممکنه آسيبهای جبران ناپذيری ببينی ، حتی اگر که هيچ اقدام عملی نکرده باشی. از اين بابت متاسفم... به هر حال ممنون ميشم اگر حالا با پست يا جواب همينجا، مفهوم ولايت فقيه و سيستم انتخاب اون رو از ديد شما بشنوم... و السلام

Arash

اگر از ميدون انقلاب تا آزادی پر از آدم بشه تازه ميشه حول و حوش يک ميليون که تازه يک دوازدهم جمعيت تهران و حومه س. اگر خواستی e-mail بزن تا واسط محاسباتشم بگم. اين جمعيتی که می بينی حد اکثر ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار نفرن که ميشه يه چيزی حدود ۲-۳ درصد جمعيت تهران که طبيعی به نظر می رسه.

پاسداران

بسم الله . حيله جديديه . می گذارند مردم خوب از فضای راهپيمايی دور شوند بعد يادشان می آيد تازه جرزنی ها را شروع کنند. ضد انقلاب و دودوتا ؟ رياضی تان که از اول انقلاب رفوزه بوديد . منطق هم که هميشه صفر می گرفتيد. تاريخ هم که بلد نبوديد . بيخيال هندسه و مابقی. خلاصه امروز آمده ای با کمک هندسه و رياضی حق را صاف مالی کنی که جان برادر اين يک کار ممکن نيست. همين را بهت بگويم که صد هزار تا تازه تعداد استاديوم آزادی می شود جان برادر ! فعلا باش تا بعد .