یک نمونه ی آزمایشگاهی از فاشیزم واقعی...

me:  ‫بسم الله . آقای نیلی ، میگم فکر نمی کنید انتظار برای انتشار "اسناد" تقلب از سوی شماها یک کمی طول کشیده و طولانی شده ؟ نکند مثل ماجرای دستگیری بن لادن بشه ؟‬
 Hadi:  شما؟
 me:  ‫فرقی می کند ؟‬
 Hadi:  فکر کنم اشتباه گرفته‌اید چون من ادعایی مبنی بر تقلب نکرده‌ام . آها شما همونی نیستی که املات ضعیفه؟
 me:  ‫جریانی بحث می کنیم . شما مگه با دیگران جریانی بحث نمی کنید؟‬ ‫من همونم که خطای تایپی دیگران رو با ضعف املا اشتباه نمی گیرم‬

 Hadi:  آها خطای تایپی
آخه خیلی ضایع بود واقعا
همونی که فرق شوخی و جدی رو نمی‌دونی
 me:  ‫حالا این هوشنگ چپی که زدید چقدر ربط داشت به بحث ؟‬
 Hadi:  من بحث جریانی ندارم با کسی
 me:  ‫آها  یعنی کسی که فرق خطای تایپی و املایی رو حذف می کنه ، نظرش در مورد تفاوت شوخی و جدی ملاکه ؟‬
‫یعنی شما معتقئد به تقلب تو انتخابات نیستید دیگه؟ اونوقت این مال الانه یا از اول انتخابات همین جوری بود ؟‬
‫؟‬
 Hadi:  این بازجوییه؟ من سر کار هستم و مشغول‌ام
 me:  ‫یعنی شما وقتی کسی باهاتون منطقی حرف می زنه احساس بازجویی می کنید ؟‬‫تو محل کارتون تو جی تالک هستید ؟‬ ‫حتما شکنجه هم دارید میشید ‬. ‫واقعا عذاب آوره براتون. می تونم حدس بزنم .‬
 Hadi:  بله در محل کار، از جی‌تاک هم استفاده کاری می‌کنیم . الآن وقت شما رو ندارم
 me:  ‫خب ، خوب شد فهمیدیم  از برکت نظام جمهوری اسلامی ایران ، فعالیت در جی تالک می رود تو حوزه شغلی ‬. ‫ولی من خیلی فکر کردیم دیدم باید برای شما وقت بذارم

 Hadi's new status message - هزار باده‏ ناخورده در رگ تاک است   5:52 AM


 Hadi:  ربطی به جمهوری اسلامی نداره. همون‌قدر که از کاغذ می‌شه استفاده شغلی کرد، از جی‌تاک هم می‌شه
 me:  ‫چی شد ؟ وقت نداشتید که ؟ آفلاین شدید که ؟‬
 Hadi:  دی‌سی شدم. خدانگه‌دار تا بعد
 me:  ‫شماها یک میلیارد بار ثابت کرده اید اگر "کلمه" ای برای گفتن داشته باشد ، از داد زدن دریغ نمی کنید.‬ ‫این "الفرار" ها از سر بی کلمه گی است !‬
 Hadi:  باشه. تو راست می‌گی. برو برسم به کارم

 me:  ‫ربطش هم به جمهوری اسلامی ، توسعه زیرساختها است.‬
 Hadi:  خب بلعه دست‌شون درد نکنه
 me:  ‫دست شما نست. این رسانه ی وب ، یقه تان را به دست ما رسانده .‬
 Hadi:  درسته. به همچنین

 me:  ‫اگر که به همچنین ، پس این فرارها چه توجیهی دارد ؟ ‬‫برای شما ، وب و کاغذ، هر دو ، تا موقعی که به نفع شما یک مونولوگ شدسید برقرار کند مفید است‬
 Hadi:  فرار نیست. دارم می‌رم به کارم برسم  حرف رو یه بار به آدم می‌زنند
 me:  ‫آقای رسانه ، گفتگو مهم نیست ؟‬

 Hadi:  تو راست می‌گی بچه‌جون. برو برس به کارهات
مهم است، ولی وقتی که وقتش باشه. الآن مشغول‌ام. بابا نمی‌فهمی چرا تو ))))
 me:  ‫والا به سن هم باشد ، ادبت باید اقتضا می کرد که به ز دولتت باشد‬ ‫این هم از همان ادب به ز دولت است ! ‬
 Hadi:  من که دولت ندارم. اونی که داره مودب باشه چه بهتر. برو مزاحم نشو بچه
 me:  ‫غیر آدم . نفهم . این کلمات مال ادب رسانه ای است ؟‬
 Hadi:  ))))
 me:  ‫فاشیزم در رگ و پی تان است و علیهش شعار می دهید !‬
‫فاشیزم رسانه ای.‬
‫حتی فاشیزم فیزیکی.‬
‫حتی سیاسی.‬
 Hadi: 
 me:  ‫یادم نرود فاشیزم اصولا یک رفتار غربی بود.‬
‫البته شرق غرب زده هم همینطور.‬
‫خب ، این ماجرای تقلب چی شد ؟ شما هم where is my vote?  )‬
‫دریف از یک فنچول دلیل ‬
‫آخ خدا . الان میگه دوباره املام ضعیفه )‬
‫دریغ * .‬
‫عجب از بچه هایی که انسان نیستند می ترسید.‬ ‫این متن به ولاگ اینجانب خواهد رفت.‬
‫یا حق.‬
 Hadi:  این یه مکالمه شخصی بود. اگه منتشرش هم بکنی بعید نیست از تو )))
 me:  ‫مفهوم مکالمه شخصی چیه که مشمول عدم امکان انتشار میشه ؟ میشه مبانی حقوقی یا شرعی یا اخلاقیش رو بگی ؟‬ ‫مگه شنود کردم حرفای دو نفر دیگه رو ؟‬ ‫مجموعه ای حرف زدم و مجموعه ای جواب شنیدم‬. ‫بجای این کار ، به من بگو : منتشر کن . عقیده ام بوده و از آن دفاع می کنم و در قبالش مسئولم  .‬

 Hadi:  منع قانونی داشته باشه، منتشرش نمی‌کنی یعنی؟
 me:  ‫بله که منتشر نمی کنم ‬
 Hadi:  قانون جمهوری اسلامی اگه منع کنه، تبعیت نمی‌کنی
 me:  ‫قطعا اگر قانون جمهوری منعم کنه تبعیت می کنم .‬
 Hadi:  خب پس صبر کن تا ماده قانونی‌اش رو برات پیدا کنم سر فرصت
 me:  ‫منتظرم . ‬
 Hadi:  ضمنا
 me:  ‫شما و البته دم زدن از قانون ؟ حالا اگه ثابت کردم منع قانونی نداره ، اونوقت چی؟ شما تبعیت می کنی ؟‬
 Hadi:  توی ای مکالمه فرصتی نشد عقیده‌ای مطرح کنم!‌ تموم مدت دارم می‌گم برو کنار بچه کار دارم مزاحم‌ای و تو که البته حرف توی گوش‌ات نمی‌ره
 me:  ‫خب بی ادبی ات رو که متوجه شدم . چرا هی تلاش می کنی ثابت کنی. آقا ثابته .‬‫بی ادبی. خوب شد ؟‬‫اثبات.‬
 Hadi:  اگه دنبال ادله کسانی که می‌گن تقلب شده می‌گردی، می‌تونی بیانیه‌های ستادهای صیانت از آرای میرحسین و کروبی و صحبت‌های ستاد محسن رضایی رو بخونی
 me:  ‫فاشیزم رسانه ای هم ضمنن اونموقعی است که رسانه رو ابزار مونولوگ کنیم . یعنی فحش بدهیم و اثبات نکنیم و عذرخواهی نکنیم.‬
 Hadi:  من در این باره حرفی ندارم که چرا بحث تقلب مطرحه . به‌ات گفتم بعدا بیا دیالوگ کنم. نگفتم؟
 me:  ‫شما اگه تو اون 3 بیانیه که جمعا 20 صفحه آ 4 بود و در روز 13 تیر 1387 منتشر شد ذره ای سند پیدا کردی برای من کپی کن.‬ ‫اما فعلا شما مواد قانونی ممنوعیت انتشار این چت رو برسون .‬

 Hadi:  ممنوعیت انتشار مکالمه‌های شخصی
 me:  ‫ممنوعیت انتشار مطالب محرمانه افراد.‬ ‫نه اینکه چیزی که من مجاز به دانستنش بودم رو دانسته ام و حالا می خواهم با مجوز خودم منتشرش کنم .‬
 Hadi:  ببین تا این‌جا هم خیلی وقتم رو گرفتی. اگه آدم مودبی بودی وقتی می‌گفتم کار دارم مزاحمم نشو، خداحافظی می‌کردی و می‌رفتی
 me:  ‫فعلا که شماها معلم ادب و متنانت اید و رفتارهای جالبی را به همه آموزش دادید.‬
‫آدمی که تو مسنجر چراغ مسنجرش سبزه ، یعنی میشه حرف زد.‬
 Hadi:  نه همچین ادعایی ندارم
 me:  ‫آدمی که یه هو یادش بیفته فقط با آدم خاصی نمی تونه حرف بزنه ، وقتی بازی در میاره یعنی فکر می کنه طرف مقابلمتوجه فرارش نمیشه‬
 Hadi:  چت هم شامل مکالمه‌های شخصی می‌شه و ضبط و پخش مکالمه‌های شخصی بدون اطلاع یکی از طرفین هم قانونی نیست. خدانگه‌دار شما
 me:  ‫تو کی هستی که هی وقتم وقتم می کنی ؟ اگه کسی وقتش برای این کشور مهم باشه زحمت کش های دفاعی وصنعتی این کشورند نه شماها که از قلم بعنوان چماق و در مسیر خشونت لفظی و بعنوان بازوی فاشیزم فکری و رسانه ای استفاده می کنید‬. ‫این شمول کو ؟‬ ‫دقیقا مستند قانونی کو ؟‬ ‫چت دیگران ، تلفن دیگران ، گفتگوی دیگران‬ . ‫نه چت خودم ، گفتگوی خودم ، تلفن خودم .‫مستند قانونی ادعایت رو قرار بود بفرستی حضرت والا !‬ ‫گفتی وایسم بفرستی . چی شد ؟‬ ‫چنین چیزی وجود نداره . نه ؟‬ ‫حالا یادت افتاد ؟‬ ‫دیره . !‬ ‫لا اقل ، مثل بچه ی سربراه و مودب ، عذرخواهی راه خوبیه برای حفط آبرو .‬
 Hadi:  گفتم خب پس صبر کن تا ماده قانونی‌اش رو برات پیدا کنم سر فرصت . سر فرصت. نه الآن. سر کار هستم. مزاحم نشوید لطفا حضرت آقا . خدا نگه‌دارتان
 me:  ‫صبر کنم تا سر فرصت ؟ چه ترکیب لفظی پارادوکیسکالی !‬ ‫میشه عین کلمه ات رو اینجا کلیپ کنی ؟‬ ‫خب خدا رو شکر منظورت رو از صبرکن فهمیدم . تا کی ؟ تا وقت گل نی ؟  یعنی تا هیچ وقت ! )‬
 Sent at 6:09 AM on Sunday
 Hadi:  من تصریح می‌کنم که رضایت ندارم این گفت‌وگوی ما جایی منتشر بشه. شما هر جور خودت صلاح دانستی رفتار کن. ماده قانونی و این‌ها رو هم بی‌خیال. اصلا گیریم من اشتباه کردم که گفتم قانونی نیست. شما هرجور دوست داری رفتار کن
التماس دعا
 me:  ‫حالا من این رو می نویسم . شما بعدن زیرش کامنت کن ‬
 Hadi:  خدانگه‌دار
 me:  ‫موثر بودن رضایت شما باید مبنای قانونی و شرعی هم داشته باشه . خیلی ها رصایت ندارند خیلی اتفاقها بیفته .‬
 Hadiگفت‌وگو رو کامل منتشر کن. از چی‌اش می‌ترسی؟

 me:  ‫اتفاقا سئوال خوبیه و موندم چرا این سئوال رو از خودت نمی پرسی ؟ ‬‫چطور شد این سئوال یکهو تو ذهنت جرقه زد ؟‬ :)
 Hadi:  )))
 me:  ‫خب یا می بریش تو حوزه عرفی ، یا اعتراف منطقی و مودبانه می کی که این دم زدن از قانون که تو رفتارت دیده شد ، تاکتیکی بود . همین .‬
 Hadi:  ظاهرا همین حالاش هم منتشر شده ))))
 me:  ‫حالا دیدی این رسانه تو دست کی رام تره ؟‬ ‫کسی که با نام خدا شروع کنه.‬
 Hadi: 
 me:  ‫یعنی چون منتشر شده ، حالا ترست ریخت یه هو شجاع شدی ؟ )‬
 Hadi:  باشه. شما درست می‌گی
 me:  ‫لازم نیست شما بگی  ) خودم می دونم .‬
 Hadi:  نه. ترسی نداشتم. شجاعتی هم نیست الآن. برو مزاحم نشو آقای محترم. کار دارررم )))
 me:  ‫مجموعه اش تا هین جا منتشر می شود. تا همینجا تمومش کنیم که طولانی تر 

******************************

Hadi:  ایام عزت مستدام و خدا نگه دار
 me:  ‫توهین های شما به من توی فرند فید که داره از سمت دوستان خبرش میاد رو می جواب می ده آقای خبرنگار دست کج ؟ می دونی خبرنگار دست کج کیه ؟ کسی که در عرض نیم ثانیه دست به تحریف بزنه .‬‫جمع بندی کاملش ایشالا منتشر میشه امروز. ایام شما هم مستدام .‬ ‫ببینم اینترنت اگر دست شماهابود چه طور فیلترش می کردید .‬
 Hadi:  من توهینی نکردم :)
 me:  ‫خدا رو شکر که نکردید . به زعم خودتان اگر دست به توهین می زدید آنوقت چه می کردید.‬
 Sent at 6:19 AM on Sunday

/ 28 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرهاد

فقط یه بار وقتی غذا به دهان کودک میگذاری به این فکر کن که این نان از ریخته شدن خون مردم بی گناه و تجاوز به فرزندان آنها حاصل شده . تا رهبر ، افرادی چشم و گوش بسته و زیپ باز ، چون شما را دارد ، جرات آنرا دارد که بگوید آبروی نظام از حوادث کهریزک مهمتر است ، این چه نظامی ست که آبرویش در تقابل با مردم قرار گرفته .

سید

سلام اخوی حالت چطوره؟ بیا یه سری به ما بزن همسنگریم

مهدی

ما براي پيروزي صبرمون زياده . امام خميني (ره) هم قيامش 15 سال طول كشيد تا به پيروزي رسيد . اميدوارم دست از تعصبات و پرستش هاي بيجا برداريد . اين تئوريهايي كه به خورد شما دادن ديگه نخ نما و بي اثر شده . داستان دشمن و كشور خارجي و سيا و موساد داستانسرايي تيم كيهان و مصباحه و تنها افرادي مثل شما باور مي كنن . خوب بالاخره براي امثال شما كه در اردوهاي طرح ولايت كه هر سال با پول بيت المال در دانشگاه فردوسي مشهد برگزار ميشه كلي هزينه شده و زحمت كشيدن . بايد هم نتيجه اش رو ببينن .

عباس

در خانه شهيد چه مي گذرد. پاي درد و دل سيد محمد جوزي.

عباس

در خانه شهيد چه مي گذرد. پاي درد و دل سيد محمد جوزي.

محمد مهدوی اشرف

قراری گذاشته ام با خودم برای بلاغ! پستی نوشته ام، با عنوان وبلاگهایی که می خوانم و این نوبت را اختصاص داده ام به محمدصالح مفتاح http://pure-commander.persianblog.ir/post/144

تازه وارد

سلام گل پسر تو که هنوز تو کف این بنده خدایی بابا بیخیال غلط کرد بیا دفعه آخرشه[لبخند] پیش ما بیا[ماچ][چشمک]

حـمـيـد

خداوند شما و همه مريضان اهل اسلام را شفای عاجل عنايت کند به حق اين شبهای عزيز!

محمد

نمیدانم چه شد که برگشتم و این پست قدیمی را خواندم. فقط خواستم بگویم مکالمه شما با این آدم که نمیدانم کیست و نمیدانم که شما کیستی شبیه آدمی بود که می خواست از یک نفر آتو بگیرد و منتشرش کند. آدمی که قضاوت کرده و حالا دنبال برهان است. طرف شما در این مکالمه نه توهین کرده بود و نه شما خیلی منطقی و مؤدبانه صحبت کرده بودی که هیچ کدام اینها با رنگ قرمز و سبز تداعی نمی شود، با جان کلام است. اینطور که شما تند می روی انشالله که سرسلامت به جایی برسی، خدا حفظت کنه